روند برخورد تدریجی نظام دست امثال حجاریان و تاجزاده را رو کرد/ دانشگاه و مطبوعات دو ابزار فشار جریان برانداز بودند
کد خبر:۱۹۵۰۴۵
بازخواني فتنه 18 تير به روايت دانشجويان - 2

روند برخورد تدریجی نظام دست امثال حجاریان و تاجزاده را رو کرد/ دانشگاه و مطبوعات دو ابزار فشار جریان برانداز بودند

عضو بسيج دانشجويي دانشگاه تهران در سال 78 گفت: روند تدریجی برخورد نظام با فضاسازی های فتنه 78 سبب شد تا افکار عمومی بخوبی متوجه لایه های ...
سيد نظام الدين موسوي، معاون سياسي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران در سال 1378، در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، در خصوص وقايع فتنه 18 تير آن سال توضيحاتي ارائه كرد.
 
«خبرگزاري دانشجو» - چه اتفاقاتي پيش از 18 تير به وقوع پيوست كه منجر به اغتشاشات كوي دانشگاه و حوادث بعد از آن شد.

موسوي: در خصوص فضاي سياسي قبل از 18 تير آنچه مهم بود اينكه ما تقريباً دو سال قبل از اين وقايع دوم خرداد 76 را داشتيم كه يك انتخابات رياست جمهوري در چارچوب نظام صورت گرفته بود و مثل همه نظام‌هاي مردم‌سالار در جهان تغيير دولت اتفاق افتاده بود. منتها برخي از جريان‌هاي سياسي كه به نوعي خودشان را ميراث‌دار دوم خرداد مي‌دانستند تحليل كاملا اشتباهي از اين انتخابات داشتند.

دوم خرداد 76 جریانی روی کار آمد که دچار استحاله شده بود

برداشتي كه برخي از اين جريان‌ها از دوم خرداد داشتند، اين بود كه اين انتخابات مفهومش خواست مردم براي تغيير ساختارهاي حقوقي كشور و «نه» به نظام بوده و اين جريان‌ها هم كساني بودند كه قبل از دوم خرداد دچار استحاله فكري و تشكيلاتي شده بودند؛ آدم‌هايي كه قبل از اين به عنوان گروه‌هاي چپ شناخته مي‌شدند در يك فرآيند دگرديسي شعارهاي قبلي خود مبني بر مبارزه با امپرياليسم و دفاع از حريم مستضعفين و خط امام را كنار گذاشته و تقريباً به يك ليبراليسم سياسي و فرهنگي رسيده بودند.

اين افراد كه خود دچار استحاله فكري شده بودند به دنبال اين بودند كه اين استحاله را در پرتو انتخابات دوم خرداد به نظام نيز تحميل كنند و فضا را به سمتي ببرند تا آرام‌آرام چارچوب‌هاي حقوقي نظام را تغيير دهند.
 
برنامه‌ریزی جریان برانداز برای فتح سنگر به سنگر نظام

اين‌ها بحثي داشتند مبني بر فتح سنگر به سنگر خاكريزهاي نظام و اعلام كردند كه ما بايد بتدريج دستگاه‌هاي حاكميتي نظام را غصب كنيم و بعد از فتح، ساختارها و دستگاه‌ها را تغيير دهيم.

آنها براي رسيدن به اين نقطه تئوري‌اي داشتند و براي فتح و تغيير ساختارها نيازمند ابزار فشار بودند كه در اين زمينه به راهبرد فشار از پايين و چانه‌زني از بالا اعتقاد داشتند و ابزارهاي فشارشان يكي مطبوعات بود و يكي دانشگاه.

دانشگاه و مطبوعات، دو ابزار فشار

در دانشگاه از طريق تشكل‌هاي دانشجويي مانند دفتر تحكيم وحدت كه پس از دوم خرداد هر روز جنجالي در سطح دانشگاه به راه مي‌انداخت و بتدريج در حال تضعيف كاركرد آموزشي دانشگاه‌ها شده بود، به دنبال ایجاد فشار بودند.

مطبوعات هم يكي ديگر از ابزارهاي فشار بودند كه بلافاصله بعد از دوم خرداد به يك حالت ولنگاري رسيده بود و وزارت ارشادي كه موظف به كنترل مطبوعات طبق قانون بود، تبديل به يك جايگاه براي رسانه‌هايي شد كه مباني فكري و سياسي نظام را زير سوال مي‌بردند.

در چنين شرايطي كه مجلس پنجم هنوز روي كار بود، اين مجلس درصدد برآمد كه قانون مطبوعات را به نحوي اصلاح كند كه استفاده ابزاري از آنها براي فشار ممكن نباشد.

بنابراين لايحه مطبوعات در شرايطي نزديك به انتخابات مجلس ششم به صحن مجلس آمد و در مقابل جريان سنگيني از سوي دولت و همان مطبوعات ايجاد شد كه در برابر مجلس پنجم موضع‌گيري كرد.

سعید امامی ارائه دهنده قانون مطبوعات
 
اما با اين حال لايحه قانون مطبوعات تصويب شد، اما در اين بين روزنامه «سلام» سند محرمانه‌اي را منتشر كرد كه در آن اعلام شد، سعيد امامي، متهم پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي كه بازداشت شده و خودكشي كرده بود ارائه‌دهنده اين قانون به مجلس بوده است.

هدف آنها از انتشار اين سند، بي‌اثر كردن ابزار كنترلي بود و علي‌القاعده بايد با اين كار روزنامه سلام برخورد مي‌شد، اما وزارت ارشاد به جاي برخورد حمايت كرد و مهاجراني گفت كه اين اقدام روزنامه سلام كار شجاعانه‌اي بوده است.

در مقابل وزارت اطلاعات از اين كار روزنامه سلام شكايت كرد و نهايتاً روزنامه سلام توقيف شد.

توقيف روزنامه سلام به اين معنا بود كه نظام جمهوري اسلامي ايران اراده‌ جدي‌اي براي مبارزه با پديده‌اي كه به دنبال استحاله نظام است، دارد.

پایان سیاست ورزی و شروع خشونت

در چنين شرايطي كاملاً مشخص بود كه يك سناريوي تنظيم شده در حال اجراست؛ روزنامه «صبح امروز» پس از اين اتفاق اعلام كرد كه دوران سياست‌ورزي به پايان رسيده و سياست‌وزي كه به پايان برسد خشونت شروع مي‌شود.

از طرفي يكي ديگر از آن نشريات زنجيره‌اي اعلام كرد كه روزنامه سلام قلعه فتح نشده جناح چپ بوده است.

در چنين شرايطي اين وضع مطبوعات مسئله حيثيتي براي جريان برانداز شده بود و به هر نحو ممكن مي‌خواستند اين ابزار فشار را در اختيار داشته باشند و نگذارند كه نظام مسير را چارچوب‌مند كند.

لذا ابزار ديگري را اين جريان وارد صحنه كرد و آن فتنه 18 تير و استفاده از  پياده‌نظام دانشجو بود؛ اين افراد به بهانه توقيف روزنامه سلام وارد صحنه شدند.

جریان برانداز به هر قیمتی به دنبال عملیات شهری بود

«خبرگزاري دانشجو» -
گفته می شود که مقصر وقایع کوی نیروی انتظامی است و اگر با معترضان مقابله نمی کرد آن اتفاقات نمی افتاد.

موسوي: نكته مهم اينجاست كه بر اساس سناريوي جريان برانداز اين اتفاق بايد به وقوع مي‌پيوست و اگر هم در دانشگاه تهران اتفاق نمي‌افتاد در جاي ديگري آن جريان ساختارشكن اين حركت را انجام مي‌داد؛ چرا كه براي آن از قبل برنامه‌ريزي شده بود و مطبوعات تلويحاً اعلام كرده بودند كه دوران سياست‌ورزي تمام شده و اين نشان مي‌داد آنها به دنبال انجام عمليات هستند.

اين عمليات مي‌توانست در هر جايي اتفاق بيفتد و در اين زمينه نمي‌توان به دنبال مقصر بود؛ كمااينكه سال 82 كه شبيه اين اتفاق رخ داد نيروي انتظامي وارد قضيه نشده بود.

مهم اين است كه جريان ساختارشكن به دنبال تقابل با نظام بود و بستن روزنامه سلام بهانه‌اي براي زهرچشم گرفتن از نظام.
 
اگر در قضيه كوي دانشگاه نيز موفق نمي‌شدند در جاي ديگر به دنبال آشوب مي‌گشتند.

عدم تجربه نیروي انتظامی در برخورد با فتنه

البته مي‌توان گفت در مواقعي اگر نيروي انتظامي به گونه خاصي عمل نمي‌كرد شايد وقايع به آن شدت اتفاق نمي‌افتاد، اما اين در كل جريان تاثير چشمگيري ندارد؛ چرا كه نيروي انتظامي به لحاظ وظايف قانوني خود به صحنه آمد و بايد توجه كنيم كه تا پيش از آن تجربه‌اي در اين زمينه وجود نداشت.

در اوج‌گيري اين جريانات تحريكاتي كه از سوي جريان اغتشاشگر اتفاق مي‌افتاد، بسيار موثر بود، مانند سنگ‌پراني به سوي نيروي انتظامي كه از سوي افراد تحكيم وحدت صورت گرفت و به فحاشي پرداختند.
 
«خبرگزاري دانشجو» - به نظر شما نقش بسيج در آرام كردن قضايا به چه ميزان بود؟

موسوي: ماجراي كوي دانشگاه دو قسمت دارد؛ بخش اول آن شب 18 تير تا روز 21 تير است، در زمان این اتفاقات، نظام با تحمل و تامل در برابر اين اقدام برخورد كرد و به گونه‌اي رفتار نمود كه لايه‌هاي پنهان اين وقايع، خود را نشان دهد.

ایجاد فضای مبهم در افکار عمومی

صورت ظاهر ماجرا اين بود كه يك عده‌اي در دانشگاه اعتراض نموده و نيروي انتظامي با آنها بد برخورد كرده است؛ اين مطلبي بود كه به افكار عمومي منتقل شد و در اين ميان چه دروغ‌هاي بزرگي كه گفته نشد مانند اينكه جمعيت زيادي از دانشجويان به خاك و خون كشيده شده‌اند و حتي ليست 13 نفره‌اي در دانشگاه تهران به عنوان كشته‌ها و شهداي اين وقايع اعلام شد و راديو اسرائيل نيز اين مطلب را خواند، در حالي كه در وقايع شب 18 تير كسي در كوي كشته نشد، اما با تبليغات فضاي سنگيني ايجاد كردند.
 
نظام در برابر اين فضاي سنگين به درستي عمل كرد و واكنش شديد نشان نداد تا لايه‌هاي اين قضيه به درستي مشخص شد؛ در طول يك روند آرام روشن شد كه اين اعتراضات براي منافع صنفي و در حد معلوم نيست و پشت صحنه اين قصه يك سناريوي جدي براي يك شبه كودتا وجود دارد؛ حتي شاهد بوديم كه حركت‌هاي صورت گرفته در كوي بتدريج به خيابان‌ها كشيده شد تا جايي كه برخي از اين افراد نسبتي با دانشجو نداشتند.

اوج شکوه حرکت مردم 23 تیر بود

نكته جالب اينكه خيلي از دانشجوياني كه در كوي دانشگاه آسيب ديدند دانشجويان بسيجي و مذهبي بودند، اما به اسم خونخواهي از اين افراد كساني وارد صحنه شدند كه دانشجو نبودند و بسياري از آنها اراذل و اوباش بودند و بتدريج ماهيت اينها براي مردم مشخص شد.

اين روند ادامه داشت تا 21 تير ماه كه حركت‌ها به خيابان كشيده شد و در بخش‌هاي مختلفي از تهران تداوم پيدا كرد و ماهيت ضدانقلابي ماجرا كاملاً روشن شد.

از آن مقطع به بعد بود كه بسيج و همه نيروهاي انقلابي به صحنه آمدند و 23 تير ماه اوج شكوه حركت نيروهاي انقلاب بود.

هدف جريان ساختارشكن زدن نظام از دل نظام بود

«خبرگزاري دانشجو» - به نظر مي‌رسد در قضاياي 18 تير قوه قضائيه نتوانست با بانيان فتنه درست برخورد كند و اگر آن برخورد قوي صورت گرفته بود وقايع سال 88 به وجود نمي‌آمد.

موسوي: مسئله، نحوه برخورد قوه قضائيه در آن زمان نبود، بلكه مشكل هدفي بود كه جريان ساختارشكن دنبال مي‌كرد كه زدن نظام از دل نظام بود.

يعني عناصري وارد ساختار حاكميت شده بودند كه دنبال ساختارشكني در نظام بودند و كساني كه در قضاياي 18 تير طراح و هدايت‌كننده بودند در مجموعه نظام مسئوليت و پست‌هاي مهم دولتي داشتند و علي‌القاعده بايد اين افراد خود با اغتشاش برخورد مي‌كردند، اما حمايت‌هاي آنها به افزايش اغتشاشات كمك كرد.

اگر فضاي سياسي آن مقطع را در نظر بگيريم اين انتظار سختي از قوه قضائيه آن زمان بود كه بتواند بسرعت با قضايا برخورد كند؛ چرا كه جريان برانداز در افكار عمومي، خود را به عنوان جبهه پيروز معرفي كرده بود.

روند تدریجی برخورد نظام سبب آشکار شدن چهره امثال تاجزاده و حجاریان شد

شايد بسياري از افراد نيز از ماهيت واقعي اين جريان اطلاع نداشتند؛ به عنوان نمونه الان مشخص شده كه فردي مانند تاجزاده به جمهوري اسلامي اعتقادي ندارد.

عناصري مانند تاجزاده و سعيد حجاريان در آن فضا ماهيت واقعي‌شان مشخص نشده بود و افكار عمومي نمي‌توانست قبول كند كه افراد داعيه‌دار خط امام بر ضد نظام عمل كنند.

بنابراين بهترين حالت افشاي ماهيت اين جريان و افراد در يك روند تدريجي بود و لازم بود تا زمان بگذرد تا مردم با چهره واقعي اين افراد آشنا شوند؛ بهترين محاكمه براي اين افراد محاكمه در پيشگاه افكار عمومي بود.

«خبرگزاري دانشجو» - خاطره‌اي از آن دوران داريد؟

موسوي:
تمام آن زمان خاطره بود از جمله ديدار آسيب‌ديدگان واقعي كوي كه عمدتاً از دانشجويان بسيجي و مذهبي بودند با مقام معظم رهبري كه تسلي خاطر آنها را فراهم كرد.

خاطره‌اي ديگر قضيه بستن دفتر تحكيم وحدت است.

دفتر تحكيم وحدت آن زمان به نوعي به دنبال موج‌سواري بود كه در ابتداي اغتشاشات حضور فعال داشت، اما 22 تير ماه كه مشخص شد جريان از دست رفته است، اعلام كرد كه از اين قضيه بيرون مي‌آيد؛ بعد از اين بود كه حركت به دست نيروهاي ضد انقلاب افتاد.

همچنین يكي از تشكل‌هاي دانشگاه تهران بيانيه‌اي داده بود كه اسم 13 نفر را به عنوان ليست كشته‌ها اعلام كرد.
 
اسم يكي از دوستان بنده در اين ليست بود؛ يعني از كساني كه در بسيج همكاري مي‌كرد، اين فرد تلفن موبايل هم نداشت و ساكن شمال كشور بود، خلاصه پس از پيگيري‌هاي فراوان توانستيم شماره وي را پيدا كنيم و مشخص شد كه اين بنده خدا در شهرستان است و هيچ اتفاقي براي او نيفتاده است.
پربازدیدترین آخرین اخبار