کد خبر:۱۹۲۳۷۰
وبلاگ «وبگرد بسیج»
اوقات فراغت فرزندان مان به چه سمتی در حرکت است ؟
داشتم به این فکر میکردم که چرا از موقعی که بحث اوقات فراغت تابستان مطرح به اجرا در آمد ،آسیبهای فراوانی به آینده کاری خیلی از جوانان وارد کرد ؟
جریده اینترنتی«خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «وبگرد بسیج» چنین نوشته است:
چند سالی است که بحث استفاده ی صحیح دانش آموزان از اوقات فراغتشان، از سوی مراجع آموزشی و فرهنگی و همچنین خانواده ها مطرح می شود. اجرای این امر در نزدیک به تمام موارد شامل ثبت نام بچه ها در کلاس های مختلف درسی، فرهنگی، هنری و ورزشی بوده است که با وجود جنبه های کاملا مثبت و سازنده، اما باعث شده است که پدر و مادرهای گرامی از دیگر لازمه های زندگی آینده ی دلبندان خود غافل شوند و باعث آسیب جدی به آینده ی کاری ایشان شوند. البته این آسیب ها در حال حاضر نیز در نسل جوان جویای کار به طور کامل دیده می شود.
اما هرگز فراموش نميكنيم آن زمانهاي نهچندان دور رسم بود كه جوانان، نوجوانان و حتي خردسالان و به خصوص پسران، عصرها پس از تعطيلي مدرسه، آخر هفته و در تعطيلات تابستان با علاقه و اشتياق و بدون خستگي در مغازه ها، كارگاه ها، مزارع و يا جاهاي ديگر به كار ميپرداختند و حتي ديده ميشد كه برخي سر ساختمانها به كارگري مشغول بودند. اين كاركردنها بهجز كسب درآمد و كمك به امرار معاش و ادامهي تحصيل آنان و يا فراهم كردن امكان خريد لوازمي كه آرزويش را داشتيم، منافع مهم ديگري نيز برايمان داشت.
اول اينكه از كودكي يا نوجواني وارد اجتماع ميشديم و با انواع و اقسام آدمها آشنا ميشديم، خلقوخو و رفتار خوب و بد مردم را ميديديم و تجربه كسب ميكرديم.
دوم اينكه هوش و استعداد و توانايي خود را براي انجام حرفه ها و شغلهاي گوناگون محک ميزديم و برخي نيز شغل آيندهي خود را متناسب با توانايي خود پیدا ميكرديم.
سوم اينكه دست زدن به كارهاي مختلف، علاوه بر تاثير مثبت در پيشرفت تحصيلي دانشآموزان و دانشجويان در آن زمان، در پيشرفت كاري و همچنين كيفيت زندگي كنوني آنان نيز سهم بهسزايي داشته است. به گونهاي كه اگر بادقت به اطراف خود بنگريم، خواهيم ديد كه اغلب مديران، كاسبها، كارمندان، مهندسين، معلمان، پزشكان، كارگران، استادان، و افراد ديگري كه در شغل خود كاملاً و يا تاحدودي موفق عمل ميكنند و حتي پدران و مادراني كه در زندگي خود الگوي ديگراناند، تجربهي فراوان و ارزشمندي را از فعاليتهاي دوران نوجواني و جواني خود در كارنامه دارند. تجربه موجب بازشدن فكر، آينده نگري، شجاعت، جسارت، قاطعيت و خلاصه باعث رشد و پيشرفت انسان ميشود. تجربه اگر با تعقل همراه شود آدمي را به تمام آرزوهای مادی و معنوياش خواهد رساند.
حال مسأله اينجاست كه چرا چنين فرهنگ با ارزشي به فراموشي سپرده شده است؟ درست است كه ديگر كمتر كسي محتاج پول و درآمد ناچيز آن است، ولي آيا از ديگر منافع سرشار آن نيز بينيازيم؟
چرا امکان بدون هزینه و دردسر كسب تجربه، وارد اجتماع شدن و آزمايش استعداد و تواناييها را بدون توجه به عواقب ناخوشايند آن از فرزندان خود سلب ميكنيم؟
مگر نه اينكه به فرزند كمتر قناعت كرده ايم تا بتوانيم آيندهي آنان را فراهم و تضمين كنيم؟ پس چرا فقط به امروز آنها و بهتر بگويم به آسايش و دلخوشي امروز ((خود)) پرداختهايم؟
چرا فقط به نمرات و معدلهاي به ظاهر عالي فرزندانمان اكتفا كردهايم؟
آيا اين نمرات ميتواند ضامن آينده عزيزانمان باشد؟
آيا صرفاً رفتن به كلاسهاي متنوع و آن هم بدون هيچ كنترلي در كيفيت آموزش آن و پيشرفت واقعي فرزندمان ميتواند آيندهاي روشن را براي وي رقم بزند؟
اگر نگاهي گذرا به كارنامه ي كنكوريهاي چند سال اخير بيندازيم، ميبينيم كه بسياري از اين جوانان با وجود داشتن نمرات خوب و عالي در طول دوران مدرسه، نتوانستهاند انتظارات را در هنگام كنكور و حتي بعد از آن در ادامه ي تحصيلات برآورده كنند. به نظر نگارنده اين به اين خاطر است كه براي بسياري از جوانان امروز، كنكور و دانشگاه اولين تجربه ي روبروشدن با امري مشكل است. والدينِ سختي كشيده و دلسوزِ امروز بطور ناخواسته دلبندان خود را از نعمت گرانبهاي تجربه در كار و زندگي و دست و پنجه نرم كردن با سرد و گرم و بالا و پايين زندگي محروم كردهاند. ديگر از آن شور و شوق و تلاش در نوجوانان و جوانان خبري نيست. ديگر اين عزيزان را در لباس كار نمي بينيم. در عوض ايشان را در رختخواب، درحال بازي با رايانه و گردش و تفريح زياد ميبينيم. اين جوان ما هنگام ورود به جامعه و تشكيل زندگي چگونه ميخواهد زندگي خود را اداره كند، با مردم مراوده و تعامل داشته باشد و شغلي را آغاز كند در حالي كه از روحيه و توانايي خود بياطلاع است؟ آيا در زندگي و كار خود خواهد درخشيد درحاليكه شاگردي نكرده است؟ مسلم است كه بدون دانستن شگردها و مشكلات هر كاري، نميتوان انتظار موفقيت زيادي از آن داشت. حال ممكن است كسي بگويد كه وقتش كه برسد خواهند آموخت. اما بايد پرسيد كه آيا آموختن، پشتكار، جديت، صبر و آينده نگري را آموخته اند؟ آيا آنها را براي روزهاي سخت آماده كرده ايم؟ آیا....!!؟؟
پدران و مادران گرامي! اگر بهراستي دلسوز و نگران جگرگوشه هاي خود هستيد، اگر ميخواهيد محبت را درحق دلبندانتان تمام كنيد و اگر ميخواهيد زندگي آيندهي آنان و همچنين آرامش دوران پيري خود را تا حدودي تضمين كنيد، ميبايستي دختران و پسراني آينده ساز تحويل جامعه بدهيد. دختران و پسران ما آيندهساز نخواهند شد ماداميكه الگوهاي آنها آيندهنگر نباشند.
اما هرگز فراموش نميكنيم آن زمانهاي نهچندان دور رسم بود كه جوانان، نوجوانان و حتي خردسالان و به خصوص پسران، عصرها پس از تعطيلي مدرسه، آخر هفته و در تعطيلات تابستان با علاقه و اشتياق و بدون خستگي در مغازه ها، كارگاه ها، مزارع و يا جاهاي ديگر به كار ميپرداختند و حتي ديده ميشد كه برخي سر ساختمانها به كارگري مشغول بودند. اين كاركردنها بهجز كسب درآمد و كمك به امرار معاش و ادامهي تحصيل آنان و يا فراهم كردن امكان خريد لوازمي كه آرزويش را داشتيم، منافع مهم ديگري نيز برايمان داشت.
اول اينكه از كودكي يا نوجواني وارد اجتماع ميشديم و با انواع و اقسام آدمها آشنا ميشديم، خلقوخو و رفتار خوب و بد مردم را ميديديم و تجربه كسب ميكرديم.
دوم اينكه هوش و استعداد و توانايي خود را براي انجام حرفه ها و شغلهاي گوناگون محک ميزديم و برخي نيز شغل آيندهي خود را متناسب با توانايي خود پیدا ميكرديم.
سوم اينكه دست زدن به كارهاي مختلف، علاوه بر تاثير مثبت در پيشرفت تحصيلي دانشآموزان و دانشجويان در آن زمان، در پيشرفت كاري و همچنين كيفيت زندگي كنوني آنان نيز سهم بهسزايي داشته است. به گونهاي كه اگر بادقت به اطراف خود بنگريم، خواهيم ديد كه اغلب مديران، كاسبها، كارمندان، مهندسين، معلمان، پزشكان، كارگران، استادان، و افراد ديگري كه در شغل خود كاملاً و يا تاحدودي موفق عمل ميكنند و حتي پدران و مادراني كه در زندگي خود الگوي ديگراناند، تجربهي فراوان و ارزشمندي را از فعاليتهاي دوران نوجواني و جواني خود در كارنامه دارند. تجربه موجب بازشدن فكر، آينده نگري، شجاعت، جسارت، قاطعيت و خلاصه باعث رشد و پيشرفت انسان ميشود. تجربه اگر با تعقل همراه شود آدمي را به تمام آرزوهای مادی و معنوياش خواهد رساند.
حال مسأله اينجاست كه چرا چنين فرهنگ با ارزشي به فراموشي سپرده شده است؟ درست است كه ديگر كمتر كسي محتاج پول و درآمد ناچيز آن است، ولي آيا از ديگر منافع سرشار آن نيز بينيازيم؟
چرا امکان بدون هزینه و دردسر كسب تجربه، وارد اجتماع شدن و آزمايش استعداد و تواناييها را بدون توجه به عواقب ناخوشايند آن از فرزندان خود سلب ميكنيم؟
مگر نه اينكه به فرزند كمتر قناعت كرده ايم تا بتوانيم آيندهي آنان را فراهم و تضمين كنيم؟ پس چرا فقط به امروز آنها و بهتر بگويم به آسايش و دلخوشي امروز ((خود)) پرداختهايم؟
چرا فقط به نمرات و معدلهاي به ظاهر عالي فرزندانمان اكتفا كردهايم؟
آيا اين نمرات ميتواند ضامن آينده عزيزانمان باشد؟
آيا صرفاً رفتن به كلاسهاي متنوع و آن هم بدون هيچ كنترلي در كيفيت آموزش آن و پيشرفت واقعي فرزندمان ميتواند آيندهاي روشن را براي وي رقم بزند؟
اگر نگاهي گذرا به كارنامه ي كنكوريهاي چند سال اخير بيندازيم، ميبينيم كه بسياري از اين جوانان با وجود داشتن نمرات خوب و عالي در طول دوران مدرسه، نتوانستهاند انتظارات را در هنگام كنكور و حتي بعد از آن در ادامه ي تحصيلات برآورده كنند. به نظر نگارنده اين به اين خاطر است كه براي بسياري از جوانان امروز، كنكور و دانشگاه اولين تجربه ي روبروشدن با امري مشكل است. والدينِ سختي كشيده و دلسوزِ امروز بطور ناخواسته دلبندان خود را از نعمت گرانبهاي تجربه در كار و زندگي و دست و پنجه نرم كردن با سرد و گرم و بالا و پايين زندگي محروم كردهاند. ديگر از آن شور و شوق و تلاش در نوجوانان و جوانان خبري نيست. ديگر اين عزيزان را در لباس كار نمي بينيم. در عوض ايشان را در رختخواب، درحال بازي با رايانه و گردش و تفريح زياد ميبينيم. اين جوان ما هنگام ورود به جامعه و تشكيل زندگي چگونه ميخواهد زندگي خود را اداره كند، با مردم مراوده و تعامل داشته باشد و شغلي را آغاز كند در حالي كه از روحيه و توانايي خود بياطلاع است؟ آيا در زندگي و كار خود خواهد درخشيد درحاليكه شاگردي نكرده است؟ مسلم است كه بدون دانستن شگردها و مشكلات هر كاري، نميتوان انتظار موفقيت زيادي از آن داشت. حال ممكن است كسي بگويد كه وقتش كه برسد خواهند آموخت. اما بايد پرسيد كه آيا آموختن، پشتكار، جديت، صبر و آينده نگري را آموخته اند؟ آيا آنها را براي روزهاي سخت آماده كرده ايم؟ آیا....!!؟؟
پدران و مادران گرامي! اگر بهراستي دلسوز و نگران جگرگوشه هاي خود هستيد، اگر ميخواهيد محبت را درحق دلبندانتان تمام كنيد و اگر ميخواهيد زندگي آيندهي آنان و همچنين آرامش دوران پيري خود را تا حدودي تضمين كنيد، ميبايستي دختران و پسراني آينده ساز تحويل جامعه بدهيد. دختران و پسران ما آيندهساز نخواهند شد ماداميكه الگوهاي آنها آيندهنگر نباشند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰