کد خبر:۱۹۳۹۴۴
وبلاگ «بروبچههای ارزشی»
قابل توجه حاجی گرینوفهای زمان
نگران چند دستگیها بین مردمانم!!!
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «بروبچههای ارزشی» چنین آمده است:
فعال بسیج دانشگاه بود و گویا همیشه در فکر شهادت و حالا سمتی در یک ارگان دولتی گرفته است، شاید به خاطر سابقه پدرش و شاید به خاطر سهمیه بسیجش..سمتی که شاید یک پسر 25-26 ساله هرچه قدر هم نخبه علمی باشد نمیتواند آن را در این زمان بیشغلی داشته باشد، نمیدانم شاید نوشته مرا بخواند،شاید لااقل کمی به فکر فرو رود.
از وقتی این موضوع را متوجه شدهام یاد آن روز بارانی افتادم آن جانباز که نمیتوانست راه برود را دیدم و جایم را به او دادم... در حال گریه، درددل را شروع کرد.
از وقتی این موضوع را متوجه شدهام یاد آن روز بارانی افتادم آن جانباز که نمیتوانست راه برود را دیدم و جایم را به او دادم... در حال گریه، درددل را شروع کرد.
گویا به خاطر نداشتن کارت جانبازی دخترش را در مدرسه شاهد ثبت نام نکرده بودند. کلامش چنان دلم را سوزاند که نتوانستم خودم را کنترل کنم... 13 ساله بوده که به خاطر سن کمش با شناسنامه برادر شهید شدهاش قاچاقی به جبهه میرود .
یاد جانباز دیگری افتادم که چند روز است نقل محافل خبری شده کسی که به خاطر خرج و مخارج زیاد بیماریاش، مجبور به فروش کلیه همسرش شده است.
متاسفانه چندیست پارتی بازی به خصوص در بین به اصطلاح مذهبیها آنقدر زیاد شده که اگر کسی از مزایای خاصش استفاده نکند بیعرضه خطاب میشود، برای این اوضاع چندیست نگرانم..و نگرانی من این پر و بال دادنهای بیجا به عده ایست که نه تنها لایق این سمتها نیستند بلکه باعث تخریب چهره همه گروه میشوند،کسانی که شاید فرزند جانباز باشند اما به جرات میتوانم بگویم شعار شهادت را بر لب دارند.نگرانم برای طلحه و زبیرهایی که جای مهر بر پیشانی دارند اما قلبهاشان مهر بیدینی خورده است..نگرانم این بدنامی تا جایی پیش برود که یک بسیجی تمام عیار یا یک فرزند جانباز واقعی دیگر نتواند با افتخار سرش را بالا بگیرد...نکند با شعار دینداری کاری کنیم که یک فرد ضعیف الایمان را از دایره مخلصین جدا سازیم..نکند تا جایی پیش رویم که مدیران آینده ایران اسلامیمان بر اساس برگه بازی انتخاب شوند نه شایستگی..اگر از الان جلوی یک پسر بیست و چند ساله گرفته نشود چندی بعد به یک حاجی گرینوف تبدیل خواهد شد و وقتی به فکر خواهیم افتاد که تمام ارگان مربوطه را از افراد غیر متعهد پر کرده است ...
یاد جانباز دیگری افتادم که چند روز است نقل محافل خبری شده کسی که به خاطر خرج و مخارج زیاد بیماریاش، مجبور به فروش کلیه همسرش شده است.
متاسفانه چندیست پارتی بازی به خصوص در بین به اصطلاح مذهبیها آنقدر زیاد شده که اگر کسی از مزایای خاصش استفاده نکند بیعرضه خطاب میشود، برای این اوضاع چندیست نگرانم..و نگرانی من این پر و بال دادنهای بیجا به عده ایست که نه تنها لایق این سمتها نیستند بلکه باعث تخریب چهره همه گروه میشوند،کسانی که شاید فرزند جانباز باشند اما به جرات میتوانم بگویم شعار شهادت را بر لب دارند.نگرانم برای طلحه و زبیرهایی که جای مهر بر پیشانی دارند اما قلبهاشان مهر بیدینی خورده است..نگرانم این بدنامی تا جایی پیش برود که یک بسیجی تمام عیار یا یک فرزند جانباز واقعی دیگر نتواند با افتخار سرش را بالا بگیرد...نکند با شعار دینداری کاری کنیم که یک فرد ضعیف الایمان را از دایره مخلصین جدا سازیم..نکند تا جایی پیش رویم که مدیران آینده ایران اسلامیمان بر اساس برگه بازی انتخاب شوند نه شایستگی..اگر از الان جلوی یک پسر بیست و چند ساله گرفته نشود چندی بعد به یک حاجی گرینوف تبدیل خواهد شد و وقتی به فکر خواهیم افتاد که تمام ارگان مربوطه را از افراد غیر متعهد پر کرده است ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰