کد خبر:۱۸۹۸۸۳
ریشههای تاریخی قیام 15 خرداد
قبل از طلوع آفتاب خبر دستگيري امام در قم و سپس در ساير شهرها منتشر و موجب تشديد هيجان مردم شد؛ وضعيت فوقالعادهاي بر قم، تهران و ديگر شهرها حاكم گرديد و ...
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو» - محمد باقری؛
لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی
با ساقط شدن امینی، نخستوزیر قدرتطلب شاه، بهترین مهره برای اجرای نیات شاه، اسدالله عَلَم، وزیر دربار، بود. در 28 تیر 41 با استعفای امینی دولت علم تشکیل شد.
حکومت علم و دوران نخستوزیری او دو ویژگی بارز در تاریخ معاصر ایران دارد: نخست آنکه دوران آن حکومت، آغازگر دیکتاتوری مطلق محمدرضا شاه پهلوی بود؛ دوم اینکه مبارزه روحانیت و سایر طبقات با رژیم شکل تازهای گرفت و لبه تیز حملات متوجه شاه گردید.
در 16مهر 41، اولین اقدام دولت علم در جهت اجرای سیاستهای جدید اعلام شد و لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در هیئت دولت به تصویب رسید. این لایحه در غیاب مجلس، که در زمان امینی منحل شده بود، حکم قانون را داشت و در واقع، زمینهسازی برای برای لوایح و قوانین دیگر بود.
در این لایحه به طور مشخص سه موضوع وجود داشت: حذف اسلام از شرایط نمایندگی مجلس؛ سوگند به کتابهای آسمانی، در مواردی که طبق قانون باید به قرآن سوگند خورد؛ تساوی کامل حقوق زن و مرد و شرکت زنان در انتخابات.
موارد اول و دوم، در واقع با هدف حذف تدریجی اسلام، به عنوان دین رسمی کشور مطرح شد و همچنین زمینهای برای حضور و نفوذ اقلیتها خصوصا یهودیان و اعضای فرقه بهایی در پستهای حساس کشور بود.
مورد سوم نیز هدف خاصی را در برداشت. حضور زنان با شکلی مغایر با اصول اسلامی، رواج فساد و بیبندوباری، مدگرایی و مصرفزدگی، مقدمهای برای نفوذ اقتصاد و فرهنگ سرمایهداری غرب بود که در دیگر کشورهای اسلامی نیز اجرا شده بود.
اما پس از رسیدن روزنامهها به قم، مراجع و مقامات روحانی از جمله امام خمینی تلگرامهایی با هدف لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی به شاه مخابره کردند؛ که لحن تلگرام امام خمینی از همه تندتر بود. شاه در پاسخ به تلگرام مراجع، موضوع را به نخستوزیر و دولت محول کرد. سرانجام علیرغم مقاومت دو ماهه دولت و برخورد متکبرانه شاه، سرانجام با پافشاری مراجع و با گسترش حرکتهای مردمی و هراس رژیم از از بیداری و آگاهی مردم درباره برنامههای آینده رژیم، در 10 آذر 41 علم اعلام کرد که قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی اجرا نخواهد شد.
در این میان، تصویب لایحه و مخالفت شدید حوزههای علمیه و مردم با آن، فرصت و فضایی را ایجادکرد که امام خمینی به عنوان یک رهبر مذهبی، رابطه پشت پرده شاه و اسرائیل و دخالت صهیونیستها را در امور مسلمین را افشا نمایند.
برای نخستین بار در تاریخ مبارزات ملت ایران، عنصر مبارزه با اسرائیل در سطحی گسترده مطرح شد و شاید طرح همین مسئله بود که شاه و اطرافیانش را بیش از آنچه تصور میشد به وحشت انداخت و ناگزیر عقبنشینی کرد.
انقلاب سفید شاه
روز 18 دی 41 شاه در «اولین کنگره عظیم دهقانان ایران» اعلام کرد که قصد دارد که اصلاحاتی به نام «انقلاب سفید» انجام دهند و برای قانونی نشان دادن این اصول، روز 6 بهمن 41 همهپرسی (رفراندم) برگزار میشود.
در این شرایط امام تنها شخصیتی بودند که با هشیاری خاص دریافتند هدف شاه از طرح رفراندم تحکیم سلطه آمریکا و کاهش فشارهای مردمی علیه ایران است. به همین خاطر قاطعانه در مقابل حرکت جدید ایستادگی و مخالفت کردند.
در همین حال برای جلوگیری از مخالفتها و اعتراضها نسبت به رفراندم، ابتدا به تجمع دانشجویان در دانشگاه تهران حمله شد و تعداد زیادی از رهبران و شخصیتهای سیاسی و مذهبی بازداشت شدند و جو رعب و وحشت بوجود آوردند تا بتوانند رفراندم غیرقانونی را برگزار کنند. چگونگی اخذ رای و شمارش آرا، کاملا در اختیار رژیم بود. با فاصله کوتاهی از ششم بهمن رژیم اعلام کرد که بیش از 99درصد مردم رای مثبت دادهاند و انقلاب سفید قانونی شده است.
امام با درک سیاسی اوضاع و تدارک برنامههایی، درصدد افروخته نگهداشتن شعله های انقلاب بودند. مقامات روحانی در قم را به نشست منظم هفتگی و تصمیمگیریهای لازم جهت رویارویی با برنامههای ضداسلامی رژیم تشویق میکردند. امام اعلامیهای را نوشتند که در آن از جنبههای گوناگون حقوقی و شرعی به ادعاهای رژیم پاسخ داده شد و به امضای 9 تن از مراجع قم رسید.
حمله رژیم به مدرسه فیضیه
در واپسین روزهای سال 41 شهر قم در آستانه سال نو، وضعی غیرعادی داشت. امام در آخرین سخنرانی خود در روزهای پایانی سال، روحانیت را به مقاومت در برابر کشتهشدن، زندانی رفتن، سربازی رفتن و تحمل مصایب دعوت کردند.
در آخرین هفته اسفند، طی نشستی که امام با علما داشتند، پیشنهاد کردند که عید نوروز، از سوی روحانیت قم و شهرستانها و حوزههای علمیه، اعلام عزا شود. این پیشنهاد مورد موافقت دیگر مراجع قرار گرفت و به دنبال آن علمای شهرستانها در جریان قرار گرفتند.
بامداد روز دوم فروردین، ناگهان دهها دستگاه اتوبوس شرکت واحد، وارد قم شد. چند ساعت بعد، کامیونهای نظامی حاوی سربازان مسلح و مجهز به مسلسلهای سنگین به قم رسیدند و به مانور در شهر پرداختند. بعد از ظهر مجلس سوگواری به مناسبت سالروز شهادت امام صادق (ع) برگزار میشد. حرکات مرموز برخی از روحانیون که بدون تردید از طرف ساواک ماموریت داشتند، باعث ایجاد تشنج در مجلس و قطع سخنان گوینده شد.
در همین زمان گروهی از اشرار ناگهان به مردم حمله کردند و جمعی را مجروح ساختند. در پی این حادثه، نیروهای اعزامی و ماموران شهربانی نیز با هجوم وحشیانه به مدرسه فیضیه، دهها نفر را شهید و مجروح کردند. امام پس از اطلاع از واقعه فیضیه بسیار متاثر شدند و پیام مفصلی برای علما نوشتند که در واقع یکی دیگر از عوامل زمینهساز قیام مردم در 15 خرداد 42 و روند جدیدی در مبارزه با رژیم بود.
محرم سال 42
ماه محرم از راه میرسید و رژیم تردید نداشت که در این ماه سخنگویان مذهبی پیرو امام از جنایتهای دستگاه سلطنت سخن خواهند راند.
ساواک جمعی از گویندگان مذهبی را احضار کرد و با تهدید و ارعاب به آنان یادآور شد که در سخنان خود، سه مطلب را رعایت کنند: بر ضد شاه مطلبی نگویند؛ از اسرائیل و آنچه مربوط به اسرائیل است، مطلبی گفته نشود و نگویند اسلام و قرآن در خطر است و دستگاه را ضد اسلامی نخوانند.
زمانی که امام از این امر مطلع شدند، با صدور بیانیهای خطاب به وعاظ و گویندگان دینی چنین هشدار دادند: «...این التزامات علاوه بر اینکه ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن هيچ اثري ندارد، التزام گيرندگان مجرم و قابل تعقيب هستند... سكوت در اين ايام، تأييد دستگاه جبار و كمك به دشمنان اسلام است.»
با صدور اين بيانيه، تحرك تازهاي در بين وعاظ و روحانيون پديد آمد تا در شهرها و روستاها، جنايت هاي رژيم را افشا كنند. راهپيماييهاي مذهبي و شعارهاي تند انقلابي عليه رژيم و در طرفداري از مواضع امام در تهران و شهرستانها هر روز گسترش مييافت و اين موج به ويژه پس از سخنراني پرشور امام در روز عاشورا در فيضيه شتاب بيشتري به جريانهای جاري در قم، تهران و ساير شهرستان ها داد. چنانكه به رغم دستگيري روحانيون انقلابي و ايجاد محيط رعب و وحشت، شب يازدهم محرم، تظاهرات باشكوهي از طرف دانشجويان دانشگاه تهران برگزار شد. در اين شرايط و با همه گير شدن تدريجي مخالفت با حكومت شاه و برنامههاي ضد اسلامي آن، رژيم تنها چاره كار را دستگيري امام دانست.
15 خرداد 42
ساعت چهار صبح روز 12 محرم (15 خرداد 1342) نيروهاي امنيتي و انتظامي، پس از محاصره منزل امام در قم و ورود به منزل از طريق ديوار، ايشان را دستگير و به تهران منتقل نمودند و در يكي از بازداشتگاهها نگه داشته و پس از مدتي به پادگان عشرتآباد بردند.
قبل از طلوع آفتاب خبر دستگيري امام در قم و سپس در ساير شهرها منتشر و موجب تشديد هيجان مردم گرديد. وضعيت فوقالعادهاي بر قم، تهران و ديگر شهرها حاكم گرديد و درگيريهاي گسترده به تدريج از ساعت ده صبح در تهران و قم آغاز شد و كشتار در خيابان هاي اطراف صحن مطهر حضرت معصومه(س) تا ساعت 5 بعد از ظهر ادامه يافت.
تعداد زيادي از مردم در روز پانزده و شانزده خرداد بازداشت و بعضي از آنها پس از مدتي مرخص و عدهاي نيز به حبسهاي طولاني مدت محكوم شدند و حكومت نظامي اعلام شد.
دستگيري، زندان، حصر و آزادي امام تا نيمه دوم فروردين 1343 ادامه يافت و طي اين 10 ماه ايران دستخوش رويدادهاي فراواني بود. رژيم با وجود امكانات تبليغاتي وسيع و به رغم مصرف ميليونها تومان توسط سفارتخانههاي خود در كشورهاي خارجي به منظور خريد صفحات جرايدو سانسور شديد مطبوعات داخلي، نتوانست بر اراده مردم مسلمان ايران فايق آيد و دستگيري علما، روحانيون و ديگر قشرهاي ملت نتيجهاي نبخشيد.
رژيم كه گمان ميكرد با دستگيري امام و يارانش، سركوب خونين قيام 15 خرداد و دستگيري و تبعيد ياران امام، به رويارويي خاتمه داده شد، به تدريج متوجه شد هيچ تغييري نه در مواضع امام صورت گرفته، نه از محبوبيت ايشان كاسته شده و نه مردم صحنه را خالي كردهاند؛ به ويژه اين كه بار ديگر سخنرانيهاي افشاگرانه امام كه اينك در جايگاه رهبري نهضت كاملاً مورد قبول عامه بودند، ادامه يافته بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰