بسيجي يعني سوختن و ساختن، يعني تا آخر ماندن
کد خبر:۱۹۲۷۹
گفت‌وگوي صمیمانه «شبکه خبر دانشجو» با نخبه نخبگان کشور

بسيجي يعني سوختن و ساختن، يعني تا آخر ماندن

از صبح تا عصر در دانشگاه مشغول درس و بحث است و بعد از آن تحقيقات پروژه كارشناسي ارشدش را در خصوص ژنراتورهاي مولد خنثي كننده كلاهك هاي هسته اي دنبال مي كند، ساعت 6 تا 10 شب هم در يك آژانس اتومبيل کار می کند، شب ها تا اذان صبح سرگرم مطالعه است و سهم کوچکی هم بعد از نماز برای خواب می گذارد؛ این است برنامه روزانه نخبه نخبگان کشور!

 خيلي ساده قرار گذاشتيم. عصر يك روز نه چندان سرد زمستاني در يكي از اتاق هاي «شبكه خبر دانشجو» آرام و سر به زير است كاپشن سبز رنگي پوشيده و كيف لب تاپي كه جاي خالي لب تاپ فروخته شده آن با روزمه اي پر افتخار از فعاليت هاي علمي- پژوهشي پر شده بود همراهي اش مي كند.

پشت ميز بزرگي در اتاق مدير شبكه مي نشينيم يكي از خبرنگاران شبكه هم كه قبلا هم دانشگاهي مجيد عزتي مصلح بود به ما مي پيوندد.

 به خود يادآوري مي كنم كه روبروي نخبه نخبگان كشور دانشجوي نمونه كشوري، دانشجوي برتر سال مهندسي برق و جوان برگزيده علمي كشور نشسته ام. نخبه بسيجي كه «ما مي توانيم» را به اثبات رساند، نخبه اي كه به همه ثابت كرد محدوديت هاي زندگي سخت و درآمد محدود هيچ كدام نمي توانند مانع پيشرفت او باشند.

آري اين همان بسيجي پايگاه هاي بسيج رباط كريم است كه حالا پيشنهاد اقامت در كانادا با حقوق ماهيانه 100 هزار دلار را تنها به دليل عشق به وطن و خدمت به مردم رد مي كند و سفير كانادا مبهوت مي ماند از قدرت عشقي كه با دلار معامله نمي شود.

 از نامهرباني دستگاه هاي دولتي، عدم ريسك پذيري متوليان پژوهش، لزوم حمايت از نخبگان و مبتكران جوان و زندگي سخت و روح خستگي ناپذير خود مي گويد. گفت و گوي مشروح ما را با او بخوانيد شايد تلنگري باشند براي نخبگاني که به اميد يافتن جايگاه واقعي خود، ايران را ترك مي كنند.

مجيد عزتي مصلح، دانشجوي كارشناسي ارشد برق دانشگاه شاهد چگونه عنوان نخبه نخبگان كشور را به خود اختصاص داد؟

اين انتخاب براساس معيارهايي همچون تاليف و ترجمه كتاب، ارائه مقاله، اختراع و طرح هاي پژوهشي صورت مي گيرد كه من تاكنون 5 مورد تاليف كتاب، دو مورد ترجمه كتاب، 5 اختراع كشوري، يك اختراع جهاني، 63 عنوان ترجمه در خصوص برق گرايش قدرت، 28 عنوان دريافت لوح تقدير از رئيس جمهور و ساير مقامات كشوري، 15 عنوان كشوري و 32 عنوان استاني و دانشگاهي را در كارنامه خود ثبت كرده ام.

 ازخودتان بگوييد؟

متولد تهران هستم و سال هاست كه با خانواده ام در رباط كريم زندگي مي كنيم به دليل از كار افتادگي و بيماري اعصاب و روان پدرم از همان دوراني نوجواني مسئوليت سرپرستي خانواده بر عهده من بود.

بعد از پايان تحصيلات دبيرستان چون مجبور بودم براي تامين زندگي خانواده ام و برادر خردسال معلولم كار كنم تا سه سال در كنكور سراسري شركت نكردم بعد از شركت در كنكور سراسري و قبولي در دانشگاه تمام ترم هاي تحصيلي ام را با معدل بالاي 18 سپري كردم و در دوره كارشناسي نيز با معدل 99/18 فارغ التحصيل شدم.

در حال حاضر نيز دانشجوي كارشناسي ارشد رشته برق دانشگاه شاهد هستم كه البته به دليل كسب مقام هاي علمي مي توانم بدون آزمون وارد دوره هاي دكتري و فوق دكتري شوم.

جوان برتر و برگزيده علمي كشور روزگار خود را چگونه مي گذراند؟

از صبح تا عصر در دانشگاه مشغول درس و تحصيل هستم و بعد از ظهرها هم كارهاي تحقيقاتي پروژه كارشناسي ارشد خود را در خصوص ژنراتورهاي مولد خنثي كننده كلاهك هاي هسته اي دنبال مي كنم. از ساعت 6 تا 10 شب هم در يك آژانس اتومبيل كار مي كنم و شب ها تا اذان صبح به مطالعه مي پردازم معمولاً تنها زمان استراحت و خواب من از اذان صبح تا 8 است.

 *لبخند رضايت را بر لبانش مي بينم و از رضايت قلبي او براي تامين زندگي خانواده و حمايت از آنها مطمئن مي شوم اما باز هم نمي توانم تعجب خود را پنهان كنم.

كار در آژانس، آن هم براي كسي كه عنوان «پژوهشگر و فرهيخته كشوري» را به خود اختصاص داده است؟

 من در تمام دوران تحصيل در جاهاي مختلفي مثل مغازه ميوه فروشي يا لوازم التحريري كار كرده ام كار كردن براي من افت ندارد. چون براي تامين معيشت خانواده ام كار مي كنم بلكه اين افت براي مسئولان كشور است كه چرا نخبه ترين دانشجوي ايران بايد توان خود را يك آژانس صرف كند.

 از پيشنهاد سفير كانادا بگوييد؟

سفارت كانادا بعد از بررسي سوابق علمي من، در جلسه اي كه با حضور سفير كانادا برگزار شد از من براي ادامه تحصيل و زندگي در كانادا دعوت كرد و قول داد امكاناتي از جمله يك خانه، يك ويلا، يك اتومبيل با سند ثبت شده به نام در اختيارم قرار گيرد.

وي همچنين گفت که در طول دوران تحصيل ماهيانه 5 هزار دلار و بعد از فارغ التحصيلي نيز با انجام سه تا 4 چهار ساعت كار تحقيقاتي ماهيانه 50 تا 100 هزار دلار دريافت خواهم كرد به شرط آنكه نتايج كار تحقيقاتي ام در اختيار دولت كانادا قرار گيرد و يكي از اختراعات خود را به نام اسپايدري به ثبت دولت كانادا برسانم.

 اين در حالي است كه وقتي هيچ پولي براي ثبت جهاني اسپايدري نداشتم به يكي از معاونت هاي دانشگاه شاهد مراجعه كردم و از آنها خواستم اين اختراع از طريق دانشگاه به ثبت جهاني برسد تا افتخار آن در سراسر جهان به نام دانشگاه شاهد ثبت شود اما قبول نكردند و گفتند اين محصول اول بايد براي دانشگاه بازدهي داشته باشد و بعد ثبت شود.

 سئوالي را كه مدتهاست در گوشه ذهنم شيطنت مي كند مي پرسم.

 چرا نرفتيد؟ مگر شما به دنبال ادامه تحصيل علمي خود و تشكيل يك زندگي پربار علمي نيستيد؟

آرام و اميدوار پاسخ مي دهد: اگر همه بروند پس چه كسي بايد بماند و به اين مردم خدمت كند اگر چه كمبود امكانات مادي، كم كاري ها و سوء مديريت ها ذهنم را آزار مي دهد اما مي مانم و افتخارات علمي خود را به نام ايران اسلامي به جهان معرفي مي كنم.

من متعلق به اين مردم و اين آب و خاك هستم پس مي مانم و به همه ثابت مي كنم «خواستن توانستن است اگر شدني باشد».

 چرا بسياري از نخبگان پس از رسيدن به بلوغ علمي كشور را ترك مي كنند؟

كمبود امكانات مادي علت اصلي خروج نخبگان از كشور است، مشكلات مالي، تامين مسكن، هزينه تحقيقات و حتي هزينه هاي خورد و خوراك و اياب و ذهاب از جمله مشكلاتي است كه نخبگان ايران با آن مواجه اند.

 من براي دريافت وام بارها به بنياد ملي نخبگان مراجعه كردم بعد از يك ماه گفتند اصلاً موضوع پرداخت وام منتفي شده و حتي دستور رئيس جمهور در خصوص تامين مسكن نخبگان نيز نمود خارجي پيدا نكرد و گفتند اصلاً چنين دستور و بخشنامه اي به ما نرسيده است.


 سئوال من اين است كه چرا فردي كه حتي تحصيلات ديپلم هم ندارد براي گرفتن يك امضا 3 تا 4 ساعت از وقت يك نخبه را بگيرد. چرا من به عنوان يك مخترع كه باعث اعتلاي نام كشور مي شوم بايد مجبور شوم به خاطر مشكلات مالي كامپيوتر لب تابي را كه وسيله كار و تحقيقم است بفروشم؟! آيا علت اين مسئله مغفول ماندن جايگاه واقعي نخبگان در كشور نيست؟!

 *گفت و گوها جان بيشتري به خود مي گيرد و او باز هم ادامه مي دهد.

 متاسفانه كشورهاي جهان سوم نخبه را از لحاظ علمي پرورش مي دهند و كشورهاي جهان اول پس از شناسايي نخبگان با استفاده از پيشنهادات عظيم و هنگفت آنها را جذب مي كنند و علم آنها را به محصول و ثروت تبديل مي كنند يعني هزينه تربيت نخبگان بر عهده كشورهاي جهان سوم و استفاده از آن براي كشورهاي جهان اول است.

كشورهاي جهان اول با بهره گيري از اين نخبگان، از لحاظ علمي، اقتصادي و سياسي بر كشورهاي جهان اول تسلط پيدا مي كنند. يعني ما توليد علم مي كنيم ولي چون اين علم در كشور به محصول و ثروت تبديل نمي شود كشورهاي ديگر با جذب نخبگان از اين توليدات علمي به نام خود بهره مي برند.

 اي كاش كساني كه در راس مديريت هستند شرايطي فراهم كنند كه نخبگان اصلاً تمايلي به خروج از كشور نداشته باشند.

 *به جاي هر واكنشي هر سه در سكوت فرو رفتيم و باز هم اين من بودم كه با شكستن سكوت پرسيدم:

 بعضي اساتيد معتقدند چرخه علم و فناوري در ايران معيوب است بدين معنا كه فرد نخبه بايد فعاليت هاي نخستين مرحله ايده پردازي تا تبديل شدن ايده به محصول را خود به تنهايي انجام دهد و سازوكارهايي براي سپردن آن به حلقه هاي بعدي پيش بيني نشده نظر شما چيست؟

متاسفانه در ايران هيچ سازوکاري پيش بيني نشده است كه يك اختراع با گذر از حلقه هاي مختلف چرخه علم و فناوري به  محصول تبديل شود. به همين دليل اكثر فعاليت هاي علمي كشور به صورت انفرادي انجام مي شود. از طرفي مخترعان به اندازه اي مشكلات دارند كه اصلاً خود را درگير كار گروهي نمي كنند.

 بايد ساز و كار مشخصي براي تكميل چرخه تكميل چرخه علم و فناوري تعريف شود به گونه اي كه سازمان هايي به عنوان سازمان هاي ايده پرداز ايده هاي مخترعان را قبول كنند و پس از بررسي در صورتي كه به نتايج مثبت دست يافتند آن اختراع به محصول تبديل مي شود.

در حاليكه متاسفانه سازمان هاي ايراني حتي ريسك معقول براي پذيرش ايده هاي نوآورانه ندارند و تنها با ارائه محصولي مشخص آن هم نه بر پايه ضوابط بلكه بر پايه روابط حاضر به سرمايه گذاري هستند.

 يكي از مباحث اصلي كارآفريني اين است كه شخص مخترع بايد ريسك پذير باشد اما واقعيت اين است كه وزارتخانه ها و نهادهاي علمي پژوهشي ايران مي ترسند ايده ها و اختراعات به نتيجه مطلوب نرسد و آنها از سوي مديران سطح بالاتر مورد مواخذه قرار گيرند كه چرا براي پروژه اي كه نتيجه نداشته پول صرف كرديد در حاليكه كه نمي دانند اگر من نتوانم كار علمي را به نتيجه برسانم افراد ديگري هستند كه از نتيجه آن فعاليت علمي براي عمق بخشي به كار علمي خود استفاده خواهند كرد.

 از سوي ديگر برخي افراد مي ترسند نخبه اي را وارد سيستم كنند و چند روز ديگر جاي آنها را بگيرد و به همين دليل ريسك پذيرش نخبگان نيز در سازمان هاي ما پايين است.

 آيا دانشگاه نقشي در موفقيت شما داشت؟

 نمي توانم بگويم دانشگاه شاهد هيچ نقشي در موفقيت من نداشته چون به هر حال من متعلق به آن دانشگاه هستم و از اعتبارات آنجا استفاده كرده ام ولي تمام فعاليت هاي علمي ام شخصي بوده و فقط از امكانات آموزشي دانشگاه شاهد استفاده كرده ام و دانشگاه غير از امكانات آموزشي چيزي در اختيار من قرار نداده است.

 با وجود 13 سال سابقه عضويت در بسيج آيا اين تشکل هيچ نقشي در موفقيت شما داشته؟

 البته نقش بسيج در موفقيت علمي من بيش از دانشگاه بود به اين صورت كه از طريق نامه نگاري مرا به سازمان هاي جهاد سازندگي و فرمانداري بوشهر معرفي  كرد ولي هيچ حمايت مادي براي ادامه كار تحقيقاتي ام صورت نگرفت.

 به نظر من جايگاه مشخصي براي فعاليت هاي علمي در بسيج تعريف نشده به طوري كه فعاليت هاي فرهنگي تنها در حد اطلاع رساني و فعاليت هاي ترويجي و آموزشي نيز بسيار كم است به همين دليل مردم بيشتر بسيج را به عنوان يك تشكل سياسي مي شناسند و نه يك تشكل علمي كه مي تواند در عرصه هاي علمي كشور تاثير گذار باشند.

 حمايت بنياد ملي نخبگان از شما چگونه است؟

با وجود اين كه دو سال است عضو بنياد ملي نخبگان هستم ولي هيچ گونه حمايتي غير از معافيت از سربازي از من صورت نگرفته است حتي با در خواست وامي كه براي حل مشكلات زندگي ام كرده بودم، موافقت نشد.

 آيا از بسته هاي حمايتي بنياد ملي نخبگان استفاده مي كنيد؟

البته شنيده ام بنياد به يكسري از افراد تسهيلاتي مثل مقرري و سفر حج پرداخت مي كند ولي من تاكنون از هيچ يك از اين حمايت ها استفاده نكرده ام.

 خانواده تان چه نقشي در موفقيت شما تا کنون داشته است؟

 اگر مادرم نبود شرايط سخت دوران ابتدايي و راهنمايي برايم قابل تحمل نبود من شرايط بسيار سختي را پشت سر گذاشتم وقتي پدرم به دليل از كار افتادگي نمي توانست كار كند اين مادرم بود كه از طريق كار كردن هزينه هاي زندگي را تامين مي كرد.

هميشه از خداوند به خاطر داشتن چنين مادر فداكار و پدر مهرباني ممنونم و مطمئنم هر چه تلاش كنم نمي توانند زحمات پدر و مادرم را جبران كنم.

 و كلام آخر:

 فقط از مسئولان مي خواهم سازوكار مشخصي براي حمايت از مخترعان نخبگان و دانشمندان كشور تعريف كنند. الان نهادهايي مثل بنياد ملي نخبگان، سازمان استعدادهاي درخشان و باشگاه پژوهشگران جوان وظيفه حمايت از نخبگان را بر عهده گرفته اند ولي هيچ كدام حمايت خاصي نمي كنند.

در پايان مجيد عزتي مصلح اشاره مي كند به اينكه 21 بهمن ماه قرار است به عنوان پژوهشگر برتر كشور از سوي رئيس جمهور و به عنوان جوان برتر از سوي سازمان ملي جوانان مورد تقدير قرار گيرد.

* سكوت مي كند، شايد به روزي فكر مي كند كه اين تقديرها به حمايت واقعي از او و ساير نخبگان كشور و فراهم آوردن امكان تحقيق و پژوهش منجر شود.

* از شبكه كه بيرون مي زنم صورتم را به نسيم خنك اوايل بهمن مي سپارم مغزم پر است از واژه هاي نخبه، مخترع، حمايت، مادر، اعتلاي نام ايران و باز هم ايران. به ياد مادري مي افتم كه با بيم و اميد و تلاش شبانه روزي نخبه اي را به  ثمر رسانده كه سفراي كشورهاي خارجي در ايران سعي در جذب او دارند ولي در داخل ....

و مادر هنوز هم نگران است نگران روزي كه كاسه صبر مجيد لبريز شود و تنها به يكي از پيشنهادات سفرهاي كشورهاي خارجي پاسخ مثبت دهد و من هنوز اميدوارم به اميد روزي كه نخبگان از دانشمندان خود به عنوان متوليان امر آموزش و پژوهش كشور باعث اعتلاي نام ايران اسلامي در سراسر جهان شوند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار