اینجا کره سال هزار و سيصد و دوغ
کد خبر:۱۹۳۱۷۱
وبلاگ «شین مثل شعور»

اینجا کره سال هزار و سيصد و دوغ

در هزار و سيصد و دوغ! آنها وزير كشور و وزير جهاد كشاورزي و بيمة تأمين اجتماعي و وزير جنگ! (یا شاید هم وزير ارشاد اسلامي) داشته‌اند!
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «شین مثل شعور» چنین نوشته است:

مدتی است سریالی به نام دونگ ای از شبکه دوم سیما و سریال مزخرفی به نام ایسان از شبکه باران (گیلان) پخش می‌شود. نمی‌دانم این‌همه سریال کره‌ای (کاف را با ضمّه بخوانید و کَره‌ای نخوانید!!) از کدام سوراخ سمبه‌ای سر در می‌آورند . افسانة جومونگ ، امپراتور بادها ، تاجر نمی‌دانم چی !.

مخصوصاً سریال ای سان، نمی‌دانم این سریال از شبکه استانی سایر استانها (مانند گیلان) نیز پخش شده (و یا خواهد شد) یا نه . امّا داستانش بسیار مزخرف است که هی پیچ و تابش می‌دهند و می‌کشند و آبش را اضافه می‌کنند که پیام خاصّی ندارد .( البته خدا را شکر من حال نگاه کردنش را ندارم امّا اهل بیت! که نگاه می‌کنند صدایش تا اتاق مطالعه من می‌رسد!!) نه مال فرهن و دین ماست؛ نه نتیجة اخلاقی آن را در عمل می‌توان پیاده کرد . فقط به لطف چهره زیبای بازیکنان کره‌ای زنش مخاطب را جذب می کند. یکی از زرنگی‌های کره‌ای‌ها و چینی‌ها و ژاپنی‌ها این است که غیر مستقیم حرفهای بزرگی را به خورد ما می‌دهند و در کنارش پول خوبی هم از ما می‌گیرند. ( در روز پدر ، به شوخی ( و یا جدّی ) پیامک درست کرده بودند که « خانمها مواظب باشید و کارهای خانه را خوب انجام دهید چرا که یک کشتی خانم چینی در راه ایران است!!)  در هزار و سیصد و دوغ ! ، آنها وزیر کشور و وزیر جهاد کشاورزی و بیمة تأمین اجتماعی و وزیر جنگ ! (کم مانده بگوییم وزیر ارشاد اسلامی!) داشته‌اند. امپراتورشان از فلان سلسله آنقدر عادل بوده که درباریان به همین راحتی از او انتقاد می‌کردند و او هم اهل شور و مشورت و ... الخ! بوده.

نمی‌دانم تا کی باید پول بیت المال این کشور را بدهیم و تف سربالا بیندازیم ! تا کی سریالهایی مانند جومونگ و ایسان و ... از چشم بادامی‌ها و سریالهای مزخرف ترکیه‌ای (کلید اسرار) که اسلام را مسخ کرده بلغور می‌کنند (هم سر تا پا لختند هم دم از قرآن و معنویت می‌زنند و غیر مستقیم می‌خواهند بگویند که اسلام یعنی این : به قول زن حاجی در اخراجیها : ما با همه خوبیم با هیچ کس دعوا نداریم و ...) بخریم و جوانان‌مان را پای آنها بنشانیم و برای غمهای نخورده و رنجهای نبرده آنان محزون شویم و برای شادیهای مزخرفشان خوشحالی کنیم؟! و هی دلمان بتپد که فلان شاهزاده چه بشود و یا چه نشود)

و اینگونه است که نسل جوان ما نسل خواب و خیال و غبطه خورِ نافرهنگهای دیگر خواهد شد. و تحلیل‌گر و معتقد بار نخواهد آمد.
نظرات شما
امير حسين رستي
-
۱۰ آذر ۱۳۹۱ - ۱۲:۱۴
واقعا حرفهاي اموزندهاي است
1
0
پربازدیدترین آخرین اخبار