کد خبر:۱۹۸۷۷۰
گزارش كامل نشست «وَلايت و وِلايت از نظرگاه دكتر فرديد»؛
با تغییر مصداق وَلايت و وِلايت، برداشت از آزادی و عدالت تغییر میکند/ تلقی وَلایی واقعی در نظر فردید پذیرش حق با جان و دل بود
رجبي دواني، استاد فلسفه غرب گفت: دكتر فرديد معتقد بود اگر وَلايت تغيير پيدا كند، تمام معاني و مفاهيم كلمات در نظر انسانها تغيير ميكند.
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، محمد رجبي دواني، استاد فلسفه غرب در نشستي كه عصر روز گذشته در بخش تحول علوم انساني بيستمين نمايشگاه بين المللي قرآن كريم برگزار شد به موضوع وَلايت و وِلايت از ديدگاه استاد فرديد پرداخت.
متن كامل اين نشست به شرح زير است:
نكتهاي كه به عنوان موضوع صحبت امروز قرار گرفته، بحثي است تخصصي، لذا بنده سعي ميكنم قدري اين بحث را ساده كنم.
مسئله وَلايت و وِلايت نه يك مبحث فقهي و نه يك بحث عرفاني است، بلكه يك بحث حكمي است كه از ديد حكمت دكتر فرديد قابل بحث است.
وَلايت در لغت به معني دوستي و محبت است و اسم فاعل آن ميشود وَلي؛ به اين ترتيب واژه اولياي خدا كه در قرآن مطرح ميشود به معني دوستداران خداست.
كلمه وِلايت به معني سروري، حكومت و سيادت است كه اسم فاعل آن در زبان عربي «والي» است.
در دين اسلام عقيدهاي وجود دارد مبني بر اينكه انسان بايد محبوب خود را مشخص كند و تعيين نمايد كه به چه چيزي وَلايت دارد.
در قرآن همواره از دلسپردگي به خدا يا شيطان صحبت به ميان آمده است؛ علت تاكيد دين اسلام بر مشخص كردن وضعيت وَلايت اين است كه دلسپردگي به هر چيزي باعث ميشود تا تمام افعال و افكار انسان متوجه آن چيز يا شخص شود و غير از آن را قبول نكند.
اين ضرب المثل كه عشق به چيزي انسان را كور و كر ميكند به همين موضوع اشاره دارد.
انسان در قبول وَلايت چيزي يا شخصي، مراحلي را ميگذراند؛ در ابتدا انسان به چيزي علاقه پيدا ميكند، پس از اين مرحله دوست داشتن قرار دارد كه انسان ميخواهد آن محبوب خود را داشته باشد، مرتبه پس از دوست داشتن، عشق ورزيدن است كه عاشق نميخواهد از معشوق خود جدا شود.
بالاترين مرحله، عبوديت و عبادت است، لذا وَلي مطلق يعني كسي كه به او عشق ميورزيم و عبوديت او را قبول داريم، خداوند است؛ آيه «اطيعوا الله و الرسول و اولي الامر منكم» به همين موضوع اشاره دارد.
شيعه به معني دوستدار نيست؛ شیعه یعنی پيرو
متن كامل اين نشست به شرح زير است:
نكتهاي كه به عنوان موضوع صحبت امروز قرار گرفته، بحثي است تخصصي، لذا بنده سعي ميكنم قدري اين بحث را ساده كنم.
مسئله وَلايت و وِلايت نه يك مبحث فقهي و نه يك بحث عرفاني است، بلكه يك بحث حكمي است كه از ديد حكمت دكتر فرديد قابل بحث است.
وَلايت در لغت به معني دوستي و محبت است و اسم فاعل آن ميشود وَلي؛ به اين ترتيب واژه اولياي خدا كه در قرآن مطرح ميشود به معني دوستداران خداست.
كلمه وِلايت به معني سروري، حكومت و سيادت است كه اسم فاعل آن در زبان عربي «والي» است.
در دين اسلام عقيدهاي وجود دارد مبني بر اينكه انسان بايد محبوب خود را مشخص كند و تعيين نمايد كه به چه چيزي وَلايت دارد.
در قرآن همواره از دلسپردگي به خدا يا شيطان صحبت به ميان آمده است؛ علت تاكيد دين اسلام بر مشخص كردن وضعيت وَلايت اين است كه دلسپردگي به هر چيزي باعث ميشود تا تمام افعال و افكار انسان متوجه آن چيز يا شخص شود و غير از آن را قبول نكند.
اين ضرب المثل كه عشق به چيزي انسان را كور و كر ميكند به همين موضوع اشاره دارد.
انسان در قبول وَلايت چيزي يا شخصي، مراحلي را ميگذراند؛ در ابتدا انسان به چيزي علاقه پيدا ميكند، پس از اين مرحله دوست داشتن قرار دارد كه انسان ميخواهد آن محبوب خود را داشته باشد، مرتبه پس از دوست داشتن، عشق ورزيدن است كه عاشق نميخواهد از معشوق خود جدا شود.
بالاترين مرحله، عبوديت و عبادت است، لذا وَلي مطلق يعني كسي كه به او عشق ميورزيم و عبوديت او را قبول داريم، خداوند است؛ آيه «اطيعوا الله و الرسول و اولي الامر منكم» به همين موضوع اشاره دارد.
شيعه به معني دوستدار نيست؛ شیعه یعنی پيرو
هيچ انساني دلش از عشق خالي نيست، ولي مهم اين است كه ببينيم به چه چيزي دل بستهايم؛ انسان ديندار معتقد است كه به خدا دل بسته است، اما در عمل مشخص ميشود كه چه كسي ديندار است.
واژه شيعه به معني دوستدار نيست، بلكه شيعه به معني پيرو است و پيرو به معني كسي است كه پا جاي پاي رهبر خود مي گذارد، بنابراين شيعه واقعي بايد ببيند كه اگر امروز ائمه حضور داشتند چه كار مي كردند، او نيز همان گونه عمل كند.
در مقام وَلايت، اگر ما به چيزي يا شخصي دل بسپاريم، وِلايت آن را قبول ميكنيم كه قبول وِلايت نه با زور و اجبار، بلكه با ميل و رغبت شخصي صورت خواهد گرفت.
سلطه رسانهها بر جوامع به دليل دلبستگي انسانها به آنهاست
واژه شيعه به معني دوستدار نيست، بلكه شيعه به معني پيرو است و پيرو به معني كسي است كه پا جاي پاي رهبر خود مي گذارد، بنابراين شيعه واقعي بايد ببيند كه اگر امروز ائمه حضور داشتند چه كار مي كردند، او نيز همان گونه عمل كند.
در مقام وَلايت، اگر ما به چيزي يا شخصي دل بسپاريم، وِلايت آن را قبول ميكنيم كه قبول وِلايت نه با زور و اجبار، بلكه با ميل و رغبت شخصي صورت خواهد گرفت.
سلطه رسانهها بر جوامع به دليل دلبستگي انسانها به آنهاست
ايسمهاي رايج در ادبيات سياسي، به معني پذيرش وَلايت و قبول وِلايت آنهاست؛ به عنوان مثال كاپيتاليسم نشان دهنده وِلايت سرمايه به انسان است كه به دليل دلبستگي انسانها به سرمايه شكل گرفته است.
امروزه سلطه رسانهها به جوامع به دليل دلبستگي انسانها به رسانههاست، مسئله امپرياليسم رسانهاي به همين موضوع اشاره دارد، اما نكتهاي كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه امپرياليسم، سلطه شيطان بر انسان است كه باعث شده انسانها از وَلايت و وِلايت واقعي كه مخصوص خداوند است، دور شوند.
امروزه سلطه رسانهها به جوامع به دليل دلبستگي انسانها به رسانههاست، مسئله امپرياليسم رسانهاي به همين موضوع اشاره دارد، اما نكتهاي كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه امپرياليسم، سلطه شيطان بر انسان است كه باعث شده انسانها از وَلايت و وِلايت واقعي كه مخصوص خداوند است، دور شوند.
با نغییر مصداق وَلايت و وِلايت، برداشت از آزادی و عدالت تغییر میکند
اگر مصداق وَلايت و وِلايت تغيير پيدا كند، برداشتي كه انسانها از مفاهيمي چون آزادي و عدالت دارند، تغيير خواهد يافت؛ كساني كه وِلايت شيطان را پذيرفتهاند، آزادي را آزاد شدن از خدا و قيود ديني ميدانند و بر طبق گفته خودشان آزادي يعني اينكه انسان هر كاري كه دلش ميخواهد، انجام دهد، اما به اين توجه نكردهاند كه انسان دوباره اسير دل خود است.
اما تلقي كساني كه وَلايت و وِلايت خداوند را پذيرفتهاند، اين است كه آزادي به معني رها شدن از قيود هواي نفساني و حكومت طاغوت براي ورود به حكومت الهي است، لذا به همين دليل است كه فرديد گفته است كه آزادي واقعي به معني آزادي از آزادي موجود است.
امروز آزادي رايج در غرب كه همه به دنبال آن هستند، دچار نقصان است؛ زيرا امروز اگر كسي مسئله هولوكاست را زير سوال ببرد به سه سال حبس محكوم ميشود.
لذا آنچه كه دكتر فرديد مطرح ميكرد اين بود كه اگر وَلايت تغيير پيدا كند تمام معاني و مفاهيم كلمات در نظر انسانها تغيير ميكند و نكتهاي كه بايد به آن توجه كنيم، اين است كه مسئله وَلايت و وِلايت تنها سياسي نيست و دربرگيرنده تمام ابعاد زندگي بشر است.
بنابراين تلقي وَلايي واقعي يعني اينكه ما با جان و دل، آنچه را كه حق است، قبول كنيم و اين چيزي بود كه فرديد مطرح ميكرد كه اگر چنين چيزي اتفاق بيفتد معني علوم، بخصوص علوم انساني تغيير خواهد يافت.
اما تلقي كساني كه وَلايت و وِلايت خداوند را پذيرفتهاند، اين است كه آزادي به معني رها شدن از قيود هواي نفساني و حكومت طاغوت براي ورود به حكومت الهي است، لذا به همين دليل است كه فرديد گفته است كه آزادي واقعي به معني آزادي از آزادي موجود است.
امروز آزادي رايج در غرب كه همه به دنبال آن هستند، دچار نقصان است؛ زيرا امروز اگر كسي مسئله هولوكاست را زير سوال ببرد به سه سال حبس محكوم ميشود.
لذا آنچه كه دكتر فرديد مطرح ميكرد اين بود كه اگر وَلايت تغيير پيدا كند تمام معاني و مفاهيم كلمات در نظر انسانها تغيير ميكند و نكتهاي كه بايد به آن توجه كنيم، اين است كه مسئله وَلايت و وِلايت تنها سياسي نيست و دربرگيرنده تمام ابعاد زندگي بشر است.
بنابراين تلقي وَلايي واقعي يعني اينكه ما با جان و دل، آنچه را كه حق است، قبول كنيم و اين چيزي بود كه فرديد مطرح ميكرد كه اگر چنين چيزي اتفاق بيفتد معني علوم، بخصوص علوم انساني تغيير خواهد يافت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰