دانشگاه، ادبيات مقاومت و هراس آشوب ‌طلبان
کد خبر:۱۹۵۴۴

دانشگاه، ادبيات مقاومت و هراس آشوب ‌طلبان

 

محمد عبداللهي

 «خون، خون مي‌آورد و خشونت، خشونت؛ و اين چرخ باطل همچنان مرگ مي‌آفريند.» «پناه گرفتن گروه‌هاي تروريستي در كودكستان و بيمارستان‌ها جهت حمله به طرف مقابل كه موجبات بمباران و مرگ بيشتر كودكان و غيرنظاميان را فراهم آورده نيز محكوم و حركتي ضد بشري است.» اين جملات بخشي از بيانيه شرم آور طيف غيرقانوني تحكيم وحدت است كه يادآور مقاله اكبر گنجي با عنوان «خون به خون شستن محال آمد محال» است؛ مقاله اي كه در آن يكي از مدعيان اصلاح‌طلب قيام بزرگ پرچمدار آزادگي، حضرت ابا عبدلله الحسين (ع) را زير سوال برده بود.

با اين مقدمه، به ذكر چند نكته درباره اين ادبيات در بيانيه ياد شده مي‌پردازيم؛ هر چند كه اين بيانيه به اندازه‌اي جانبدارانه، ضد انساني و صهيونيستي است كه ضرورت هرگونه پاسخگويي را از بين مي‌برد:

1- آنچه امروز در غزه در جريان است، يكي از چهره‌هاي زشت و ضد انساني خشونت و جنگ و ظلم و تابلويي به تمام نما از تروريسم دولتي است؛ چرا كه رژيم اشغالگر قدس هم در سازمان‌هاي بين المللي عضويت دارد و هم از سوي بسياري كشورها (همدستان و شريكان جرم) به رسميت شناخته شده است.

براي فهم اين جنايات، حتي نيازي به دينداري هم نيست، بلكه به تعبير سرور آزادگان، كافي است بويي از انسانيت و آزادگي برده باشيم.

حتي نيم نگاهي به بندهاي كنوانسيون‌هاي بين المللي - انباشت‌هايي از بوروكراسي بي‌حاصل -  كه «جنايت بر ضد بشريت» و «نسل كشي» در غزه را تاييد مي کند، نشان مي‌دهد «دفاع مشروع» در اين كنوانسيون‌ها به رسميت شناخته شده است.

سنگر گرفتن در مسجد و مدرسه براي دفاع از خانه و كاشانه در هيچ سندي از حقوق بين المللي، تروريسم شناخته نمي‌شود، بلكه بارزترين مصداق دفاع مشروع، دفاع ملتي است كه سرزمين آنها اشغال شده باشد.

2- ادبيات حاكم بر سكولارهاي طيف غيرقانوني تحكيم وحدت و هم‌پياله‌هاي اصلاح‌طلبشان، ادبياتي ضد مقاومت است كه نه تنها قيام بحق و مبارزه شهادت طلبانه رزمندگان فلسطين را تخطئه مي‌كند، بلكه اساسا هرگونه ايستادگي و مقاومت را نفي و طرد مي‌كند.

اينها بقاياي همان طيفي اند كه «دفاع مقدس» ملت ايران را «برادر كشي» ناميدند و از تداوم دفاع ملت ايران بعد از فتح خرمشهر به فرماندهي خميني كبير، تحت عنوان «تداوم بي‌حاصل جنگ» ياد مي‌كنند.

بي‌گمان كساني كه بعد از روي كار آمدن طالبان در افغانستان خواستار به رسميت شناختن طالبان شدند و يا آنهايي كه بعد از اشغال عراق مخفيانه «نامه فدايت شوم» به جرج بوش نوشتند كه بر سر حزب الله معامله كنند تا به ايران حمله نشود، از چنين ادبياتي برخوردارند.

در اين ادبيات ذلت بار، نه مقاومت معني دارد، نه ادبيات شهادت طلبي و نه حتي فرهنگ ايثار.

بدون شك، صادر كنندگان اين بيانيه نه تنها همگامي و همراهي خودشان را با جنگ تبليغاتي صهيونيستي جهاني نشان دادند، بلكه با بي‌حاصل، بي‌هدف و متعصبانه جلوه دادن مقاومت ملت مظلوم فلسطين و بخصوص ساكنان مقاوم غزه، نگراني خودشان را از گسترش فرهنگ مقاومت در سراسر جهان و نيز اوج گيري روحيه شهادت‌طلبي در بين جوانان ايراني هم عيان کردند.

آنان كه ديروز از مرگ جنبش دانشجويي و خفقان در دانشگاه‌ها سخن مي‌راندند، امروز از خيزش عظيم بدنه جنبش دانشجويي عليه اسرائيل سراسيمه شده‌اند؛ چرا كه خوب مي‌دانند ادبيات مقاومت كه ريشه در گفتمان انقلاب اسلامي دارد اگر اوج بگيرد، ريشه صهيونيسم بين المللي و تفاله‌هاي داخلي آن را همزمان خواهد خشكاند.

آشوب‌طلباني كه تا ديروز دانشگاه را سنگرهاي خودشان فرض مي‌كردند تا در آن به مصاف انقلاب اسلامي و ارزش‌هاي آن بروند، امروز از شكل گيري ادبيات مقاومت در همين دانشگاه سراسيمه شده‌اند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار