کد خبر:۱۹۲۷۲۷
وبلاگ «اهل بیت»
نان خشک
مرد سائل که دو قرص نان را با یک ماهی گندیده و مقداری نمک نامرغوب عوض کرده بود به خانه رسید...
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین بهروز رسانی وبلاگ «اهل بیت» چنین نوشته است:
در خانه را کوبید. به او گفته بودند صاحب این خانه حتماً تو را حاجت روا میکند. قرض بر عهدهاش بود. به امام سجاد علیه السلام عرض کرد:
از حرفهایی که درباره من میزنند بیشتر از فقرم ناراحتم. حضرت به کنیزی در منزل خود گفتنـد: افطاری و سحری مرا بیاور. پس از آن که حضرت افطاری و سحری خود را به شخص سائل دادند فرمودند: این دو قرص نان را بگیر که دیگر چیزی پیش ما نیست. خداوند به وسیله همین دو قرص نان گشایش خوبی برایت حاصل میکند.
به راه افتاد سمت بازار تا اگر توانست دو قرص نان را بفروشد و چیزی به جای آنـها به خانه ببـرد. در بین راه به یک ماهی فروش رسید که یک ماهی گندیده داشت. به او گفت: ممکن است این ماهی را به من بدهی و من در عوض یک قرص نان به تو بدهم. نان را داد و ماهی را گرفت.
در ادامه بازار به مردی رسید که مقداری نمک نامرغوب داشت. به او گفت: مایلی این نان خشک را بگیـری و این نمک نامرغوب را به من بدهی؟ قبول کرد. نمک را گرفت و نان را داد.
مرد سائل که دو قرص نان را با یک ماهی گندیده و مقداری نمک نامرغوب عوض کرده بود به خانه رسید. شروع به تمییز کردن شکم ماهی کرد که دو مروارید در شکم ماهی دید. شاد شد و خدایش را شکر کرد.
به راه افتاد سمت بازار تا اگر توانست دو قرص نان را بفروشد و چیزی به جای آنـها به خانه ببـرد. در بین راه به یک ماهی فروش رسید که یک ماهی گندیده داشت. به او گفت: ممکن است این ماهی را به من بدهی و من در عوض یک قرص نان به تو بدهم. نان را داد و ماهی را گرفت.
در ادامه بازار به مردی رسید که مقداری نمک نامرغوب داشت. به او گفت: مایلی این نان خشک را بگیـری و این نمک نامرغوب را به من بدهی؟ قبول کرد. نمک را گرفت و نان را داد.
مرد سائل که دو قرص نان را با یک ماهی گندیده و مقداری نمک نامرغوب عوض کرده بود به خانه رسید. شروع به تمییز کردن شکم ماهی کرد که دو مروارید در شکم ماهی دید. شاد شد و خدایش را شکر کرد.
در همین لحظه صدای در خانه به گوشش رسید. درب را که باز کرد. مرد ماهی فروش و نمک فروش را دید که هردو یک قرص نان به دست گرفته و گفتنـد: ما با خانـواده خود هر چه سعی کردیم نتـوانستیم این نان را از شدت خشکی و سختـی بخوریم. فکر کردیم تو تنگدست هستی و ناچار شدی نانهای خشک را برای تهیهی غذای بهتر بفروشی؛ پس تصمیم گرفتیم نان را برای خودت بیاوریم و آنچه را که در قبال نانها از تو گرفتهایم به خودت ببخشیم. وقتی مرد ماهی فروش و نمک فروش رفتنـد فرستاده امام سجادعلیهالسلام در را کوبیـد و به مرد سائل گفت: مولایت فرمود تو به آرزویت رسیدی (در زندگیات گشایش حاصل شد). پس نان ما را بده که هیچکس جز ما نمیتواند این نانها را بخورد.
مرد سائل دو مروارید را که در شکم ماهی بود فروخت. قرضش را پرداخت و زندگیاش سرو سامان یافت.
مرد سائل دو مروارید را که در شکم ماهی بود فروخت. قرضش را پرداخت و زندگیاش سرو سامان یافت.
منبع: حديقة الشيعة، ج2، ص 692 ( با اندکی تصرف و حالتی داستانگونه)
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰