شایانفر: ‌پشت پرده روزنامه همشهری در زمان کرباسچی چه کسی بود؟/ معطوف كردن نفرت ها به سمت دشمن خارجي؛ راهكاري براي تطهير شاه
کد خبر:۱۹۱۱۵۸
سلسله همايش‌هاي «جريان‌شناسي تاريخ معاصر» - 12؛ بخش سوم

شایانفر: ‌پشت پرده روزنامه همشهری در زمان کرباسچی چه کسی بود؟/ معطوف كردن نفرت ها به سمت دشمن خارجي؛ راهكاري براي تطهير شاه

مسؤول دفتر پژوهش های مؤسسه کیهان گفت: در آذر 57 كه همه توجهات به شخص شاه و اطرافیان او معطوف شده و نفرت از او و عوامل رژیم ایجاد شد، چاره‌ای جز این نبود که این نفرت به یک دشمن خارجی، خصوصا ...
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، حسن شايانفر در ادامه جلسه ششم از سلسله همايش‌هاي آموزشي «جريان‌شناسي تاريخ معاصر» كه تحت عنوان «جريان روشنفكري پس از انقلاب» به همت مؤسسه ولاء منتظر(عج) و با همكاري مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) قم و مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد، به بیان عملكرد جريان‌هاي روشنفكري پس از انقلاب پرداخت.

در ادامه اقداماتی که در آستانه انقلاب، از ماه‌های آذر تا بهمن 57، روزنامه‌ها و مجلات در راستای دستکاری افکار عمومی انجام دادند تا جبهه ملی بتواند با زیرکی رهبری مخالفان را از دست خمینی بیرون آورد؛ می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

مجله تهران مصور آقای بهنود در تاریخ 24/1/58 چنین آورده بود: تندروی مذهبیون به ضرر انقلاب است. افراطی‌ترین شعارها را همین جریان‌های مارکسیستی وابسته به غرب می‌دهند. توجه اینها به جریان‌های مذهبی و انقلاب است. جبهه دموکراتیک ملی راه درستی را پیموده است، همان جریان متین دفتری‌ها که شعارهای تندروی را خودشان می‌دهند.

دستگاه‌های اطلاعاتی موساد و ک.گ.ب و سی.آی.ای رسما در ایران سازماندهی می‌کنند

امثال این نوع جریان‌های موازی برای انحراف در مسیر مبارزه ملت، به وفور در آن ایام از طریق احزاب و رسانه‌ها و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم فعالیت می‌کردند، البته امروز جای پا عوض شده، دستگاه‌های اطلاعاتی در بیرون از مرزها، از قبیل سی.آی.اِی، موساد و ک.گ.ب. رسماً دارند این سازماندهی را انجام می‌دهند.

در زمان انقلاب عواملشان را می‌فرستادند که در ایران نقش ایفا می‌کرد، امروزه موسسات، سازمانها و کانون‌ها به نوعی برای جذب، شکار، آموزش و هر کاری برنامه‌ریزی می‌کند که منجر می‌شود به همان جنگ نرمی که اشاره شد.

انقلاب با اراده الهی و پیروی مردم از مرجعیت همه توطئه‌ها را از سر گذراند

نکته دیگر اینکه این سند بعد از 20 سال منتشر شد. (من روی این سند زیاد تاکید می‌کنم چون در کتاب «پهلوی‌ها به روایت اسناد» هم نیست). در جلد 3 این کتاب در صفحه 612 تا 615، نشان داده شده که در آن مقطع، خود رژیم در اتاق فکرش چگونه عمل می‌کرده است. انقلاب در برابر همه آن افکار و دستگاه‌ها با اراده الهی، رهبری امام، پیروی و حرف‌شنوی ملت از مرجعیت، همه توطئه‌ها و فتنه‌ها را از سر می‌گذراند.

من در جلسه‌ای که درباره استراتژی و ارتباط جمعی بود در بحث نشریات باید چه کار کنند؟ دو سند را می‌خوانم و نمونه‌هایش را هم مصداقی می‌گویم که می‌توان جای پای همین افراد را در داخل دید.

قرار است در روز تاسوعا و عاشورا تظاهراتی برگزار شود. رژیم می‌گوید ما چه کار کنیم؟ می‌گوید باید مشخصات این شرایط را در 4 مورد خلاصه کنیم: نفرت، احساس قدرت، امید به پیروزی و آینده بهتر بعد از پیروزی. حالا نفرت از چه کسی است و دشمن مشترک کیست؟ مردم از عوامل سران رژیم پهلوی نفرت دارند.

برای تطهیر شاه سعی شد نفرت‌ها را به سمت دشمنان خارجی معطوف کنند

در آذر 57، همه توجهات به شخص شاه و اطرافیان دولتی و لشکری شده است. یعنی می‌گوید آنها می‌ترسیدند در مجلات بگویند امام این کار را کرده و می‌گفتند تبلیغات طوری شده (در ادبیات نگارشی جلسات و صورتجلساتشان دیگر نمی‌توانستند تصحیح و اعتراف کنند) که نفرت از شاه و عوال رژیم ایجاد شده است.

حال باید این نفرت را چگونه عوض کنند؟ هیچ چاره‌ای جز این نیست که این نفرت و دشمنی بر روی دیگری منعکس شود. یک دشمن خارجی، به خصوص استعمارگران انگلیس، چندملیتی‌ها، آمریکا و اسرائیل. می‌گوید باید بگوییم این کار، کار انگلیسی هاست.

بعد از پیروزی انقلاب، بارها این روشنفکران می‌گفتند مگر می‌شود با آمریکا در افتاد؟ این انقلاب را انگلیسی‌ها حمایت کرده‌اند. وقتی می‌رفتی سفارت امریکا را می‌گرفتی، می‌گفتند نقش روس‌هاست. وقتی می‌رفتی حزب توده را می‌گرفتی، می‌گفتند نقشه امریکا و انگلیسی‌هاست. متاسفانه بعضی از جوانانی که در مطالعات عمیق نبودند، این تحلیل‌ها را باور داشتند.

انقلاب در کتاب «شنود اشباح» هم شرقی است هم غربی

کتاب «شنود اشباح» را بخوانید، می‌بینید انقلاب هم شرقی است و هم غربی. تمام اسنادی که بیرون منتشر و جمع بندی و نتیجه‌گیری کرده‌اند، گویای همین است. می‌خواستند یک جریان داخلی که دچار استحاله شده را درست کنند، ولی در جمع بندی، انقلاب را هم شرقی و هم غربی کردند.

شاه از جنایات ساواک بی‌خبر بوده است

می‌گوید باید این نفرت را از شاه برگردانیم و بگوییم انگلیس‌ها هستند و بعد یک دشمن داخلی و مرتبط با خارج در داخل محکوم شود. این دشمن داخلی چه کسی باشد؟ این دشمن داخلی ساواک است. یعنی بگوییم که این بلا را ساواک سر شاه آورده است. شاه مملکت خبر نداشت که ساواک این جنایت را می‌کند، لذا همان موقع ارتشبد نصیری را دستگیر می‌کنند، خیلی از این رفرم‌ها را انجام دادند که انقلاب را متوقف کنند.

برخی از ساده‌اندیشان ما در فضاهای دانشگاهی و حوزوی، (جریان‌هایی مثل جریان شریعتمداری که اسنادش هست) بعضی مواقع ایستادگی امام را تاب نمی‌آوردند و نمی‌خواستند همراه او شوند، ولی فضای غالب و حاکم در حوزه و مردم، در خدمت اندیشه امام بود.

این سند را دقت کنید، خیلی کلیدی است: مقصر در اشاعه فساد (ساواکی‌ها هم فساد می‌کردند و هم اخبار را خودشان منتشر می‌کردند) و همکاری برخی عناصر با خارجی‌ها، و درست کردن وقایعی مانند کرمان است؛ باید مسجد کرمان را آتش بزنیم و بگوییم دست خارجی هاست که در پایانش می‌گوید بالاخره جاوید شاه را در برابر قرآن و مسجد قرار دادند.
 
وجود ظلم، عامل تغییر تصویر شاهنشاه در ذهن مردم شد

سران رژیم در این سند اعتراف می‌کنند که حادثه کرمان یا سینما رکس آبادان و امثال اینها را رژیم به وجود می‌آورد تا افکار عمومی را از ماجرای مرگ بر شاه غافل کند، ولی هرچه اتفاقات بیشتری می‌افتاد، مردم بیشتر این چیزها را به خود شاه ربط می‌دادند و هوشمندانه این مسیر را دنبال می‌کردند. آنچه در تغییر شکل تصویر شاهنشاه در توده مردم موثر بود، اعمال قدرت نبود، بلکه وجود ظلم بوده است.

پیشنهادهایی که برای توقف روند انقلاب مطرح شد:

راه‌اندازی تعدادی ترور سیاسی

در آخر چند کار را پیشنهاد می‌دهند: 1- ترساندن مردم از این که قدرت در دست آنها نیست، بلکه در دست توده‌ای‌ها و اجنبی‌پرست‌هاست، در نتیجه ما باید این تبلیغ را دامن بزنیم؛ مثلاً آقای نخست وزیر، پنج شنبه یک جلسه محرمانه‌ای را تشکیل دهند و برنامه کمونیست‌ها را برای روز آینده اعلام کند که آنها خیال دارند در این روزها تعدادی ترور سیاسی بکنند، حتی به علما هم اعلام کنیم.

2- برنامه‌ریزی آتش سوزی در اماکن مقدس مشهد، قم و شیراز و... . خیال دارند در روز تاسوعا و عاشورا در دسته‌ها، وارد شوند، زیر کفن یا ابا به صورت مسلح به سوی سربازان تیر خواهند گشود، حتی مردم را هم خواهند کشت. باید بگوییم کسانی که در روز تاسوعا و عاشورا می‌آیند دنبال این هستند؛ هر چه توطئه را بزرگ‌تر جلوه دهیم بهتر است.

جلسه محرمانه خواهد بود ولی خبر آن را می‌توان به برخی علما داد و بگوییم که توده‌ای‌ها و کمونیست‌ها و طرفداران شوروی می‌آیند.

شعارهای سربازان در مقابله با الله‌اکبر مردمی

این در حالی بود که همه مملکت دست آمریکایی‌ها، غربی‌ها و انگلیسی‌ها است و کمونیست‌ها هم پایگاه مردمی ندارد. امام قبل از پیروزی همه اینها را گفته است. در برخوردها به خصوص شب‌ها که الله اکبر می‌گویند، سربازان بلندگو و کاست بیاورند و با شعارهای ملی - مذهبی و مرگ بر اجنبی با مردم مقابله کنند؛ شعارهایی مانند:

یا علی مرگ بر خوارج، الله اکبر مرگ بر توده ای، یا حسین مرگ بر اجنبی و می‌گویند که این شعارها را دامن بزنیم. البته اینها در اتاق‌ها می‌نشستند و انجام می‌دادند و نتیجه نمی‌گرفتند؛ چرا که افکار عمومی به بصیرت و آگاهی و پشتیبانی از امامشان رسیده بود.

پخش اعلامیه‌های تند کمونیستی در منازل

شعار، ما ارتش ایران توده‌ای نمی‌خواهیم، ما همه مسلمانیم توده‌ای نمی‌خواهیم، حسین حسین مظلوم توده‌ای را می‌کشیم، حسین حسین مظلوم اجنبی را می‌کشیم، پخش اعلامیه‌های تند کمونیستی جریان سیاسی‌ایست که رژیم شاه راه انداخته و امام هم تحلیل و پیش بینی می‌کند که این دست شاه است.

اعلامیه‌های تند کمونیستی چیست؟ نشریاتی زرورقی که در خانه‌ها می‌انداختند و صبح هرکس می‌آمد می‌دید در خانه یک روزنامه یا خبرنامه علیه رژیم انداخته‌اند، اما اسم نشریه چه بود؟ نوید! مدیر این نشریه، سردبیر وقت روزنامه کیهان، رحمان عاطفی بود. جانشین او هوشنگ اسدی و همسرش نوشابه امیری بود که بعد پیروزی انقلاب سردبیر مجله دنیا وابسته به حزب توده بود.

سندی در اول انقلاب منتشر شد که اسامی ساواکی‌های کیهان را افشا کرد؛ از جمله اسم هوشنگ اسدی در آنها بود. با نام مستعار حیدر مهرگان که مقالاتش در سال 58  هست. کار رسانه‌ها در آن سال‌ها فریب افکار عمومی بوده است.

الان در ماجرای حوادث اصلاحات ردپای همه آنهایی که جایزه گرفتند و حمایت شدند و در «صدای امریکا و بی.بی.سی» و در ماهواره‌ها مصاحبه می‌کنند، وجود دارد. در تحکیم وحدت و انجمن صنفی مطبوعات و کانون وکلا، نفوذ داشتند. مهاجرانی که وزیر این مملکت بود و معاونش آقای رمضان‌پور و «سینا مطلبی» که الان در بی.بی.سی فعالند، قبلا در نشریات اصلاح طلب بودند. این نفوذی‌ها بعد از جنگ به درون نظام راه یافتند.

کیهان به توده‌ای‌های متمایل به انگلیس سپرده می‌شود

شما یک‌باره می‌بینید سناتور مصباح‌زاده روزنامه کیهان را دست توده‌ای‌ها می‌دهد؛ اینها توده‌ای نیستند یعنی توده‌‌ای‌های متمایل به انگلیس‌اند، نه توده‌های مرتبط با شرق، لذا می‌بینیم غالب نویسندگان روزنامه کیهان که بعداً اخراج می‌شوند مانند مهدی صحابی، رحمان هاتفی، بزرگ جعفرپور، صالح نیکبخت، جواد طالعی، نوشابه امیری، فریدون گیلانی، علیرضا فرهمند بعد از انقلاب در تحریریه کیهان بوده‌اند.

پشت پرده روزنامه همشهری در زمان کرباسچی، فرهمندپور بود

بعد از پیروزی انقلاب قلم در دست دشمن است. در اسناد هست که سفیر می‌گوید کاش من در سفرم به ایران با فرهمندپور ناهاری بخورم. بعدها پشت صحنه روزنامه همشهری در دوران آقای کرباسچی همین آقای فرهمند است. پشت نشریه آقای سازگارا همین آقای فرهمند و دیگران هستند. هوشنگ اسدی و خانمش نیز با جمعی از کیهانی‌ها مجله گزارش فیلم را راه اندازی می‌کنند.

چرا رژیم پرتیراژترین روزنامه کشور را در اختیار کمونیست‌ها قرار داد

این جریان اصلاح طلبی وابسته به انگلیس و امریکا، در این سال‌ها وضعیتشان بهتر مشخص می‌شود. احسان طبری در کتاب «کج راهه» به این ماجرا اشاره می‌کند و می‌گوید باید بررسی کرد که چرا رژیم با وجود اینکه توده‌ای‌ها را می‌شناخت، سردبیر پرتیراژترین روزنامه کشور را در اختیار توده‌ای‌ها قرار داد؟ می‌خواست جریان نهضت را به سمتی ببرد که برای انقلاب چیزی باقی نماند.

نراقی، تئوریسین ساواک، رهبر تشکیلات سان

جریان دیگر، تشکیلات «سان» هست که ساواک آن را به رهبری احسان نراقی راه‌اندازی می‌کند. احسان نراقی همیشه مخالفانش را توده‌ای معرفی می‌کند. نراقی از عوامل برجسته غرب بود که سال‌های بعد از جنگ خاطرات زندانش (زندان اوین) را نوشت؛ وی از تئوریسین‌های ساواک بود. اسناد ارتباط او با دستگاه‌های اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی هم روشن شده و زندگینامه‌اش هم در مجموعه 45 جلدی نیمه پنهان منتشر شد.

تشکیلات سازمان آزادگان متحد را عناصری تشکیل می‌دهند که جای پایشان بعد از پیروزی انقلاب دیده می‌شود؛ افرادی چون مسعود بهنود، عبدالکریم لاهیجی، شاپور زندنیا و عده‌ای دیگر.

اینها سه هدف در برنامه‌شان اعلام کردند که هم در کتاب آمده و هم در اسناد ساواک وجود دارد؛ حفظ نظام شاهنشاهی، آزادی انتخابات، مبارزه با غرب و غرب‌گرایی می‌باشد. در سند اشاره می‌کند که خوب است یکی دو بار نشریه ما توقیف شود تا در افکار عمومی بیشتر جا باز کنیم. مبارزه با ارتجاع یکی از بندهای فعالیت‌های آن تشکیلات است.

برخی عناصری که در نهضت همراه امام بودند امروز بر خلاف مشی او حرکت می‌کنند

ارتجاع مدرسه فیضیه، همان چیزی است که رژیم از سال 42 به بعد همواره با حرکت امام در 15 خرداد مدرسه فیضیه به بعد دنبال آن بوده و به عنوان یک موضوع تبلیغاتی در دستور کار داشته است؛ یعنی مبارزه با روحانیت آن هم نه روحانیت سازش کار یا روحانی که درک مسائل سیاسی نداشته؛ نه، با آن روحانی بالنده‌ای مثل امام (ره) و جریان مرتبط با امام، شخصیت‌هایی مثل سعیدی‌ها و غفاری‌ها که قربانی می‌شوند به شهادت می‌رسند. زندانی‌ها و تبعیدی‌هایی مثل مقام معظم رهبری، بهشتی، آقای هاشمی و... .

آن موقع همه اینها در آن حوزه بودند و در تاریخ مبارزات و فعالیت‌ها در کنار امام و نهضت قرار داشتند، اما متاسفانه بخشی از آن عناصر، امروز خلاف مشی امام گام برداشتند و مسير دیگری را انتخاب کردند.

مطبوعات بعد از انقلاب

بعدها پرداختن به این تشکیلات و مبارزه با ارتجاع را در مطبوعات می‌بینید، این مطبوعات بعد از انقلاب است. 12 گروه مارکسیستی و 36 گروه کشاورزان، کارگران، کارمندان از میتینگ چریک‌های فدایی پشتیبانی کردند. معلوم نیست این گروه‌ها متشکل از چه کسانی هستند! قلم‌زنان این نشریات کسانی‌اند که در مطبوعات سلطنت طلب رژیم پهلوی فعال بوند.

اسامی بعضی از نشریه‌های آن زمان در تیر 58 عبارتند از آرمان، (ارگان سازمان جوانان و دانشجویان دموکرات)، اتحاد، (ویژه کارگران)، دهقانان، (وابسته به حزب توده)، آذرخش، (ارگان دانش‌آموزان دموکرات)، آزادی، (ارگان جبهه دموکراتیک ملی)، اندیشه آزاد، (کانون نویسندگان)، بیداری زن، (نشریه جمعیت بیداری زنان)، برابری، (ارگان زنان و جبهه ملی) و طوفان و... که همه طوفان و گرد وخاک است و به این مطبوعات نمی‌رسد. اینها کسانی هستند که با آرمان‌های مردم، مرتبط نیستند.

پیام تاریخی امام از تجزیه کشور جلوگیری کرد

حال چگونه انقلاب این مراحل را طی می‌کند؟
در مرداد 58 مناطقی مثل پاوه، آذربایجان و در مناطق خوزستان گروه‌هایی مثل خلق عرب، خلق بلوچ، خلق کرد و... تجزیه ایران را هدف قرار می‌دهند که قربانیان آن بخشی از جوانانی هستند که ستم شاه آنها را عقب نگه داشته و از عمق این مسائل اطلاع ندارند. مرداد 58 با پیام تاریخی امام به شهید چمران و مقاومت یاران انقلاب از حوادث جلوگیری می‌شود.

ماجرای تلخ بعد از اصلاح قانون مطبوعات

از آن به بعد با قانون مطبوعات شورای انقلاب، قانون مطبوعات تغییر پیدا کرد و بسیاری از مطبوعات رژیم پهلوی که صاحبانش نمایندگان مجلس شاه هستند، تعطیل می‌شوند. از این مرحله به بعد شاهد تلخی ماجرای دیگری هستیم.

بخشی از این نیروها در ذیل فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی و براندازانه‌شان در کنار حزب خلق مسلمان، آیت اله  شریعتمداری و نشریه‌اش قرار می‌گیرند، اسنادش هم وجود دارد.

فضا سازی مطبوعات در سال 57

شما مطبوعات 21 و 22 فروردین 57 را ملاحظه کنید که تیترها چگونه فضاسازی می‌کنند مانند؛ تحصیل‌کرده‌های بیکار آبادان متحصن شدند، تظاهرات و درگیری در مقابل دادگستری، یا برای ما کار تهیه کنید یا وام بیکاری دهید، داوطلبان تحصیل‌کرده خارج از کشور دست به اعتصاب زدند، بدهکاران وام مسکن فردا در استادیوم امجدیه اجتماع می‌کنند و ... . روزنامه‌ها اینچنین فضای سیاه و تیره‌ای را ترسیم می‌کنند تا اساس انقلاب را زیر سوال ببرند.

دکتر پیمان از اندیشه‌های رادیکالی تا ضد انقلاب

کودتاهایی در آن ایام کشف شد، مثل کودتای شهید نوژه در سال 59 و حوادثی از این دست که انقلاب از آنها گذر کرده است. جریانی با موضع افراطی‌طلبی به نام جنبش مسلمانان مبارز و نهضت آزادی می‌آید و بیانیه می‌دهد که در آینده این جنبش نقش دکتر پیمان را افشا می‌کند.

دکتر پیمان می‌گفت: چرا امیر انتظام را محاکمه می‌کنید، باید کل دولت موقت را با هم محاکمه کنید، من به جمهوری اسلامی برای این رای می‌دهم که امام ضد امریکایی است. با وجود این مواضع رادیکالی بعدها می‌بینید در کنار عبدالعلی بازرگان در دانشگاه‌ها میزگرد می‌گذارد و در کنار همه به فعالیت‌های سیاسی علیه انقلاب می‌پردازد.

آن موقع فضای سیاسی دست جریان التقاط افتاد؛ جریان جنبش مسلمان و مجاهدین خلق فعال شدند، گروه‌ها و جریان‌های حزب توده در فضای به اصطلاح سیاسی که فراهم شده بود به فعالیت‌های خود ادامه می‌دادند.
 
پایان
پربازدیدترین آخرین اخبار