کد خبر:۱۹۳۷۴۲
واعظ آشتياني در گفتوگوي تفصيلي با «خبرگزاري دانشجو»؛
پورمحمدي، گروه بازرسي به باشگاه ها بفرستد/ در اعتراض به اقدامات سعيدلو استعفا دادم/ بازيكنان در اواخر فصل با مربيان تباني ميكنند
يكي از دلايل استعفاي من در زماني كه قائم مقام سازمان تربيت بدني بودم، اين بود كه به سعيدلو گفتم تغييرات رئيس فدراسيونها حق شماست اما ...
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ اميررضا واعظ آشتياني سال ها سابقه مديريت در بخش هاي مختلف ورزش را بر عهده داشته است و در اين مدت به عنوان رئيس فدراسيون دوچرخه سواري، قائم مقام سازمان تربيت بدني در زمان رياست سعيدلو و سرپرست باشگاه استقلال فعاليت داشته است كه با وي در خصوص برخي مشكلات در ورزش كشور و همچنين عملكرد فوتبال در سال هاي اخير و مسئله سقف قرارداد با وي به گفت و گو نشستيم.
متن ذيل مصاحبه «خبرگزاري دانشجو» با اميررضا واعظ اشتياني است:
نگاه مردم به ورزش عوض شده است
فضاي ورزش فضاي خوبي نيست به خصوص فضاي فوتبال، اگر 20 سال پيش از مردم ميپرسيديم نگاه شما در مورد ورزش چيست؟ به صراحت ميگفتند ورزش يعني دوستي، صميمت، تعاون و اخلاق، يعني هرچه مصداق خوب وجود داشت به ورزش نسبت ميدادند.
اگر امروز اين سوال را از مردم بپرسيم تنها سكوت ميكنند چون نتوانستيم از ورزش به عنوان يك ابزار در جهت كارهاي فرهنگي استفاده كنيم؛ چراكه تمام كساني كه در بخشهاي مختلف ورزش بودهاند موضوع فرهنگ را مورد توجه قرار نداده اند و نگاه اخلاقي و فرهنگي به عنوان يك بخش مهم از جامعه نداشتهاند.
ورزش را در جايگاهي كه مدنظر جامعه اسلامي است، نمي بينيم
ما ابزارهاي فرهنگي خوبي نداشتيم يعني انسانهايي كه داعيه فرهنگي داشتند بنيه دروني ضعيفي نيز داشتند و همين باعث شد امروز ورزش را در آن جايگاهي كه مدنظر جامعه اسلامي است، نبينيم.
ما به دنيا خرده ميگيريم كه چرا ورزش را سياسي كردهايد اما فارغ از اين مسئله كه ورزش در تمام دنيا سياسي است كه ناخودآگاه ما هم آن را سياسي كرديم، آنها از ورزش بهره برداري اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و بهداشتي ميكنند كه در اين زمينه كم كار كرده ايم.
امروز برخي از رشتههاي ورزشي به يك صنعت اقتصادي تبديل شده است و در كنار آن ميبينيم چه اتفاقات فرهنگي رقم ميخورد، حال ممكن است برخي از اين اتفاقات فرهنگي با ذائقه فرهنگي ما مغايرت داشته باشد؛ چرا كه هر جامعهاي براي خود باورها و اصولي دارد و براساس آن قضاوت ميكنند.
ورزش در كشور ما چه هدفي را دنبال مي كند؟
ورزش ميتواند جايگاهي براي انسان سازي و ابزاري براي غني سازي فرهنگي كشور باشد، ورزش ميتواند با استفاده از الگوهاي دفاع مقدس يك فرهنگ سازي گسترده ايجاد كند اما چون باورهاي ما طوري نبوده كه استفادههاي لازم از ورزش را ببريم امروز به اين جا رسيديم و من اعتقاد دارم ما حتي نتوانستيم از ورزش به عنوان ابزاري براي سلامت جامعه استفاده كنيم.
برخي از كشورها استراتژي خود را بر اين گذاشتهاند كه با ورزش سلامت جامعه خود را غني كنند و به واسطه آن هزينههاي درمان توسط دولت و خانواده را كاهش دهند و شادابي و نشاط را در جامعه به ارمغان آورند.
برخي از كشورها ضمن توجه به اين بعد ورزش، بعد قهرماني ورزش را نيز مورد توجه دادهاند برخي ضمن حفظ اين دو موضوع به مباحث حرفهاي ورزش نيز توجه كردهاند.
هر كشوري براي خود هدف و برنامهاي مشخصي كرده است، ورزش كشور ما كدام يك از اين اهداف را دنبال مي كند؟ يك متولي در كشور پيدا شود و مشخص كند كه كدام يك از اين مباحث در كشور پيگيري ميشود.

امروز با يك ادبيات جديد و ناشناخته در فوتبال روبه رو هستيم
متاسفانه ما نتوانستيم از دستاوردهاي انقلابي و فرهنگ غني بعد از انقلاب به خصوص موضوع جبهه، جنگ و ايثار بهره برداري كنيم كه سبب شده امروز بدهكار نسل جديد و آينده باشيم.
براي همين است كه امروز با يك ادبيات جديد و ناشناخته در فوتبال روبه رو هستيم ادبياتي جديد همراه با بي تربيتي، دروغ، عوام فريبي و تحجر گرايي و مردم ما هم از اين ادبيات راضي نيستند و اين مطلب نشان مي دهد كه متوليان امر با اين پديدههاي زشت و ناهنجاري و ادبياتي كه توسط مديران رايج شده است برخورد نكردهاند.
حتي بين نوجوانان برخي از اين صحبتها رايج شده است و برخي از اين ادبيات الگو برداري ميكنند و برخي نيز آن را به مزاح و شوخي گرفتهاند.
در اين چند روز برخي از مديرعامل ها ادب ذاتي خود را نشان دادند، وقتي بازيكن و مدير قرار است الگوي جوانان شوند چه انتظاري داريد كه جامعه در فوتبال به سمت ناهنجاري نرود، به عنوان مثال جواني كه براي تخليه انرژي به استاديوم ميآيد به واسطه عدهاي ليدر از اين انرژي در جهت ديگري استفاده ميكند.
اگر فاكتورهاي اوايل انقلاب را مد نظر داشتيم در انتخاب مديران ورزشي مشكل نداشتيم
يكي از مشكلات ورزش بعد از پايان دوران دفاع مقدس، عدم تربيت مربيان و عدم الگو سازي مديران كارآمد است، ما هر كسي كه فكر مي كرديم ميتواند كاري انجام دهد را آورديم بدون اينكه خلاقيتهاي فردي مدير را در نظر بگيريم و تنها اين نكته را مد نظر داشتيم كه آيا اين مدير صرفاً آدم خوبي است؟
ما در انتخاب ميدران خود فراموش كرديم كه آيا اين مدير توانمندي لازم را دارد؟ آيا نگاههايي كه لازمه توسعه ورزش است در اين فرد وجود دارد؟
اوايل انقلاب داشتن تخصص و تعهد براي مديران مورد بحث بود، اگر همان فاكتورها را در طول انقلاب نيز در نظر داشتيم امروز در هيچ عرصهاي مشكل نداشتيم.
فضاي ورزش به سمتي پيش رفت كه مديران چاپلوس و متملق در راس قرار بگيرند
اين موضوع كه معياري براي اندازه گيري موفقيت افراد وجود ندارد، سبب ناراحتي برخي از مديران شده است به طوريكه فرق مدير كارآمد و ناموفق مشخص نيست و اين باعث مي شود مديران كارآمد به مرور زمان منزوي شوند و از دايره خدمت خارج و فضا به سمتي پيش برود كه مديران چاپلوس و متملق در راس كار قرار بگيرند.
عدم تربيت نيروي انساني در مديران امروز سبب شده است كه وقتي بخواهند مدير باشگاهي را عوض كنند ندانند چه مديري بياورند و فكر ميكنند قحط الرجال است، در حاليكه مديران جوان و با تجربهاي حضور دارند كه فقط لازم است مدير ارشد با گسترش افق ديد خود آنها را شناسايي كند، حال اين سوال پيش مي آيد كه چرا در ورزش به آدمهايي متوسل ميشوند كه جز تملق و چاپلوسي و عوام فريبي كار ديگري بلد نيستند.
البته نبايد از ياد برد كه گاهي مديران ارشد به افراد چاپلوس نياز دارند؛ چراكه ذات آدمي به تعريف شنيدن گرايش دارد و برخي مديران علاقه مند هستند كه تصميماتشان همراه با بله قربان گويي افراد باشد.
اشكال اساسي ورزش ما در اين است كه مديران ارشد اسير دست مديران چاپلوس و متملق هستند و همواره در طول تاريخ اين مطلب توسط ائمه به كارگزاران يك دولت گوشزد و عواقب آن يادآوري شده است.
زمان ورود مديران جديد، به متوليان امر ديكته ميكنند كه افراد جديد نمي تواند تيم را جمع كنند
مديراني كه متحجر و سنتي هستند را بايد از مجموعه خارج كرد و مديران جديد وارد ميدان كرد، من اطمينان دارم زمانيكه قرار است مديران جديد وارد شوند اولين چيزي كه به متوليان امر ديكته ميكنند اين است كه هر كس كه وارد ميدان شود نمي تواند تيم را جمع كند، منظور از جمع كردن تيم چيست؟ يعني بايد ليدرهاي لات و بازو كلفت ها و سكوها را داشته باشد و فن خريد برخي از رسانهها را بلد باشد و با دلالها وارد مذاكره شود؟
از آنجا كه برخي از مسئولان امر در تصميمگيري ضعيف النفس هستند در اين زمينه كوتاه ميآيند، متأسفم كه آدمهاي متحجر، عنوان باهوش و آدمهاي با هوش و منطقي، كودن لقب ميگيرند، وقتي در جامعه كوچكي مانند فوتبال، ادبيات تغيير ميكند و ضدارزشها جاي ارزشها را ميگيرد بهتر از اين نميتوان انتظار داشت.

فضاي امر به معروف بايد در ورزش ايجاد شود
ما بايد به سمتي حركت كنيم كه فضاي امر به معروف را در جامعه ورزشي ايجاد كنيم، ما اين اصل مهم كه در قانون اساسي وجود دارد را ناديده گرفتهايم و هر كس انتقاد كند مورد بغض و شماتت قرار ميگيرد، مديران بايد اجازه انتقادات سازنده را بدهند البته بايد بين انتقاد و انتقام فاصله گذاشت.
همه اين مسائل باعث شده كه استفاده از ورزش در جهت توسعه فرهنگي و اجتماعي، كاهش ناهنجاريها و رفتن به سمت درآمدزايي آنطور كه از جامعه اسلامي انتظار داشتيم، صورت نگيرد.
از سازمان تربيت بدني استعفا دادم چون سعيدلو در آستانه المپيك مديران را تغيير داد
براساس مقرراتي كه در ورزش وجود دارد، حق وزير است كه رئيس يك فدراسيون را تغيير دهد اما از اين حق بايد در موقعيت مناسب و با بررسي برخي فاكتورها استفاده كند و دليل ندارد اگر فرصتي به رئيس ورزش داده ميشود در همه جا از آن در جهت عزل و نصبها استفاده كند.
يكي از دلايل استعفاي من در زمانيكه قائم مقام سازمان تربيت بدني بودم، اين بود كه به سعيدلو گفتم تغييرات رئيس فدراسيونها حق شماست اما الان كه 6 ماه تا مسابقات گوانگجو مانده است بهتر است از فدراسيونهاي كارآمد حمايت و فدراسيونهاي ضعيف را كمك و تقويت كنيم و بعد از گوانگجو فدراسيونهاي موفق و ناموفق را شناسايي و با كمك افكار عمومي در رسانهها تغييرات ايجاد گيرد.
من بارها تاكيد كردم كه اگر اين تغييرات پيش از مسابقات انجام شود در صورتيكه آن رشته و فدراسيون موفق نباشد، رئيس جديد مسئوليت را نميپذيرد و رئيس قبلي نيز ميگويد اگر من بودم شرايط اين طور نبود، در واقع بهانه به دست رئيس فدراسيونها ميدهيم ولي سعيدلو گوش نكرد و زمانيكه ديدم حرفي كه پشتوانه منطق دارد مورد توجه قرار نمي گيرد، استعفا كردم.
اكنون نيز دقيقاً همان شرايط است، به فرض اگر رئيس داراي مسائل و مشكلات پشت پرده هم كه باشد چه ايرادي دارد كه پس از پايان المپيك و با همراه كردن افكار عمومي و رسانهها مديران ضعيف بركنار شوند.
گماردن مديران ضعيف براي مديران ارشد بعدي مشكل ايجاد مي كند
مديران ارشدي كه در گذشته انتصابهاي ضعيف انجام داده اند شرايطي را ايجاد كرده اند كه مديران ارشد جديد با مديران ضعيف رو به رو شده اند و در اين حالت نميتوان به بهانه ثبات مديريت پاي مديران ضعيف ايستاد و تغيير مدير به جا و ضروري است به شرط آنكه مدير توانمند جايگزين شود.
گماردن مديران ضعيف براي مديران بعدي مشكل ايجاد مي كند و ما بايد فردي را انتخاب كنيم كه توانمند باشد و مديران بعدي بر ادامه فعاليت آنان اقبال نشان دهند.
طرح قانون سقف قرارداد بدون ايجاد ابزار نظارتي از بيبرنامگي فدراسيون فوتبال است
طرح مسئله سقف قرارداد از بيبرنامگي فوتبال است و نشان ميدهد متوليان فوتبال درك درستي از مسائل مربوط به آن و مسائل مديريتي ندارند.
در سال 88 و همزمان با دومين دوره حضور من در استقلال بحث سقف قرارداد مطرح شد و آن را 300 ميليون اعلام كردند؛ مدارك موجود در استقلال نشان ميدهد كه متوسط قرارداد من با بازيكنانم 250 ميليون بود.
در آن مقطع سپاهان يارگيري هاي آنچناني داشت كه پس از تغيير مديريت مشخص شد 20 ميليارد بدهي براي باشگاه مانده كه اين مسئله را با استناد به صحبتهاي مديران اين باشگاه مطرح ميكنم.
همان موقع من گفتم قانون سقف قرارداد در اين مقطع كه فوتبال در حال نزديك شدن به آلودگيهاست، بسيار مفيد است اما اين كساني كه مقرراتي به نام سقف قرارداد را ميگذراند آيا ابزاري براي نظارت و كنترل آن دارند؟ حالا سه سال از اين داستان گذشته كدام باشگاه اين قانون را رعايت كرد؟ چه نظارتي از طرف سازمان بازرسي كل كشور و وزارت ورزش صورت گرفت.
حساب باشگاه ها، حساب دولتي است و امكان تغيير در آن وجود ندارد
بودجه استقلال در حساب باشگاههاست مگر امكان دارد 300 يا 200 ميليون خارج از قرارداد به بازيكن داد البته اگر امكان داشت من بلد نبودم.
حساب باشگاه، حساب دولتي است و امكان ندارد در آن تغيير ايجاد كرد، عدم نظارت و استفاده از نيروي كاردان و عدم آشنايي با چگونگي برخورد با اين پديده سبب بروز اين اتفاقات در فوتبال شد.
اكنون بازيكني كمتر از 350 ميليون پيدا نميشود اگر هم باشد بازيكني است كه تا حالا ليگ برتر را تجربه نكرده است.

نظارت ناقص، سقف قرارداد را به كف تبديل كرده است
من نحوه اجراي قانون سقف قرارداد را به شرط اينكه درست باشد، تاييد كردم، اما اگر نظارت ناقص انجام گيرد سقف قرارداد به كف قرارداد تبديل مي شود كه در اين صورت به متوليان فوتبال توصيه ميكنم قبل از ايجاد قانون، ابزار لازم جهت كنترل آن را بررسي كنند.
بازرسي كل كشور، متولي اجراي روشهاي درست در سيستم اداري كشور از جمله فوتبال است؛ آيا اين نهاد به اين قضيه ورود كرده و پرونده باشگاههاي مورد شك و ترديد را بررسي نموده است؟ مگر امكان دارد كه بازيكن يك ميلياردي با 350 ميليون تومان قرارداد امضا كند!
در فوتبال ما تقاضاي بازيكن بر عرضه آن پيشي گرفته است
ما توانايي كنترل فضاي كاذب افزايش تقاضا نسبت به عرضه را در ميان بازيكنان نداريم؛ يكي از دلايل ايجاد فضا اين است كه باشگاهها توليدكننده بازيكن نيستند؛ يعني تقاضا بيشتر از عرضه است.
در جامعهاي كه تقاضا بيش از عرضه باشد شاهد فساد و دلالي هستيم؛ كدام باشگاه بازيكن پرورش داده است؟! در آخرين فصلي كه در استقلال بودم شش بازيكن زير 20 سال داشتم كه با آنها قرارداد سه ساله امضا كرديم كه جمع مبلغ قرارداد سه ساله هر سه نفر به 100 ميليون هم نمي رسيد.
ما نه تنها توليد بازيكن نداشتيم، بلكه فرصت سوزي نيز كرده و پديدهها را نابود كرديم؛ در اين فضا بازيكناني كه در رده ملي هستند قيمتهاي خود را به صورت كاذب افزايش ميدهند.
كدام بخش ار فوتبال ما ميلياردي ارزش دارد؟
هزينههاي فوتبال ما جدا از پنج تيم اول ليگهاي انگلستان، هلند، آلمان، ايتاليا و اسپانيا، برابر تيمهاي آنهاست، ولي كارآمدي فوتبال ما با آنها قابل مقايسه نيست.
فوتبال ما كه حوصله تماشاگر را سرميبرد چگونه مي توانيم با فوتبالي مقايسه كنيم كه از ديدن آن متحير مي شويم؛ كجاي اين فوتبال ميلياردي ارزش دارد؟
بازيكنان در اواخر فصل با برخي از مربيان تباني ميكنند
براي قيمتگذاري بازيكنان در دنيا ملاكهايي وجود دارد؛ يعني ميزان دوندگي، پاس سالم، پاس گل و گلهاي زده را مورد ارزيابي قرار ميدهند و براساس آن قيمت گذاري ميكنند.
اما بازيكنان ما در اواخر فصل ضمن اينكه فقط به مصدوم نشدن فكر ميكنند، با برخي از مربيان تباني ميكنند و هيچ متولي براي برخورد با آن وجود ندارد.
كميته اخلاق حرفهاي تشكيل شده، اما يك كميته ناكارآمد است كه مخصوص رفقاي حمام و گلستان آنها مي باشد؛ اين در حالي است كه برخي از مسائل نياز به مدرك و سند ندارد و كاملاً مشخص است.
فساد در قيمت بازيكنان مربوط به سه ضلع مثل مديرعامل، مربي و دلال است
مفسده در قيمت بازيكنان يك مثلث است كه در بالاي هرم برخي از مديرعاملان قرار دارند، يك ضلع سرمربي است و ضلع ديگر دلال كه به واسطه مدير و مربي ايجاد شده است.
دلالها به واسطه وجود يك عده انسان ناهنجار ايجاد ميشوند و آنها هستند كه براي بازيكنان بازار گرمي ميكنند.
وقتي تعاملات بين مديران به خوبي انجام شود شاهد قيمتهاي افسارگسيخته نخواهيم بود
در ابتداي حضور من در استقلال و همزمان با حضور مصطفوي، عباس انصاري فرد و بعد حبيب كاشاني در پرسپوليس، اين دو باشگاه در نهايت احترام با هم رفتار ميكردند و ادبيات و گفتمان همراه با ادب و احترام بود.
در يك مقطع كه با حضور انصاري فر همزمان بود، نشستي را برگزار كرديم و قرار شد براي اينكه بازيكنان بازار گرمي نكنند و با توجه به اينكه استقلال و پرسپوليس به عنوان دو باشگاه بزرگ در بالا رفتن مبلغ قرارداد بازيكنان تاثيرگذارند، با هم هماهنگ باشيم؛ به اين ترتيب بازيكنان مورد نظر خود را اعلام كردم و قرار شد در جذب بازيكنان يكديگر دخالت نكنيم؛ همين عامل باعث شد كه در آن مقطع، جذب بازيكنان بدون هيچ حاشيهاي انجام شود.
در آن زمان وقتي قرارداد دو ساله با بازيكنان بستيم، در سال بعد تنها 10 تا 15 درصد افزايش داشتيم، بنابراين وقتي تعاملات بين مديران به خوبي انجام شود شاهد چنين قيمتهاي افسارگسيختهاي نخواهيم بود.
مردم جامعه نسبت به پولهايي كه در فوتبال رد و بدل ميشود، ناراحت هستند
مردم جامعه نسبت به اين پولهايي كه در فوتبال رد و بدل مي شود، ناراحت هستند؛ مهمتر از همه اينكه وقتي به پرسپوليس به دليل مخارج سنگين خرده ميگيرند، بايد ديد چه كساني تخم اين كار را كاشتند كه امروز رويانيان برداشت ميكند؛ كساني اين كار را كردند كه خودشان امروز معترضند.
يك مدير بايد درآمدزايي كند، ولي اين دليل نميشود كه به صورت افسارگسيخته براي جذب بازيكن خرج كند، بلكه بايد استانداردها را رعايت كرده و حساب و كتاب داشته باشد.
اقشار مختلف جامعه نسبت به مبالغ گزاف كه در فوتبال رد و بدل مي شود اعتراض ميكنند، اما برخي از مديراني كه امروز اعتراض ميكنند از سر دلسوزي نيست، بلكه اعتراض آنها از اين جهت است كه از اين قافله عقب افتادهاند.

كدام يك از مديران باشگاهها به تعهد خود در خصوص درآمدزايي عمل كردهاند؟
جدايي ما از استقلال به اين دليل بود كه سازمان تربيت بدني 2600 ميليارد تومان از بودجه ما را پرداخت نكرد؛ وقتي كه به اين سازمان مراجعه كرديم، سعيدلو گفت: 50 درصد از بودجه را مديران باشگاه تامين كنند و 50 درصد را نيز سازمان.
من و مردم از وزارت ورزش و سازمان بازرسي كل كشور انتظار داريم كه بررسي كنند آيا در طول اين دو سال اين درآمدزايي انجام شده است يا نه! چرا با پشت گوش انداختن و بيتوجهي كردن فضا را ملتهبتر و بدبيني را افزايش ميدهيد؟
متاسفانه برخي خود را به خواب زده و نسبت به اين موضوع بيتفاوت هستند؛ من از پورمحمدي، رئيس سازمان بازرسي كل كشور خواهش ميكنم كه گروه بازرسي را به باشگاه بفرستند تا مشخص شود كدام يك به تعهد خود در خصوص درآمدزايي باشگاه ها عمل كردهاند.
روزي كه از استقلال رفتم، مديرعامل بعدي مدعي شد شش ميليارد بدهي مانده و بعد مدعي شدند سه ميليارد از بدهي ها، بدهي سنواتي بوده است.
روزي كه از استقلال رفتم، مديرعامل بعدي مدعي شد شش ميليارد بدهي مانده و بعد مدعي شدند سه ميليارد از بدهي ها، بدهي سنواتي بوده است.
من نيز اعلام كردم يك ميليارد و 200 ميليون تومان از بدهي ها مربوط به سهميه ما در سازمان ليگ بوده و 300 ميليون نيز مربوط به حضور ما در جام باشگاهها، كه پرداخت نشده است؛ اگر فرض كنيم دو ميليارد و 700 ميليون تومان بدهي باشگاه استقلال در زمان مديريت ما بوده است، از سه ميليارد بدهي، يك ميليارد و 200 ميليون باقي ميماند.
همين مديرعامل در آخرين مصاحبه خود بدهي استقلال در زمان حضور من در استقلال را يك ميليارد و 700 ميليون تومان اعلام كرد، در حالي كه خودشان امروز اعتراف ميكنند استقلال 12 ميليارد تومان بدهي دارد.
من مدعي شدم پنج ميليارد از بدهي استقلال را در زمان مديريت خود پرداخت كردم كه از سازمان بازرسي ميخواهم اين ادعاي من را پيگيري كند و اگر درست بود بين يك مدير با مدير ديگر تفاوت قائل شوند.
اگر مديران 50 درصد درآمدزايي را انجام دادهاند، بايد تشويق و الگوي ساير مديران شوند و اگر اين كار را نكردهاند بايد با آنها برخورد كرد.
بدهيهاي ميلياردي سرخابيها نتيجه عدم نظارت بر اجراي تعهدات مديران است
عدم نظارت ها از سوي سازمان هاي مربوطه باعث ميشود كه استقلال امروز 12 ميليارد و پرسپوليس 20 ميليارد تومان بدهي داشته باشد؛ اين در حالي است كه وقتي مدير مي رود هيچ كس با او كاري ندارد! چرا مديري كه به تعهدات خود عمل نكرده است نبايد پاسخگو باشد؟ اگر با يك نفر برخورد كنند اين عاملي خواهد شد تا سايرين حساب كار خود را بكنند.
در اينجاست كه برخي از آدمها به واسطه رسانههايي كه در اختيار دارند از خود فرشته، و به واسطه هزينههايي كه ميكنند از خود چهره موجهي ميسازند.
عباسي به فوتبال نه از كنار نگاه ميكند و نه مستقيم
زماني كه معاون وزير صنايع بودم به وزير وقت گفتم اگر ميخواهيد وزير موفقي باشيد نبايد نگاه شما تنها به صنعت خودروسازي باشد؛ چون شما وزير تمامي صنعت هستيد اگر تنها متوجه اين بخش باشيد تمركز خود را روي ساير بخشها از دست ميدهيد كه ايشان هم به اين موضوع توجه كردند.
من به سعيدلو، رئيس سازمان تربيت بدني سابق هم گفتم فكر خود را تنها به فوتبال معطوف نكند؛ چون در ورزش رشتههاي مختلف وجود دارد؛ به سعيدلو گفتم شما بايد فوتبال را كنار ببينيد تا از بقيه رشتهها غافل نباشيد كه ايشان گوش نكرد و منجر به اين شد كه كانديداي نايب رئيسي فوتبال آسيا شود، اما راي نياورد.
عباسي به فوتبال نه از كنار نگاه ميكند و نه مستقيم. درست است كه نبايد توجه خود را صرفاً به فوتبال اختصاص دهد، ولي ميتواند از افرادي استفاده كند كه موضوع فوتبال و مفساد اقتصادي موجود در آن و اندازه مديران آن را بررسي كنند تا اطلاعات جامع را از آنها بگيرند و در مجامع مختلف پاسخگو باشند.
عدم پاسخگويي صريح وزير، فضاي لازم را براي مفاسدي كه در فوتبال وجود دارد، ايجاد ميكند و آنها احساس امنيت بيشتري ميكنند.
عدم پاسخگويي صريح وزير، فضاي لازم را براي مفاسدي كه در فوتبال وجود دارد، ايجاد ميكند و آنها احساس امنيت بيشتري ميكنند.
ناكارآمدي هيئت مديرهها سبب بروز مفاسد در ورزش فوتبال شده است
من قبل از ايجاد سقف قرارداد ابزارهاي نظارتي خود را مشخص ميكردم. تجربه نشان داده است كه تعداد برخوردهايي كه بدون پشتوانه و ابزار تخصصي بوده و شكست خورده، زياد است؛ مثلاً مبارزه با دلالهاي ارز و سكه.
اشتباه بزرگ ما اين است كه ابتدا عمل و سپس فكر ميكنيم. اگر قبل از هر تصميم فكر كنيم اثربخش خواهد بود؛ به اين ترتيب فدارسيون فوتبال بايد ابزارهاي لازم جهت اجراي سقف قرارداد را شناسايي كند.
من اگر رئيس فدراسيون بودم، حتماً با مجامع باشگاهها و هيئت مديرهها نشستي را به صورت انفرادي برگزار ميكردم؛ چرا كه يكي از وظايف مهم، برعهده هيئت مديرههاست و ناكارآمدي آنها چنين اتفاقاتي را در فوتبال رقم مي زند.
وقتي بازيكنان موقع پخش سرود ملي آدامس ميجوند چگونه مدعي كار فرهنگي هستيد؟
از متوليان فرهنگي فدراسيون فوتبال سوال كنيد كه از فوتبال چه ميدانيد؟ براي پرونده سازي عليه مردم، عنوان فرهنگي را انتخاب مي كنند!
از متوليان فرهنگي فدراسيون فوتبال سوال كنيد كه از فوتبال چه ميدانيد؟ براي پرونده سازي عليه مردم، عنوان فرهنگي را انتخاب مي كنند!
وقتي تيم فوتبال در يك تورنمنت ملي حضور دارد و بازيكن موقع پخش سرود ملي آدامس ميجود و يا بالا و پايين ميپرد و نميداند دست خود را كجا قرار دهد، آيا واقعاً كار فرهنگي انجام شده است؟ كفاشيان بايد در مورد عملكرد بخش فرهنگي فدارسيون پاسخگوي مردم باشد؛ آيا همين كه كسي مدعي شود كار فرهنگي انجام ميدهد، كافي است؟!
اين نشان ميدهد كه ابزارهاي فدراسيون هم موثر نيستند؛ من از فدارسيون مي خواهم سر سال كفاشيان را مورد ماخذه قرار دهند و ببينند كه در جهت كارهاي فرهنگي و توسعه فوتبال چه كارهايي انجام شده است نه اينكه مثل سنوات گذشته با گزارش هاي طولاني حضار را خسته كنند و در نهايت، راي به مثبت بودن عمليات بدهند.
مسئولان فدراسيون همانطور كه بايد در انتخابات فدراسيون فوتبال استقلال و شجاعت خود را نشان دهند، در ساير بخشها نيز بايد همانگونه عمل كنند.

بسياري از فدارسيونها تفاوت جدول برنامه سالانه خود با برنامه بلندمدت را نميدانند
آقايان بايد آرزوهاي خود را بزرگ و نگاهشان را عميق كنند؛ در سال 2010 زماني كه چهار تيم باشگاهي ژاپن از گروه خود بالا نيامد، فدارسيون كار مطالعاتي كرد و با هدفگذاري خود، فارغ از اينكه چه كسي رئيس هست يا نه قهرماني ژاپن در 2050 را پيشبيني نمود.
ما برنامه ريزي نداريم و اگر هم داشته باشيم فقط به چهار سال حضورمان خلاصه ميشود؛ يعني نگاه محدود و سطحي داريم، به همين دليل در برخي از رشتهها، بخصوص فوتبال با چالش روبرو هستيم و هنوز بسياري از فدراسيونها تفاوت جدول برنامه سالانه خود با برنامه بلندمدت را نميدانند.
دلخوشي حضور در جام جهاني نشان دهنده افق ديد كوتاه فدراسيون فوتبال است
اينكه ما تنها به حضور در جام جهاني دلخوش باشيم، نشان ميدهد كه افق ديد ما كوتاه است و ما بايد اين افق ديد را گسترش دهيم و حتي به ميزباني جام جهاني و صعود از مرحله گروهي آن نيز فكر كنيم.
صعود به جام جهاني و ارائه بازي ضعيف مقابل ساير تيم ها مشكلي از فوتبال ما حل نميكند؛ شايد به لحاظ اقتصادي به نفع فوتبال باشد، اما آيا ميتوان با اين بضاعت فني فوتبال مقابل آلمان، اسپانيا و ايتاليا و حتي تيمهاي درجه 2 اروپا حضور داشت.
آيا در اين مدت فوتبال ايران مربي صادراتي داشته؟ مربي كه ادعاي دستمزد ميلياردي دارد در كدام كشور كار كرده، حتي افغانستان هم اين مربي را نميخواهد؛ چرا مربي خارجي در ايران جواب نميدهد؟ چون ابزار كار ندارد و به نظر من هر مربي خارجي كه وارد ايران شود خودش را نابود كرده است.
صعود به جام جهاني و ارائه بازي ضعيف مقابل ساير تيم ها مشكلي از فوتبال ما حل نميكند؛ شايد به لحاظ اقتصادي به نفع فوتبال باشد، اما آيا ميتوان با اين بضاعت فني فوتبال مقابل آلمان، اسپانيا و ايتاليا و حتي تيمهاي درجه 2 اروپا حضور داشت.
آيا در اين مدت فوتبال ايران مربي صادراتي داشته؟ مربي كه ادعاي دستمزد ميلياردي دارد در كدام كشور كار كرده، حتي افغانستان هم اين مربي را نميخواهد؛ چرا مربي خارجي در ايران جواب نميدهد؟ چون ابزار كار ندارد و به نظر من هر مربي خارجي كه وارد ايران شود خودش را نابود كرده است.
شرايط فوتبال ايران طي 5 سال آينده بدتر ميشود
متوسط دويدن بازيكنان ما 4 تا 5 كيلومتر است و تعداد پاسهاي غلط آنها در هر بازي بسيار زياد است و از 100 پاسي كه بازيكنان ما ميدهند 25 تاي آن سالم است.
با اين شرايط مطمئن باشيد وضعيت فوتبال طي 5 سال آينده بدتر ميشود و من متاسفم فوتبالي كه ميتوانست نشاط و هيجان و همچنين پول و شغل به همراه داشته باشد و از ناهنجاري دور باشد، برعكس عمل ميكند و هيچ كس به آن توجه نميكند و وقتي اين صحبتها مطرح ميشود برخي از آقايان به خردهگيري منتسب ميكنند.
رحيمي تنها مديرعامل موفق حال حاضر فوتبال ايران است
تنها مديري كه در مجموعه فوتبال كار خود را به خوبي انجام ميدهد رحيمي، مدير عامل سپاهان است؛ چرا كه وي در فصل گذشته از حداقلها حداكثر ساخت و در فصل نقل و انتقالات نيز بدون سر و صدا كار خود را انجام ميدهد.
دليل ندارد سپاهان هر فصل قهرمان شود، بلكه مهم اين است كه كار مديريتي منطبق بر عقل و منطق انجام ميدهد.
مديران ديگر با بيادبي همديگر را تخريب ميكنند و من متاسفم براي متوليان امر كه با اين گفتمان زشت برخورد نميكنند.
ايران با فوتبالي كه ارائه ميدهد زنگ تفريح تيمها در جام جهاني ميشود
با اين فوتبالي كه تيمهاي اروپايي در جام ملت هاي 2012 به نمايش گذاشتند، فكر ميكنم ايران در جام جهاني براي ساير تيمها زنگ تفريح باشد؛ فضاي موجود در فوتبال ما براي حضور ايران در جام جهاني بسيار نگرانكننده است.
من متعجبم كه چرا برخي از مديران از كيروش انتقاد ميكنند؛ احساس ميكنم كه برخي از مربيان زمان مديريت خود را فراموش كردهاند و به همين دليل مربيان خارجي به دليل وجود برخي از ناخالصيها در فوتبال ما نميتوانند موفق باشند و كيروش هم قرباني همين مسئله خواهد شد و از طرف ديگر فدراسيون فوتبال ما بضاعت برنامهريزي ندارد و ضعيف است.

پذيرش حذف جام حذفي توسط كنفدراسيون آسيا باعث عقب افتادن فوتبال آسيا از اروپاست
حذف جام حذفي به بهانه اينكه كيروش به برنامههايش برسد نشان مي دهد كه برنامهريزي فدراسيون فوتبال سنتي و فاقد پايههاي علمي است. مگر در دنيا و كشورهاي صاحب سبك براي يورو 2012 و جام جهاني، جام حذفي را حذف ميكنند؟
برنامهريزيها بايد بر پايههاي علمي استوار باشد و از افراد كارشناس استفاده كرد؛ تا كي مي توان از افراد سنتي كه با يك جدول كار مي كنند، استفاده كرد؟
نكته جالب اينجاست كه ميگويند از كنفدراسيون فوتبال آسيا استعلام ميگيريم كه به جاي تيم اول جام حذفي تيمهاي اول تا سوم ليگ برتر راهي جام باشگاهها شوند.
آسيا يك سهميه براي جام حذفي در نظر گرفته است و هيچگاه اين پيشنهاد را قبول نميكند و اگر هم بپذيرد، نشان ميدهند كه فوتبال آسيا مشكل دارد و 50 سال از فوتبال اروپا عقبتر است.
برخي انتخابهاي كي روش به وي ديكته شده است
كيروش حق دارد كه نسبت به نبود امكانات اعتراض كند. زماني كه با تيم دسته چندم و 120ام جهان بايد بازي كند، چه چيزي براي گفتن دارد؟ وقتي مربي تيم (ب) را انتخاب ميكنند و اين انتخاب را به كيروش نسبت ميدهند، مشخص است كه اين انتخاب به او ديكته شده است.
كيروش به فدراسيون فوتبال برنامه داده و اگر اين برنامهها محقق نشود، بهانه به دست وي دادهاند؛ فدراسيون بايد طوري عمل كند كه بهانه به دست كيروش ندهد.
بازيكنان با اكراه در كلاسهاي روانشناسي حاضر ميشوند
متاسفانه نه بازيكنان و نه عوامل ديگر روانشناسي را قبول ندارند. مگر بازيكن حق دارد سر كلاس روانشناسي چرت بزند و يا با اكراه حاضر شود.
اگر تيمهاي بزرگ، فوتبال روان ارائه ميدهند شب قبل با انگيزه سر كلاس حاضر شدند و براي تبديل نقاط ضعف به قوت برنامه دارند.
جز مديران چاپلوس نيستم پس برنمي گردم
فعلاً علاقهاي براي بازگشت به عرصه مديريت ورزش ندارم؛ چرا كه شرايط را مهيا نميبينم و در ضمن جزو مديران چاپلوس نيز نيستم.
من سعي ميكنم حرف را مبتني بر نگاه كارشناسي كه محور مديريت دارد بيان كنم؛ لذا براي من سخت است با مديراني كه اسير چاپلوسان هستند كار كنم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰