فراتر از ابزار
شايد تا حالا در مترو يا هر جاي عمومي ديگر فردي را ديده باشيد – اصلا شايد آن فرد خودتان باشيد- كه به شدت سرگرم گوشي تلفن همراه خود باشد و چنان در اين كار غرق باشد كه گذشتن از ايستگاه هاي متعدد و صداي اعلام گر مترو -يا هر جاي ديگري- را هم نشنود. يا شايد انسانهايي را بشناسيد كه به پست الكترونيكي خود بيشتر و البته خيلي بيشتر از نزديكترين آشنايان و اقوام خود سر مي زنند. اين ها همه نمونههايي هستند كه نشان مي دهند آنچه در دنياي امروز لقب رسانه به خود گرفته است داراي چه ضريب نفوذ عميقي در زندگي و رفتارهاي اجتماعي ما ميباشد. وابستگي ما انسانها به ابزارهاي ارتباطي به نحويست كه آنها را از حالت ابزار خارج كرده و آّنرا تبديل به رسانهاي تأثيرگذار و فراگير نموده است كه نقش آن از ابزار بسي فراتر برده است كه نميدانيم چه نامي بر آن ميتوانيم بگذاريم. ولي با تمام نشانه ها مي توان درك كرد كه اين رسانه برجزيي ترين شئون زندگي بشر امروز تاثيرگذار است. شيوه نوشتن، همگام با ادبيات مرسوم در گفتگوهاي اينترنتي موسوم به"چت"، به شدت به سمت محاوره اي شدن و حتي مبتذل شدن از نظر ادبياتي پيش مي رود. حتي حجم حرفها نيز به تبعيت از پيام هاي تلفنهاي همراه، تبديل به "پيامك"شده است.ديگر انسان وقت زيادي براي گوش دادن ندارد، خصوصا نشستن و گوش كردن، چون رسانه به او گفته است كه در حال حركت نيزمي توان گوش داد و او همه چيز را با خود دارد، در سر انگشتان خود.كافيست دكمه اي را فشار دهد. با كودكان به زبان گذشته و با شگردهاي مرسوم نمي توان كنار آمد چون بازيهاي رايانه اي به او آموخته اند كه در كلان ترين امورات مانند جنگ يا ترافيك شهري مي توان تاثيرگذار بود و نيازي به تابعيت صرف از بزرگترها نيست! البته اين طرز بيان اصولا به معناي تاييد يا رد كاركرد رسانه بر رفتارهاي اجتماعي نيست بلكه ناظر بر واقعيتيست كه در اطرافمان مي گذرد و شايد خود ما هم به درستي متوجه عمق عملكرد آن نباشيم و آنرا دست كم بگيريم. چون هر چيزي كه عادي مي شود فراموش مي گردد همچون هوايي كه ما را احاطه كرده و جز در مواقع بحران متوجه اثر و نقش آن نيستيم رسانهاي به اين مهمي هم اگر به فكرش نباشيم، با اينكه هست و تاثيرگذار هم خواهد بود ولي ما آن را نخواهيم ديد.