عشق است و آتش و خون
کد خبر:۱۹۴۹۰
معرفي و بررسي كتاب «دا»

عشق است و آتش و خون

 

خاطرات سيد زهرا حسيني در کتابي با عنوان «دا»، به اهتمام سيده اعظم حسيني توسط انتشارات سوره مهر (حوزه هنري) منتشر شد.

«رفتم طرف شيلنگ آبي كه گوشه باغچه افتاده بود شير را باز كردم خدا را شكر آب مي آمد اول دستم را كه بعد از جمع كردن مغز پيرمرد خاكمال كرده بودم، شستم بعد دستم را پر آب كردم و به طرف دهان بچه بردم. صداي گريه اش آرام تر شد و دهانش را به آب نزديك تر كرد.

ولي سريع سرش را برگرداند و گريه اش را از سر گرفت صورتش را شستم  پستانكي كه با نخ به گردنش آويزان بود را در دهانش گذاشتم جيغ مي كشيد و سرش را عقب مي برد. وقتي ديدم با هيچ راهي نمي توان ساكتش كنم، دوباره بغض به گلويم چنگ انداخت. بي تابي هاي بچه را كه مي ديدم و به بي كسي و بي پناهيش فكر مي كردم مي خاست دلم بتركد. ديگر نتوانستم جلوي اشك هايم را بگيرم رفتم توي همان وانت كه هنوز مشغول تخليه جنازه هايش بودند نشستم. چهره زن‌هاي كشته شده جلوي نظرم آمد يعني كداميك از آنها مادر اين طفل معصوم بودند؟!

"دا " به معناي مادر، عنوان كتابي است كه به گردآوري خاطرات يكي از بانوان حاضر در روزهاي مقاومت بي نظير پايداري مردم خرمشهر  پرداخته است.

کتاب مجموعه مصاحبه هايي با آدم هاي آن زمان كتاب است که در بيش از هشتصد صفحه و در چهل فصل تدوين شده است گرچه ويژگي كمي اثر، آنرا ممتاز و منحصر به فرد كرده اما بيش از پيش از آن، متن خاطرات و واگريه هاست كه جلوه نابي از رنج و عشق و صبر را براي خواننده مي آفريند.

در مقدمه اثر، آنجا كه به شرح رنج اين گردآوري نائل مي شويم، در مي يابيم كه اين دوران رنج، كه به فرموده هاي سيد مرتضي آويني، امتداد آخر الزمان و سرنوشت محتوم ما را از آن ساخته و پرداخته اند، حتي در زمان و زمانه صلح و آرامش ظاهري هم ادامه دارد.

نويسنده کتاب مي گويد: در اين مرحله چند بار به خاطر شرايط روحي و جسمي و برخي مسائل روز جامعه از ادامه مصاحبه پشيمان شدم و به بهانه هاي مختلف از ادامه كار طفره رفتم اما جانمايه ادامه مقاومت در ثبت حقايق ناب جنگ چيزي نيست جز: «وقتي اشغالگران بعثي، وحشيانه به وطنم هجوم آوردند و مردم شهرم را به خاك و خون كشيدند، ديگر آسان زيستن برايم معنايي نداشت؛ چراكه آموخته بودم آسودگي عدم است و زندگي در ذلت، عين فنا و نيستي، هيچگاه تصور نمي كردم در آن روزهاي آتش و خون بتوانم كودكان مظلوم شهرم و عزيزانم را كه حتي چند روز دوري از آنها آزرده ام مي كرد با دست هايم به خاكي بسپارم كه از خون پاكشان گلگون بود.

شرح ترديد و تردد صاحب اثر در انجام يا عدم انجام اين كار هم قابل تامل است اينكه كار خالصانه او و همكارانش براي خدا بوده و نيازي به مانور دادن روي آن نيست و از درجه خلوص و منزه آن مي كاهد و در اين ميان حضور سيد مرتضي آويني براي اين كار، برقراري نوراني و تشعشع است كه بر تارك مقدمه كتاب مي درخشد.

از طريق اهالي سينما با رخشان بي اعتماد، كارگردان ارزشمند سينماي ايران كه آثار خود او نيز به نوعي باز تابنده الگوه هاي اجتماعي و مقاومت و پايداري انسان هايي است در عرصه زندگي و تلاش براي ماندن و دولت و قانون با كتاب «دا» آشنا شدم.

«دا » اثر سترگي است. بسيار تكان دهنده و عميقاً تاثير گذار. ماجراها و تصاوير واقعي و بكري كه ثبت آن نه تنها پاسخي است به تاريخ و تلاش براي تدوين آنچه بر مردمان مظلوم آن شامان گذشته است بلكه موجب فراهم آورنده ماده خام و نرم افزاري است براي خلق آثار هنرمندانه در قالب هاي جذاب هنري بويژه سينما و رمان.

كتاب «دا» بيش از هشتصد صفحه در چهار فصل با بيان واقعگرايانه و حس آميز، گوياي وقايعي است كه به طور جدي و معتبر مي تواند پشتوانه غني و فاخر و اثرگذار پديد آمدن آثار متنوع و جاودانه هنري باشد. به همين مناسبت اشاره اي داريم به بيانات رهبر فرزانه انقلاب در ديدار با كارگردان هاي سينما و توجهي كه ايشان به مضامين، وقايع و تاريخ انقلاب و به ويژه دفاع مقدس داشتند و با اشاره به كتاب خاك نرم كوشک كه خاطرات و سرگذشت ناب شهيد برونسي است، از كارگردان هاي سينماي ايران خواستند كا اولاً اين آثار را مطالعه كنند و بعد به خلق خردمندانه و آفرينش جذاب آن در ساخت هنر سينما بيانديشندو بدان جامه عمل بپوشانند.

نگاهي به آثار توليدي سينماي جهان حتي در سه دهه اخير گوياي اين واقعيت است كه توجه به تاريخ گذشته ملت ها و اقدام گوناگون با هر درجه از صحت و سقم و هر ميزان از فعاليت، در دستور كار سينما گران موثر و مسلط بر بازار فيلم جهاني است.

هر ساله آثاري در جهت دفاع از موجوديت يهوديان و ظلم ادعايي كه بر آنان در زمان هيتلر رفته است ساخته مي شود. آنهم با ساختاري جدي و پرداختي هنرمندانه و موفق همين فيلم «طبل حلبي» كه حائز رتبه ها و جوايزي در حد اسكار شده است تنها نمونه اي است از اين تلاش جهاني.

 اما جايگاه ملت ما و دفاع مقدس ما در سينماي جهان كجاست. بر آنم كه اين عقبه و سبقه آنچنان كه لياقتش بوده، حتي در سينماي ايران هم به جايگاهش دست نيافته، چه رسد به سينماي جهان! هشت سال جنگيديم يا بهتر و درست تر بگويم دفاع كرديم، مظلومانه و در غربت با دست خالي هزاران شهيد، هزاران جانباز، هزاران آزاده، هزاران ايثارگر، هزاران خاطره، هزاران حقيقت، هزاران رنج و تلاش و ايثار و جانفشاني و ... هزاران هزار برگ تاريخ سبز و سرخ سينماي «حاتمي كياي مان» گويي به ته خط رسيده است.

  پر هيمنه ترين فيلم تاريخ سينمايمان «دوئل» است كه اساساً چندان ربطي به جنگ نداشت، هرچند فيلم خوبي بود و دوستش داريم و از ساخته شدنش خوشحال و مفتخرم.

بناست بر اساس كتاب «دا» فيلمي ساخته شود و همانطور كه پديد آورنده كتاب زن هستند كارگردان فيلم هم قرار است تهمينه ميلاني باشد: باشد كه شاهد اثري جدي، خوش ساخت، مرهون و نادر به متن و ماندگار در سينماي دفاع مقدس باشيم./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار