کد خبر:۱۸۹۹۰۲
نظام سرمایهداری از آغاز تا جنبش وال استریت - 2
نظام سرمایه داری چه بحران هایي را پشت سرگذاشته است؟
بحران اقتصادی بطور عمده با اضافه تولید کالاها، نزول شدید قیمت ها، موارد متعدد ورشکستگی، محدودشدن قابل ملاحظه دامنه تولید، افزایش بیکاری، افت مزدها، تلف کردن عمدی کالاها و ماشین آلات و تاسیسات وکاهش تجارت داخلی و خارجی همراه است.
به گزارش گروه اقتصادی «خبرگزاری دانشجو»؛ همواره تاریخ می تواند آینه آینده باشد، و کسانی که تاریخ را دنبال می کنند می توانن از اتفاقات و بازخردهایی که در دوران خود داشته عبرت بگیرند تا در شرایط مشابه بتوانند عکس العمل های مناسبی انجام بدهند.اقتصاد هم از این قضیه مستثنا نیست و می توان با دنبال کردن وقایع مهم اقتصادی،در شرایطی که وقایع مشابهی رخ می دهد ،عکس العمل هایی انجام داد تا بهینه ترین تصمیم مالی و اجتماعی را گرفت،می توان گفت بحران ها همواره یکی از مهمترین اتفاقات اقتصادی هستند که همواره عامل ایجاد اتفاقاتی باشند که می تواند دنیارو تغییر دهد.جنگ ها ،صلح ها و صدها اتفاق دیگر را می توان نتیجه بحران ها دانست.در زیر تاریخچه اجمالی از بحران های مهم اقتصادی نظام سرمایه داری ارائه شده است.
بحران اقتصادی:
بحران اقتصادی در نظر اول عبارت است از پیدا شدن اضافه تولید یعنی پرشدن بازار از کالاهائی که مشتریِ قدرت پرداخت بهای آن ها را ندارد. وقتی در بازار مشتری نباشد و کالاها فروش نرود طبعاً تولید کالاها نیز کاهش یافته و متوقف میشود و به دنبال آن تعطیل کارخانهها و بیکاری وسیع و میلیونی کارگران بیش میآید که به نوبه خویش فروش کالاها را باز هم دشوارتر کرده و بر عمق بحران میافزاید. سیستم اعتباری سرمایه داری از کار باز میماند، بدهکاران توان پرداخت بدهی خود را در سر موعد از دست میدهند. بهای سهام شرکتها در بازار تنزل میکند، موسسات سرمایه داری یکی پس از دیگری ورشکست میشوند.
به این ترتیب آنچه در نظر اول و گام نخست به صورت وجود کالای زیادی در بازار تظاهر کرده بود در سیر تکاملی خویش مجموعاً اقتصاد را درهم میریزد و فاجعهای پدید میآورد که به مراتب از شدیدترین سوانح طبیعی ویرانگرتر است.
بحران که مرحلۀ اصلی سیکل است، بطورعمده ، بااضافه تولید کالاها، نزول شدید قیمت ها موارد متعدد ورشکستگی، محدودشدن قابل ملاحظۀ دامنۀ تولید، افزایش بیکاری، افت مزدها، تلف کردن عمدی کالاها وماشین آلات وتاسیسات، وکاهش تجارت داخلی وخارجی مشخص می شود. طی این مرحله، تضادبین امکانات روبه رشدتولید وتقاضای موثرکه نسبتاً کاهش یافته است، دراشکال خشن وویرانگری بروزمیکند. سطح عالی تکامل نیروهای مولد باچهارچوب تنگ روابط تولیدی سرمایه داری که بصورت مانعی درراه تکامل بیشتراین نیروها درآمده است، درتعارض قرارمی گیرد.
ورشکستگی، نابودی بسیاری ازمئوسسات تولیدی وانهدام عمدی بخشی ازنیروهای مولد، تنها طرقی هستند که میتواند بوسیلۀ آنها، طی یک بحران، دامنۀ تولیدرا اجباراً تاسطح تقاضای موثروموجود جامعه پائین آورد. آنگاه گذارازبحران به رکود آغازمیگردد.
سال ۱٨۵٧:
کارل مارکس بحران را زیبا نامید: ورشکستگی، فقر و بیکاری در پاییز ۱٨۵٧ جهان سرمایه داری را دربرگرفت. نخستین بحران در تاریخ اقتصاد جهان فراگیر شد. در ایالات متحد آمریکا بانکها تعطیل شدند، در بریتانیای کبیر شرکت های بازرگانی اعلام ورشکستگی کردند. تا شیلی و هند و اندونزی می شد اثر بحران را مشاهده کرد. برای نخستین بار انسان ها درمی یابند که قاره ها چگونه پس از نیم سده صنعتی شدن تنگاتنگ به همدیگر چسبیده اند.
منشاء اصلی بحران در ٢٤ اوت ۱٨۵٧ اعلام ورشکستگی Ohio Life & Trust Company بود که در تجارت اوراق قرضه برای پروژه های بی دورنمای راه آهن سرمایه اش را در سوداگری باخت.
طی مدت کوتاهی آتش ورشکستگی بانک ها به همه جا سرایت کرد. ارزش سهام در بازار بورس سقوط کرد، بویژه سهام راه آهن بخش بزرگی از ارزش خود را از دست داد. در ایالات متحد طی چند روز ۱٤۱۵ بانک تعطیل شدند. در نیویورک ٣٢ مؤسسه از ٣٣ مؤسسه مالی پرداخت های خود را متوقف کردند. در ۱٣ اکتبر ۱٨۵٧ حدود بیست هزار شهروند به بانک های شهر هجوم آورده و بیهوده درخواست پس گرفتن پول شان را کردند. بحران بازار بورس به یک بحران مالی بدل شد. و آن نیز به یک بحران بازرگانی که بسرعت به قاره کهن [منظور اروپا است.م] رسید. یک فن جدید ارتباطی یعنی تلگراف در این رابطه نقش بازی کرد که اخبار به سرعت باد و برق پخش شد.
اما به همان سرعت که بحران گسترش یافت، جلوی آن نیز گرفته شد. آن «پیامدهای عظیم الجثه» که فریدریش انگلس پیشگویی کرده بود، بوقوع نپیوست. در پایان سال ۱٨۵٧ بانک های آمریکایی مجددا وام دادند. در پایان دهه نرخ رشد قدیمی دوباره نایل شد و...
سال 1873:
برای دومین بار یک بحران اقتصادی با سرعت شتابان در سراسر دنیا گسترش یافت. از طریق بوداپست، وین و فیلادلفیا این بحران به آلمان رسید. در اینجا ارزش سهام در مدت بسیار کوتاهی بطور متوسط ٤٤% کاهش یافت. در ایالات متحد آمریکا بیش از هیجده هزار مؤسسه اعلام ورشکستگی کردند. در وهله اول ساخت راه آهن که ستون فقرات صنعتی شدن را تشکیل می داد و بهمین دلیل بورس بازان بسیاری در اروپا و ماورای اقیانوس به آن هجوم آورده بودند، متوقف شد.
بحران سال ۱٨٧٣ به شدیدترین بحران در سده نوزدهم بدل شد. اقتصاد تقریبا یک دهه دچار رکود شد. اما از یک دیدگاه دیگر، بحران نشانگر یک چرخش زمانی بود: برای نخستین بار نه بخش کشاورزی، بلکه مازاد تولید صنعتی باعث رکود شده بود.
بحران دو مرکز داشت: در ایالات متحد آمریکا رونق سریع که از پایان جنگ داخلی شروع شده بود خاتمه یافت. در آلمان شکوفایی پایه گذاری به سقوط پایه گذاری انجامید.
سال ۱۹٢۹ :
در اين دهه تورم و بحران حاد اقتصادي و بيكاري توده اي از شاخص هاي اصلي اقتصاد مناطق جنگ زده در جنگ جهاني اول بويژه آلمان بود كه به نوبه خود زمينه را براي افراطي گري در سياست مساعدتر كردند.
سهام داران به بازار بورس نیویورک هجوم می آورند، بیکاران بخاطر یک کاسه سوپ صف می کشند. برای نخستین بار یک بحران اقتصادی جهانی بصورت عکس و تصویر ثبت شد و از این طریق شوک سال ۱۹٢۹ در ژرفای حافظه جمعی حک شد.
بحران 1929 از آنجا شروع شد که مردم به ناگهان برای برداشت پول از حسابهایشان به بانکها هجوم بردند. چیزی که در امریکا به آن Bank Run می گویند. مشکل بانکها این است که طلب مشتریان را بایستی عندالمطالبه بپردازند اما وام بانکها به مشتریان طبق یک قرارداد معمولا دراز مدت به بانک برگردانده می شود. به همین دلیل اگر همه سپرده گذاران به ناگهان به بانک هجوم بیاورند بانک پولی برای پرداخت به مشتریانش نخواهد داشت و بانک عملا ورشکسته می شود.
٢۵ اکتبر ۱۹٢۹ هنگامی که سهام در بازار بورس نیویورک تا ۱٣% سقوط کرد، روزی است که بحران شروع شد. از این روز پنجشنبه در اروپا بخاطر تأخیر زمانی بعنوان «جمعه سیاه» یاد می شود. بسیاری از سوداگران در این روز کل ثروت شان را از دست دادند، پس از آنکه دچار این توهم شده بودند، که ارزش سهام بی وقفه بالا می رود. یک رکود چهار ساله در پی آمد که طی آن بورس Dow-Jones در مجموع نود درصد ارزش خود را از دست داد.
در سراسر جهان سیاستمداران دست به واکنش عاجزانه می زدند، یک برخورد هماهنگ از سوی دولت ها وجود نداشت. ایالات متحد آمریکا حجم پول را کاهش داد، بسیاری از کشورها استاندارد طلا را بعنوان پشتوانه حذف کردند، تقریبا همه محدودیت های تجاری برقرار کردند. به این ترتیب بحران دوره ای به یک بحران ساختاری بدل شد. در سال ۱۹٣٣ رکود بزرگ به نقطه اوج خود رسید.
در عرصه سیاست جهانی در دو جهت مختلف ریل گذاری می شد. در آلمان نازی ها قدرت گرفتند. در ایالات متحد آمریکا برعکس یک مرحله نوسازی دمکراتیک شروع شد. رییس جمهور با سیاست New Deal - سرمایه گذاری تأمین شده از محل بدهی ها- آموزه های اقتصاد کلاسیک را سرچپه کرد. او کاملا مطابق تئوری اقتصاددان بریتانیایی جان مینارد کینز عمل کرد که بعدها تعیین کننده سیاست اقتصادی سایر کشورهای صنعتی شد.
در آن موقع برخي كارشناسان اعتقاد داشتند «ريشه بحران اقتصادي در توطئه قوم يهود براي سلطه بر جهان است». آنها برپايي جنگ جهاني اول و شكست آلمان در آن را نيز به يهوديان نسبت مي دادند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰