کد خبر:۱۹۱۶۸۸
تأملي بر سبك زندگي پيامبر(ص)
تنظيم اوقات پيامبر(ص) در منزل به چه صورت بود؟/ شيوه رسولالله (ص) در همراهي كردن با سايرين
هر كس پيامبر(ص) را بخواهد و به آن حضرت نظر بكند، حضرت را مييابد چون حقيقت وجود مقدس ايشان در جان هر انساني کاشته شده است و...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ هركس كه پيامبر(ص) را بخواهد و نظر به آن حضرت بكند، حضرت را مييابد چون حقيقت وجود مقدس پيامبر(ص) در جان هر انساني کاشته شده است و در واقع با توجه به پيامبر و فضائل آن حضرت يک نحوه يادآوري براي ما پيش ميآيد.
عمده آن است که متوجه باشيم تا پاي خودبينيها و منيتها در ميان است آن آشناي جان ظاهر نميشود، ولي اگر به جاي نظر به خود، نظر را متوجه وجود نوري پيامبر(ص) کرديم و موجب جلب نظر مبارک آن حضرت شديم، نظر مبارک پيامبر(ص) به جان هر انسان موجب به خودآمدن او خواهد شد.
جايگاه زن از منظر پيامبر(ص)
روش پيامبر (ص) در قبال غذا و خواب «قناعت» است و شيوه ايشان در برابر زنان «كرامت» است، همان نگاهي كه خدا به انسانها دارد، پيامبر(ص) هم همان نگاه را دارند.
شيطان و انسانهاي شيطاني نگاه پستي نسبت به زن دارند و برعكسِ نظر آنها؛ نظر پيامبر(ص) است، که نظر خاصي بر نساء دارند. اين نظر همان نظر كريمانهاي است كه خداوند بر همة انسانها دارد، محترمشمردن آن نوع از انسان كه مادر همة انسانها است، انساني از جنس زن.
وجوه تشابه زن با رسول الله
زن تشابه زياي به حق دارد، از اين لحاظ كه خداوند از يك زاويه منشأ عالم و امّ هستي است، پيامبر(ص) نيز از زاوية ديگري انگيزة خلقت عالم و امّ هستي ميباشد و زنان هم از نظر مسير خلقت انسانها ظهور امّيت الهي در هستي ميباشند، همة انسانها از زنان هستند و كرامت انسان به كرامت زنان است.
از اينجاست كه ميبينيد پيامبر(ص) ميفرمايند: «حُبِّبَ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا ثَلَاثٌ،النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ» [1] براي من پسنديده شده از دنيا سه چيز: زنان، و بوي خوش، و نور چشم من در نماز است.
در نگاه آلودة امروز دنيا به اسم احترام به زنان آنها را بازي ميدهند و هستة توحيدي خانواده را مضمحل ميکنند، تا ديگر نه زن، زن باشد و نه مرد، مرد. در حالي که تمام دستورات اسلام در مورد زنان در راستاي حفظ کرامت آنان است. [2]
قلبتان را در معرض شوق به پيامبر(ص) قرار بدهيد، مثل چشمي است كه در معرض نور قرار دادهايد، ديگر لازم نيست به نور بگوييد كه بدرخشد، چراكه جنس نور، درخشيدن است.
عالم ايجاد شد تا بستر ظهور نور رسول خدا (ص) باشد
پيامبر(ص) مقام «لَوْلاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلاك»[3] است، و خداوند به آن حضرت خطاب فرمود: اگر تو نبودي، افلاک را نميآفريدم؛ به اين معني که خداوند در خلقت عالم نظر به نور پيامبر(ص) داشت و بر اساس ظهور مقدس او عالم ايجاد شد تا بستر ظهور نور رسول خدا(ص) باشد، لذا نور وجود مقدس حضرت است که به تمام موجودات معني ميدهد و جايگاه هرچيزي را تعيين ميکند.
هر اندازه انسانها از آن حضرت فاصله بگيرند گرفتار پوچي و افسردگي و بيهويتي ميشوند، و عملاً معني خود را گم ميکنند.
رعايت شريعت محمدي(ص) وسيلة جذب آن نور مبارک است. شريعت اسلام آمده است تا ما را به مقام تعادل اَحديِ محمّدي(ص) نزديك كند و از اين طريق به همة زندگي ما معني ببخشد، به طوريكه در هنگام ذکر صلوات لازم است ذات مقدس رسولخدا«صلی الله علیه و آله» و اهل بيت طاهرينش«علیهم السلام» را مدّ نظر داشته باشيم،
چگونگي راهرفتن و نظرکردن حضرت (ص)
وقتي به حركت درميآمدند با قدرت قدم بر ميداشتند، در حال حركت كمي متمايل حركت ميكردند، با وقار و سريع راه ميرفتند، گويا در سرازيري به سمت پايين در حركتند.
هنگامي كه به چپ و راست رو ميكردند با تمام بدن به آن سو رو ميكردند، چشمانشان به زير افتاده بود و نگاهشان به زمين طولانيتر از نگاهشان به آسمان بود، معمولا خيره خيره نگاه نميكردند، به هر كس ميرسيدند، سلام ميكردند.
چگونگي برخورد پيامبر(ص) با سايرين
آن حضرت پيوسته محزون و هميشه در فكر بودند، آسايش و راحتي نداشتند، در جايي كه نياز نبود سخن نميگفتند. گفتارشان سنجيده و كامل بود، نه زياده سخن ميگفتند و نه كم، كلامشان متين بود، زشت و سبك صحبت نميكردند.
نعمت و محبّت ديگران هر چند كم، در نظرشان بزرگ بود و چيزي از آن را مذمّت نميكردند، از طعم غذا، نه تعريف ميكردند و نه اظهار ناراحتي ميكردند.
دنيا آن حضرت را عصباني نميكرد، و وقتي پاي حقّ در ميان بود كسي ايشان را نميشناخت و چيزي در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اينكه حقّ را پيروز گردانند، براي اشارهكردن با تمام دست اشاره ميكردند و در هنگام تعجّب دست خود را برميگرداندند، و در هنگام صحبت دست راست را به دست چپ نزديك كرده و با شست راست خود به كف دست چپ ميزدند، و در هنگام غضب چهره خود را با ناراحتي برميگرداندند، و در هنگام خوشحالي، چشم به زير ميانداختند، بيشتر خندهشان تبسّم بود، بسيار زيبا لبخند ميزدند و در هنگام خنده دندانهاي سفيدشان هويدا ميشد.
سبك رفتاري حضرت محمد(ص) در خانه
امام حسين (ع) فرمودند: از پدرم (ع) درباره نحوة ورود حضرت رسول(ص) سؤال كردم، پدرم فرمودند:
تنظيم اوقات پيامبر(ص) به چه صورت بود؟
وقتي به منزل ميرفتند وقت خود را سه قسمت ميكردند، يك قسمت براي خداوند، يك قسمت براي خانواده و يك قسمت نيز براي خود.
سپس قسمت خود را بين خود و مردم تقسيم ميكردند؛ اوّل خواصّ وارد ميشدند و پس از آن ساير مردم و چيزي از آن را نسبت به ايشان دريغ نميفرمود، و در مورد قسمت امّت، روش آن بزرگوار اينگونه بود كه اهل فضل را با اجازهدادن به آنها به اندازه فضلشان در دين، بر ديگران ترجيح ميدادند.
پاداش رساندن نياز نيازمندي كه قادر نيست نياز خود را به حاكم برساند؟
بعضي از آنان، يك حاجت داشتند، بعضي دو حاجت و بعضي بيشتر، پس به آنها ميپرداختند و آنان را نيز- به آنچه كه باعث اصلاحشان و اصلاح امّت بود، از جمله با جوياشدن از احوالشان و نيز گفتن مطالب لازم- مشغول ميكردند.
حضرت ميفرمودند: افراد حاضر به افراد غائب ابلاغ كنند و هر كس به من دسترسي ندارد، حاجتش را به من برسانيد؛ زيرا هر كس نياز نيازمندي را كه خود قادر نيست نياز خود را به حاكم برساند، در نزد حاكم مطرح نمايد، خداوند او را در قيامت ثابت قدم خواهد فرمود.
سبك رفتاري حضرت(ص) در بيرون خانه
حضرت فرمودند: درباره خروج رسول اكرم(ص) و اينكه پس از خارج شدن چه ميكردند، از پدرم سؤال كردم. فرمودند:
رسول اكرم(ص) زبان خود را، جز در مواردي كه به ايشان مربوط ميشد، حفظ ميكردند، در ميان مردم تحبيب قلوب ميكردند و آنان را از خود نميراندند، كريم و بزرگ هر قومي را رئيس آنان قرار ميدادند، از مردم بر حذر بودند بدون اينكه خوشرويي خود را از آنان دريغ كنند.
از اصحاب خود سراغ ميگرفتند و تفقّد ميفرمودند و از مردم در مورد مسائلي كه بين خود مردم بود سؤال ميكردند.
بدون افراط و تفريط، نيكي را تحسين و تأييد، و بدي را تقبيح و بيارزش ميكردند. ميانهرو و يكسان بودند، هيچ گاه غفلت نميكردند مبادا كه مردم غفلت كنند يا خسته شوند، در حقّ كوتاهي نميكردند، و از حقّ تجاوز نميكردند.
اطرافيان حضرتش از بهترين مسلمانان خيّر بودند، و برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت کسي بود كه خيرش به همه ميرسيد، و هركس نسبت به ديگران بهتر همدردي و كمك ميكرد نزد آن حضرت مقام و منزلتي بزرگتر داشت.
سبك رفتاري حضرت(ص) در يك مجلس
امام حسين (ع) فرمودند: در مورد نشستن حضرت سؤال كردم؟ فرمود:
در نشستن و برخاستن به ذكر مشغول بودند.
در اماكن عمومي اقامت نميكردند و از اين كار نهي ميفرمودند، هر وقت به مجلسي وارد ميشدند، در آخر مجلس مينشستند و همواره به اين كار دستور ميدادند.
با همنشينان خود يكسان برخورد ميفرمود تا كسي گمان نبرد كه ديگري نزد آن حضرت گراميتر است، هركس با آن حضرت همنشين ميشد حضرت در مقابل او آن قدر صبر ميكردند كه اوّل خود او بلند شود و مجلس را ترك كند.
هركس از آن حضرت حاجتي ميخواست يا با دست پر برميگشت يا در جواب، گفتاري نرم و ملايم دريافت ميكرد، خلق و خوي ايشان شامل حال همه بود، براي مردم همچون پدري مهربان بودند.
مجلس ايشان، مجلس حلم، حياء، صداقت و امانت بود، صدا در آنجا بلند نميشد و از نواميس و احترامات افراد هتك حرمت نميگرديد و لغزش كسي بازگو نميشد، همه از روي تقوي با هم برابر و به هم پيوسته و متواضع بودند، افراد بزرگتر را احترام ميكردند و به اطفال مهرباني مينمودند و افراد حاجتمند را بر خود ترجيح داده و افراد غريب را پناه ميدادند.
سبك رفتاري حضرت(ص) با همنشينان
پرسيدم: رفتارشان با همنشينان خود چگونه بود؟ فرمودند:
دائما خوشرو و ملايم و خوشبرخورد بودند. سختگير و خشن، داد و فرياد كن و بد زبان نبودند، نه عيبجوئي ميكردند و نه حمد و ثناي كسي را ميگفتند، در مقابل آنچه كه دوست نميداشتند، خود را به غفلت ميزدند و به روي خود نميآوردند، كسي از ايشان نااميد نميشد و آرزومندانشان محروم نميشدند.
سه كار را كنار گذاشته بودند: «مراء و مجادله»، «پرحرفي» و «گفتن حرفهاي بيهوده و آنچه به ايشان مربوط نميشد». سه كار را در مورد مردم انجام نميدادند: «كسي را مذمّت و تقبيح نميكردند»، «لغزشها و مسائل پنهاني افراد را دنبال نميكردند» و «هيچوقت حرفي نميزدند مگر جايي كه اميد ثواب داشتند».
وقتي صحبت ميكردند همه ساكت بودند و كسي كوچكترين حركتي نميكرد و هرگاه سكوت ميفرمود، ديگران صحبت ميكردند. در حضور ايشان، مجال سخن گفتن را از يك ديگر نميگرفتند، اگر كسي در خدمت آن حضرت صحبت ميكرد، بقيه سكوت ميكردند تا سخن او تمام شود بعد به كلام اوّلشان بر ميگشتند.
نحوه همراهي كردن پيامبر (ص) با سايرين
به هر چه ديگران را ميخندانيد حضرت ميخنديد، و از هر چيز كه ديگران تعجّب ميكردند تعجّب ميفرمود.
در مقابل افراد غريبي كه از روي خشونت و تندي سوال ميكردند و حرف ميزدند، حتّي اگر اصحاب آن حضرت در صدد بودند كه اين افراد را از خود برانند، حضرت ميفرمودند: وقتي حاجتمندي را ديديد كه در پي برآوردن نياز خويش است او را كمك كنيد و حمد و ثناي افراد ضعيفالايمان و منافق را نميپذيرفتند، و كلام كسي را قطع نميكردند، مگر زماني كه خود قطع كند يا وقت بگذرد كه در اين صورت كلامش را يا با نهي كردن و يا برخاستن از مجلس قطع ميكردند.
حكمت سکوت پيامبر (ص)
امام حسين(ع) فرمودند: درباره سكوت رسول خدا (ص) سؤال كردم، پدرم فرمودند:
سكوت آن حضرت در چهار مورد بود: حلم و بردباري، حذر و احتياط، سنجش و اندازهگيري، و تفكّر. امّا سنجش و اندازهگيري در يكسان نگاه كردن به مردم و يكسان گوشدادن به سخنهاي آنان، و تفكّر آن حضرت در امور باقي و امور فاني بود، حلم و بردباري را در عين شكيبائي و صبر دارا بودند، چيزي آن حضرت را عصباني نميكرد و از كوره به در نميبرد و در چهار مورد با دقّت و احتياط رفتار ميكردند: انجام كارهاي نيك، تا ديگران به آن حضرت تأسّي كنند، ترك كارهاي قبيح، تا ديگران نيز ترك كنند، كوشش و دقّت نظر در اصلاح امّت خويش و اقدام به كاري كه براي همه داراي خير دنيا و آخرت بود، درود خدا بر او و خاندان پاكش باد.
پينوشت:
1- «بحار الأنوار»، ج73 ، ص 141.
2- به نوشتار «عوامل بحران خانواده و راه نجات از آن» رجوع شود.
3- «بحار الأنوار»، ج16، ص405.
4- «عيون أخبار الرضا «علیه السلام» »، ج1، ص 319.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰