شادي و آرامش در كنار شهدا
کد خبر:۱۹۴۴۳
سخنان حجت الاسلام پناهيان درباره تدفين شهدا در دانشگاه

شادي و آرامش در كنار شهدا

 

شادي و آرامش را مي توان به دو صورت بوجود آورد؛ كاذب و يا عميق و ماندگار.

خداوند در مورد شاد بودن افراد مي فرمايد: مومن بايد شاد باشد؛ چرا كه تا شاد نباشد شكي نمي كند، عبادت نمي كند، محبت من در درونش ايجاد نمي شود و عقلش كار نمي كند.

اما خداوند در جاي ديگري در مورد افرادي كه به صورت كاذب شادي را وسيله اي براي گناه كردن قرار مي دهند، مي فرمايد: چرا انسان ها فضا را به صورتي ايجاد مي كنند كه يك شي خاكستري به صورت خورشيد و اميد جلوه كند و با آن شاد باشند؛ من اين افراد را نمي بخشم.

بعضي از افراد اول خودشان را بيچاره مي كنند و بعد در اين وضعيت به دنبال كمي خوشبختي مي گردند.

همانطور كه اشاره شد دو راه براي شاد شدن افراد وجود دارد.

1- كاذب:
نشاط كاذب به معناي سياه كردن فضا براي مشخص شدن سفيدهاست؛ به طور مثال چنانچه شخصي دچار كمبود محبت باشد با كوچكترين لبخندي از خود بي خود مي شود و خداوند دوستار انسان هاي شاد است.

خداوند در قرآن مي فرمايد: «من كثر في امره دنيا و موفي امر آخره»؛ اگر كسي در امر دنياي خود بدخلق باشد در امر آخرت بدخلق تر است و ... او هيچ ارزشي ندارد.

بسياري از افراد ميزان معنويتشان را از گريه و اندوه خود تشخيص مي دهند كه اين خود امري نادرست است؛ چرا كه در بسياري از موارد به شادي هاي خود توجه اندكي دارند، به طور مثال چنانچه چند وقت از گريه كردن عاجز شده باشد با خودش فكر مي كند كه قساوت قلب پيدا كرده و اين را به ديگران هم انتقال مي دهد، در صورتي كه بعضي وقت ها افرادي كه شاد هستند ميزان درك الهي و معنويتشان برتر از ديگران است.

پيوند شادي و غم:

يك شادي عميق عجين و آميخته با يك غم عميق است و اين دو با هم فرقي ندارند و مي توانند مكمل يكديگر باشند.

شادي عميق را خداوند براي انسان ها لازم مي داند و مي فرمايد: انسان هاي شاد جايگاهشان بهشت برين است.

و اما شادي ماندگار:
همانطور كه همگان مي دانيم يك انسان فهميده و بالغ هيچ زماني با رفتارهاي زشت و زننده همچون رقصيدن، شرب خمر و ... شاد نمي شود، بلكه فهميده همانند بچه كوچكي است كه شب با قصه مادرش به خواب مي رود و آن قصه برايش عادت مي شود و چنانچه قصه و لحن قصه گو تغيير كند آن بچه اعتراض مي كند.

دانشجو و شادي:
دانشجو بايد شادي اصيل داشته باشد و شهدا مي توانند وسيله اي براي رسيدن افراد دانشجو و جوان در حال تحصيل به اين شادي باشند.

شايد در ذهن شما هم اين سوال به وجود آيد كه چگونه اين امر محقق مي شود؟!

شهدا شادي واقعي را به جان انسان ها تزيق مي كنند؛ شهدا شادي را به جان انسان ها و روح آنها وارد مي كنند.

براي مثال مي توان به سيد الشهدا و ماه محرم اشاره كرد؛ همه ما براي سيدالشهدا گريه مي كنيم و بر سر و سينه مي زنيم، اما بدون اينكه بدانيم اين غم يك شادي واقعي و عميق است.

افرادي كه براي امام حسين (ع) گريه مي كنند از درون و اعماق وجود شادند؛ چرا كه حسين (ع) را مايه افتخار و عزت خود مي دانند و اين شادي اجازه گريه كردن را به آنها مي دهد.

خاكسپاري شهدا در دانشگاه ها هم مي تواند به نوعي موجب شاد شدن دانشجوها به همان دلايلي كه گفته شد، شود.

دفن شهدا در دانشگاه ها باعث ايجاد پيوند عميق دانشجويان و از بين رفتن بسياري از دغدغه هاي فكري آنها مي شود.

همانطور كه افراد با رفتن به بهشت زهرا (س) و بر سر مزار شهدا، بسياري از گرفتاري ها و دغدغه هاي مادي و روزمره خود را به فراموشي مي سپارند، در دانشگاه ها هم اين امر براي دانشجويان تحقق مي يابد.

شادي عميق و خلاقيت:
شادي هاي كاذب از جهات مختلف موجب وارد آمدن صدمات روحي رواني به انسان مي شود و اين در حالي است كه شادي عميق همانند مخزن خلاقيتي مي ماند كه موجب رشد و شكوفايي و كشف استعدادهاي انساني مي شود.

در گذشته و دوران قبل از انقلاب عده اي از افراد با بيان پيشنهادهايي در زمينه اختلاط دختر و پسر و در كنار هم بودن آنها در دانشگاه ها به بهانه بروز خلاقيت در دانشجوها سعي در به انحراف كشيدن جوان هاي اين مرز و بوم را داشتند و اين در نتيجه برداشت هاي نادرستي است كه در ذهن افراد وجود داشته است.

در صورتي كه اگر انسان بتواند با شهدا ارتباط برقرار كند خلاقيت و نوآوري او بسيار بالا مي رود؛ به طور مثال مي توان به غزه و وقايعي كه در آن اتفاق افتاد اشاره كرد.

بچه هاي غزه طرح هايي را به اجرا درآوردند كه نظر همه نظاميان جهان را به سمت خود جلب كردند؛ چرا كه در زمان مبارزه به اوج خلاقيت دست يافته و توانستند با كوچكترين امكانات، اقدامات بزرگي انجام دهند و اينگونه بود كه از جانشان گذشته و به شادي عميق رسيدند.

در يك نگاه كلي مي توان مشاهده كرد كه همه آنهايي كه در اوج خلاقيت و شكوفايي قرار دارند، داراي آزادي روحي و آزادي مردمي هستند.

محل دفن شهدا:
بايد علت را جستجو كنيم كه چرا شهدا را در دوردست ها به خاك سپرده ايم و چرا آنها را در شهر دفن نكرده ايم؟

يعني افراد مي توانند به راحتي در كنار شهدا از آنها انرژي مثبت دريافت كنند؛ حال بايد ديد كه اين افراد چه كساني هستند؟

به صراحت مي توان گفت كه اين انديشمندان اجتماعي و دانشمندان علوم اجتماعي هستند كه مي توانند جواب اين سوال را پيدا كنند؛ آنها با برگزاري همايش هاي علمي مي توانند ثابت كنند كه شهدا ارتباط مستقيمي با خلاقيت علمي و شكوفايي علمي دارند و حتي مي توانند رابطه دفن شهدا در دانشگاه ها را با بالا رفتن سطح علمي دانشجويان مورد بررسي قرار دهند.

خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: «فلا تقوي لمن يقيتل في سبيل الله امواتا بل احياء»؛ نگوييد شهدا مرده اند؛ اين افراد همواره زنده و جاويد هستند.

ما انسان ها آنقدر در زندگي روزمره و مشكلات ناشي از آن غرق شده ايم كه ديگر فراموش كرده ايم كه عده اي زيرخاك منتظر ما هستند تا به سراغ آنها برويم.

روزانه هزاران نفر در بهشت زهرا به خاك سپرده مي شوند و بعد از چند دهه ديگر حتي كسي بر سر مزار آنها هم نمي رود؛ متاسفانه اين وضعيت براي شهدا هم صدق مي كند.

اما مي توان با يك اقدام انقلابي حضور شهدا را بيشتر از گذشته حس كرد که دفن شهدا در دانشگاه ها مي تواند ارتباط عميقي بين دانشجويان و شهدا ايجاد كند.

چنانچه اين اتفاق نيفتد و دانشگاه ها با عطر و بوي شهدا رنگين نشود مي توان گفت كه دانشگاه ها هم همانند همان قبرستاني هستند كه بعد از چند سال فراموش مي شوند.

دانشگاه ها بهترين محل براي پذيرش شهدا در كنار خود است و اين فرهنگ ايثار و شهادت را زنده و جاويد نگه مي دارد.

شهدا زنده اند

اگر به قرآن نگاهي بيندازيم كلمه «بل احيا» را زياد مشاهده مي كنيم.

خداوند در قرآن مي فرمايد: بل احيا؛ يعني اينها زنده اند؛ به راستي علت تكرار مداوم اين كلمه در قرآن چيست؟

شهدا وقتي به شهادت مي رسند، ماموريت هاي دنيايي پيدا مي كنند؛ عده اي براي تربيت جوانب و عده‌اي هم به صورت فرشتگان ماموران الهي مي شوند.

در قرآن هم آمده است كه «بل احيا ان ربهم يرزقون»؛ آنها روزي شان را در بهشت مي خورند و غذا را از زمين نمي خورند، ولي در بين مردم زنده اند.

شهدا در همه حال وجود دارند و چنانچه در زندگي انسان ها نباشند آن زندگي سياه و نابود مي شود.

متاسفانه عده اي از افراد فقط ياد گرفته اند كه به محض رسيدن بر سر مزار شهدا به زور هم كه شده گريه كنند و يا حالت گريه كردن و حزن و اندوه به خود بگيرند بدون آن كه بدانند بر سر مزار چه فرشتگاني نشسته اند.

اگر ما انسان ها با كمي دقت به كار بزرگ شهدا فكر كنيم، درمي يابيم كه آنان چه فتح الفتوحي انجام داده اند و اين خود باعث مي شود كه به شادي عميق و دروني كه از شهدا به ما منتقل مي شود، برسيم.

متاسفانه امروزه مشاهده مي شود بعضي از جوان هايي كه دوران جنگ و انقلاب را درك نكرده اند بر سر مزار شهدا و ياد و مراسم هاي بزرگداشت شهدا آنچنان گريه مي كنند كه دل هر آدمي را به درد مي آورد.

آيا اينگونه گريه بدون شناخت شهدا صحيح است؟!

كسي كه مي خواهد به درستي براي شهدا گريه كند در ابتدا بايد آنها را بشناسد و بداند كه آنها چه اقدامي انجام داده اند و بگذارد كه آنها او را شاد كنند، بلكه در كنار شهدا بودن باعث شادي افراد مي شود و اين شادي باعث نوعي دوستي بين افراد و شهدا مي شود.

دوستي انسان ها و شهدا زماني عميق تر مي شود كه دوري آنها را حس كرده و دلمان براي آنها تنگ شود و در اين حال است كه مي توان اشك واقعي را براي شهدا ريخت و آنها را با حزن و اندوه ياد كرد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار