تشکلهاي دانشگاهي نه دانشجويي!
کد خبر:۱۹۴۹۹
نقدي بر نشست اخير تشکلهاي دانشجويي دانشگاه آزاد

تشکلهاي دانشگاهي نه دانشجويي!

علي خضريان

دانشگاه به عنوان جامعه اي كوچك از برآيند افكار اجتماع هميشه در خود سلايق و تفكرات مختلفي را نظاره مي كند و در اين بين منطق و استدلال هاي گوناگوني را بروز و ظهور مي دهد كه گاهي برخي از اين تفكرات با ديگر تفكرات در تضاد مي باشند.

اما آنچه كه مسلم است اينكه دانشگاه به دليل آنكه محل بروز و ظهور تفكر بوده هيچگاه در شأن و منزلت خود نمي داند كه در تمجيد و يا تعريف از هر شخص و يا گروهي حرفي به ميان بياورد و در اين ميان بيشتر تمايل به نقد و بررسي هر چيز را در خود مي پروراند و البته اين نقد، با هدف ساختن و يا تكامل هر فكر و ايده اي در مرحله عمل بوده و منافاتي با اصل آن تفكر و يا ايده ندارد و اين به دليل ذات دوران دانشجويي است كه همه چيز را آرمان گرايانه دنبال مي كند.

در اين ميان يكي از تفكراتي كه صد البته صحيح و درست بوده است؛ ايده تأسيس دانشگاهي است كه در آن علم و عالم را يك جا در خود جاي دهد و طالب و طلبه را در كنار هم بنشاند و در مسير علم آموزي نيازي به مدرك گرايي نباشد، و در يك كلام «دانشگاه آزاد اسلامي» باشد.

اين تفكر كه محصول فكر و انديشه افرادي همچون شهيد مرتضي مطهري و طرح ايده اي از سوي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني به حضرت امام(ره) بوده است، قطعاً تفكر صحيح و درستي است و كسي را سراغ نداريم كه در رد آن سخني بر زبان آورده باشد.

اما آنچه واضح است آنكه تنها املاي نانوشته است كه غلط ندارد و كسي نمي تواند منكر شود كه امروز پس از گذشت 26 سال از اجرايي شدن اين تفكر هيچ نقطه ايرادي در عمل وجود نداشته و هيچ كسي نمي تواند بگويد كه در اين ميان مديران و مسئولان اجراي چنين تفكري هيچ نقص و مشكلي نداشته اند.

در يك كلام هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه نمي توان در جهت تكميل چنين تفكري چه از لحاظ سخت افزاري و مديريتي و چه از لحاظ نرم افزاري و فكري حركت رو به جلويي را برنامه ريزي نمود.

مگر آنكه، فرضمان براي مديران ارشد دانشگاه آزاد اسلامي و دست اندركاران آن جايگاه خدايي و يا معصومين باشد، كه حتماً با نگارنده هم نظريد كه نمي توان براي آنان چنين جايگاهي را حتي متصور بود.

و آنچه جاي سئوال و تأمل دارد آنكه پس چگونه است تا دانشجويان و دانشگاهيان بنا بر اصل رفتاري و ذاتي خود زماني كه اقدام به برگزاري جلساتي براي بررسي و نقد عملكرد مديران و مسئولان دانشگاه آزاد مي نمايند، توسط برخي افرادي كه داعيه مهربان تر از مادر را دارند مورد هجوم، اهانت و تهمت هاي ناروا قرار مي گيرند و آيا مگر آنها چه گفتند كه اين همه مورد تهديد و بي مهري حتي از سوي رياست عاليه دانشگاه آزاد قرار مي گيرند؟!

البته در اين ميان اين سئوال هم پيش مي آيد كه چرا برخي قصد دارند تا بررسي عملكرد خود را به وجود يا عدم وجود كل مجموعه دانشگاه آزاد نسبت دهند؟ و اصلاً چرا حاضر به حضور در جمع دانشجوياني كه مي خواهند داستان مديريت دانشگاه آزاد را نه از زبان غير، بلكه از زبان اولين و تنها رئيس اين مجموعه شنيده و براساس آنچه مي پرسند و مي شنوند به يك قضاوت صحيح دست پيدا كنند نمي شوند و آيا اين دانشجويان به دليل رعايت اخلاق و عدم قضاوت يكطرفه محكوم به بي مهري و تهديد به شكايت حتي از سوي رياست دانشگاه آزاد مي باشند؟!

البته هزاران هزار آيا و چرا در ذهن همگان در مقابل اينچنين رفتارهايي شكل مي گيرد كه نگارنده به دليل آنكه تا همين لحظه هم درگير پرونده شكايت دانشگاه آزاد مي باشد از طرح آنها چشم پوشي كرده و شك ندارد كه هر فرد منصفي هم كه به اين مسئله مي نگرد او نيز سئوالات زيادي برايش حاصل مي گردد و نمي داند كه آيا طرح آن جرم است يا نه؟

اما آنچه بهانه اي شد تا در خصوص اين مسائل حرفي به ميان بيايد مطلبي است در خصوص اينكه برخي از دانشجويان دانشگاه آزاد كه در قالب تشكل هاي دانشجويي اين دانشگاه فعاليت مي نمايند بيان داشته اند كه «در مقابل هرگونه تعرض به دانشگاه آزاد و مديريت آن با اقتدار خواهيم ايستاد» كه البته ايستادگي اين دوستان را بنده هم كاملاً قبول دارم و با آنها هم عقيده ام.

اما سوال اين است كه تا اين لحظه چه كسي و يا چه گروهي به دنبال تعرض به دانشگاه آزاد و يا حتي مديريت اين دانشگاه بوده؟ مگر آنكه منظور نويسندگان بيانيه اين باشد كه حتي مديريت دانشگاه آزاد را بايد در قانون استثناء دانست كه اينچنين حقي را هيچ فردي نمي تواند براي خود مفروض بدارد.

نكته جالب ديگري كه بايد به آن پرداخت اينكه اين دوستان در پاسخ به دانشجوياني اين مطالب را مطرح نموده اند كه فقط خواستار پاسخگويي مديريت دانشگاه نسبت به برخي معضلات و مشكلات دانشگاه آزاد شده اند و نمي دانيم چرا برخي دوستان تشكل هاي دانشگاه آزاد اينگونه به خروش آمده اند؟!

و البته سوالي كه ذهن هر فرد ناظر را به خود مشغول مي نمايد اين است كه آيا مشكلي در پرسش و فرهنگ پاسخگويي مسئولين به جامعه دانشگاهي وجود دارد كه بر ما پوشيده مانده؟ يا عملكرد مديريت دانشگاه آزاد اسلامي مشكلي داشته كه نمي توان مطرح كرد؟

به نظر مي رسد كه دوستان در تشكل هاي دانشگاه آزاد بسياري از ابعاد اين منطق برايشان پوشيده مانده است.

سوال اينجاست كه كدام دانشجوي دانشگاه آزاد امروز از بسياري مشكلات موجود اعم از صنفي، فرهنگي، اقتصادي و... بي اطلاع است و كدام يك دوست ندارند تا اين معضلات كه بسياري قابل بررسي و رفع مي باشد حل گردد؟ و آيا اين سخنان حرف دل تمام دانشجويان دانشگاه آزاد بوده و يا اينكه ميان مواضع تشكل هاي دانشگاه آزاد و دانشجويان آن تفاوت وجود دارد؟ البته اينكه اين دوستان اينگونه مي نگرند بايد احترام گذاشت اما باز سوالي كه نمي توان از آن به راحتي گذر كرد اينكه چرا ديگر كسي غير از اين نمي نگرد؟! و اگر مي نگرد چرا حق بيان آن را ندارد؟! و باز هم هزاران هزار چراها و اگرهاي ديگر...

در پايان اميد مي رود تا با ايجاد روندي منطقي و به دور از هرگونه تعصب بتوان به بررسي عملكرد مديريتي پرداخت كه نقاط قوت و ضعفي همچون ديگر مديران داشته و قطعاً اصلاح آن در گام اول به سود دانشجويان و دانشگاهيان علي الخصوص دانشگاه آزاد خواهد بود.
/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار