ایران باید سر کیسه را شل کند
کد خبر:۱۹۳۵۰۵
وبلاگ «تحلیل سیاست»

ایران باید سر کیسه را شل کند

ايران بايد سر کيسه را شل کند و از هيچ اقدامي براي حفظ امنيت ومنافع ملي کشورمان و دوستان‌مان کوتاهي نکند.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «تحلیل سیاسیت» آمده است:
 
نمی‌خواستم مسایلی که برای بعضی در این نوشته شاید ناگوار باشد در اینجا بنویسم ولی حقیقتی است که امنیت و منافع ملی کشورمان وقتی احتمال به خطر افتادن می باشد جایز نیست فردی که بتواند تحلیلی ارائه دهد سکوت کند.

اول: گفتگو های هسته‌ای
 
انگونه که در تاریخ ثبت شده است دولت امریکا و شریکان آن برای بر سر مذاکره آوردن دولت کره شمالی میلیاردها دلار غذا و سوخت به آن کشور می‌دادند تا دولت کره شمالی در گفتگوهای هسته ای شرکت کند


اما ما چه؟

از ده ها سال پیش تحریم های غیر قانونی یکی بعد ازدیگری بر ملت ما تحمیل شد تا برنامه هسته ای در صدر اخبار قرار گرفت و به دلایل مختلف که توضیح ان را همه شما عزیزان می دانید نمی خواهم در اینجا بنویسم.

کار به جایی رسید که با عقب‌نشینی ایران درزمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، مراکز هسته‌ای ایران مهروموم و بسته شد و نامه معروف ایشان خطاب دولت امریکا نشان از ضعف وی بود که نقطه عطفی در برنامه هسته‌ای و سیاست خارجی ما را بطور روشن به ضعف کشید.

هر روز که می‎گذشت مسئله ایران درصدر اخبار قرار می گرفت و غربیها امتیازهای زیادی از ایران در بستن قرارد ادهای نفتی گرفته تا اقتصادی گرفتند و بلاخره این امتیازها کافی نشد انها پرونده هسته ای ایران را بطور غیر قانونی به شورای امنیت ارسال کردند حرکت گفتگو و مشت آهنین رهبران ناتو یکی بعد از دیگری بر پیکر ملت ما کوبیده می شد ولی با سر کار امدن اقای احمدی نزاد ورق بر گشت و مراگز هسته ای شروع بکار کردند.

در این زمان بود که مسأله تحریم های امریکا بطور یکجانبه یا از طریق شورای امنیت بر ملت ایران داشت انجام می گرفت بعدها فهمیده شد بعضی از افراد تیم طرف ایرانی مذاکره کنند از ایران در رفته‌اند.

برای اینکه سخن را در برنامه هسته ای ایران کوتاه کنم عملکرد گروه مذاکره کننده ایرانی در شرایط کنونی گرچه افراد و تیم انسان های اعتقادی و متخصص هستند ولی نمی دانم دستور از کجا می اید تا نشانه های عقب نشینی به چشم می خورد

نمونه این تحریم‌ها تایید عدم خرید نفتی اتحادیه اروپا در چند روز پیش بود.

آنها ما را تحریم می‌کنند ما برسر میز مذاکره داوطلب می‌شوی.م من معنی این سیاست را نمی‌توانم بفهم. شما، شماها اگر می‌فهمید نوشته‌ای نیز بنویسد تا ما هم بفهمیم!

در مورد امنیت ملی و منافع ملی:

ایران امروزی با ایران سی سال پیش قابل مقایسه در هیچ عرصه ای نیست.

اما ما در سیاست خاجی به دلایلی که گویا نوشتن انها درست نباشد کم کاری و عدم انظباط و شفاف نیست.

ما درسالهای گذشته کشور سوریه را شریک استراتزیک اعلام کردیم و این عمل در گذشته‌ای نه چندان دور در جنگ 33 روزه و22 روزه بارها تکرار شد. اگر سوریه مورد حمله قرار گیرد ایران دخالت خواهد کرد. با این عمل شاید بتوان سوریه را از حملات صهیونیستها وشرکای خائن و دیکتاتور عربی حفظ کرد.
 
ولی این روزها از آشفته شدن اوضاع سوریه نزدیک به شانزده ماه می‌گذرد. کار به‌جایی رسیده است که تروریست‌ها (که به‌نام ارتش آزادی‌بخش سوریه توسط انگلیس، آمریکا، ترکیه، قطر و عربستان و دیگران حمایت همه جانبه می شوند) در دمشق، گاه انفجاراتی را انجام می‌دهند.
 
کار به نقطه و خطرناکی رسیده است و این را نیز بدانید اگر دولت سوریه سقوط کند، این ایران است که امنیت ملی‌اش به خطر خواهد افتاد. یعنی ما در نوبت بعدی قرار داریم. البته می توانم به جرأت بگویم دولت سوریه این همه خسارت را تحمل می کند به خاطر دوستی با ایران و حمایت جدی و ثابت شده از مقاومت.

و اما وظیفه ما در این روزها چیست؟


ما به حرکت هایی نیازمند هستیم تا به‌نحوی دست قطر، امارات و عربستان را از حمایت از تروریست‌های سوریه را قطع کنیم و همچنان دولت ترکیه را تحت فشار قرار بدهیم ( دولت کنونی ترکیه از عربستان نیز خطر ناک‌تر است. این مسأله را باید جدی بگیریم) تا دست از شروع یک جنگ نیمه‌پنهان علیه دولت سوریه بردارد و به سود ناتو نوکری نکند.
 
بدانید و بشنوید این همان طیب اردغان است که چهره چندگانه خود را در دو سال گذشته به نمایش گذاشته است. اقدام وی به نظر من اقدام تاکتیکی برای جلب ملت‌های تحت ستم منطقه بود. همان اقدامی که طی آن، ایستادن در برابر نخست وزیر رژیم‌صهیونیستی در آن مصاحبه ( به شکل از قبل طراحی شده) وی را به محبوبیت رسانید. هر چند آن چهره، چهره منافقانه وی بود و امروز چهره واقعی وی را می توانید مشاهده کنید. تعجب نکنید! همین اردغان فردا بر علیه ایران نیز همان حرفها و همان کارهایی را انجام بدهد که بر علیه دولت سوریه دارد انجام می دهد


آیا تاکنون به این فکر افتاده‌اید که چگونه می‌شود یک کشوری که یکصد و پنجاه سال قبل، کارش گاو چرانی بود، الان دارند در دنیا حکومت می کنند؟

آیا به این فکر افتاده اید که چگونه می شود سیاستی را به‌کار برد که انقلاب های عربی را ناتو و صهیونیستها با علم کردن مسأله سوریه از مسیر درست منحرف کند؟

به نظر من جواب سوال دوم این است:
 
وقتی کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس دولت‌های دیکتاتوری دارند و آمریکا و انگلیس دوستان و حمایت کننده این دولت‌ها هستند، آنها وقتی با هم ملاقات می کنند شما فکر می‌کنید در مورد چه چیزی با هم صحبت می کنند؟

به نظر من طرف غربی می‌گوید اگر با ما نباشی مانند مبارک خواهید شد و اگر با مابشید ما از شما حمایت و همه گونه کمک از شماها خواهیم کرد در صورتی که این کشورک‌ها در همسایه‌گی ما قرار دارند و ما نمی‌توانیم آنها را جذب کنیم ولی یک دولت غیر مسلمان و منفور ترین دولت در جهان در میان ملتها می تواند کشورهای اسلامی متحد کند بر علیه یک کشور عربی و مسلمان چه چیزی را ما نتوانسته ایم بخوبی در چندین سال پیش انجام دهیم که عربستان به خود جرعت می کند هجده ایرانی را برای تحقیقز ملت ایران به اعدام محکو و حکم را اجرا می کند و افتخار هم می کند!

انچه نوشته شد مسئله مهمی ایست اگر سوریه برود ما با مشکلات غیر قابل تحمل شاید روبرو شویم

دوم: اگر سوریه برود کشوری مانند قطرو عربستان حتی کویت و شیخ نشینهای منطقه بر علیه ما شمشیر خواهند کشید که این دولت های دیکتاتور قبیله ای سابقه این کارا در جنگ هشت ساله را در پرونده خود دارند.

به نظر می‌رسد ما نیازمند قطع دست امارات و قطر و عربستان از دخالت در امور سوریه و در آینده با دیگر کشورها باشیم.

لازم است به خود جرأت دهیم و بگذارید مارا به دخالت هم متهم کنند که حالا و از چندین سال گذشته نیز می‌کنند. در عین حال می بایست بارانی تاریک بر اسمان کشورهای نامبرده باریده شود.

باید دست روی دست نگذاشت که دشمن ما را محاصره نظامی کرده و در حال تکمیل محاصره اقتصادی ایست.

البته برای تأسیس و متحد کردن مخالفان در خارج هم کار می‌کنند و مخصوصاً در داخل کشور دنبال افرادی می گردند تا اپوزسیون مورد قبول مردم  را تشکیل دهند انگونه که در سوریه ولیبی این عمل را می کنند و کردند.

به دوستان عزیزی که در مسأله هسته‌ای گفتگو می‌کنند عرض می کنم به هیچ عنوان نباید حول مسأله سوریه و عدم حمایت از آن کشور یا سکوت کردن ما در برابر عملیات تروریستی در سوریه، در گفتگوها صحبت شود.
 
ضمناً به‌هیچ عنوانی و مدرکی و سندی نمی‌توان به غرب اعتماد کرد؛ زیرا آنها به‌هیچ قانونی پای‌بند نیستند و از حمله به عراق گرفته تا افغانستان  و تجزیه سودان گرفته تا کشتن مردم توسط هواپیماهای بدون سرنشین به جنایات خود ادامه می‌دهند. آنها با آمریکای جنوبی فعلاً کاری ندارند و ظاهراً معتقدند درصورت رسیدن به اهداف خود در کل آسیا، به‌راحتی می‌توانند حیاط خلوت خودشان را تسخیر کنند.

ایران می‌بایست با دولت چین و روسیه به گفتگو بنشیند و به انها بفهماند ازدست رفتن سوریه نزدیک شدن ناتو به روسیه و در نهایت بر هم زدن اوضاع در چین است انها برنامه مفصلی برای خاورمیانه ریخته‌اند و دارند روز به روز برای عملی شدن آنها میلیاردها دلار خرج می‌کنند،؛ ایران نیز می بایست سر کیسه را شل کند و از هیچ اقدامی برای حفظ امنیت ومنافع ملی کشورمان و دوستانمان  کوتاهی نداشته باشد.
پربازدیدترین آخرین اخبار