ميزگرد دانشجويي نقد و بررسي عملكرد دانشگاه آزاد - 1
کد خبر:۱۹۲۱۲۸
ميزگرد دانشجويي نقد و بررسي دانشگاه آزاد - 2
دانشجو اقدامات خود را زود رسانهاي كرد / بسيجدانشجويي در دوران گذشته دانشگاه آزاد دستتنها بود / تشكلهاي مختلف حتي با مجوز موفق به فعاليت در دانشگاه آزاد نشدند
چند تن از فعالان دانشجويي دانشگاه آزاد در ميزگردي به بررسي وضعيت و آسيب شناسي اين دانشگاه و عملكرد تشكل هاي دانشجويي آن پرداختند.
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، ميزگرد دانشجويي با هدف بررسي عملكرد و نقش دانشگاه آزاد در فضاي علمي كشور و فعاليت تشكل هاي دانشجويي در آن با حضور مسئولان بسيج دانشجويي واحدهاي مختلف اين دانشگاه در «خبرگزاري دانشجو» برگزار شد.
در اين نشست محمد حسين پركره، مسئول بسيج دانشجويي واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد؛ سيد سبحان سيد عباسي، مسئول بسيج دانشجويي دانشكده داروسازي دانشگاه آزاد؛ حميد سطوتي، مسئول بسيج دانشجويي واحد تهران جنوب دانشگاه آزاد و علي نورايي، مسئول سياسي بسيج دانشجويي واحد تهران مركز دانشگاه آزاد اسلامي حضور داشتند.
آنچه در ادامه مي خوانيد بخش دوم اين نشست دو ساعته در اين خبرگزاري است.
«خبرگزاري دانشجو» - عملكرد آقاي جاسبي و دانشجو را در حالت مقايسهاي چطور ارزيابي مي كنيد؛ البته شايد با توجه به گذشت زمان نه چندان زياد از مديريت آقاي دانشجو، اين مقايسه درست نباشد، اما وي گامهايي را در اين زمينه برداشته و برنامهها و سياستگذاريهايي را تعريف كرده است، با توجه به اين امر، روند حركت و مسيري را كه قرار است دانشجو در پيش بگيرد، چطور ميبينيد؟
نگاه بسيج دانشجويي در انتصابات دانشگاه ازاد به عنوان يك نهاد انقلابي مورد توجه قرار گيرد
پركره: اين قياس از اصل باطل است؛ زيرا سبقه مديريتي آقاي جاسبي 30 سال بوده، در حالي كه دوران مديريت مدير جديد هنوز به سه ماه نميرسد.
تفاوت عمدهاي كه مديريت آقاي دانشجو با آقاي جاسبي دارد در چيدمان مديران است؛ به طوري كه آقاي دانشجو ارتباط نسبي، سياسي و جناحي را در اين چينش مورد توجه قرار نميدهد.
بنده به عنوان يكي از مسئولان بسيجي، بيشترين نقد را به آقاي جاسبي داشتم؛ در حوزه فرهنگ بزرگترين نقد من اين بود كه ميتوان در بحث حجاب سازماندهي داشت؛ چرا كه نگاه فرهنگي طولاني است و نياز به مطالعه دارد.
در همين مدت كوتاه مديريت آقاي دانشجو، شايستهسالاري ملاك قرار ميگيرد؛ البته با توجه به اينكه خيلي بيعدالتيها در گذشته شده است، از آقاي دانشجو انتظار مي رود مانع ادامه آن شود؛ وي با شعار فرهنگ و علم وارد دانشگاه آزاد شد، بنابراين انتظار است كه اين ادعاها در حد شعار باقي نماند؛ زيرا تحول فرهنگي نيازمند تغييرات فرهنگي است.
هنوز در برخي از دانشگاهها معاونان فرهنگي تغيير نكردهاند، ولي اگر ميانگين بگيريم مديران مختلفي از دانشكده هاي دانشگاه آزاد تغيير كرده اند؛ به اين ترتيب شعار با عمل نبايد فاصله زيادي داشته باشد؛ زيرا تعارضي به وجود ميآورد كه نتيجه معكوس خواهد داشت.
شايسته سالاري در دانشگاه آزاد به خوبي ديده ميشود و تغيير و تحولات براي رفع بيعدالتي انجام ميگيرد.
نگاه بسيج دانشجويي به عنوان يك تشكل دقيق فرهنگي بايد در بحث انتصابات، هيئتهاي علمي، اساتيد و كارمندان به عنوان يك نهاد انقلابي مورد توجه قرار گيرد.
«خبرگزاري دانشجو» - پيش بيني شما از برنامهها و سياست هايي كه تا به حال دكتر دانشجو ارائه دادهاند، چيست؟
پركره: به نظرم آقاي دانشجو اقداماتي كه قصد انجام آن را داشت زود رسانهاي كرد؛ اين در حالي است كه خيلي مواقع رسانهاي كردن اقدامات روند پيشرفت را كند ميكند؛ چون در حين اجراي آن با خيلي موانع مواجه ميشوند، مثلاً در مسئله كاهش شهريهها كه جرات زيادي ميخواست، آقاي دانشجو خوب وارد شد.
دانشجو اقداماتي كه قصد انجام آن را داشت زود رسانهاي كرد
البته آقاي دانشجو به تنهايي كاري پيش نخواهد برد و دولت، مجلس، مردم، دانشجويان و بسيج دانشجويي همه بايد دست به دست هم دهند تا بتوان به اهداف دست يافت؛ به اين ترتيب با توجه به شعارهايي كه داده ميشود آينده دانشگاه آزاد آينده درخشاني خواهد بود.
سيدعباسي: در زمان آقاي جاسبي بعضي بيعدالتيها در انتصاباتي كه در مديريت دانشگاه و يا به عنوان معاون فرهنگي سازمان مركزي انجام ميگرفت، ديده ميشد كه اميدواريم اين روند حركتي در كار دكتر دانشجو مشاهده نشود؛ زيرا شروع اين روند از سوي دكتر جاسبي باعث آغاز انتقادات مختلف از جمله بسيج دانشجويي عليه وي شد.
انتظار ميرود در حيطه مديريتي دانشگاه آزاد و سازمان مركزي افرادي قرار بگيرند كه لياقت آن منصب را داشته باشد.
زمان آقاي جاسبي به ديد ديگري به بسيج دانشجويي نگريسته ميشد كه اميدواريم اين نگاه در زمان آقاي دانشجو تغيير كند.
شعارهاي دانشجو بيشتر از جاسبي بوي تفكرات انقلابي ميدهد
سطوتي: چون زمان كمي از روي كار آمدن آقاي دانشجو مي گذرد، نميتوان زود نتيجه گيري كرد، اما وي تا الان اقداماتي را انجام داده كه خوب بوده و قدمهاي خوبي برداشته است.
يك نمونه آن كم شدن شهريه دانشجوهاست، بخصوص در مورد خانوادههاي شهدا و جانبازان كه البته تا تحقق كامل آن نمي توان نتيجهگيري كرد؛ شعارهاي دانشجو بيشتر از شعارهاي جاسبي بوي تفكرات انقلابي حضرت امام (ره) را ميدهد.
اكنون، فرصت خوبي است و بايد به دكتر دانشجو به فرصت داد تا شعارهاي خود را محقق كند؛ در خصوص جابهجايي يكسري از روسا و مديران دانشگاه آزاد نيز اقدامات قابل تقديري انجام شده و جابهجاييهاي خوبي صورت گرفته است.
به عنوان مثال هفته گذشته دكتر شمس به عنوان رئيس دانشكده تهران جنوب منصوب شد؛ وي در زمان آقاي جاسبي در حد يك استاد و عضو هيئت علمي دانشگاه رشته حقوق بود؛ اين در حالي است كه دكتر شمس توانمنديهاي زيادي داشته و در جلسات بسيج و هيئتهاي مذهبي شركت مي كند؛ به نظرم اين نوع انتخاب يعني اينكه آقاي دانشجو به كيفيت و سابقه افراد توجه خاصي دارد و انشاالله با اين اقدامات، آينده روشني براي دانشگاه آزاد ميبينم.
بازديدهاي سرزده از واحدهاي مختلف صورت مي گيرد، خصوصاً دانشگاههاي دورافتاده كه قابل تحسين است؛ همچنين ارتباطي كه با بسيج دانشجويي برقرار، و پالسهايي كه از سوي روساي فعلي صادر ميشود، مي تواند تعاملات خوبي را شكل بدهد؛ به اين ترتيب بسيج ميتواند قسمتي از نيروي مخلص خود را در اختيار دانشگاه آزاد قرار دهد كه اميدواريم كيفيت هم به سطح كميت برسد.
فشارهاي سياسي و بيروني، دانشگاه آزاد را در دوران جاسبي به حاشيه راند
نورايي: من عملكرد آقاي جاسبي را به عنوان مدير اول دانشگاه و پايه گذار آن موفق ارزيابي مي كنم؛ اين طبيعي است كه بعد از گذشت 30 سال بدنه مديريت يك مجموعه تغييراتي داشته و افت هايي كرده كه اميدواريم آقاي دانشجو بتواند به عنوان يك مدير جديد و تازه نفس دانشگاه را جلوتر برند.
درخواستمان از دكتر دانشجو به عنوان يك دانشجوي دانشگاه آزاد اين است كه تصميمات را طبق مقتضيات و احتياجات دانشگاه بگيرند نه بر مبناي فشارهاي سياسي و جوهاي بيرون دانشگاه؛ چرا كه جوسازيهاي بيروني، دانشگاه آزاد را در زمان مديريت قبلي به حاشيه كشاند و به اين ترتيب دانشگاه آزاد از فضا و وظايفي كه به عهدهاش بود، خارج شد.
اميدواريم در دوره مديريت جديد، با حمايتهايي كه از دكتر دانشجو ميشود، دانشگاه آزاد چنين رويكردي نداشته باشد و بتواند در حوزه تخصصي خودش و بر مبناي وظايف و تكاليفي كه به عهدهاش است، به يك نماد موفق از دستاوردهاي انقلاب اسلامي تبديل شود.
«خبرگزاري دانشجو» - فعاليت تشكلهاي دانشجويي در دانشگاه آزاد با چه موانعي روبرو است؟ اساساً تفاوت فعاليت تشكل هاي دانشجويي در دانشگاه آزاد با دانشگاه هاي دولتي چيست؟ فعاليت بسيج دانشجويي در دانشگاه آزاد چگونه بوده است؟
پركره: به نظرم اجر دانشجويان بسيجي دانشگاه آزاد مقداري از دانشجويان دانشگاه هاي دولتي در درگاه خداوند بالاتر است.
بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد را جدي نگرفتهايم
دانشجوي بسيجي كه در دانشگاه آزاد تحصيل و فعاليت ميكند، براي تحصيل خود شهريه پرداخت مي كند، براي پرداخت شهريه اش مجبور است سر كار برود و براي دفاع از آرمان ها و انقلابش هم در بسيج فعاليت ميكند؛ البته امكاناتش با دانشگاه هاي دولتي متفاوت است، لذا از جيب هم بايد هزينه كند.
البته يك مقدار هم خودمان بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد را جدي نگرفتهايم، در دوران گذشته كار كردن در دانشگاه آزاد به عنوان مسئول بسيج يك دغدغه بود، يعني مسئول بسيج آن گونه كه در دانشگاه دولتي كار مي كرد، نميتوانست در دانشگاه آزاد كار كند و هزار مانع از باب فرهنگي وجود داشت، نه اينكه صرفاً شخصي يا كسي مانع از انجام كار شود، بلكه نگاه نگاه فرهنگي نبود، بنابراين با توجه به اينكه ما هم نمي خواستيم موازي كاري كنيم، ميديديم خود دانشگاه آزاد در مسيرهاي علمي حركت ميكند و لزومي ندارد ما در اين مسير حركت كنيم، لذا وقتي ديديم در فضاي فرهنگي هيچ حركتي نميشود، تصميم گرفتيم در فضاي فرهنگي حركت كنيم.
بسيج دانشجويي در دانشگاه آزاد در دوران گذشته دست تنها بود
احساس ميكنم مديران آينده نظام از دانشگاه آزاد برآمده باشند؛ البته برخي از مديران فعلي هم در دانشگاه آزاد تحصيل كردهاند و امروز در عرصههاي كليدي نظام موفق عمل مي كنند، لذا اين نگاه بايد نسبت به بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد اصلاح شود.
بسيج دانشجويي در دانشگاه آزاد در دوران گذشته دست تنها بود، در دانشگاه دولتي نهاد نمايندگي داريم حتي در برخي از دانشگاهها حراست هم كار فرهنگي ميكند، اما در دانشگاه آزاد به هيچ تشكلي اجازه كار فرهنگي داده نمي شود و حتي نگاه دفتر فرهنگ در دانشگاه آزاد به فرهنگ هم، بعضاً متفاوت است.
اگر در برخي مواقع بسيج دانشجويي از مواضع خود قدري كوتاه ميآمد، ميگفتند بسيج را هم تعطيل كنيد؛ به خاطر همين بود كه هميشه تنش در دانشگاه آزاد بين مسئولان بسيج و مسئولان دانشگاه بالا بود، اما در حال حاضر نگاهها متفاوت شده و تشكلهاي مختلفي راه اندازي گرديده و تشكلهاي سياسي وارد كار شده اند.
«خبرگزاري دانشجو» - چه تشكل هاي دانشجويي به غير از بسيج در دانشگاه آزاد فعاليت مي كنند؟
نورايي: عملاً خود تشكلها به دليل عدم درك درست از فضاي دانشگاه آزاد موفق به فعاليت در آن نشدند و تنها مديران دانشگاه آزاد در اين زمينه مقصر نبودند؛ به عنوان مثال جامعه اسلامي دانشجويان، انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل، جنبش اعتدال اسلامي و آقاي طبرزدي با وجود اينكه مجوز گرفتند، اما در اين زمينه شكست خوردند.
تشكلهاي دانشجويي مختلفي به دليل عدم درك درست از فضاي دانشگاه آزاد موفق به فعاليت در آن نشدند
مهمترين دليل آن هم اين بود كه فضاي بومي دانشگاه آزاد و تفاوتهاي مقتضياتي-محيطي دانشجويان را درك نمي كردند.
دانشجويان دانشگاه آزاد در كنار كار تشكلي هم بايد كار كنند و هم خوب درس بخوانند، بنابراين تشكل هاي دانشجويي با نگاهي كه به فعاليت تشكلها در دانشگاه دولتي داشتند، موفق نشدند با بدنه دانشجويي دانشگاه آزاد ارتباط برقرار كنند و بدنه، آنها را پس زد؛ زيرا آنها نگاه درجه دومي به دانشجويان دانشگاه آزاد داشتند و صرفاً ميخواستند از آنها به عنوان يك نيروي پياده نظام استفاده كنند، به همين دليل بدنه دانشجويي دانشگاه آزاد در يك فرايند طبيعي همه تشكلهاي دانشجويي غير دانشگاه آزاد را پس زد، ولي از آن طرف تشكلهاي بومي دانشگاه آزاد نه به شكل سنديكاهاي سراسري و با الگوي دانشگاههاي سراسري كه مطلوب آنها نبود، فعال شدند.
تشكلهاي محدود و بسيار موفقي مثلاً در واحد علوم و تحقيقات، واحد تهران مركز و حتي مثلاً در واحد خودمان در حوزههاي مختلفي مثل حوزه فجر كه در شرق كار مي كرد، شكل گرفت كه گاهاً كوتاه مدت و درازمدت بود.
جنبش اعتدال اسلامي بعد از اينكه در دانشگاههاي دولتي در هم كوبيده شد و باقي مانده نيروي هاي آقاي طبرزدي كه در حال حاضر نيز فعال هستند، آمدند و مجوز گرفتند و فعال شدند، حتي به واحدهاي مختلف آنها دفتر و امكانات دادند، خودشان نتوانستند جذب نيرو كنند و تعطيل شدند.
جامعهاسلامي دانشجويان نيز سال 82 و 83 در حالي كه دفاتر متعددي به آنها داده بودند در جذب نيرو موفق نشدند؛ يكي از مهمترين دلايل آن اين بود كه بدنه جامعه اسلامي دانشجويان غيرتهراني بود و در نوع تعاملشان با دانشجويان دانشگاه آزاد كه عمدتاً تهراني بودند، موفق نشدند.
انجمن مستقل و نهاد نيز در مقطعي حدود سال 83 فعال شد كه به نتيجه نرسيد، ولي در كنار اين تشكلهاي محدود و بومي داخل واحدهاي مختلف دانشگاه آزاد كاملاً موفق بودند، صدها تشكل و انجمن و كانونهاي تخصصي سراغ داريم كه دانشجويان را فعال كردند كه رويكرد خاص سياسي رسانهاي تشكلهاي سراسري را نداشته و تمايلي هم به آن كار نداشتند، چون بدنه دانشجويي دانشگاه آزاد نمي خواهد بازيچه جريانات سياسي شود و همين ويژگي باعث شد با وجود تمام سرمايهگذاريهاي جريانهاي سياسي در دانشگاه آزاد آنها نتوانند به آن هدفي كه ميخواهند دست يابند.
غالب دانشجويان دانشگاه آزاد ساكن محدوده دانشگاهي هستند و فضاي سياسي محدوده خود را درك ميكنند و فريب بازيهاي سياسي را نميخورند؛ همين يك پادزهري است كه مانع از التهابات سياسي در دانشگاه مي شود.
«خبرگزاري دانشجو» - آيا در زمان مديريت آقاي جاسبي موانعي پيش روي بسيج دانشجويي بود؟
نورايي: مقام معظم رهبري براي بسيج دانشجويي يك جايگاهي را به عنوان يك تشكل و جايگاهي را نيز به عنوان يك نهاد دانشجويي تعريف كردند؛ يعني شان نهادي و ديگري شان تشكلي، در شان تشكلي دانشجويان بسيجي تمام فرآيندها تشكلي مانند جذب، سازماندهي، تصميمگيريهاي درون تشكلي و فعاليتهايي كه بر اساس احتياجات محدودهاي كه هر تشكل درآن است را انجام مي دهند و مسائلي مانند كارآمدسازي، توانمندسازي و ساير وظايفي كه تشكل دانشجويي برعهده دارد را تبيين ميكنند.
يكي هم شان نهادي است كه بر عهده بسيج دانشجويي است و در آن پاسداري از خطوط قرمز انقلاب اسلامي در دانشگاهها برعهده آنها نهاده شده است.
در دانشگاه آزاد اسلامي در شان اول مشكلي نداشتيم؛ در فضاي تشكلي خود جذب مي كرديم و به مراتب موفقتر از بسيج دانشجويي دانشگاههاي دولتي هم بوديم؛ علت آن هم بومي بودن بدنه دانشجويي است و اينكه ارتباط گيري ها خارج از دانشگاه صورت گرفته و همچنين عدم تعهد اجتماعي در دانشگاه آزاد به نسبت دانشگاه هاي ديگر، كمتر به چشم مي خورد.
جمعيت بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد شايد چندين برابر دانشگاه دولتي باشد؛ اين را بر اساس آماري ميگويم كه در اختيارم است، مثلاً در واحد تهران مركز، بر اساس آمار، 12 هزار بسيجي داريم كه 6000 نفر آنها تقريباً فعالند و 3000 نفرشان پاي كار هستند و كادر دولتي نيز حدود دو تا سه هزار نفر است.
دانشجويان دانشگاه آزاد از محيط علمي و آموزشي صرف به دانشگاه نيامدند و اين گونه نيست كه نسبت به فضاي سياسي شناختي نداشته باشند؛ به همين دليل جريانهاي سياسي را به خوبي ميشناسند و قريب به اتفاق آنها فعالان محيط بيرون دانشگاه هستند؛ به همين دليل وابستگي بيشتري نسبت به نظام و انقلاب دارند و اين يكي از دلايل جذب بيشتر منابع انساني ما در بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد است.
بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد در جايگاه شان نهادي خود با مديريت قبلي دانشگاه آزاد مشكل داشت
مشكلي كه در زمان قبلي براي مجموعه بسيج دانشجويي پيش آمد در بعد شان نهادي بسيج دانشجويي و پاسداري از خطوط قرمز نظام بود كه به علت وجود جريانهاي سياسي مسئله دار و شبه سكولار كه در دانشگاههاي ما فعال بودند، تقابلهايي بين بدنه دانشجويي و آنها پيش ميآمد و اتصال اين جريان به بدنه اداري دانشگاه يعني هيئت علمي و كارمندان ايجاد شد و گاهاً حاشيه هاي سياسي كه در محيط كلان دانشگاه رخ داد كه تبعاتي را براي مجموعه داشت؛ اين عامل محدوديتهايي را ايجاد ميكرد كه گاهاً اين محدوديتها به سطوح فعاليت بسيج دانشجويي هم تعميم مي يافت؛ در اين فضا ما يكسري مشكلات داشتيم كه اميدواريم در دوره جديد حل شود و با رويكردهاي جديدي كه آقاي دانشجو مطرح كردند انشاالله به نقاط خوبي برسيم.
سيد عباسي: در زمان مديريت قبلي به ديد ديگري به بسيج نگاه ميشد، يعني به شكل غيرمستقيم با آن مخالفت ميكردند؛ هر چند در ظاهر اين مخالفت به چشم نمي خورد، ولي اين نوع برخورد، در عمل و رفتارهاي مسئولان قابل مشاهده بود.
در مديريت جديد نگاه به بسيج تغيير يافته است؛ به طوري كه به بسيج بيشتر اهميت داده مي شود، بنابراين مي توان فضاي پيشرو مناسبي براي فعاليت بسيج متصور شد.
پركره: دانشجويان بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد بايد هم بسيار فعالتر باشند، هم بسيار سياستمدارتر و هم اينكه قدرت صبر و تحملشان نسبت به ديگران بيشتر باشد.
دغدغه در دانشگاه آزاد بيشتر است؛ چون هم بايد كار حراست را انجام بدهيم و هم كار معاونت فرهنگي و هم كار تشكلها و بسيج دانشجويي؛ همچنين بايد درس هم بخوانيم و عمدتاً سر كار برويم، در حالي كه در دانشگاه دولتي به اين شكل نيست.
بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد حمايت خاصي را ميطلبد
نگاهمان را بايد به بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد عوض كنيم؛ بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد حمايت خاصي را ميطلبد.
در دوران مديريتي دانشگاه آزاد يكي از اساتيد دانشگاه به دليل اينكه من مسئول بسيج دانشجويي بودم نمره امتحان درس 3 واحدي را بي دليل 14 داد؛ وقتي پيگيري كردم و برگه كپي گرفته امتحان را اساتيد ديگري تصحيح كردند، يكي از اساتيد گفت، نمره شما 18 ميشود و خود استاد هم اين را ميداند، ولي به شما 14 داده است. وقتي پيگيري كردم ديديم خود اين استاد با مدرك جعلي دكترا گرفته و در اين در دانشگاه تدريس ميكند.
«خبرگزاري دانشجو» - عملكرد مديريت دانشگاه آزاد را در دوران فتنه چگونه ارزيابي مي كنيد؟
نورايي: دانشگاه در سطح كلانش دچار برخي مسائل بود؛ دانشگاه آزاد جريانهاي پنهان زيادي دارد كه ويژگي پولي بودن آن خيلي از مشكلات را به صورت اتوماتيك حل مي كند.
در فتنه 88 درگيري زيادي در واحدهاي دانشگاه آزاد رخ نداد، تهران جنوب و واحد علوم و تحقيقات يك بار شلوغ شدند كه زود جمع شد.
عملكرد كل مجموعه دانشگاه آزاد و مديران آن در فتنه 88 به گونه اي بود كه تلاش كردند به فتنه آلوده نشود؛ البته گاهاً عملكردهايي را در برخي از سطوح مديريتي در حمايت از فتنه كردند، ولي نمي شود آن را به كل مجموعه و فتنه تعميم داد.
بدنه كل دانشگاه آزاد اسلامي بعد از موضعگيري رهبر انقلاب اسلامي در نماز جمعه، هماهنگ با انقلاب عمل كرد؛ البته اشخاصي تحركاتي داشتند كه نميشود آن را به پاي كل مجموعه نوشت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰