مهدوی زادگان: با نفی آموزه‌های سیاسی از دین اسلام به نفی دین می‌رسیم/چرا کشیش های مسیحی با اندیشه‌های سکولار کنار می‌آیند؟
کد خبر:۱۹۷۹۶۳
اخبار بيستمين نمايشگاه قرآن كريم؛

مهدوی زادگان: با نفی آموزه‌های سیاسی از دین اسلام به نفی دین می‌رسیم/چرا کشیش های مسیحی با اندیشه‌های سکولار کنار می‌آیند؟

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: اگر ما می بینیم که کشیش های مسیحی با اندیشه های سکولار کنار می آیند، دلیلش اين است كه ...
 به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام  داود مهدوی زادگان، عضو هیئت علمی پژوهشكده علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در نشست بایسته های تحقیق در فقه شیعه که عصر دیروز در سالن نشست های بخش تحول علوم انسانی بیستمین نمایشگاه علوم انسانی برگزار شد، به بررسی مسئله «بايسته هاي تغيير در فقه سياسي شيعه در چشم انداز انقلاب اسلامي» پرداخت.

فقه سیاسی سابقه ای دیرینه دارد

مهدوي زادگان در ابتدا صحبت خود گفت: موضوعی که قرار است درباره آن صحبت شود یعنی فقه سیاسی، ممکن است از لحاظ عنوانی جدید باشد اما نکته ای که ما باید به آن توجه داشته باشیم این است که عنوان شاید جدید باشد، اما محتوای موجود در فقه سیاسی جدید نبوده و تاریخ فقه سیاسی به درازای تاریخ فقه اسلامی است.

وي ادامه داد: تاریخ فقه سیاسی در طول تاریخ فراز و نشیب های فراوانی داشته است و این فراز و نشیب ها باعث شده در برخی از زمان ها به آن توجهی نشود، اما مسئله ای که امروزه باید به آن توجه شود این است که اگر بخواهیم این علم را شکوفا کنیم باید بایسته های پژوهش در این علم را بدانیم .

ضرورت های تحقیق در فقه سیاسی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اضافه كرد: وقتی که از بایسته های صحبت می کنیم باید بدانیم که بایسته ها به معنی ضرورت هایی است که باید به آن توجه داشته باشیم . ضرورت ها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند : 1- ضرورت های ذاتی 2- ضرورت های عرضی یا زمینه ای

مهدوي زادگان تصريح كرد: تقسیم بندی دیگری که برای ضرورت ها  انجام می دهند تقسیم آنها به ضرورت های ثبوتی و اثباتی است.

وي گفت: منظور از ضرورت های ذات آن دسته از ضرورت هایی است که به ذات موضوع بر میگردد و نشانه این ضرورت این است که از نفی ضرورت به نفی خود موضوع می رسیم یعنی اگرآن ضرورت نفی شود شما به نفی شی می رسید؛ بنابراین به نوعی به ثبوت شی وابسته است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: در ضرورت های اثباتی اگر ما این ضرورت ها را نفی کنیم به نفی شی نمی رسیم بلکه امکان تحقق آن شی نفی می شود، به بیان دیگر ضرورت های اثباتی از عوامل ایجاد یک شی هستند ولی عامل اصلی نیستند.
 
فقه سیاسی در اسلام  از ضرورت های ذاتی این دین است

مهدوي زادگان خاطر نشان كرد: موضوع فقه سیاسی در اسلام  از ضرورت های ذاتی این دین است اما در ادیان مسیحیت و یهود که تحریف شده اند، اینگونه نبوده و نفی مفاهیم سیاسی از دین به معنی انکار کامل دین نسیت.
 
چرا کشیش های مسیحی با اندیشه های سکولار کنار می آیند؟

وي گفت: در دین مسیحیت موجود همانند آنچه در سده های اخیر شاهد آن بودیم، می توان مفاهیم  سیاسی را از دین جدا کرد و این موضوع آسیبی به هویت دین نمی زند و اگر ما می بینیم که کشیش های مسیحی با اندیشه های سکولار کنار می آیند، دلیلش همین است که علی رغم نفی آموزه های سیاسی از دین، مسیحیت باز باقی می ماند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: در دین یهود ما شریعت داریم اما شریعت موجود شریعت ضعیفی است زیرا در طول تاریخ افرادی توانسته اند آن را از بین ببرند، شریعت دین یهود مانند دین مسیحیت محدود بوده و نفی مفاهیم سیاسی به معنی نفی کامل دین نیست.
 
با نفی آموزه های سیاسی از دین اسلام به نفی دین می رسیم
 
مهدوي زادگان گفت: در دین اسلام با توجه به برداشت هایی که از نظرات متفکران اسلامی می شود، این موضوع پیش می آید که اگر ما آموزه های دینی را از مفاهیم فقه حذف نماییم کل دین را نفی کرده ایم؛ این موضوع از طریق بررسی رفتار علمای اسلامی در برخورد با سکولاریسم برداشت می شود که علمای اسلامی نفی کل دین اسلام را نتیجه ورود سکولاریسم می دانند.

دو اختلاف در جریان سکولار

وي ادامه داد: در برخورد با دین اسلام  میان جریان سکولاریسم دو اختلاف اساسی وجود دارد، عده ای از سکولار ها معتقدند که با توجه به ذات دین اسلام و توجه این دین به مسائل دنیوی سکولاریزه کردن آن کاری بیهوده است؛ به بیان دیگر خود دین اسلام از دید این گروه سکولار است و انجام فعالیت در جهت تبدیل این دین به دینی سکولار بی فایده خواهد بود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: گروه دیگر معتقدند که اسلام دینی است غیر دنیوی  و سکولاریزه کردن آن به معنی از بین رفتن بخشی از آموزه های دینی بوده که در نهایت اسلام را دنیوی می کند.

در چند سده اخير شاهد یک بی نظی در فقه اسلامي هستیم

وي خاطرنشان كرد: اساسا در عالم خارج هیچ موجودی بدون نظم نمی تواند به حیات خود ادامه بدهد. حال فرض می کنیم یک موجودی به سمت بی نظمی پیش برود، در اینجا دو احتمال وجود دارد، یا به سمت نابودی می رود و یا اینکه از درون خود را اصلاح می کند.

مهدوي زادگان گفت: اگر بخواهیم از این زاویه به فقه خودمان نگاه کنیم و فعالیت هایی را که در چند سده اخیر انجام شده را بررسی کنیم، شاهد یک بی نظی در فقه هستیم، بی نظمی در فقه در قالب توجه گسترده به بخشی از فقه و عدم توجه به بخش دیگر نمایان می شود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: به عنوان مثال در مواردی چون نماز و روزه فقها بسیار دقیق شده اند و فرعیات بسیارجزئی را هم بررسی کرده اند؛ اما در موارد دیگر به بررسی اجمالی بسنده می کنند؛ این موضوع در بررسی مسئله ولایت فقیه به وضوح دیده می شود. تا قبل از انقلاب اگر بحث ولایت فقیه مطرح می شد فقط به اثبات آن بسنده می کردند، در حالی که تمام مسائل سیاسی همچون روابط با بیگانگان، خرید اسلحه و ... در ذیل مباحث ولایت فقیه مطرح می شود.

مهدوي زادگان ادامه داد: اما نکته قابل توجه در اینجا این است که بی نظمی در فقه شیعه باعث اصلاح این فقه از درون می شود. انقلاب اسلامی ایران نمونه بارزی از این اصلاح درونی است، عده ای می گویند که انقلاب اسلامی بر اثر یک نیروی خارجی بوجود آمده اما باید گفت که انقلاب اسلامی حاصل انقلاب دیگری است که قبلا در فقه شیعه رخ داده است.

یکی از بایسته های فقه سیاسی حرکت به سمت یک نظم درونی است

وي در پايان گفت: ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که یکی از بایسته های فقه سیاسی حرکت به سمت یک نظم درونی است. ایجاد نظم درونی در فقه سیاسی از طریق کارکردن بر روی مباحثی در گذشته بر روی آنها کار نشده، ایجاد می شود؛ در واقع ما باید ببینیم که ذات علم فقه از ما چه می خواهد و سراغ آنها برویم، بنابراین فقها و طلبه ها باید ببینند که در چه زمینه ای کار نشده است و بروند و وقت خود را صرف تحقیق در آن زمینه کنند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار