نبود بعضی نعمت ها را تصور هم نمی شود کرد
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «عصر روحالله» چنین نوشته است:
خوب است طبق آیه قرآن چند وقت یکبار آدمیزاد با خودش خلوت کند و نعمتهایی را که خدا به وجودش ارزانی داشته را محض تذکر به خودش یاد آوری کند. یک لحظه خودش و دنیایش را تصور کند بدون این چیزهایی که الآن دارد. حالا یکبار چشمش را ببندد تمرین کوری کند یکبار دو تا پا را نداشته فرض کند و روی ویلچر نشینی و از این اداره به آن اداره رفتنها را در ذهنش تمرین کند و البته قدر بداند پاهایی را که دارد و به یاد بیاورد آن پاهایی که هدیه شده برای اینکه این پاها بهتر تکلیف شان را ادا کنند و قص علیهذا.
حالا یکبارهم اصلا نه افق دیدش را بزرگتر کند و نه تنها نعمتهای فردی و این مثال های آب بابا نان دادی بل نعمتهای دنیایی تر را به خودش یادآوری کند. دنیایی دقیقا به این معنا که یک سری نعمتها هستند که هم برای یک دنیایند و هم یک دنیایند. خوب است یک لحظه دنیا را تصور کنیم بدون قیامهای منطقه. بدون این الشعب یریدها بدون این هیهات من الذلهها بدون این اسقاط النظامها بدون این فرارهای دیکتاتورها بدون این به خاک و خون غلتیدنها بدون هیچ چیز. آرام آرام.
نه اصلا برگردیم چند سال عقب تر. سخت است ولی میتوانیم تصور کنیم ایران را بدون یک قیام از قم. همان جزیره ثبات. یحتمل سرتاپای مملکت را بهایی ها گرفتهاند الآن. به جز چندین تا مسئول بهایی و بیدین و لامذهب و همجنس باز کلی هم مسئول آمریکایی داریم. از نفت جنوب گرفته تا شمال طرف قرار دادها و همه کاره ها کشور دوست و برادر زحمتمان را میکشد. نه تحریم هستیم و نه هیچ چیز دیگر. اینکه اسرائیل از نیل تا فرات را توانسته تا چقدرش را محقق کند نمیدانم فعلا علی الحساب این را میدانم نه انتفاضه ای شکل گرفته نه حزب اللهی در کار است نه حماس. احتمالا سید حسن نصرالله امام جماعت یک مسجداست نه یک رهبر انقلابی و خالد مشعل دروازه بان تیم محله غزه در برابر تیم محله کرانه باختری. آفرین. خوب حدس زدید! داریم با هم تمرین یک دنیای بدون خمینی را میکنیم. چشم هایمان را بسته ایم و داریم تصور میکنیم که یک نعمت بزرگی به نام خمینی را نداریم. الان آمریکا آقای دنیاست نه مشکلی برای نفت و تسلط به خلیج فارس و حکام منطقه دارد نه مشکلی با جایی که بخواهد لشکر بکشد و اشغال کند. اسراییل در شش روز تمام ناسیونالیست ها و پان عربها را ضربه فنی کرده و برای همه شاخ و شانه میکشد و الان شاعران عرب دارند از پوچی شعر می گویند و احساس سرخوردگی میکنند. هیچ تهدیدی هیچکس را تهدید نمیکند. هیچکس نیامده که دنیا را بریزد به هم.
اصلا اینها را ولش کن خودمان را بچسب. تلاش کنیم به خودمان فشار بیاوریم فرض کنیم اگر انقلاب نمیشد الآن کجا بودیم. در خوشبینانهترین حالت اگر پایمان به هزار جا باز نمیشد مثلا یک شیعه خوب بودیم با یک سری نماز اول وقت و قرآن منظم ۵۰ آیه در روز و صورتهای نورانی. کانه همین شیعیان آذربایجان که میخواست در کشورشان رژه همجنس بازان برگزار شود.
حرف زیاد است. واقعا دنیای بدون خمینی را نمی شود تصور کرد چه برسد به درکش . اینکه آدم ها زندگی هاشان را مدیون یک نفر می شوند نه احساسی است نه شاعرانه. اینکه باید دائم به خودمان یادآوری کنیم تا هیچگاه از یاد نبریم که این خمینی بود که ما را از گورستان نفسانیات و بیآرمانی و بیعقیدگی و بیدغدغگی که با اسلام ظاهری تجمل یافته بود نجات داد و به وادی قیام لله و تفکر و حرکت و جهاد کشاند. یعنی همین. روح خدا-روحی له الفدا- مارا در آغوش گرفت و نفسش زنده مان کرد و گرنه در منجلاب بی دردی و حیوانیت و پوچی خودمان دست و پا میزدیم هم یعنی همین. بگذریم.
صدا و سیما را دوست دارم بخاطر همین روزهایی که بوی خمینی میگیرد. بخاطر همین روزهایی که یادش می فتد امام و دغدغه هایش باید سهمش از همه چیز و همه کس در رسانه ملی زیادتر باشد. برای همین درآوردن فیلمهای خاک خورده امام از آرشیو.
این روزها را دوست دارم برای دیدن حامیان همیشگی امام. برای دیدن این شهرستانیهای آفتاب سوخته. برای دیدن این حرمی که ظاهرا ساختش نمیخواهد تمام شود. برای دیدن اینهمه آدم خاکی نشسته روی زمین بدون سایبان. برای دیدن این خیل عاشقانی که فردای عشق بازی از ساعدهای سوختهشان میشود شناخت شان.
برای همین هایی که مثل مرد بیعت می کنند مثل مرد انقلاب می کنند مثل مرد می جنگند مثل مرد مجاهدت می کنند و مثل مرد صد سال هم که بگذرد پشت انقلابی تر از خمینی میایستند.