کد خبر:۱۹۳۴۸۰
وبلاگ «چراغ خاموش»
ناخنکی فلسفی به فضای سایبر
قسیم فضای ادراکی، به حقیقت و مجاز از دیرباز مورد نظر بوده است.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «چراغ خاموش» چنین نوشته است:
در فضای حقیقت، اشیائی مستقل از قوای ادراکی ما حضور دارند که انسان به شناسایی و کشف آنها نائل میشود. ذات آن اشیاء را می شناسد و روابط شان با یکدیگر برای او کشف میشود. علم و فلسفه در نسبت با این تقسیم بندی، در فضای حقیقت قرار میگیرند، یعنی فضایی که اشیاء خود را به انسان مینمایانند. در این فضا ماه تکه سنگی است که نور خورشید را باز می تاباند (علم*) یا وجودی است عین الربط به علت و مظهری از وجود حقیقی (فلسفه صدرایی).
فضای مجاز یا شاعرانه فضایی است که در آن اشیاء، مستقل از احساسات و نگاه ویژه شاعر حضور ندارد. در این فضا، اشیاء بر اساس احساس و خواست شاعر، خلق (تعریف) می شوند و مناسبات ویژه ای بر قرار می کنند. در فضای مجاز و تخیل، شیء و روابط آن، هستی و چیستی خود را از احساس شاعر می گیرد. هر چه عنصر تخیل و خلاقیت بیشتر باشد، شعر، شعرتر است. از این رو خاطر حزین، در خلق «شعر تر» موثر است. (کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد). در فضای مجازی شاعر، ماه صورت افروخته محبوب است و دیگر هیچ. (میان ماه من تا ماه گردون....)
در فضای حقیقی و مجازی، انسان هست. در فضای حقیقی، انسان به عنوان «ادراککننده»، روابط خود را با اشیاء بر اساس شناسایی حقیقی آنها بر قرار میکند و در فضای مجازی، انسان به عنوان «تعریفکننده»، روابط خود را با اشیاء بر اساس احساسات درونی اش رقم می زند. (فعالیت انسانی). در فضای مجاز، اشیاء به هیچ وجه هویت مستقلی از انسان (شاعر) ندارند.
امروزه با فضایی جدید مواجهایم: فضای سایبری! بخشی از فضای سایبری به انعکاس فضای علمی و فلسفی (حقیقی) و فضای مجازی (شاعرانه) اختصاص یافته است. این بخش از فضای سایبری مورد نظر من نیست. فضای سایبر بخش دیگری دارد که انسان حضوری خاص و یگانه در آن یافته است، حضوری که شاید تجربه آن، پیش از این، در دو فضای دیگر ممکن نبود. در این فضا نه تنها اشیاء هویت خود را از دست میدهند و بر اساس روابط تعریف می شوند، بلکه انسانها نیز هویت واقعی ندارند. شخص وارد فضایی می شود که موجودی است معلَق، بدون پیشینه و خاطره و فقط می تواند رابطه برقرار کند (مثلا چت). بر اساس رابطه ها برای خود سابقه بسازد و آرزو کند و نیز در یک چرخش مدام، از همین رابطه ها و آرزوها برای خود شخصیت و هویت فراهم آورد. «موجودی ناشناخته که می توانند رابطه برقرار کنند». وقتی که انسان در این فضا متولد می شود خواستههای نوی در او پدید می آید، مثلا احساس میکند که بخشی از وجوداش هست که باید به طور ناشناخته فریاد شود برای مخاطبانی ناشناخته. به عبارتی حرف هایی هست که باید گفت اما فقط به غریبه! این فضای مناجاتی جدید، بسیار به ایده «عرفان و معنویت بدون خدا» نزدیک است. انسان مجاز اندر مجاز است، انسانی که معلق در فضایی است که نه خود و نه هیچ چیز دیگر، هویتی در آن ندارند غیر از اتصال و تعلق به فضای سایبری،. بسیاری از کسانی که معتاد به حضور مدام در فضای سایبر هستند اذعان می کنند که هنگام غرق شدن در رابطههای سایبری، از هر فکری جدای از این فضا تهی میشوند. شاید خود ما نیز از کسانی باشیم که روزانه ساعات زیادی را با دوستان سایبری خود می گذرانیم اما برای انجام کارهای عادی خود وقت کم داریم. برای مطالعه ای عمیق، دیدار و گفتگوی با ارحام و دوستان، نماز به وقت، مناجات و انجام سایر کارهای مفید انگیزه، توانایی و صبر لازم را نداریم اما به راحتی زمان زیادی را به گشت و گذار در فضای سایبر و بودن با هویت مجازی خود و دیگران سر میکنیم.
آیا موجودی دیگر شده ایم؟
(حواستان باشد، هم اکنون در فضای مجاز اندر مجاز، این نوشته را خواندید!)
فضای مجاز یا شاعرانه فضایی است که در آن اشیاء، مستقل از احساسات و نگاه ویژه شاعر حضور ندارد. در این فضا، اشیاء بر اساس احساس و خواست شاعر، خلق (تعریف) می شوند و مناسبات ویژه ای بر قرار می کنند. در فضای مجاز و تخیل، شیء و روابط آن، هستی و چیستی خود را از احساس شاعر می گیرد. هر چه عنصر تخیل و خلاقیت بیشتر باشد، شعر، شعرتر است. از این رو خاطر حزین، در خلق «شعر تر» موثر است. (کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد). در فضای مجازی شاعر، ماه صورت افروخته محبوب است و دیگر هیچ. (میان ماه من تا ماه گردون....)
در فضای حقیقی و مجازی، انسان هست. در فضای حقیقی، انسان به عنوان «ادراککننده»، روابط خود را با اشیاء بر اساس شناسایی حقیقی آنها بر قرار میکند و در فضای مجازی، انسان به عنوان «تعریفکننده»، روابط خود را با اشیاء بر اساس احساسات درونی اش رقم می زند. (فعالیت انسانی). در فضای مجاز، اشیاء به هیچ وجه هویت مستقلی از انسان (شاعر) ندارند.
امروزه با فضایی جدید مواجهایم: فضای سایبری! بخشی از فضای سایبری به انعکاس فضای علمی و فلسفی (حقیقی) و فضای مجازی (شاعرانه) اختصاص یافته است. این بخش از فضای سایبری مورد نظر من نیست. فضای سایبر بخش دیگری دارد که انسان حضوری خاص و یگانه در آن یافته است، حضوری که شاید تجربه آن، پیش از این، در دو فضای دیگر ممکن نبود. در این فضا نه تنها اشیاء هویت خود را از دست میدهند و بر اساس روابط تعریف می شوند، بلکه انسانها نیز هویت واقعی ندارند. شخص وارد فضایی می شود که موجودی است معلَق، بدون پیشینه و خاطره و فقط می تواند رابطه برقرار کند (مثلا چت). بر اساس رابطه ها برای خود سابقه بسازد و آرزو کند و نیز در یک چرخش مدام، از همین رابطه ها و آرزوها برای خود شخصیت و هویت فراهم آورد. «موجودی ناشناخته که می توانند رابطه برقرار کنند». وقتی که انسان در این فضا متولد می شود خواستههای نوی در او پدید می آید، مثلا احساس میکند که بخشی از وجوداش هست که باید به طور ناشناخته فریاد شود برای مخاطبانی ناشناخته. به عبارتی حرف هایی هست که باید گفت اما فقط به غریبه! این فضای مناجاتی جدید، بسیار به ایده «عرفان و معنویت بدون خدا» نزدیک است. انسان مجاز اندر مجاز است، انسانی که معلق در فضایی است که نه خود و نه هیچ چیز دیگر، هویتی در آن ندارند غیر از اتصال و تعلق به فضای سایبری،. بسیاری از کسانی که معتاد به حضور مدام در فضای سایبر هستند اذعان می کنند که هنگام غرق شدن در رابطههای سایبری، از هر فکری جدای از این فضا تهی میشوند. شاید خود ما نیز از کسانی باشیم که روزانه ساعات زیادی را با دوستان سایبری خود می گذرانیم اما برای انجام کارهای عادی خود وقت کم داریم. برای مطالعه ای عمیق، دیدار و گفتگوی با ارحام و دوستان، نماز به وقت، مناجات و انجام سایر کارهای مفید انگیزه، توانایی و صبر لازم را نداریم اما به راحتی زمان زیادی را به گشت و گذار در فضای سایبر و بودن با هویت مجازی خود و دیگران سر میکنیم.
آیا موجودی دیگر شده ایم؟
(حواستان باشد، هم اکنون در فضای مجاز اندر مجاز، این نوشته را خواندید!)
تذکر این نکته هم بد نیست که مقصود از علم، چنانکه در متن آمده است، علوم طبیعی بر اساس تعریف پیش از رنسانس است، اما اگر عقل کانتی و فضای علم جدید و مفهوم نوین تجربه در نظر آید خودِ science هم مفهومی نزدیک به فضای سایبر پیدا می کند، فضایی که در آن عالَم و آدم بر اساس «عقل خود بنیاد» تعریفی جدید یافته و به منابع انرژی فروکاهیده میشوند. در متن فوق از درگیر شدن با این معنا دوری جستهام.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰