کد خبر:۱۹۹۴۱۱
نگاهی به ابعاد فرهنگی مترو؛
تأثیرات مترو بر سبک زندگی اسلامی - ایرانی
مترو که برای ادامه حیات در عالم مدرنيته و براساس الزامات آن بوجود آمده است، در كشور ما نیز با توجه به نيازهاي تحميلي بر جامعه ضرورت يافت، بدون اینکه بر آسیبهای اجتماعی آن توجه کرده باشیم ...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ برای اصلاح معضلات فرهنگی مخصوصا حجاب نیاز است به تمامی ساختارها به عنوان یک ظرفیت فرهنگی نگاه شود و از نگاه فنی و اقتصادی صرف پرهیز کرد. همچنین باید اقتضائات پدیدههای مدرن را مورد توجه قرار داده و آن را با سبک زندگی خودمان تطبیق دهیم.
ارتباط مترو و پوشش
مترو که برای ادامه حیات در عالم مدرنيته و براساس الزامات آن به وجود آمده است در كشور ما نیز براساس نيازهاي تحميلي، يعني نياز به حجم بالاي حمل و نقل و حل معضل ترافيك شديد، ضرورت يافت.
اما آيا مترو صرفاً ابزاري براي حمل و نقل است، يا براساس ويژگيهايي كه دارد پيامدهايي را در حوزههاي فرهنگ و سبك زندگي به دنبال دارد؟ آيا مترو پيامدهاي خاصي در زمينه پوشش، عفاف و روابط بين زن و مرد داشته است يا خير؟
در نگاه اول رابطه خاصي بين مترو و پوشش ديده نميشود، اما بررسي عميقتر مترو و ارتباط آن با پوشش نكاتي متفاوت را نشان ميدهد.
حمل و نقل 15 ميليون نفري با مترو در تهران، به سبك زندگي خاصي انجاميده است. چنان كه بخش قابل توجهي از يك شبانه روز افراد در مترو صرف ميشود.
با توجه به مهاجرت گسترده به تهران و حاشيه نشيني در اطراف تهران، عبور و مرور حجم بسيار بالايي در تهران دارد. از طرفي به دليل سرعت و ارزاني و سهولت، بيشترين بار اين رفت و آمد بر مترو تمركز مييابد.
اين تمركز در حد خود براي سياستگذاري و برنامهريزي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، امنيتي و نظامي فرصتها و تهديدهايي به دنبال دارد كه هر كدام بحثي مستقل ميطلبد.
از بین رفتن حريم عفاف، نزاكت و ادب بين زن و مرد در مترو
تمركز جمعيت در رابطه با پوشش در فضاي زير زميني مترو و ايستگاههاي آن، داراي فرصتها و تهديدهايي براي سياستگذاران فرهنگي است. همان طور كه تمركز در فضاهايي مثل مسجد، پارك، هيئت، بازار ميوه، اماكن زيارتي و... هر يك تاثيري خاص بر فرهنگ پوشش دارد.
در مترو واگنهاي خاصي براي زنان تعيين شده است، اما به دليل بالا بودن ميزان جمعيت زنان و حضور در اماكن عمومي به واسطه پذيرفتن نقشهاي اجتماعي و اشتغال در خارج از خانه، اختصاص واگن براي زنان هر چند از آسيبهاي فراواني پيشگيري ميكند، اما تغيير مهمي در مسئله ايجاد نميكند. با توجه به تراكم بيش از حد جمعيت در مواقع فراواني، حريم عفاف، نزاكت و ادب بين زن و مرد از بين ميرود.
متمركز شدن نگاهها به چهرههاي اطرافيان در همه جا ممكن است اتفاق بيفتد اما در مترو به دليل فقدان هر گونه امكان نگاه كردن به بيرون، شيوه ايستادن و نشستن افراد و فاصله ميان افراد وضعيت خاصي دارد. طولاني بودن مسيرها نيز شرايطي خاص را حاكم كرده است.
از بین رفتن روحیه نهی از منکر و عادی شدن ناهنجاریهای دینی برای افراد متدین
در كنار اين شرايط، نهي از منكر نيز پيچيده و سخت شده است. چنانكه به دليل مشكلات آن، بسياري از افراد كه قصد چنين عملي را داشته باشند نيز رفته رفته از آن منصرف ميشوند.
اين انصراف در ابتداي امر شايد نوعي سوختن و ساختن باشد، اما به مرور زمان ساختن بر سوختن اثر ميكند و آستانه درد بالا ميرود كه نتيجه آن عادي شدن ناهنجاريهاي ديني براي جامعه و حتي براي افراد متدين است.
كنترل اجتماعي و انتظامي در مترو كمتر از سطح شهر است
مترو و ايستگاههاي آن فضايي مطمئنتر براي هنجارشكني، بيعفتي و بدحجابي است. نه آن قدر عمومي است كه حداقل كنترلهاي اجتماعي و انتظامي در فضاي معمول شهر در آن حاكم باشد و نه آن قدر غيرعمومي كه گناه در آن به مثابه گناهي در خلوت و فضاي خصوصي باشد.
يعني تاثير اجتماعي گناه معادل سطح معمول شهر است و كنترل اجتماعي و انتظامي كمتر از آن، هر چند كنترل اجتماعي و انتظامي در سطح شهر نيز چندان جدي نيست.
روشن است كه تاثير اين فضا نسبتا امن براي افراد هنجار شكن صرفاً به آنها محدود نميماند و رفته رفته احساس غيرت و عفت كساني كه مقيد به رعايت پوشش مناسب هستند نيز بر اثر تداوم تردد با مترو پايين ميآيد. بازتابهاي اين تنزل همت ديني در فضاي خانواده، خود ماجراي ديگر به دنبال دارد.
مقایسه فضای مترو با سایر اماکن پرجمعیت شهر
تاثير خاص مترو زماني روشنتر ميشود كه با ساير فضاهای جامعه مقايسه شود. اكثر فضاهای متمركز كننده جمعيت مثل اماكن مذهبي، نمازجمعهها، انتخابات و هياتهاي مذهبي، سينما، پارك، بازار و ... تفاوتهاي مهمي با فضاي مترو دارند.
در اماكن مذهبي كه مهمترين اجتماعات صورت ميگيرد، اولاً فضاي ارزشي حاكم است و پوششها مناسبتر است. افراد بدپوشش نيز بر اثر فضاي آن، خود را با وضع مناسبتري ظاهر ميكند. مهمتر آن كه معمولاً فضاي زنان و مردان تفكيك شده است.
در مكانهاي ديگر كه تجمع مردم تفاوتهايي با مترو دارد، معمولاً تجمع جمعيت به ميزان مترو نيست. كمتر نمونهاي مثل مترو ميتوان يافت كه در حجمي به اندازهاي يك مترمربع، اين تعداد افراد به طور متوسط به مدت 45 دقيقه، بدون مشغوليت به امر ديگري در كنار هم بایستند.
به خصوص كه اين يك مترهاي مربع به هم پيوسته، در دالاني قرار داشته باشد كه در اين سو و آن سوي آن هيچ فضايي براي چرخش چشم نیز وجود نداشته باشد.
در سینما و پارک و... فرد با هدف خاصی رفته و به آن مشغول است
از سوي ديگر، افراد در طول هفته يا ماه چند بار ممكن است به پارك، سينما، يا بازار بروند و در اين چند بار آيا اغلب تنها هستند يا عموماً به افراد خانواده يا حداقل با دوستان و آشنايان؟
در پارك، سينما و خريد موضوع ديگري وجود دارد كه فرد به آن هدف رفته و با آن مشغول است. در سينما فيلم ميبيند، در پارك تفريح ميكند و خوش ميگذراند و در خريد حداقل به كالاها توجهي دارد، اما در مترو بايد به هر مشقتي زمان بگذراند تا به مقصد برسد.
مدت توقف يك فرد در يك مغازه قابل مقايسه با مترو نيست و البته مترو براي جمع كثيري حداقل دو بار در روز محل مراجعه است. از اين رو در فضاهاي ديگر به علت موقتي بودن، عدم استمرار و ساير خصوصيات، آسيب كمتري وجود دارد.
مترو رعايت پوشش و عفاف را حتی براي مردم مقيد از اهميت انداخته است
مترو تمركز، فشار، تحرك، الزام به رفت و آمد و رسيدن به سركار و منزل، كشاندن حاشيه به مركز، طولاني بودن مسير، جوابگو نبودن واگن ويژه زنان، اختلاط، هجوم و در نتيجه تنش و تماس با نامحرم، اعتراض و حواله كردن علل مشكلات ناشي از موارد ذكر شده به حاكميت را با هم جمع دارد.
اين مار خوش خط و خال كه از مكانهاي زندگي دور دست شهر تهران، افراد را به محل كار كشانده است در ابتداي امر زهرآگين بودنش براي مصرف كننده چندان معلوم نبود.
مترو، شرايط را به گونهاي كرده است كه رعايت پوشش و عفاف براي مردم، حتي در صورت مقيد بودن به حجاب، از اهميت افتاده است. بايد با هر زحمتي خود را در يك واگن فرو كرد و به محل كار يا منزل رساند و اين شرايط باعث گرفتن ماهي از آب گلآلود توسط مغرضان و دامن زدن به آسيبها و نفي ارزشها انجاميده است.
دگرگونی در شرایط و سبک زندگی
در هر حال فشار ناشي از حمل و نقل با مترو به دليل جوابگو نبودن به تقاضاي بالاي مردم و مشكلات نهفته در ذات تمركز در شهرهاي توسعه يافته متاثر از عالم مدرنيته، شرايط سبك زندگي را دگرگون كرده است.
حفظ هنجارها، ارزشهای عمومی، پوشش مناسب، عفت و حياي زنان و مردان از موضوعيت افتاده است
متوسط 3 ساعت رفت و برگشت در كلان شهر تهران براي هر نفر، همه اجزاي زندگي را تحت تاثير قرار داده است. اكنون مردم گويي به تامين نيازهاي اوليه بسنده كردهاند و حفظ هنجارها و ارزشها عمومی و پوشش مناسب و عفت و حياي زنان و مردان خصوصا از موضوعيت افتاده است.
انسان براي پرداختن به موضوعات مهم فراتر از غريزه، نيازمند فرصت و مهمتر از آن نوعي خلوت و فراغت است. كساني كه هم زندگي در يك كلانشهر و هم يك شهر كوچك يا روستا را تجربه كردهاند معناي اين فراغت و خلوت را به خوبي در مييابند.
انتقال الگوی پوشش بالای شهر به طبقات پایین جامعه
از سوي ديگر مترو رابطه شمال و جنوب شهر تهران را تسهيل كرده است. مردم از طبقه متوسط و ضعيف در حاشيه و پايين شهر به كمك مترو به فرصتهاي شغلي مركز و شمال شهر دسترسي بيشتري دارند. يكي از ثمرات اين ارتباط انتقال الگوي پوشش بالاي شهري به طبقات پايين است.
البته اين امكان وجود دارد كه با نوعي ساز و كار، در ارتباط پايين و بالاي شهر، ماجرا به نفع فرهنگ پايين شهر تمام شود ولي چنين امري نيازمند برنامهريزي و طراحي است و فعلا ساختارها و چينشهاي شهري به نفع طبقه سرمايهدار و زندگي اشرافي است.
اوایل انقلاب طبقه مستضعف روی ثروتمندان جامعه اثرگذار بودند و اکنون...
اكنون الگوهاي پوشش غرب زده بالاي شهري به همراه مشكلاتي مثل آلودگي و ترافيك به سمت طبقات پايين سرازير ميشود و اين سرازيري به خاطر غنا و توانمندي طبقات بالا در تعيين الگوها نيست، بلكه ناشي از همنوايي و گرايش بسياري از مسئولين، سياستگذاران، سياستگذاريها و ساختارها با سبك زندگي شمال شهر زده است.
در اوايل انقلاب و دوران جنگ تحميلي، تعامل طبقه مستضعف و ثروتمند با تاثير مثبت بر روي ثروتمندان همراه بود؛ چراكه سادهزيستي و الگوي زندگي ساده براي جامعه ارزش و افتخار بود.
نباید مترو را صرفا امری مهندسی و اقتصادی دید
مختصر آنكه اگر مسئولين دغدغه وضعيت حجاب را دارند لازم است بيش از اين در ابعاد فرهنگي ساختارهايي مثل مترو دقت كنند و اين قبيل امور را صرفا امور فني، مهندسي و اقتصادي نبينند. (1)
در اینجا باز به ضرورت تهیه و ارائه پیوست فرهنگی مدنظر رهبری برای ورود هر پدیده جدید در جامعه پی میبریم؛ و اینکه مسائل اجتماعی به اندازهای پیچیده است که برای حل یک معضل اولا نباید فقط از راهحلهای ارائه شده برای جامعه دیگر با فرهنگ و آداب متفاوت اکتفا کرد، ثانیا ضروری است تأثیر و تأثرات آن را بر سایر ابعاد فرهنگی جامعه لحاظ کرد.
باز ضروری است به مسئولین سیاستگذار در مسائل فرهنگی یادآور شد و تأکید کرد که ساده انگاشتن مسائل فرهنگی خیانت و حماقتی بزرگ به جامعه اسلامی ایرانی است.
پینوشت:
1- ماهنامه سوره اندیشه شماره 59 و 60
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰