کد خبر:۱۹۴۱۰۲
آیت الله تسخیری در يادواره علمي پروفسور روژه گارودي:
ميتوان در كنار امام محمد غزالي از روژه گارودی نام برد/ اشتباهی که سياستمداران الجزايری در مورد گارودی مرتکب شدند
سخنرانی گارودي در گردهماييهاي انديشه اسلامي الجزاير اتفاق عجيبی بود، سياستمداران الجزاير بعدها متوجه شدند كه مرتكب چه اشتباه و خطاي بزرگي شدند ...
بهگزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، یادواره علمی فیلسوف مسلمان فرانسوی، پروفسور روژه گارودی عصر امروز دوشنبه با حضور آیت الله محمد علی تسخیری، رئیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در تالار علامه جعفری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.
متن كامل سخنراني آيت الله تسخيري به این شرح است:
اولين بار كه اسم گارودي را شنيدم زماني بود كه استادم شهيدم آقاي صدر اقتصاد ما را به ما درس ميداد ما سعي ميكردم ديدگاه ايشان را بين طلاب حوزه گسترش دهيم در يك بحثي در اين كتاب از ماركسيست انتقاد شده است مرحوم صدر دليل صحت يك تئوري را از نگاه ماركسيستها تطبيق و حضور تئوري در واقعيت ميداند شبيه به قاعده بهترين دليل امكان وقوع است.
مرحوم صدر با تطبيق و مسير تاريخ اين دليل ماركسيستها را نقد ميكند اين بحث را در تحول نيروهاي مولد و تحول فكري در زمينه هاي مختلف بيان ميكند در زمينه تحول علمي در تاريخ با گارودي مواجه ميشود.
گارودي گفته بود تحول علمي جامعه بشري معلول وضع اقتصاد و سطح نيروهاي مولد است دليل گارودي اين بود كه سطح نيروهاي مولد وقتي به مرحلهاي خاص رسيد سه عالم در اروپا به نظريه تعادل كار و حرارت رسيدند بدون آنكه هيچ يك از نظريه ديگري خبر داشته باشند.
مرحوم صدر با ذهن طلبگي و منطقياش اين نظريه را مطالعه و اشكالاتي بر آن وارد كرد يكي از اين اشكالات اين است كه چون سطح نيروي منتج به مرحله اي خاص رسيد تحول علمي را ايجاد كرد اما ميتوان تفسير ديگري ارائه داد و گفت سطح علم به حدي رسيده كه در ذهن علما تشابه به وجود آورده است و وقتي اين احتمال هم به وسط بيايد اين استدلال مخدوش ميشود.
اشكال ديگري كه بر اين استدلال وارد است اين است كه در جوامعي كه سطح اقتصادي يكسان دارند سطح علمي متفاوت است يا در مسئله اختراع چاپ چينيها در قرن سه چاپ را اختراع كردند مسلمانها در قرن هشت و اروپاييان در قرن سيزده در حالي كه وضع اقتصادي در آن زمان يكسان بود.
مرحوم صدر ميگفت؛ نياز دائما علت ابتكار نيست شايد بشر از همان ابتدا به عينك نياز داشته است اما عينك در قرن 13 اختراع شد.
يكي از دوستان همسلوليام در زندان عراق نقل ميكرد مرا در يك سلول تاريك انداختند دو چشم در آنجا ديدم كه هر چقدر با آنان سخن گفتم جواب ندادند دست كه دراز كردم فهميدم دو سر است كه تازه بريده شده است.
در آن زندان در يكي از اتاق ها با يك فرمانده كمونيست عراقي هم سلول شدم كه شيعه و اهل كربلا بود متأسفانه خيلي از كمونيستهاي عراقي شيعه بودند كه چرايياش هم قابل تعامل است با او درباره كمونيست مناقشه كردم و دلايل مرحوم صدر را براي او بازگو كردم او در برابر اين اشكالات پاسخي نداشت يكي ديگر از استدلال های كمونيستها اين بود كه يا ماركسيسم هستي و يا اصلا ماركسيسم را نميفهمي با اين جمله راه هر مناقشهاي را ميبستند.
گارودي تحولاتي از يك مسيحي ساده تا به يك كمونيست و بعد به يك مسلمان داشته و روحيه اخلاقياش باعث شد كه يك وضع ثابت نداشته باشد او روحيه اخلاق انقلابي داشت با جنب و جوش بود ايشان سه دين را جزء بزرگترين دينها ميداند و براي اين سه دين سه ارتداد قائل است صهيونيسم را ارتداد از يهوديت؛ كاتوليگ روم را ارتداد از مسيحيت و اسلام وهابي را ارتداد از دين اسلام ميداند.
وي در اول كتاب تاريخ يك ارتداد تمام موهومات هورسل را مطرح ميكند و از آن به عنوان ارتداد در يهوديت نام ميبرد او همچنين نابگراييها (سلفيگري) را زايندگان خشونت و جنگها و بيماري كشنده عصر ما ميداند انتخاب اين سه ارتداد به روحيه انقلابي و اخلاقي او باز ميگردد كه خلاف جريان و موجهاي زمان خودش كه عربستان، كاتوليك و صهيونيست هستند حركت ميكند و هلوكاست را هم رد كرده و در اين مسير متحمل زندان هم ميشود.
وقتي روژه را به تهران دعوت كرديم خدمت آقا هم رسيدند و بعد پيش يكي مسئولين بلند پايه رفتيم از او پرسيد چه چيزي توجه او را جلب كرده گارودي پاسخ داد بهترين پديدهایي كه ديدم همين بود كه شما بين دين و زندگي اتحاد برقرار كرديد كارگران در حالي كه كار ميكنند احساس عبادت ميكنند.
حضور گارودي در گردهماييهاي انديشه اسلامي الجزاير و سخنراني وی براي آن جوان ها اتفاق عجيب ديگري بود، سياستمداران الجزاير بعدها متوجه شدند كه مرتكب چه اشتباه و خطاي بزرگي شدند و ترس عظيمي از حضور انقلاب در الجزاير اتفاق افتاد.
چندي پيش براي ديداري به الجزاير رفته بودم با جوانان الجزايري كه صحبت كردم خود را شاگرد مكتب علمایي ميدانستند كه در اين گردهماييها حضور داشتند و از گارودي هم نام ميآوردند.
گارودي استاد مسلمان و انقلابي بود كه ميتوان در كنار محمد غزالي از او نام برد همانقدر كه گارودي از وهابيت بدش ميآمد وهابيها نيز از او متنفر بودند روزنامه شرقالاوسط عليه گارودي مقاله مينوشت چرا كه آنها را مفتضح كرده بود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰