زماني براي سوختن آخرين کارت بازي
وبلاگ محمدعلي طائبي
خاتمي، آخرين و مهمترين کارتِ بازي اصلاحطلبان بوده و هست. روزگاري در حساسترين شرايط، آيندهي سياسي اصلاحطلبان را تضمين ميکرد و با گذشت اين همه سال، هنوز همين خاتمي است که در روز مبادا به او چشم دوختهاند.
اما هيچ آدم عاقلي نهايت آنچه را در چنته دارد، در زماني که اميد چنداني به موفقيت ندارد، رو نميکند. مخصوصاً اگر معامله بر سر آخرين برگ برندهاش باشد. اما اين روزها اصلاحطلبان حال پاکباختهاي را دارند که «هر چه بادا باد» گويان، در حال انجام چنين ريسک بزرگي هستند.
چرا که فضاي سياسي کشور، دست کم در 5 – 6 سال گذشته اقبال چنداني به ايشان نداشتهاست و شرايط فعلي جامعه هم نشان از تغيير طبع مردم ندارد. از طرف ديگر تحليلگران رفرميست هم تا کنون دليل واضح و روشني براي پيشبيني پيروزيشان نياوردهاند.
اينکه به جز در بازيهاي سياسي پايتخت و برخي مراکز استانها، در کدام گوشهي کشور صداي نارضايتي بلند است؟ کدام قشر جامعهي کلان کشور خواستار تغيير در جهتگيريها هستند؟ چرا مردم غير ساکن در مرکز بايد چشم بر روي تحولات عمراني عظيم 4 سال گذشته ببندند و هوس بحرانهاي هر روزهي سياسي و دعوا بر سر تقدم توسعهي سياسي بر توسعهي اقتصادي به سرشان بزند؟
مردمي که اين روزها طعم سيامين سالگرد انقلاب را با بهرهبرداري 900 پروژهي ملي ميچشند چه شده که قرار است تا چند ماه ديگر تغيير مزاج بدهند؟ چرا من به عنوان يک شهروند بايد دلم براي التماسهاي هر روزهي دستگاه ديپلماسي به کشورهاي اروپايي براي قطعات هواپيما تنگ شدهباشد در حالي که امروز در زمرهي کشورهاي داراي تکنولوژي پرتاب ماهواره هستيم؟ هنوز به اين پرسشها و سوالاتي از اين قبيل پاسخ قاطعي از طرف اصلاحطلبان داده نشدهاست.

چرا مردم بايد چشم بر روي تحولات عمراني عظيم 4 سال گذشته ببندند و هوس بحرانهاي هر روزهي سياسي و دعوا بر سر تقدم توسعهي سياسي بر توسعهي اقتصادي به سرشان بزند؟
راستي، پاي يک خبر خوب و يک خبر بد براي اصلاحطلبان در ميان است!
خبر بد اينکه دليلي وجود ندارد اين ريسک سياسي توفيقي براي اصلاحطلبان به همراه بياورد. قرار گرفتن سيد محمد خاتمي در برابر رئيسجمهور احمدينژاد، تنها به سوخت شدن آخرين کارت بازي اصلاحطلبان خواهد انجاميد.
در اين ميان، البته هستند گروههاي سياسي ديگري که «يتمسک به کل حشيش»!
اما خبر خوب؛
ميگويند آدمها به سادگي نميتوانند مرگ عزيزانشان را باور کنند، الا به وقوع يک شوک! حکايت اصلاحطلبان است. چند سالي است مردم روي خوشي به اين دستهي سياسي نشان ندادهاند، اما ايشان همچنان نميخواهند شکستهاي سياسيشان را بپذيرند. اين بار اما قطعاً يک شکست سخت ميتواند حکم يک شوک را براي فضاي سياسي احزاب مختلف کشور داشتهباشد. فکر ميکنم حال و حواي بعد از انتخابات دهم رياستجمهوري واقعبيني بيشتري را به احزاب القا کند و ايشان را به اين نتيجه برساند که اگر قرار است کار سياسي حزبي بکنند، لازم است حقيقتاً به دنبال پايگاه مردمي باشند.
/انتهاي پيام/