استيلي: وقتي يك نفر، مدير برنامه 200بازيكن مي‌شود!/ صحنه گلي كه به آمريكا زدم هميشه برايم زنده است
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۹۶۰۸۴
ورزشكار بايد پهلوان باشد- 7

استيلي: وقتي يك نفر، مدير برنامه 200بازيكن مي‌شود!/ صحنه گلي كه به آمريكا زدم هميشه برايم زنده است

ملي پوش سابق فوتبال كشورمان گفت: صحنه گلي كه به آمريكا زدم با وجود گذشت 14 تا 15 سال از اين قضيه، هنوز براي من زنده است ...
گروه ورزشي «خبرگزاري دانشجو»؛ به منظور بررسي جايگاه اخلاق در ورزش و معرفي ورزشكاراني كه فراتر از بعد ورزشي، مرام و مسلك پهلواني را زنده نگه داشتند، به سراق حميد استيلي، بازيكن اسبق تيم ملي فوتبال، سرمربي و بازيكن سابق تيم پرسپوليس رفتيم تا در اين زمينه با او گفت‌وگو كنيم.

پس از تماس تلفني با او، قرار ملاقات را در مدرسه فوتبالي در تهرانسر گذاشتيم و ساعت 8 صبح در مدرسه حاضر بوديم و ديديم كه استيلي با حوصله تمام در حال صحبت با والدين بچه هاست و بعد از چند دقيقه متوجه حضور ما شد اما به دليل مشغله زياد امكان صحبت تا پايان كلاس فراهم نشد.

همين مسئله سبب شد تا در مدت زمان 2 ساعت در كنار زمين شاهد تمرين كردن استيلي با بچه هاي 6- 7 ساله باشيم.

در همان ابتداي كلاس، استيلي از بچه ها خواست تا با صلواتي كلاس را آغاز كنند و ذكر «يا علي» نيز در تمام مدت بر سر زبان بچه ها بود.

استيلي در تمام مدت در زمين با دقت تمرينات را زير نظر داشت و پس از پايان تمرين نيز مدتي را مشغول گرفتن عكس يادگاري با بچه ها و خانواده ها شد.

مصاحبه كامل با حميد استلي در ذيل آمده است:

شهرت با گذشت زمان از بين مي رود اما محبوبيت ماندني است

من قبل از اينكه به سن بلوغ برسم به بازيكناني علاقه داشتم كه بازي و تكنيك خوبي داشتند اما وقتي سن من بالاتر رفت، مربيان به مسائل اخلاقي تاكيد ويژه اي داشتند و فهميدم اخلاق در ورزش حرف اول را مي زند.
 
من موقع تمرين با بچه هاي 7-8 ساله بر مسائل اخلاقي تاكيد زيادي مي كنم؛ احترام به بزرگتر ها به خصوص پدر و مادر و بوسيدن دست و صورت آنها را مورد تاكيد قرار مي دهم و همين مسئله سبب شده است تا والدين بچه ها حس رضايت داشته باشند.
 
مسائل اخلاقي در ورزش بسيار مهم است چون شهرت خيلي زود از بين مي رود ولي توجه به مسائل اخلاقي سبب محبوبيت مي شود و محبوبيت هميشه ماندگار است.
 
 
 
تلاش كردم اخلاق مداري را در عمل نشان دهم نه در صحبت

از مربيان و خانواده ام تشكر مي كنم كه مسائل اخلاقي را رعايت كردند و من توانستم يك مقدار كوچك اين مسائل را در دوران بازيگري و مربيگري خود در عمل نشان بدهم و در حد حرف و صحبت باقي نماند.
 
خيلي مهم است كه بازيكنان بدانند فوتبال در يك طرف قضيه است و در طرف ديگر موضوع الگوي صحيح بودن و توجه به مسائل اخلاق است.
 
بازيكني مثل لئونل مسي خارج از تكنيك بالايي كه دارد به اخلاق مداري مشهور است و هيچگاه در زمين شاهد رفتار ناهنجاري از او نيستيم.
 
مسئله اخلاق نه تنها در ايران بلكه در جهان براي همه اهميت دارد، ورزشكاران بايد بدانند كه آنها مال خودشان نيستند و بايد در جامعه مراقب اخلاق و رفتار خود باشند؛ من فكر مي‌كنم صبري كه در رفتار با مردم و حتي در ميدان ورزشي دارم، لطف خداوند است.
 
در حاليكه برخي افراد مبالغ بالايي در فوتبال دريافت مي‌كنند رايگان در مدرسه فوتبال شهرداري كارمي كنم
 
از آنجا كه من از مربيان ليگ برتري هستم زمانيكه تصميم گرفتم با بچه ها فوتبال كار كنم و در كلاس هاي فوتبال شهرداري به عنوان مربي حاضر شوم عده اي زيادي عنوان هاي مرا يادآوري كردند و اين كار را در حد نام من ندانستند ولي من بر خلاف برخي از مربيان كه تنها چند جلسه اول را در كلاس ها حاضر مي شوند، تا پايان دوره آموزشي در كنار بچه ها مي مانم و تجربيات خود را به آنها منتقل مي كنم.

از آنجا كه فعلا تيمي ندارم و مشغله كاري كمتري دارم و همچنين مسئله اخلاق از نظرم بسيار مهم است، لازم دانستم در اين شرايطي كه برخي افراد مبالغ بالايي در فوتبال دريافت مي‌كنند بدون دريافت هيچ دستمزدي در كلاس هاي آموزش فوتبال شهرداري حاضر شوم.
 
مي خواهم خدمتي ناچيز از نظر فني و اخلاقي براي بچه ها  انجام دهم

عده‌اي از اين رفتار من تعجب مي‌كنند و فكر مي‌كنند چيزي در كار است ولي من صادقانه در اين دو ماه زمان خود را در اختيار مدارس فوتبال قرار مي‌دهم تا خدمتي حتي ناچيز از نظر فني و اخلاقي براي بچه ها انجام دهم.
 
اگر هم در اين كلاس ها استعدادي را شناسايي كنم با كمك دوستاني كه دارم آنها را به باشگاه هايي كه استعداد آنها بالفعل شود، معرفي مي‌كنم يا بعد از تابستان كلاس‌هاي ويژه‌اي براي آنها تدارك مي‌بينم تا اين استعدادها هرز نرود؛ چرا كه در كشور ما مسئله استعداديابي خوب و كامل انجام نمي‌شود در حالي‌كه ما در كل كشور استعدادهاي زيادي داريم و بايد آنها را بارور كرد.
 
 
نتيجه گرايي اخلاق را كم رنگ كرده است

متاسفانه در اين روزها مقوله اخلاق در ورزش كم‌رنگ شده است و دليل آن نتيجه‌گرايي در ورزش است به طوريكه متاسفنه همه چيز را فداي كسب نتيجه مي‌كنيم، وقتي تنها نتيجه مهم باشد ارزش‌ها زير سوال مي‌رود، به علاوه نتيجه گرايي سبب شده است تا ثبات در كار مديران و مربيان وجود نداشته باشد، در نتيجه مسئله اخلاق كمرنگ تر از گذشته شود و اگر كسي بخواهد به اخلاق توجه كند چون نتيجه لازم را به دست نمي‌آورد به سرعت در ورزش نابود مي شود.

بازيكن سالاري در فوتبال بيداد مي كند

در كشور ما بازيكن سالاري بيداد مي‌كند و دليل آن عدم قانون‌مند بودن باشگاه هاي ورزشي است، برخي از اصول و قوانين بايد در باشگاه‌ها رعايت شود، در غير اين صورت در صورت بروز يك سري از مشكلات «كدخدا منشي» را راه حل مناسب مي دانند و اين مسئله به باشگاه ضربه مي‌زند.
 
اگر اصول و قوانين مناسب و قابل اجرايي در باشگاه ها وجود داشته باشد همه بازيكنان از آن تبعيت مي‌كنند همانگونه كه بازيكنان ما وقتي به خارج از كشور مي‌روند با انضباط هستند و قوانين را رعايت مي‌كنند؛ چون باشگاه‌ها قانون دارند و همه افراد ملزم به رعايت آن هستند.
 
تربيت بازيكناني اخلاق مدار بايد در تيم هاي پايه آغاز شود
 
هر باشگاه بايد براي رعايت اخلاقيات كار كند اما متأسفانه در باشگاه‌ها به تيم‌هاي پايه اهميت داده نمي‌شود و هر كس در راس كار قرار مي‌گيرد تنها به تيم بزرگسال توجه مي‌كند، اما تربيت بازيكناني اخلاق مدار بايد در تيم هاي پايه آغاز شود و بايد مربياني كه در تيم هاي پايه قرار مي گيرند افرادي اخلاق‌مدار باشند تا بتوانند اخلاق و رفتار را به بازيكنان آموزش دهند ولي در باشگاه هاي ما اين مسائل وجود ندارد.

عدم توجه به اين مسئله سبب شده است بازيكنان زماني كه رشد پيدا مي‌كنند چون خوب آموزش نديده اند با مشكل روبه‌رو ‌شوند و من اعتقاد دارم اين مسئله به مديريت باشگاه‌ها برمي‌گردد.  
 
اگر مشكلات سيستم مديريت را حل كنيم، مي‌توانيم بازيكنان خوبي در ميدان ورزش پرورش دهيم و هر چقدر كه دانشگاهيان و رسانه‌ها بر روي اين مسئله بيشتر كار كنند، نتيجه بهتري حاصل مي‌شود.
 

 
 
توهين در استاديوم‌ها يك مشكل فرهنگي است
 
اكنون در استاديوم‌ها زماني كه تيمي برنده نمي شود، شاهد ناسزاگويي هواداران هستيم، اما در كشورهاي خارجي زماني كه تيم حتي 4 گل هم دريافت مي‌كنند، تماشاگران همچنان تيم خود را تشويق مي‌كنند كه متاسفانه در ورزش كشور ما اين اتفاق نمي‌افتد؛ اين يك مسئله فرهنگي است و بايد در مورد آن كار بيشتري صورت گيرد.
 
هوادار واقعي كسي است كه در سختي در كنار تيم باشد و در كنار آن نيز بازيكنان نقش مهمي دارند و بايد طوري در زمين بازي كنند كه هواداران به اين باور برسند كه بازيكنان با تمام وجود براي كسب نتيجه مي دوند در واقع بازيكن و هوادار مكمل هم هستند، اما بايد احترام بين آنها همواره حفظ شود.
 
هودار نبايد به خودش اجازه دهد به بازيكن، مربي و يا مدير تيم توهين كند. هواداران اكثرا جواناني هستند كه براي تخليه انرژي به استاديوم مي‌آيند و زماني كه مي‌بينند 100 نفر شروع به توهين مي‌كنند آنها نيز در همان حال و هوا قرار مي‌گيرند.
 
تقويت فضاي فرهنگي استاديوم ها اهميت بسياري دارد و بايد همه افراد وظيفه خود را در اين زمينه بدانند و مهمتر از همه باشگاه‌ها هستند كه در خصوص اين مسئله نقش پر رنگي را ايفا مي كنند.
 
دلالي در فوتبال درست مثل بدهي باشگاه‌هاست كه هر ساله افزايش مي‌يابد

 
وجود دلال‌ها در فوتبال به دليل عدم قانون‌مند بودن باشگاه‌هاست و اگر باشگاه‌هاي ما قوانين مشخصي داشته باشند اين مشكل نيز حل خواهد شد.
 
قطعا يك مربي براي جذب بازيكن مستقيم با خود بازيكن صحبت نمي‌كند، بلكه با مدير برنامه‌هاي آن بازيكن هماهنگ مي كند، اما اين مسئله در فوتبال ما درست تعريف نشده است و مي‌بينيم كه يك مدير برنامه، مدير برنامه 200 بازيكن است و اين مسئله هر سال بدتر از گذشته مي‌شود.
 
دلالي در فوتبال درست مثل بدهي باشگاه‌هاست كه هر ساله افزايش مي‌يابد و در آخر فصل و زمان تسويه حساب نيز با بازيكنان و يا مربيان صحبت مي‌كنند و آنها را متقاعد به كاهش مبلغ طلب خود مي‌كنند.
 
خصوص شدن باشگاه‌ها مشكل سقف قرارداد را رفع نمي‌كند
 
بازيكنان فوتبال در همه جاي دنيا بيشتر از بسياري از افراد آن جامعه پول دريافت مي‌كنند، اما اين مسئله را در كشور ما بيش از اندازه بزرگ مي‌كنند.
 
سقف قرارداد جز اينكه به فوتبال آسيب بزند، هيچ سود ديگري ندارد و مطمئنا بازيكني كه توانايي بيشتري دارد بايد پول بيشتري دريافت كند؛ مهم اين است كه پرداخت پول به بازيكنان قانون‌مند باشد برخي معتقدند با خصوصي شدن باشگاه‌ها اين مشكلات برطرف مي‌شود، اما من معتقدم با اين شرايط خصوصي شدن باشگاه‌ها غيرممكن است.
 
تا وقتي كه دولت به بخش هاي خصوصي كمك نكند، خصوصي شدن باشگاه ها امكان‌پذير نيست. در چندين فصل گذشته يكي دو تيم خصوصي شدند، اما از بين رفتند؛ چون وقتي هزينه با درآمد سازگار نباشد جز ضرر چيز ديگري به همراه ندارد.
 
شايد تيم هايي مانند استقلال و پرسپوليس به دليل داشتن هواداران در اين خصوص مشكل كمتري داشته باشند، اما مطمئنا ساير تيم‌ها با مشكلات زيادي روبه‌رو مي‌شوند.
 

براي خصوصي سازي بايد شرايط تمام تيم‌ها درنظر گرفته شود، نه فقط استقلال و پرسپوليس
 
ما در ليگ برتر 18 تيم داريم شايد استقلال و پرسپوليس در چشم باشند، اما بايد طوري برنامه‌ريزي كنند كه شرايط ساير تيم‌ها نيز بررسي شود. وقتي كه امكان درآمدزايي براي باشگاه‌هاي خصوصي وجود نداشته باشد مطمئنا هيچ كس 30 درصد سهام باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس را نمي‌خرد؛ چون هم اقليت باشگاه‌ محسوب مي‌شود و هم بايد هزينه زيادي انجام دهد.
 
براي اينكه در بحث خصوصي‌سازي مانند ساير بخش‌ها موفق شويم، يك عزم ملي لازم است. زماني كه در هر بخش فشارها بيشتر شود مطمئنا نتيجه حاصل مي‌شود.
 
عدم حساسيت مسئولان روي واليبال و بسكتبال باعث موفقيت اين رشته ها شده است
 
مدتي قبل از مناطق غربي كشور از جمله سرپل ذهاب، مريوان، سنندج و كرمانشاه ديدن كردم و متوجه شدم كه استعدادهاي خوبي در اين بخش‌‌هاي دور افتاده كشور وجود دارد، اما هيچ كس وجود ندارد كه اين استعدادها را شناسايي كند كه اين نشان مي دهد كه متاسفانه در اين زمينه برنامه‌ريزي نداريم.
 
هر كسي كه در راس كار قرار مي‌‌گيرد ثبات مديريتي ندارد و نمي‌تواند برنامه بلندمدتي ارائه كند؛ چرا ما در واليبال و بسكتبال موفق بوده‌ايم؟ دليل آن اين است كه يك برنامه‌ريزي بلندمدت در اين زمينه‌ها داشتيم و نتيجه آن را هم در بازي‌هاي درخشان تيم واليبال در مسابقات جهاني ديديم.
 
مي‌توان گفت كه عدم حساسيت مسئولين ورزش كشور بر روي اين رشته‌ها سبب شد تا آنها زمان كافي براي رشد و استعداديابي داشته باشند و توانستند بعد از 10 سال موفقيت چشمگيري داشته باشند.
 
آينده نگري در فوتبال ما بي‌معناست
 
در فوتبال ما آينده‌نگري معنايي ندارد و تنها برنامه‌‌هاي كوتاه‌مدت و سطحي اجرا مي‌شود و اينكه يك بازيكني شناسايي شود، كاملا شانسي و اتفاقي است كه اگر اين روش را ادامه دهيم راهي كه 10 ساله مي‌توان طي كرد، بايد 50 ساله طي كنيم.
 
ما سه دور به جام جهاني رفتيم و شايد همه اذعان داشته باشند كه بهترين تيم ايران در سال 1998 بود و بسياري از بازيكنان در اين دوره لژيونر شدند، اما نبايد از ياد ببريم كه تنها هدف ما نبايد رفتن به جام جهاني باشد.
 
صعود به جام جهاني نبايد هدف نهايي باشد
 
رفتن به جام جهاني يكي از اهداف ماست، ولي نبايد هدف نهايي باشد، اما متاسفانه برنامه‌ريزي‌هاي فوتبال كشور به سمتي است كه صعود به جام جهاني هدف نهايي است و تيم‌هاي پايه و باشگاه‌ها در برنامه ريزي‌ها جايي ندارند.
 
تفاوتي كه در فوتبال ايران با گذشت يك نسل صورت گرفته است، فقط مربوط به فوتبال نيست، بلكه در كل كشور در طول اين 10 سال شاهد تحولات زيادي بوديم و آن هم به دليل وجود تكنولوژي‌ها و حتي فرهنگ‌هاي جديد در كشور است.
 

 
 
 
پول قرارداد بازيكنان در ديد قرار مي‌گيرد، اما پول‌هايي كه از بانك‌ها خارج مي شود، نه
 
متاسفانه مسائل اخلاقي كم رنگ شده و بسياري از كارهاي خوب فوتباليست‌ها ديده نمي‌شود و كارهاي غيراخلاقي آنها بزرگ مي‌شود و شايد به خاطر اينكه فوتبال ويترين ورزش كشور است و همه به آن توجه مي‌كنند و حتي براي همه مهم است كه بازيكنان چه مبالغي دريافت مي‌كنند، اما اگر دقت كنيم مي‌بينيم كه در بانك‌هاي كشور چه معضلاتي وجود دارد و شايد صدها برابر فوتبال اين كشور پول از آنها رفته است ولي اين مسئله ويترين نيست.
 
صحنه گل به آمريكا براي من هميشه زنده است
 
به مرور زمان و به كمك روانشناسان و مربيان ياد گرفته‌ام كه چگونه استرس خود را كم كنم. پيش از جام جهاني 1998 دكتر مهدي الهي قمشه‌اي در اردوي ما حاضر شد كه در خصوص مسائل روحي و رواني كمك زيادي به اعضاي تيم كرد.
 
فوتبال مانند زندگي روزمره مردم است و بالا و پايين بسياري دارد براي همين مردم علاقه زيادي به آن دارند.
 
صحنه گل زدنم به آمريكا با وجود گذشت 14 تا 15 سال از اين قضيه، هنوز يك صحنه زنده براي من است.

 
پربازدیدترین آخرین اخبار