کد خبر:۱۹۳۹۹۹
نشست کاربرد فلسفه در پرورش تفکر کودکان براساس گفتوگوی سقراطی؛
آموزش و پرورش ما به شدت متاثر از مرحلهبندی پیاژه است/ گفتوگوی فلسفی باعث اخلاقی شدن کودکان میشود/ هدف سقراط از گفتن نمیدانم چه بود؟
در نشست کاربرد فلسفه در پرورش تفکر کودکان مطرح شد: آموزش و پرورش ما به شدت متاثر از مرحلهبندی پیاژه است و ما باید از تسلط فرهنگ روانشناسی پیاژهای رها شویم.
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، نشست کاربرد فلسفه در پرورش تفکر کودکان و نوجوانان براساس گفتوگوی سقراطی با حضور دکتر حمیدرضا آیت اللهی، دکتر پیلگرن، استاد دانشگاه استکهلم و جمعی از اساتید در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.
هدف روش گفتوگوی سقراطی ایجاد تفکر انتقادی در کودکان است
پروفسور پيلگرن با اشاره به اينكه در كشور سوئد سنتهاي موثري در زمينه آموزش و پرورش وجود دارد، گفت: يكي از سنتها، گفتوگوي سقراطي است و من در اين سنت كار ميكنم. ويژگي اين سنت اين است كه با بچهها كار ميكند و سعي دارد تفكر انتقادي را در آنها ايجاد كند، البته در يك كلاس همه چيز بر پايه تفكر انتقادي نيست و يكي از ستونهاي كلاس تعليم است.
استاد دانشگاه استكهلم افزود: در گفتوگوي سقراطي سمينارهايي تحت عنوان Learning thinking يا «ياد بگيريم كه فكر كنيم» برگزار ميشود. در اين سمينارها سعي ميشود عادت فكري ذهن تقويت شود و دانش آموز فضايل گفتوگو و سپس فضايل عقلي و اخلاقي را كسب كند تا نهايتا بتواند به حكمت عملي برسد.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: در واقع، در اين سمينارها چگونگي يادگيري بين فردي ميتواند فراتر از فرد رود و حالت بينا فردي پيدا كند.
فضیلتهایی که از روش سقراطی به دست میآید
پيلگرن نتايج فضيلتهايي را كه از اين سمينارها حاصل مي شود به دو دسته تقسيم كرد:
1. فضايل عقلي كه مبتني بر جنبه انتقادي تفكر ميباشند.
2. فضايل گفتوگويي و همكاري در شكل جمعي.
افزایش مهارتهای خواندن و ارزیابی مثبت از خود نتیجه روش سقراطی است
وي با اشاره به تحقيقاتي كه در زمينه اين سمينارها صورت گرفته است گفت: اين تحقيقات نتايج حاصل از اين سمينارها را در 5 دسته تقسيم بندي كردهاند:
1. تفكر انتقادي
2. مهارتهاي زباني: بچهها در اين سمينارها ياد ميگيرند بهتر بخوانند، حرف بزنند و حتي بهتر بنويسند.
3. خود ارزيابي: به اين معني كه بچهها به سطح آگاهي بيشتري در رابطه با خود برسند و ارزيابي بهتري از شخصيت خود داشته باشند.
4. فضاي اجتماعي: اگر سمينارها تداوم داشته باشد هم بين بچهها و هم بين معلمها فضاي اجتماعي تقويت خواهد شد.
5. توانايي حل تضادها و مسايل
استاد دانشگاه استكهلم با استناد به مشاهدات خود كه بين بچههاي 5 تا 7 ساله در دوره زماني 5 ساله انجام گرفته است خاطرنشان كرد: در طی سه سال تحقيقم از تمام فعاليتهاي انجام شده فيلم گرفتم و با رويكرد پديدارشناسانه آنها را تحليل كردم.
علاوه بر دانش آموز معلم نیز در روش سقراطی متحول میشود
وي در ادامه گفت: نتايج نشان داد كه همه گروهها به جز يك گروه خاص به اهداف پيشبيني شده رسيدند و مربی نقش پس زمینهای بیشتری بازی میکرد. نتیجه این بود که بچهها میتوانستند عمیق تر با مسایل درگیر شوند.
پیلگرن افزود: علاوه بر این، در این برنامه معلم نیز در یک فرایند تغییر و تحول قرار میگرفت. تحول معلم این بود که از حالت تعلیمی به ستون سوم یعنی گفتوگو حرکت میکرد.
استاد دانشگاه استکهلم با اشاره به این که در این روش معلم ابتدا سوالاتی مطرح میکند و جوابهای درستی نیز در نظر دارد و انتظار دارد آن جوابهای درست را بشنود خاطر نشان کرد: مثلا وقتی در کلاسی بحث تفاوتهای ظاهری مطرح شد و به دانشآموزی گفته شد که باید با هم کلاسی خود که ظاهر متفاوتی دارد بیرون برود، دختر دانشآموز گفت چرا باید این کار را بکند در حالی که همکلاسی او زشت است و معلم گفت چرا نباید این کار را بکنی؟
وی در ادامه گفت: این طور سوال کردن جلوی گفتوگو را میگیرد و باید اجازه داد دانش آموزان گفتوگو کنند. در گروهی که ناموفق بودند معلم از جلو بردن سوالات ناتوان بوده است.
در روش آموزش سقراطی نقش معلم کم و نقش شرکت کنندگان زیاد است
پیلگرن در خاتمه اظهار داشت: برای اینکه این دورهها موثر باشد باید یک به مدت طولانی با بچهها کار کرد. هر چه زمان میگذرد نقش مربی کمتر و نقش شرکتکنندگان بیشتر میشود و بازیابی در توزیع قدرت صورت میگیرد.
در ادامه جلسه دکتر مهرنوش هدایتی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی گفت: در بحث تفاوت در هدف دیالوگ سقراطی و روش کندوکاو در برنامه فلسفه برای کودکان میتوان به رویکرد «لیپمنی» در تعلیم و تربیت و روش ویگوتسکی اشاره کرد و این دو رویکرد را از حیث هدف و روش مورد بررسی قرار داد.
هدف سقراط از گفتن «نمی دانم» چه بود؟
هدایتی افزود: لیپمن اشاره میکند که در روش سقراطی، سقراط به صورت ماهرانه وقتی با مخاطب صحبت میکرد جایگاه خود را پایین میآورد و میگفت من چیزی در مورد این بحثی که شما مطرح میکنید نمیدانم تا به این وسیله مخاطب بتواند وارد بحث شود، اما هدف او از گفتن «نمیدانم» این بود که طرف مقابل را از موضع دانستن خارج کند و او را به این نقطه برساند که تعریف تو کامل نیست و به این ترتیب او را به بن بست ابهام میکشاند و میگفت هر دوی ما همرده هستیم.
ویگوتسکی گفتوگو را مبنای پرورش تفکر میداند
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی با تاکید بر این که گفتوگوی سقراط برای پایین کشیدن مخاطب از برج دانایی بود گفت: اما ویگوتسکی گفتوگو را مبنای اصلی پرورش تفکر و ابزار نمادین رشد فکری میداند به این صورت که گفتار میان فردی را به گفتار درون فردی میکشاند.
وی افزود: او بر امر آموزش به صورت مستقیم تاکید دارد و میگوید ما در یک فضای فرهنگی اجتماعی رشد فکری میکنیم.
باید مفاهیم علمی به دانش آموز ارائه شود تا او بتواند به اکتشاف بپردازد
هدایتی با اشاره به این که کودک به کشف میپردازد گفت: اما گاهی نیازمند این است که برخی مفاهیم علمی را به او ارائه دهیم. به این ترتیب کودک مفهوم شخصی و تجربه شده خود را در مفهوم علمی گستردهای که فرا گرفته میبرد که به آن منطقه «مجاور رشد» میگویند.
وی با تاکید بر این مساله که وظیفه تعلیم و تربیت این است که کودک را از دانش فعال به توانایی بالقوه او برساند خاطر نشان کرد: در اینجا نقش معلم بسیار مهم است. ویگوتسکی میگوید من با پرسشگری سکوهایی میسازم تا کودک به سطح بالای دانش برسد و وقتی کودک را به سطح بالقوه دانش رساندم کنار او قرار میگیرم و به او اجازه میدهم خود حرکت کند. در اینجا نیز ویگوتسکی مانند سقراط سوال هدفمند میپرسد.
در حلقه کندوکاو معلم سوال و جوابی مشخص ندارد
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی ضمن یادآوری این نکته که در رویکرد فلسفه برای کودکان لیپمن سوالات با مربی استارت نمیخورد و معلم از قبل سوال و جواب مشخصی ندارد گفت: معلم بحثی را در اختیار کودک قرار میدهد و اجازه میدهد خود کودک به جواب برسد و این فرصت را به کودکان میدهد تا با بحث در حلقه کندوکاو بتوانند ملاک هایی را برای رسیدن به یک نتیجه پیدا کنند.
وی در ادامه افزود: روش سقراطی روش دیالوگ دو نفره است، در حالی که در روش ویگوتسکی نقش معلم پر رنگ است و در روش لیپمنی تلاش مربی بر این است که کلاس از مسیر اصلی خود خارج نشود وگر نه مربی در این روش پرسشگر اصلی نیست.
روش سقراط هم سازه گرایانه است هم رئالیستی
در ادامه جلسه دکتر ناجی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی ضمن بیان این مطلب که از نظر من روش سقراط هم سازه گرایانه است هم رئالیستی گفت: فلسفه برای کودکان به ما میگوید ما باید به بچهها کمک کنیم تا خودشان معنا و ایده بسازند و این ایدهها برای خودشان باشد.
ناجی افزود: اگر هرکس نظر خود را بسازد ممکن است به نسبیگرایی برسیم و نمیتوانیم در این زمینه پیشرفت کنیم، پس به سازه گرایی نیاز داریم اما نمیتوانیم آن را تا رسیدن به نسبی گرایی پیش ببریم بلکه با فلسفه برای کودکان باید به رئالیسم برسیم.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی با اشاره به این که لیپمن به ساخته شدن مفاهیم و معنا بسیار اهمیت میدهد خاطرنشان کرد: لیپمن روش خود را روش سقراطی میداند و میگوید سقراط مردم را به گفتوگو ترغیب میکرد و این گفتوگو به معنای کشف بدیلها و جایگزینها و بنیان گذاشتن یک حلقه کندوکاو است.
فلسفه برای کودکان مخالف روشهای معلم محور است
ناجی در ادامه گفت: روش سنتی که فلسفه برای کودکان با آن مخالف است معلم محور و کتاب محور است و معلم تلاش دارد اطلاعات را از کتاب به ذهن کودک انتقال دهد.
وی با تاکید بر این مطلب که اشارههای سقراطی هم پیشنهاد هستند یادآور شد: حتی سقراط گاهی پیشنهادهای نادرست هم میدهد تا فرد معرفت خود را بسازد. سقراط معلمی است که هم سازهگرا و هم رئالیست است؛ یعنی حقیقتی وجود داشته که سقراط کمک کرده تا شاگردش به آن حقیقت برسد.
سه ویژگی بارز روش سقراط
در ادامه جلسه کریمی دانشجوی دکترای فلسفه و پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی با اشاره به اینکه مقالهای تحت عنوان «دِین فلسفه برای کودکان به سقراط» نگاشته است گفت: این مقاله در سه بخش روش سقراط، محتوای سقراط و پیش فرضهای سقراط مطرح شده است.
کریمی افزود: برخی میگویند فلسفه برای کودکان صرفا روش دیالکتیک را از سقراط گرفته است، اما اگر این را بگوییم فلسفه برای کودکان صرفا محدود به تفکر انتقادی میشود در حالی که محتوا هم دارد.
پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی یادآور شد: نکته بعدی در روش سقراط این است که روش سقراط رفت و آمد بین عینیت و انتزاع است. ما نمیتوانیم فلسفه داشته باشیم اگر انتزاع نداشته باشیم.
وی با بیان این نکته که در بحث محتوا سقراط دو شعار دارد خاطرنشان کرد: یکی از این شعارها این است که معرفت فضیلت است و دیگری این که زندگی نا آزموده ارزش زیستن ندارد. در فلسفه برای کودکان هر دو اینها عیان است.
گفتوگوی فلسفی باعث اخلاقی شدن کودکان میشود
کریمی به گفتههای لیپمن اشاره کرد و گفت: لیپمن میگوید گفتوگوی فلسفی باعث اخلاقی شدن بچهها میشود، بچهها با صرف القای معانی اخلاقی نمیشوند بلکه اگر ما فضلیت را کشف کنیم به آن پایبند میشویم.
هدف فلسفه برای کودکان، کاربردی کردن فلسفه در زندگی است
وی افزود: در مورد دوم فلسفه برای کودکان میخواهد فلسفه را کاربردی کند و آن را از برج عاج به زمین بیاورد. سقراط میگوید بهتر است ما جز عقاید خود عقاید دیگر را نیز در حلقه کندوکاو زندگی کنیم و به این وسیله میتوانیم بررسی کنیم که زندگی خودمان بهتر است یا زندگی دیگران.
در ادامه حاضران در جلسه پرسش های خود را مطرح و اساتید حاضر به پاسخگویی به این سوالات پرداختند.
سوال اول این بود که تسهیلگر یا مربی وقتی با کودک در زمینه فلسفه کودکان کار میکند تا کجا باید با کودک پیش برود؟
نقطه پایانی برنامه روش سقراطی مرگ است
هدایتی در پاسخ به این سوال گفت: ما تا جایی با بچهها پیش میرویم که کودک به مرحله کشف برسد، اما ما مشخص کننده انتهای بحث نیستیم و الزاما قرار نیست بچهها به جای خاصی برسند. ما روش فکر کردن را در روش کندوکاو به بچهها آموزش میدهیم.
پیلگرن نیز در پاسخ به این سوال گفت: نقطه پایانی این برنامه مرگ است. گروه محققان اسکاندیناوی این برنامه را برای گروههای سنی بالا پیش میبرند، حتی در گروههای سنی 80 سال به بالا این برنامه اجرا میشود و نتایج مثبتی نیز به همراه داشته است.
فلسفه برای کودکان برای سنین پیش دبستانی نیز امکانپذیر است
سوال: نگاه فلسفه کودکان به تفکر کودک چیست و چگونه میتوان به کودکان سنین 4 سالگی آموزش داد؟ آیا با توجه به این که پیاژه میگوید کودک در این دوره پیش از دبستان به مرحله نگهداری نرسیده است فلسفه برای کودکان در این سنین امکانپذیر است؟
پیلگرن گفت: اگر پیاژهای باشید نمیتوانید به سمت این برنامه بروید، ولی تجربه من نشان میدهد که بچهها از عهده این کار بر میآیند و در زندگی واقعی نیز این کار را میکنند، مثلا وقتی که میپرسند چرا ماه بالای آسمان یا آسمان آبی است؟
هدایتی بیان داشت: بر مبنای نظریه پست پیاژهایها، ویگوتسکی و همه روانشناسان رشد شناختی فلسفه برای کودکان را امکانپذیر میدانند. ویگوتسکی نشان داد که این کار امکانپذیر است و میتوان بچهها را به منطقه مجاور رشد کشاند. با توجه به تئوریهای قبلی امکان این کار برای کودکان زیر دبستان وجود دارد.
آموزش و پرورش ما به شدت متاثر از مرحلهبندی پیاژه است
یحیی قائدی، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم(خوارزمی) پاسخ داد: عدهای گفتند میشود نظریه پیاژه را نوعی باز تفسیر کرد که به فلسفه برای کودکان خوش آمد گوید و عدهای هم معتقدند پیاژه میگوید بچهها از 12 سالگی به بعد استدلال انتزاعی پیدا میکنند.
آیا ریاضی و تاریخ انتزاعی هستند یا نه؟ ما این دروس را در سالهای اولیه دبستان آموزش میدهیم اما وقتی به فلسفه میرسیم میگوییم که انتزاعی است. آموزش و پرورش ما به شدت متاثر از مرحلهبندی پیاژه است و ما باید از تسلط فرهنگ روانشناسی پیاژهای رها شویم.
سوال: یادگیری و فرایند آموزش ممکن است بدون پیش فرض اتفاق بیفتد؟ چون معلم یک نگرش خاص دارد که با توجه به نظام ارزشی خود جلو میآید.
سقراط رویکرد حس گرایانه به حقیقت را قبول ندارد
پور حسن، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی پاسخ داد: ما بدون پیش فرض و در خلا نمیتوانیم گفتوگویی را آغاز کنیم، چون ما جهانهای خودمان را داریم و بر مبنای جهان خود گفتوگو را آغاز میکنیم. این درست نیست که ما بگوییم صاحب دیدگاه و جهانی نیستیم و میخواهیم با گفتوگو شما را به حقیقت رهنمون شویم.
سقراط رویکرد حس گرایانه نسبت به حقیقت را قبول ندارد و مخاطب را با سوال به طرف دیدگاه خود میکشاند. این تلقی نسبی گرایانه قابل نقد است و ما نمیتوانیم فاقد هر آیین و ارزشی باشیم و در خلا گفتوگو کنیم چون هر گفتوگو منطقی دارد و اگر منطق را از آن بگیریم انسجام آن از بین میرود.
روش سقراطی روش تبدیل دانش آموزان به فیلسوف است
سوال: روش سقراطی یک روش عمومی برای یادگیری و محل مناسبی در تفکر انتقادی است، روش دیگر این است که روش سقراطی در فلسفه مورد توجه قرار گیرد. آیا روش سقراطی جدا از آموزش عمومی میتواند برای آموزش فلسفه نیز به کار رود؟
پیلگرن: لئونارد نلسون میگوید این روش، روش تبدیل دانشآموزان به فیلسوف است نه روش آموزش فلسفه.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰