کد خبر:۱۹۳۱۸۰
وبلاگ «جبهه متحد وبلاگنویسان مهدی»
مفهوم امامت در روایات
امام مانند آفتاب در عالم طلوع كند و بر افق قرار گیرد كه دست و دیده مردم بدان نرسد.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «جبهه متحد وبلاگنویسان مهدی» چنین نوشته است:
برای درک معنا و مفهوم امام و مقام امامت،توجه شما را به روایت مفصلی به نقل از امام رضا(ع) جلب میکنم:
عبد العزیز بن مسلم گوید: ما در ایام على بن موسى الرضا (ع) در مرو بودیم، در آغاز ورود خود، روز جمعه در مسجد جامع گرد آمدیم و در موضوع امر امامت كه مورد اختلاف فراوان مردم بود گفتگو كردیم و من شرفیاب حضور سید خود امام رضا (ع) شدم و بررسیهاى مردم را در امر امامت به عرض او رسانیدم، تبسمى كرد و فرمود: اى عبد العزیز، این مردم نادانند و از رأى و دین خود فریب خوردهاند... بدان، آیا مىدانند قدر و موقعیت امامت را در میان امت تا اختیار و انتخاب آنان در آن روا باشد، به راستى امامت اندازهاى فراتر و مقامى والاتر و موقعى بالاتر و آستانى منیعتر و عمقى فروتر از آن دارد كه مردم با عقل خود بدان رسند یا با رأى و نظر خود آن را درك كنند یا به انتخاب خود امامى بگمارند.
امامت مقامى است كه حضرت ابراهیم (ع) پس از آنكه مقام نبوت و خلیل بودن را پا بر جا كرد بدان رسید، این امامت سومین درجه و فضیلتى بود كه خدایش بدان مشرف كرد و نامش را بوسیله آن بلند نمود...به راستى امامت زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین است امامت بنیاد پاك اسلام و شاخه با بركت آن است، بوسیله امامت نماز و روزه و زكاة و حج و جهاد درست مىشوند، غنیمت و صدقات بسیار مىگردند، حدود و احكام اجرا مىشوند، مرزها و نواحى كشور مصون مىشوند، امام حلال و حرام خدا را بیان مىكند و حدود خدا را بر پا مىدارد و از دین خدا دفاع مىكند و با حكمت و پند نیك و دلیل رسا به راه خدا دعوت مىنماید،
امام مانند آفتاب در عالم طلوع كند و بر افق قرار گیرد كه دست و دیده مردم بدان نرسد، امام ماه تابنده، چراغ فروزنده، نور بر افروخته و ستاره رهنما در تاریكى شبها و بیابانهاى تنها و گرداب دریاها است، امام آب گوارائى است براى تشنگى و رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است، امام چون تشنگى و رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است، امام چون آتشى است بر تیه براى سرمازدگان و دلیلى است در تاریكىها كه هر كه از آن جدا شود هلاك است.
امام ابرى است بارنده، بارانى است سیل آسا، آفتابى است فروزان و آسمانى است سایه بخش و زمینى است گسترده و چشمهاى است جوشنده و غدیر و باغى است، امام امینى است یار و پدرى است مهربان و برادرى است دلسوز و پناه بندگان خدا است در موقع ترس و پیشآمدهاى بد، امام امین خداى عز و جل است در میان خلقش و حجت او است بر بندگانش و خلیفه او است در بلادش و دعوتكننده به سوى خداى عز و جل است و دفاعكننده از حقوق خداى جل جلاله است.
امام كسى است كه از گناهان پاك است و از عیوب بر كنار است، به دانش مخصوص است و به حلم و بردبارى موسوم، نظام دین است و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاك كفار، امام یگانه روزگار خود است، كسى با او برابر نیست و دانشمندى با او برابری نمی کند، جایگزین ندارد، مانند و نظیر ندارد، بدون تحصیل مخصوص به فضل و از طرف مفضل بدان اختصاص یافته، كیست كه بحق شناسائى امام برسد یا تواند او را انتخاب كند؟ هیهات هیهات، خردها در بارهاش گمراهند و خاطرها در گمگاه، عقلها سرگردان و چشمها بىدید، بزرگان در اینجا كوچكند و حكیمان در حیرت و بردباران كوتهنظر و هوشمندان گیج و نادان و شعراء لال و گنگ و ادباء درمانده و سخندانان بىزبان، شرح یك مقامش نتوانند و وصف یكى از فضائلش ندانند، همه به عجز معترفند، چگونه توان كنهش را وصف كرد و اسرارش فهمید؟ چطور كسى به جاى او ایستد و حاجت مربوط به او برآورد؟ نه، چطور؟ از كجا؟ او در مقام خود اخترى است كه بر افروزد و از دسترس دستیازان و وصف واصفان فراتر است، انتخاب بشر كجا به این پایه رسد، عقل كجا و مقام امام كجا؟ كجا چنین شخصیتى یافت شود گمان برند كه در غیر خاندان رسول (ص) امامى یافت شود؟ خودشان تكذیب خود كنند، بیهوده آرزو برند و به گردنه بلند لغزانندهاى گام نهند كه آنها را به نشیب پرتاب كند، خواهند به عقل نارساى خود امامى سازند و به رأى گمراهكننده خود پیشوائى پردازند، جز دورى از مقصود حق بهره نبرند، خدا آنها را بكشد تا كى دروغ گویند به پرتگاه در آمدند و دروغ بافتند و سخت به گمراهى افتادند و به سرگردانى گرفتار شدند، دانسته و فهمیده امام خود را گذاشتند و پرچم باطل افراشتند»
برای درک معنا و مفهوم امام و مقام امامت،توجه شما را به روایت مفصلی به نقل از امام رضا(ع) جلب میکنم:
عبد العزیز بن مسلم گوید: ما در ایام على بن موسى الرضا (ع) در مرو بودیم، در آغاز ورود خود، روز جمعه در مسجد جامع گرد آمدیم و در موضوع امر امامت كه مورد اختلاف فراوان مردم بود گفتگو كردیم و من شرفیاب حضور سید خود امام رضا (ع) شدم و بررسیهاى مردم را در امر امامت به عرض او رسانیدم، تبسمى كرد و فرمود: اى عبد العزیز، این مردم نادانند و از رأى و دین خود فریب خوردهاند... بدان، آیا مىدانند قدر و موقعیت امامت را در میان امت تا اختیار و انتخاب آنان در آن روا باشد، به راستى امامت اندازهاى فراتر و مقامى والاتر و موقعى بالاتر و آستانى منیعتر و عمقى فروتر از آن دارد كه مردم با عقل خود بدان رسند یا با رأى و نظر خود آن را درك كنند یا به انتخاب خود امامى بگمارند.
امامت مقامى است كه حضرت ابراهیم (ع) پس از آنكه مقام نبوت و خلیل بودن را پا بر جا كرد بدان رسید، این امامت سومین درجه و فضیلتى بود كه خدایش بدان مشرف كرد و نامش را بوسیله آن بلند نمود...به راستى امامت زمام دین و نظام مسلمین و عزت مؤمنین است امامت بنیاد پاك اسلام و شاخه با بركت آن است، بوسیله امامت نماز و روزه و زكاة و حج و جهاد درست مىشوند، غنیمت و صدقات بسیار مىگردند، حدود و احكام اجرا مىشوند، مرزها و نواحى كشور مصون مىشوند، امام حلال و حرام خدا را بیان مىكند و حدود خدا را بر پا مىدارد و از دین خدا دفاع مىكند و با حكمت و پند نیك و دلیل رسا به راه خدا دعوت مىنماید،
امام مانند آفتاب در عالم طلوع كند و بر افق قرار گیرد كه دست و دیده مردم بدان نرسد، امام ماه تابنده، چراغ فروزنده، نور بر افروخته و ستاره رهنما در تاریكى شبها و بیابانهاى تنها و گرداب دریاها است، امام آب گوارائى است براى تشنگى و رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است، امام چون تشنگى و رهبر بحق و نجات بخش از نابودى است، امام چون آتشى است بر تیه براى سرمازدگان و دلیلى است در تاریكىها كه هر كه از آن جدا شود هلاك است.
امام ابرى است بارنده، بارانى است سیل آسا، آفتابى است فروزان و آسمانى است سایه بخش و زمینى است گسترده و چشمهاى است جوشنده و غدیر و باغى است، امام امینى است یار و پدرى است مهربان و برادرى است دلسوز و پناه بندگان خدا است در موقع ترس و پیشآمدهاى بد، امام امین خداى عز و جل است در میان خلقش و حجت او است بر بندگانش و خلیفه او است در بلادش و دعوتكننده به سوى خداى عز و جل است و دفاعكننده از حقوق خداى جل جلاله است.
امام كسى است كه از گناهان پاك است و از عیوب بر كنار است، به دانش مخصوص است و به حلم و بردبارى موسوم، نظام دین است و عزت مسلمین و خشم منافقین و هلاك كفار، امام یگانه روزگار خود است، كسى با او برابر نیست و دانشمندى با او برابری نمی کند، جایگزین ندارد، مانند و نظیر ندارد، بدون تحصیل مخصوص به فضل و از طرف مفضل بدان اختصاص یافته، كیست كه بحق شناسائى امام برسد یا تواند او را انتخاب كند؟ هیهات هیهات، خردها در بارهاش گمراهند و خاطرها در گمگاه، عقلها سرگردان و چشمها بىدید، بزرگان در اینجا كوچكند و حكیمان در حیرت و بردباران كوتهنظر و هوشمندان گیج و نادان و شعراء لال و گنگ و ادباء درمانده و سخندانان بىزبان، شرح یك مقامش نتوانند و وصف یكى از فضائلش ندانند، همه به عجز معترفند، چگونه توان كنهش را وصف كرد و اسرارش فهمید؟ چطور كسى به جاى او ایستد و حاجت مربوط به او برآورد؟ نه، چطور؟ از كجا؟ او در مقام خود اخترى است كه بر افروزد و از دسترس دستیازان و وصف واصفان فراتر است، انتخاب بشر كجا به این پایه رسد، عقل كجا و مقام امام كجا؟ كجا چنین شخصیتى یافت شود گمان برند كه در غیر خاندان رسول (ص) امامى یافت شود؟ خودشان تكذیب خود كنند، بیهوده آرزو برند و به گردنه بلند لغزانندهاى گام نهند كه آنها را به نشیب پرتاب كند، خواهند به عقل نارساى خود امامى سازند و به رأى گمراهكننده خود پیشوائى پردازند، جز دورى از مقصود حق بهره نبرند، خدا آنها را بكشد تا كى دروغ گویند به پرتگاه در آمدند و دروغ بافتند و سخت به گمراهى افتادند و به سرگردانى گرفتار شدند، دانسته و فهمیده امام خود را گذاشتند و پرچم باطل افراشتند»
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰