کد خبر:۱۸۹۹۵۸
وبلاگ «یار درونی»
چت با نامحرم
در مقررات دینی میبینیم که تقوا ضامن و وثیقه بسیاری از گناهان شناخته شده ولی نسبت به بعضی دیگر از گناهان که تأثیر و جاذبه قویتری دارد دستور حریم گرفتن داده شده است.
جریده اینترنتی «خبرگزای دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «یار درونی» چنین نوشته است:
یار درونی من 8 ماهه گرفتار یه مساله شده بود «اون فردی مذهبی و بسیار معتقده و سعی میکنه هر لحظه و همه کارهاش برای خدا باشه،بحمدلله اکثرا هم موفق بوده و در جامعه به عنوان یک فرد شیعی ی مذهبی شناخته شده، همواره هدفش اینه که زینتی برای اهلبیت باشه نه باعث شرم انان "کونو زینا لنا و لاتکونو شینا علینا"»
با اینکه بسیار در جوانی و نوجوانی حدو حدود محرم ونامحرم را رعایت کرده بود و حال که پا به میانسالی میگذاشت ترس از گرفتار شدن در این گناه نداشت اما ....شد انچه نباید میشد.
قصد شرح ماجرا را ندارم اما بعد از چت با فردی مذهبی مثل خودش که او را می شناخت علاقه یا وابستگی پیدا کرد و کم کم ارتباطش را افزود به اسم و تلفن و...
مدام وقتی با خودش خلوت می کرد استغفار میکرد و عذاب وجدان داشت اما عشق ایجاد شده بود و راهی برای ازدواج نیز نبود...سوال او از من این بود که چرا من؟ منی که خودم داعیه دار محرم ونامحرم و حجاب وعفاف بودم چرا؟
جواب خوبی امروز یافتم....↓
جوابهایی به سوالش دادم...اورا یاد سریال "او یک فرشته بود" انداختم که پس از غرور و شماتت دوستش خودش به بدتر از او گرفتار شده بود..."
"پیامبر اکرم ص:مَن عَیرَ اَخاهُ بِذَنبٍ لَم یمُت حَتّى یعمَلَهُ
هر کس برادر [دینى] خود را به گناهى سرزنش کند، نمیرد، مگر آنکه مرتکب آن شود."
گفتم شاید فردی را سرزنش کردی و شماتت!!
یا شاید دچار کبر و غرور شدی و از همین راه ابلیس تو راشکست داد"مثل سریال میوه ی ممنوعه....هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره"
گفتم عشق آدم را کر و کور میکنه و تو نمیتونی تصمیم جدی بگیری...
خلاصه هر شب توبه و انابه ولی صبح عشقش مانع میشد و دوباره چت و اسمس و...خلاصه دل داده بود...
کارش داشت به گناه میکشید...کاری ندارم که از همون اولم گناه بودا اما توجیهاتی داشت...ارتباط کاری...دیگه از ما گذشته....ارتباط خواهر و برادری...برای رفع نیاز و کمک به او...برای اینکه دل مومنی رو نشکونم ..و توجیهاتی از این قبیل..اما وقتی رسولان درونیش به او تذکر میدادند متوجه میشد...خلاصه در برزخی به سر میبرد و من در همه ی مدت به علل این حادثه فکر میکردم...
سوال من این بود
چطور ممکن است فردی متقی و با تقوا دچار این چنین گناهی شود؟
او که آزمایشهای سختتری را داده بود چرا در این ازمایش مدام شکست میخورد توبه میکرد اما باز....؟
تا اینکه امروز جواب خوبی یافتم....
امروز کتاب ده گفتار استاد را بار دیگر میخواندم شاید حدود ده بار این مطالب را خوانده بودم و گویا حفظ بودم اما ویژگی کتاب استاد مطهری ان است هر بار یک افاضات جدید به انسان میدهد و نوری جدید روشن میکند به دوستان توصیه میکنم حتما حتما از لینک ذیل اصل مطالب استاد را مطالعه بفرمایند..
ده گفتار
اما یکی از جوابهای استاد به یاردرونی من:
قسمت حراست تقوا
"ممکن است آنچه درباره تقوا گفته شد که حرز و حصن و حافظ و حارس است موجب غرور و غفلت بعضی گردد وخیال کنند که آدم متقی معصوم از خطا است و توجه به خطرات متزلزل کننده و بنیانکن تقوا ننمایند. ولی حقیقت اینست که تقوا هم هر اندازه عالی باشد به نوبه خود خطراتی دارد. آدمی در عین اینکه باید در حمایت و حراست تقوا زندگی کند باید خود حافظ و حارس تقوا بوده باشد و این، به اصطلاح " دور " نیست. مانعی ندارد که یک چیز وسیله حفظ و نگهداری ما باشد و در عین حال ما هم موظف باشیم او را حفظ کنیم. درست مثل همان جامه که مثال زدم. جامه حافظ و حارس و نگهبان انسان است از سرما و گرما، انسان هم حافظ و حارس جامه خویش است از دزد .
امیرالمؤمنین(ع) در یک جمله به هر دو اشاره کرده آنجا که میفرماید: «الا فصونوها و تصونوا بها» یعنی تقوا را حفظ کنید و هم به وسیله او خودتان را حفظ کنید. پس اگر از ما بپرسند آیا تقوا ما را حفظ میکند و یا ما باید حافظ تقوا باشیم؟ میگوئیم هر دو تا. نظیر اینکه اگر بپرسند آیا از تقوا باید کمک گرفت برای رسیدن به خدا و مقام قرب الهی، یا از خدا باید کمک خواست برای تحصیل تقوا؟ میگوئیم هر دو تا، به کمک تقوا باید به خدا نزدیک شد، و از خدا باید مدد خواست که برای تقوای بیشتر ما را موفق بفرماید و هم از کلمات امیرالمؤمنین است: « اوصیکم عبادالله بتقوی الله فانها حق الله علیکم، و الموجبة علی الله حقکم و ان تستعینوا علیها بالله، و تستعینوا بها علی الله » . ( 1 ) یعنی شما را به تقوای الهی سفارش میکنم، تقوا حق الهی است بر عهده شما و موجب ثبوت حقی است از شما بر خدا ، و اینکه از خدا برای رسیدن به تقوا کمک بخواهید و از تقوا برای رسیدن به خدا کمک بگیرید به هر حال باید توجه به خطراتی که بنیان تقوا را متزلزل میکند داشت.
با اینکه بسیار در جوانی و نوجوانی حدو حدود محرم ونامحرم را رعایت کرده بود و حال که پا به میانسالی میگذاشت ترس از گرفتار شدن در این گناه نداشت اما ....شد انچه نباید میشد.
قصد شرح ماجرا را ندارم اما بعد از چت با فردی مذهبی مثل خودش که او را می شناخت علاقه یا وابستگی پیدا کرد و کم کم ارتباطش را افزود به اسم و تلفن و...
مدام وقتی با خودش خلوت می کرد استغفار میکرد و عذاب وجدان داشت اما عشق ایجاد شده بود و راهی برای ازدواج نیز نبود...سوال او از من این بود که چرا من؟ منی که خودم داعیه دار محرم ونامحرم و حجاب وعفاف بودم چرا؟
جواب خوبی امروز یافتم....↓
جوابهایی به سوالش دادم...اورا یاد سریال "او یک فرشته بود" انداختم که پس از غرور و شماتت دوستش خودش به بدتر از او گرفتار شده بود..."
"پیامبر اکرم ص:مَن عَیرَ اَخاهُ بِذَنبٍ لَم یمُت حَتّى یعمَلَهُ
هر کس برادر [دینى] خود را به گناهى سرزنش کند، نمیرد، مگر آنکه مرتکب آن شود."
گفتم شاید فردی را سرزنش کردی و شماتت!!
یا شاید دچار کبر و غرور شدی و از همین راه ابلیس تو راشکست داد"مثل سریال میوه ی ممنوعه....هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره"
گفتم عشق آدم را کر و کور میکنه و تو نمیتونی تصمیم جدی بگیری...
خلاصه هر شب توبه و انابه ولی صبح عشقش مانع میشد و دوباره چت و اسمس و...خلاصه دل داده بود...
کارش داشت به گناه میکشید...کاری ندارم که از همون اولم گناه بودا اما توجیهاتی داشت...ارتباط کاری...دیگه از ما گذشته....ارتباط خواهر و برادری...برای رفع نیاز و کمک به او...برای اینکه دل مومنی رو نشکونم ..و توجیهاتی از این قبیل..اما وقتی رسولان درونیش به او تذکر میدادند متوجه میشد...خلاصه در برزخی به سر میبرد و من در همه ی مدت به علل این حادثه فکر میکردم...
سوال من این بود
چطور ممکن است فردی متقی و با تقوا دچار این چنین گناهی شود؟
او که آزمایشهای سختتری را داده بود چرا در این ازمایش مدام شکست میخورد توبه میکرد اما باز....؟
تا اینکه امروز جواب خوبی یافتم....
امروز کتاب ده گفتار استاد را بار دیگر میخواندم شاید حدود ده بار این مطالب را خوانده بودم و گویا حفظ بودم اما ویژگی کتاب استاد مطهری ان است هر بار یک افاضات جدید به انسان میدهد و نوری جدید روشن میکند به دوستان توصیه میکنم حتما حتما از لینک ذیل اصل مطالب استاد را مطالعه بفرمایند..
ده گفتار
اما یکی از جوابهای استاد به یاردرونی من:
قسمت حراست تقوا
"ممکن است آنچه درباره تقوا گفته شد که حرز و حصن و حافظ و حارس است موجب غرور و غفلت بعضی گردد وخیال کنند که آدم متقی معصوم از خطا است و توجه به خطرات متزلزل کننده و بنیانکن تقوا ننمایند. ولی حقیقت اینست که تقوا هم هر اندازه عالی باشد به نوبه خود خطراتی دارد. آدمی در عین اینکه باید در حمایت و حراست تقوا زندگی کند باید خود حافظ و حارس تقوا بوده باشد و این، به اصطلاح " دور " نیست. مانعی ندارد که یک چیز وسیله حفظ و نگهداری ما باشد و در عین حال ما هم موظف باشیم او را حفظ کنیم. درست مثل همان جامه که مثال زدم. جامه حافظ و حارس و نگهبان انسان است از سرما و گرما، انسان هم حافظ و حارس جامه خویش است از دزد .
امیرالمؤمنین(ع) در یک جمله به هر دو اشاره کرده آنجا که میفرماید: «الا فصونوها و تصونوا بها» یعنی تقوا را حفظ کنید و هم به وسیله او خودتان را حفظ کنید. پس اگر از ما بپرسند آیا تقوا ما را حفظ میکند و یا ما باید حافظ تقوا باشیم؟ میگوئیم هر دو تا. نظیر اینکه اگر بپرسند آیا از تقوا باید کمک گرفت برای رسیدن به خدا و مقام قرب الهی، یا از خدا باید کمک خواست برای تحصیل تقوا؟ میگوئیم هر دو تا، به کمک تقوا باید به خدا نزدیک شد، و از خدا باید مدد خواست که برای تقوای بیشتر ما را موفق بفرماید و هم از کلمات امیرالمؤمنین است: « اوصیکم عبادالله بتقوی الله فانها حق الله علیکم، و الموجبة علی الله حقکم و ان تستعینوا علیها بالله، و تستعینوا بها علی الله » . ( 1 ) یعنی شما را به تقوای الهی سفارش میکنم، تقوا حق الهی است بر عهده شما و موجب ثبوت حقی است از شما بر خدا ، و اینکه از خدا برای رسیدن به تقوا کمک بخواهید و از تقوا برای رسیدن به خدا کمک بگیرید به هر حال باید توجه به خطراتی که بنیان تقوا را متزلزل میکند داشت.
در مقررات دینی میبینیم که تقوا ضامن و وثیقه بسیاری از گناهان شناخته شده ولی نسبت به بعضی دیگر از گناهان که تأثیر و جاذبه قویتری دارد دستور حریم گرفتن داده شده مثلا در مقررات دینی گفته نشده که خلوت کردن با وسیله دزدی یا شرابخواری یا قتل نفس حرام است.
مثلا مانعی ندارد که کسی شب در خانه خلوتی بسر برد که اگر بخواهد العیاذبالله شراب بخورد هیچ رادع و مانع ظاهری نیست. همان ایمان و تقوا ضامن انسان است. ولی در مسئله جنسیت به حکم تأثیر قوی و تحریک شدیدی که این غریزه در وجود انسان دارد، این ضمانت از تقوا برداشته شده و دستور داده شده که خلوت با وسیله بیعفتی ممنوع است زیرا این خطر، خطری است که میتواند احیانا در این حصار هر اندازه منیع و مستحکم باشد نفوذ کند و این حصار را فتح نماید.
حافظ در یکی از غزلهای معروفش بیتی دارد که من هر وقت به آن بیت میرسم همین مطلبی که گفتم در نظرم مجسم میشود و مثل اینکه حافظ با زبان شیرینی که مخصوص خود او است خواسته این حقیقت روحی را بگوید. غزل اینست:
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند تا همه صومعهداران پی کاری گیرند
مصلحت دید من آنست که یاران همه کار بگذارند و خم طره یاری گیرند
خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند
بیتی که از این غزل مورد نظر بود این بیت است: قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند در این بیت تقوا و پرهیزکاری را به حصار تشبیه کرده همانطوری که در کلمات امیرالمؤمنین(ع) عین این تشبیه آمده بود.
بعد به شدت تأثیر و قدرت فتح خیل خوبان حصار تقوا را توجه پیدا کرده که این حصار را به رخ این طائفه نمیتوان کشید. در این سپاه هر یک سوار به تنهائی قادر است که حصاری را فتح کند، احتیاجی به اجتماع و یورش دسته جمعی نیست" و واقعا جواب استاد به سوال من بی نظیر بو.
مخصوصا مثالشان و شعر حافظ
بسیاری خوبرویان در زندگی آدم هستند که انسان شیفته آنان میشود اما اگر از جنس مخالف باشند بازوی تقوا و پرهیز را نباید بهانه کرد هریک از این خوبرویان سوارانی هستند که به راحتی از حصار تقوا میپرند و داخل حصن دل انسان میشوند.
قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند
خواستم به یاران هشدار بدهم که بسیارند در اطرافمان متقیانی که گرفتار شدند ...جلوی هر چیزی را در ابتدا بگیریم بهتر و راحتتر است...اقایون و خانمهای مذهبی که از ارتباط اسمس و چت و غیره اجتناب نمیکنند هرچند بسیاری از مراجع هر گونه ارتباط با نامحرم را جایز ندانستند بدانند تقوایشان در این مساله نمیتواند خیلی یاریشان کند و قوه ی شهوت و جنسیت بالاتر است.
بدانند که 90 درصد افرادی که در دریا غرق شدند شناگران ماهری بودند...هرچه گفتند جلوتر نرو غرق میشوی صدای غریق نجاتها اثری نداشته و انان با خود میگفتند تاحالا تونستم بعد از این هم میتوانم....اما غرق شدند......پس فکر نکنند چون مومنند دچار گناه نمیشوند یا چون سنی دارند گرفتار شهوت و عشق نخواهند شد ...به صدای منادیان درون گوش بدهید و جلوتر نروید جلوی ضرر را هر جا بگیریم منفعت است.
بسیاری خوبرویان در زندگی آدم هستند که انسان شیفته آنان میشود اما اگر از جنس مخالف باشند بازوی تقوا و پرهیز را نباید بهانه کرد هریک از این خوبرویان سوارانی هستند که به راحتی از حصار تقوا میپرند و داخل حصن دل انسان میشوند.
قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش که در این خیل حصاری به سواری گیرند
خواستم به یاران هشدار بدهم که بسیارند در اطرافمان متقیانی که گرفتار شدند ...جلوی هر چیزی را در ابتدا بگیریم بهتر و راحتتر است...اقایون و خانمهای مذهبی که از ارتباط اسمس و چت و غیره اجتناب نمیکنند هرچند بسیاری از مراجع هر گونه ارتباط با نامحرم را جایز ندانستند بدانند تقوایشان در این مساله نمیتواند خیلی یاریشان کند و قوه ی شهوت و جنسیت بالاتر است.
بدانند که 90 درصد افرادی که در دریا غرق شدند شناگران ماهری بودند...هرچه گفتند جلوتر نرو غرق میشوی صدای غریق نجاتها اثری نداشته و انان با خود میگفتند تاحالا تونستم بعد از این هم میتوانم....اما غرق شدند......پس فکر نکنند چون مومنند دچار گناه نمیشوند یا چون سنی دارند گرفتار شهوت و عشق نخواهند شد ...به صدای منادیان درون گوش بدهید و جلوتر نروید جلوی ضرر را هر جا بگیریم منفعت است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰