کد خبر:۱۹۷۲۱۸
وبلاگ «سیاسی فرهنگی پاتک»
اینجا تنها چیزی که نیست ، لیلی ست
شما اینجا فقط با فیش شهریه است که به رسمیت شناخته میشوی و ادای روشنفکری
به گزارش جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، د رآخرین بروزرسانی وبلاگ «سیاسی فرهنگی پاتک» آمده است:
این روزها چقدر شبیه لاک پشت شدهایم. همه سر در لاک خود فروکردهایم. بعضی دانشجویان سرویسهای دانشگاه را با منطقه آزاد اشتباه گرفتهاند. بعضی سیگارشان را از ته میکشند. دانشجویان سیگاری. دانشجویان سیگاری.
برخی دیر میآیند و زود میروند. شهریهها نفس شهرها را گرفته است. اصلا مهم نیست. سیستمهای آموزشی فیلتر شکن، اساتید off line، دخترکان mp۳ و mp۴ و پسرکان پیام گیر.
شما اینجا فقط با فیش شهریه است که به رسمیت شناخته میشوی. اینجا باید ادای روشنفکر بازی در آورد و پیپ را با عینک پنسی کشید. اینجا انگار فقط دیوارها فرمول نسبیت را از بر میکنند. اینجا انگار آدمها سواری میدهند.
جنبش وال استریت از آمریکا و جنبش لاو استریت از ما.ای دریغا! دوران دارندگی و برازندگی!!
اینجا قرار نیست که بین حق و باطل فرق گذاشت. کم فروشی آموزشی لازمهٔ دانشگاه است. اینجا العلم حجاب الاکبر. کجاست العلم نور؟ اینجا العلم غرور. اینجا فقط علم است که حجاب است. اگر قلمم را به ارتداد محکوم نمیکنید من اینجا لیلیای را نمیبینم. روسپی به مقدار لازم.
آقایان دکتر و مهندس اعلام کنند کجای مملکت به دستان مبارکشان آباد شده است به جز جیب مبارک. نامبارکها را مردم بیرون کردند تا اسیر مبارکها نباشند.
دانشجوی خنثی بار آوردن که زحمتی ندارد. یاد جمله آقا میافتم «خدا لعنت کند کسانی را که میخواهند دانشجوی ما را غیر سیاسی کنند». کجاست سیاستی که عین دیانت بود؟ چرا در دانشگاه حتی یک روزنامه هم نیست. جای آن، دانشگاه پر از افرادی است که هر روز ورق میخورند!
آیا بس نیست جلسات ازدواج آزاد؟ کافی نیست همایشهای بررسی رابطه دختر و پسر. وقت آن نرسیده است که مسئولان در جلسات عمومی پاسخ گوی اعمال خود باشند. وقت آن نرسیده است که از کرسیهای آزاد اندیشی گردگیری کنیم؟
سیستمهای آموزشی اجازه فکر کردن را به ما نمیدهند. خروجی دانشگاههای ما چقدر با ابن سینا متفاوتاند! دلم برای سلمان فارسی و کیان ایرانی تنگ است. کجایند دانشجویان پیرو خط امام. کی ما میخواهیم از ماشینهای بیت المال پیاده شویم.
آیا وقت آن نرسیده است که کلاهمان را قاضی کنیم؟
لبخند بزنید، شما در مقابل دوربین مخفی بودید. ممنون که با ما بودید!!!!
برخی دیر میآیند و زود میروند. شهریهها نفس شهرها را گرفته است. اصلا مهم نیست. سیستمهای آموزشی فیلتر شکن، اساتید off line، دخترکان mp۳ و mp۴ و پسرکان پیام گیر.
شما اینجا فقط با فیش شهریه است که به رسمیت شناخته میشوی. اینجا باید ادای روشنفکر بازی در آورد و پیپ را با عینک پنسی کشید. اینجا انگار فقط دیوارها فرمول نسبیت را از بر میکنند. اینجا انگار آدمها سواری میدهند.
جنبش وال استریت از آمریکا و جنبش لاو استریت از ما.ای دریغا! دوران دارندگی و برازندگی!!
اینجا قرار نیست که بین حق و باطل فرق گذاشت. کم فروشی آموزشی لازمهٔ دانشگاه است. اینجا العلم حجاب الاکبر. کجاست العلم نور؟ اینجا العلم غرور. اینجا فقط علم است که حجاب است. اگر قلمم را به ارتداد محکوم نمیکنید من اینجا لیلیای را نمیبینم. روسپی به مقدار لازم.
آقایان دکتر و مهندس اعلام کنند کجای مملکت به دستان مبارکشان آباد شده است به جز جیب مبارک. نامبارکها را مردم بیرون کردند تا اسیر مبارکها نباشند.
دانشجوی خنثی بار آوردن که زحمتی ندارد. یاد جمله آقا میافتم «خدا لعنت کند کسانی را که میخواهند دانشجوی ما را غیر سیاسی کنند». کجاست سیاستی که عین دیانت بود؟ چرا در دانشگاه حتی یک روزنامه هم نیست. جای آن، دانشگاه پر از افرادی است که هر روز ورق میخورند!
آیا بس نیست جلسات ازدواج آزاد؟ کافی نیست همایشهای بررسی رابطه دختر و پسر. وقت آن نرسیده است که مسئولان در جلسات عمومی پاسخ گوی اعمال خود باشند. وقت آن نرسیده است که از کرسیهای آزاد اندیشی گردگیری کنیم؟
سیستمهای آموزشی اجازه فکر کردن را به ما نمیدهند. خروجی دانشگاههای ما چقدر با ابن سینا متفاوتاند! دلم برای سلمان فارسی و کیان ایرانی تنگ است. کجایند دانشجویان پیرو خط امام. کی ما میخواهیم از ماشینهای بیت المال پیاده شویم.
آیا وقت آن نرسیده است که کلاهمان را قاضی کنیم؟
لبخند بزنید، شما در مقابل دوربین مخفی بودید. ممنون که با ما بودید!!!!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰