آزادی تجمع
کد خبر:۱۹۷۷۳۱
وبلاگ «مردی از جنس یخ»

آزادی تجمع

تجمع در غرب چگونه ساماندهی می‌شود و آیا نیاز به مجوز دارد یا نه و کلا روال آن چیست. یکی از بحث‌هایی که حین حوادث سال ۸۸ بوجود آمد آزادی تجمع بدون حمل سلاح مطابق قانون بود.
جریدهه اینترنتی «خبرگزرای دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «مردی از جنس یخ» چنین آمده است:
یکی از بحث‌هایی که حین حوادث سال ۸۸ بوجود آمد آزادی تجمع بدون حمل سلاح مطابق قانون بود. اینکه برداشت از قانون اساسی ایران چیست و در عمل اجرا می‌شود یا نه موضوع این پست نیست. همین قدر می‌گویم که ظاهر قانون اساسی آنقدر‌ها که بنظر می‌رسد گویا نیست.
چند وقت پیش سری زدم به تورنتو برای دیدن حنیف (این حنیف هم آدم جالبی است شاید بعدا بیشتر در مورد او نوشتم). شب رو در تورنتو بودم و روز بعد با حنیف رفتیم تا کمی تورنتو را بگردیم تا با فضایش بیشتر آشنا شوم. انصافا هم خوب بود و با خیلی جا‌ها آشنا شدم. حنیف هم استعداد خوبی در این کار داشت! مشغول گردش که بودیم دیدیم در یک چهار راه عده‌ای سیاه پوست در حال راهپیمایی و شعار دادن هستند. نزدیک که رفتیم با توجه به پلاکارد‌هایشان مشخص شد اهل کنگو هستند و بیشتر خانم. احتمالا بیشترشان مهاجر بودند. تجمع علیه فردی در کنگو بود که مدعی بودند افرادش در جنگ داخلی بصورت سازماندهی شده به زنان تجاوز می‌کنند. حدود ۱۰۰ نفر بودند و چند پلاکارد داشتند و شعار می‌دادند و یکی هم بلندگوی دستی داشت و برای تماشاچیان توضیح می‌داد. برام جالب بود، چون تصور همچین چیزی در ایران خیلی دور از ذهن هست. دوست داشتم بدانم چطور این امور ساماندهی می‌شود و مشکلی در نظم جامعه ایجاد نمی‌شود. مثلا همین افراد در یک چهارراه بودند و راه را بسته بودند. نگاه که کردم دیدم چند پلیس نزدیک ایستاده‌اند. جالب بود سواره نظام (یعنی سوار اسب) هم وجود داشت. به حنیف گفتم بیا برویم با پلیس‌ها صحبت کنیم. در ادامه بحث را آنقدر که یادم مانده نقل می‌کنم.
ما: سلام، می‌خواستیم سوالی از شما بپرسیم.
پلیس: سلام، مشکلی نیست.
ما: ما اهل کانادا نیستیم و در حال بازدید هستیم. در کشور ما امکان چنین تجمعاتی نیست. می‌خواستم توضیح دهید چطور تجمعات ساماندهی می‌شود تا نظم بهم نخورد؟
پلیس: برای تجمع باید فردی به نمایندگی گروه به شهرداری درخواست بدهد و اجازه دریافت کند. شهرداری بررسی می‌کند و بعد مجوز را صدور می‌کند. برای مجوز از درخواست کنندگان هزینه‌ای اخذ می‌شود. چون شهرداری تامین امنیت را بر عهده دارد و درخواست کننده‌ها باید هزینه آن را پرداخت کنند. (چه جالب، این‌ها حتی از تجمع هم درآمد زایی می‌کنند و اشتغال ایجاد می‌کنند! حدس می‌زنم بخشی از وظایف این پلیس همین باشد)
ما: محدوده تجمع و موضوع آن در چه بازه‌ای تعریف می‌شود. آیا بر علیه هر چیزی می‌شود راهپیمایی کرد؟
پلیس: بله، ولی به شرطی که پیغام تنفر آمیز ارسال نشود. مثلا کسی نمی‌تواند بر علیه همجنس بازان تجمع کند! نمی‌تواند بگوید مثلا از همجنس بازان متنفرم!
ما: مثلا مجاز است بر علیه ملکه الیزابت تجمع شود؟
پلیس: البته! اینجا کشوری آزاد است. (It is a free country man! ۱)
ما: بر علیه حضرت عیسی چطور؟ آیا مثلا می‌تواند بگوید از ایشان متنفر (نعوذ بالله) است؟
پلیس: البته!
ما: ولی خود شما گفتید بر علیه همجنس بازان نمی‌توان راهپیمایی کرد. حضرت عیسی برای اکثریت جامعه کانادا مقدس و مورد احترام است. آیا این نوعی انتشار نفرت نسبت به جمعیت مسیحی کانادا نیست؟
پلیس: خوب قبول دارم امور مذهبی همیشه مناقشه انگیز است. تا بحال هم چنین موردی رخ نداده.
ما: نظم چطور تامین می‌شود؟ مثلا همین الان تا کی مجازند در چهارراه توقف کنند؟
پلیس: درخواست کنندگان و هدایت کنندگان جمع شناخته شده‌اند و مسئول هدایت جمع هستند. مثلا همین حالا کمی که گذشت به افراد همین جمع تذکر می‌دهیم که حرکت کنند. قرار نیست تا بعد از ظهر منتظر بمانیم هر وقت دلشان خواست تکان بخورند! تا حالا هم خوب همکاری کرده‌اند.
ما: ممنون که جواب دادید. بای!
پلیس: بای!
خیلی جالب است. این کشور برای حضرت عیسی (ع) به اندازه چند همجنس باز در عمل احترام قائل نیست! بالاخره ایشان هم یک شخصیت حقیقی دارد یا نه؟ بر چه مبنایی علیه ایشان تجمع آزاد است ولی علیه همجنس بازان مجاز نیست؟! فضای نشریات غرب هم موید گفته این پلیس هست. مثلا براحتی به انبیا توهین می‌شود که نمونه آن در دانمارک و چندین کشور اروپایی در مورد پیامبر اسلام رخ داد. علیه پاپ براحتی فیلم ساخته می‌شود و شخصیت او مسخره می‌شود. ولی همجنس بازان از یک حاشیه امن برخوردارند و کسی حق ندارد بگوید بالای چشمتان ابروست! در انتخابات حزب جمهوری خواه برای تعیین کاندیدای ریاست جمهوری این حزب هم می‌شد این محافظه کاری را میان رقبا دید. حتی ریک سنتروم که یک مسیحی محافظه کار است بسیار با احتیاط در این مورد صحبت می‌کرد.
پ. ن. ۱: یادمان رفت بپرسیم ولی حدس می‌زنم مسیر راهپیمایی و مدت آن و تخمینی از تعداد شرکت کنندگان در‌‌ همان تقاضا مشخص می‌شود. چون بالاخره مثلا نمی‌توان برای یک سال با یک مجوز راهپیمایی مداوم کرد و لازم است تعداد پلیس مورد نیاز را بدانند. البته شاید این‌ها را در هزینه دخالت می‌دهند و اگر کسی هزینه لازم را بپردازد مشکلی وجود نداشته باشد.
پ. ن. ۲: در کانادا فحشا بصورت اقتصادی قانونی نیست. در تورنتو که قدم می‌زدیم یک ساختمان دیدیم که رویش پر بود از عکس‌های مستهجن! رویش نوشته بود:
our nude girls will never stop to dance! ۱
کمی دقت کردیم ولی نفهمیدیم چه مکانی است! بالاخره اگر فحشا قانونی نیست، وجود چنین محلی برای چیست؟
پ. ن. ۳: برخورد پلیس هم جالب توجه بود. بنظرتان اگر همین سوال‌ها را از یک پلیس عادی ایران در مورد وظایفش بپرسیم چگونه جواب خواهد داد؟ آیا مثل این فرد برخورد خواهد کرد؟ باید دقت کنیم اعضای پلیس ایران مردم عادی کشور هستند. بسیاری از آن‌ها سربازان وظیفه هستند که هیچ نسبت ایدئولوژیک با حکومت ندارند. این نشان می‌دهد که نیروی پلیس در کشور نیاز به آموزش بیشتر و نحوه صحیح برخورد با معترضین دارد. یکی از دلایل عصبانیت برخی معترضین وقایع ۸۸ برخورد شدید پلیس بود. البته دقت کنید این امر دو سویه است. در کانادا هیچ وقت مردم عادی به یک مرکز نظامی حمله نمی‌کنند! پس مردم هم باید آموزش ببینند و اطاعت از پلیس در کشور نهادینه شود. در کانادا تمرد از فرمان پلیس جرم بسیار بزرگی است و اطاعت از پلیس بخوبی آموزش داده می‌شود. حتی خودم جایی مورد آموزش قرار گرفتم (جلسه توجیهی برای دستیاران آموزشی دانشگاه. شاید تعجب کنید که به یک حل تمرین چنین چیزی آموزش داده می‌شود!).
پ. ن. ۴: آزادی تجمع بحث مهمی در پایدارسازی جامعه است و نقش مهمی در تخلیه انرژی معترضین دارد. دقت که کنید بیشتر موارد در عمل فایده‌ای برای برگزارکنندگان ندارد. همانطور که تجمع معروف به وال استریت در کشورهای مختلف فایده‌ای برای این افراد نداشت و قوانین به نفع این قشر تغییر نکرد. اما در عمل این افراد تخلیه می‌شوند و جامعه پایدار می‌ماند. البته در همین غرب هم می‌بینید که همین که ببینند تجمع در حال خارج شدن از کنترل است جلویش را می‌گیرند مثل برخی از تجمعات وال استریت یا تجمع اخیر دانشجویان در کبک در اعتراض به افزایش شهریه. می‌بینید که چه جالب طوری برنامه ریزی کرده‌اند که نه تنها بار مالی برای جامعه ایجاد نکند بلکه اشتغال زایی هم کند! در کشور خودمان با توجه بوجود ظرفیت قانونی باید در عمل دنبال بوجود آوردن فرهنگ آن باشیم و در یک چهارچوب مشخص اجازه تجمع داده شود. اگر در کانادا تجمع ضد همجنس بازان ممنوع است، چرا نباید ما مطابق ارزش‌های جامعه‌مان تجمع علیه امور مذهبی را ممنوع کنیم؟ نکته مهم دیگر این است که باید طوری گام برداشت که در ساختار حکومتی کشور بین نقش اجرایی و مذهبی-قانونی آن تفکیک صورت گیرد تا تجمع علیه برخی موارد اجرایی تعبیر به تجمع ضد حکومتی نشود. همانطور که در غرب این گونه است و هیچ یک از این تجمعات در جامعه خودشان تعبیر به ضد حکومتی بودن و خروج از حاکمیت نمی‌شود. وقایعی مانند ۱۸ تیر ۷۸ یا خرداد ۸۸ به خاطر نبود چنین فرهنگی در کشور رخ داد. اگر اصلاح لازم انجام نشود ظرفیت تکرار وقایع مشابه مثلا در سال ۹۸ وجود دارد.
پ. ن. ۵: ماه مبارک رمضان از راه رسید. فضای این ماه را خیلی دوست دارم. باز فرصت جبران گذشته‌ها از راه رسید. گذشته‌هایی که هر چقدر هم تلخ و بد باشند ولی در مقابل رحمت خداوند کوچک و قابل حل هستند. ان شا الله روز عید فطر دست خالی نباشیم.
پربازدیدترین آخرین اخبار