ادعايي كه به محض تصور ابطال مي شود
کد خبر:۱۹۹۴۵۷
وبلاگ «بسیج جهانی»

ادعايي كه به محض تصور ابطال مي شود

نهاد ناظر بر بی‌بی سی، پوشش خبری این بنگاه خبرپراکنی از آنچه بهار عربی خوانده، بی‌طرفانه دانسته است است.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «بسیج جهانی» آمده است:
 
آنچه که روشن است جهت گیری در ذات یک رسانه نهفته است، رسانه‌ای را نمی‌توان یافت که دارای جهت گیری نبوده و به همه افکار و آرا و ایده‌ها یکسان بپردازد و یا همه را با یک چشم ببیند!

هر رسانه‌ای با تعریف و جهت گیری خاصی تاسیس می‌شود و به کار خود ادامه می‌دهد، توجه به منابع مالی یک رسانه می‌توان نشاندهنده رویکرد این رسانه باشد، و چنان که در مقاله «چرا بی‌بی سی از تحریم‌های ضد ایرانی خوشحال است؟!» بدان اشاره شد هزینه‌های بی‌بی سی از سوی وزارت خارجه انگلیس تامین می‌شود و این طبیعی است که این رسانه حافظ منافع دولت استکباری انگلیس در فضای خبری جهان باشد!
تحلیل اخبار و گزارش‌های یک رسانه نیز می‌تواند جهت گیری آن رسانه را به صورتی عریان به نمایش بگذارد در این میان برخی رسانه‌ها با زیرکی خاصی جهت گیری خود را در میانه الفاظ دهان پر کنی مخفی می‌کنند و مخاطب را بی‌آنکه خود متوجه باشد به یک سمت و سوی خاص سوق می‌دهند و بر خی رسانه‌ها نیز عریان هر آنچه می‌خواهند و یا به آن‌ها گفته شده است را بی‌آنکه دچار رو دربایستی بشوند و یا از کسی و یا نگاهی هراس داشته باشند منتشر می‌کنند.

ادعای بی‌بی سی مبنی بر اینکه در تحولات منطقه و انعکاس خبری آن بی‌طرفی پیشه کرده است دروغی آشکار است که اثبات کذب آن نیاز به بررسی نیز ندارد و به قول منطقیون تصور این ادعا موجب تکذیب آن می‌شود و نیاز به استدلال و یا اقامه برهان ندارد.

هنگامی که در سطر اول یک خبر از بهار عربی به عنوان تحلیل انقلاب‌های منطقه بهره گرفته می‌شود به خوبی جهت گیری رسانه مشخص می‌شود.
 
منطقه‌ای بودن انقلاب‌ها، اسلامی نبودن این انقلاب‌ها دو نتیجه نهفته در این ادعا است که جهت فکری بی‌بی سی و رسانه‌های همسو را نشان می‌دهد.

همزمان با آغاز انقلاب‌ها که جرقه آن در تونس و با خودسوزی یک کاگر تونسی زده شد بی‌بی سی همسو با سران انگلیس سیاست بی‌محلی و عدم اعتنا به تحولات را پیش گرفت.

با گذشت چند روز و فشار افکار عمومی بی‌بی سی به این نتیجه می‌رسد که نمی‌تواند از لحاظ حرفه‌ای اخبار مربوط به تونس را پوشش ندهد ولی در میان محذورات حرفه‌ای و سیاست‌های رسمی به سمت بی‌اهمیت نشان دادن تحولات و یا اصلاحی و نه انقلاب خواندن این تحولات سوق پیدا می‌کند.

در این بازه زمانی که با انقلاب مردم تونس آغاز شد روشن بود که بی‌بی سی سعی دارد این موج اعتراضی مردمی را بی‌اهمیت جلوه دهد آن هم به وسیله مطرح کردن تحولات تونس به عنوان اخبار فرعی وبه نوعی خبر سوم ویا چهارم هر بخش خبری، این استراتژی خبری بی‌بی سی تا آنجا پیش رفت که این شبکه خبری در کنار شبکه خبری رویترز سعی کرد که بااستفاده از تاکتیک برجسته سازی اخبار متداول و همیشگی در مقابل تحولات تونس به نوعی آن را از لحاظ اهمیت خبری بی‌اهمیت نشان دهد.

هدف سیاست گذاران بی‌بی سی در این برهه آن بود که برای نظام مستقر در تونس زمان خریده و این اجازه را به بن علی بدهند که در خلا رسانه‌ای موجود بتواند به خوبی انقلاب مردم را سرکوب کند ولی با حضور مردم در صحنه این اتفاق رخ نداد و بن علی لحظه به لحظه به سقوط نزدیک‌تر شد.

بی‌بی‌سی و رسانه‌های همسوی غربی در این برهه که اخبار مربوط به کشتار مردم تونس از گوشه و کنار منتشر می‌شد سیاست خود را تغییر دادند تا نشان دهند که همراه با مردم منطقه به دنبال حقوق بشر و دموکراسی هستند، در این بازه زمانی نیز بی‌بی سی کوشید بن علی را طالب اصلاحات معرفی کند و نشان دهد مردم نیز پذیرفته‌اند که این شخص با پاره‌ای اصلاحات باید در قدرت بماند ولی این نیز رخ نداد.
 
تنها و تنها در لحظاتی که بن علی هراسان به سمت فرودگاه می‌رفت تا کشور را ترک کند بی‌بی سی تلاش کرد نشان دهد این آمریکا و انگلیس هستند که به دنبال برکناری بن علی و رسیدن مردم به حقوق قانونی و طبیعیشان هستند! سیاستی که با اقدامات و سابقه اخبار منتشر شده در این رسانه به خوبی از سوی مردم رد و ابطال شد.

دو تاکتیک مغایر یعنی سکوت خبری وسپس تغییر آن به انتشار پرحجم خبر در خصوص انقلاب تونس در تحولات مصر هم از سوی بی‌بی سی با اندکی تفاوت اعمال شد.

بی‌بی‌سی ابتدا تلاش کرد با اوباش خواندن معترضان به نظام طاغوتی حسنی مبارک زمینه روانی لازم برای سرکوب مردمی که به دنبال سرنگونی نظام وابسته به غرب بودند را فراهم آورد.

در تحولات مصر هنگامی که استراتژی اول یعنی سکوت خبری مانند تونس پاسخ نداد وحرکت اعتراضی جدی شد و دولت‌های غربی به این موضوع پی بردند که انقلاب ناگزیر است، استراتژی دوم یعنی پوشش پرحجم تحولات به دو بخش تقسیم شد:

حمایت از گروه‌های معارض غرب گرا و از سوی دیگر تخریب شدید و سیاه نمایی علیه اسلام گرا‌ها در مصر! سیاستی که پیش از پیروزی انقلاب شکوه‌مند اسلامی نیز از سوی بی‌بی سی پی گرفته شده بود.

بی‌بی‌سی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی زمانی که از سیاست سکوت خبری و سانسور تحولات ایران نتیجه‌ای نگرفت دو سیاست همزمان را درباره انقلاب مردم ایران پی گرفت؛ تقویت گروه‌های لیبرال و غرب گرا چون نهضت آزادی و ملی گرا‌ها و تخریب اسلام گرا‌ها و روحانیون انقلابی!

این سیاست در مورد مصر نیز دقیقا پیش گرفته شد، به عنوان نمونه بی‌بی سی که همواره مدعی است اخبار را بدون سانسور و چنان چه رخ می‌دهند منتشر می‌کند نماز جماعت بزرگ میدان التحریر را منعکس نکرد!

ولی به هر حال این سیاست نیز همانند تونس نتیجه‌ای نداد و در ‌‌نهایت با پیروزی مردم مصر بر فرعون مصر مبارک رفت و پس از مدتی مردم این کشور به یک فرد با گرایش‌های اسلامی رای دادند.

با سرنگونی مبارک در مصر مردم بحرین نیز قیام خویش که جرقه‌های آن از مدت‌ها قبل زده شده بود آغاز کردند ولی این قیام تاکنون با سانسور شدید و مطلق رسانه‌های غربی از جمله بی‌بی سی مواجه شده است، اخبار انقلاب بحرین یا پوشش داده نمی‌شود و یا در صورت انعکاس خبری ساده، بی‌اهمیت و به مانند اخبار زود گذر روزانه!

نوع پوشش خبری که در مورد مصر وتونس داده شد کاملا با پوشش تحولات بحرین متفاوت بود، به گونه‌ای که به طور کلی رسانه‌های خبری غرب به ویژه بی‌بی سی از‌‌ همان جرقه‌های ابتدایی در بحرین این حرکت را با فرافکنی خبری اولا نوعی اغتشاش نشان دادند وثانیا سعی کردند آن را نشات گرفته از دخالتهای ایران نشان دهند.

استراتژی که عمق پیوند این رسانه هارا با دستگاه سیاسی غرب به اثبات می‌رساند، وآن هم چیزی نبود جز بمباران خبری دروغین که به جهانیان وبه ویژه دنیای عرب نشان دهد که ایران در مسائل بحرین دخیل است.

بی‌بی‌سی در این راستا تلاش کرد با مطرح کردن خبرهای ایران در کنار خبرهای بحرین وپخش اخبار این دو به صورت متوالی به نوعی به بیننده ارتباط بین این دو را القا کند.

این تاکتیک خبری معمولا وقتی توسط رسانه‌های غرب به کار گرفته می‌شود که آن‌ها قصد توطئه وکارشکنی علیه دو کشور را داشته باشند.

تلاش برای اینکه نشان داده شود قیام مردم بحرین یک دعوای قدیمی میان شیعیان و اهل سنت در این کشور است از دیگر توطئه‌هایی است که بار‌ها و به کرات از سوی بی‌بی سی در پیش گرفته شد.

در این مجال نمی‌خواهیم به سیاست بی‌بی سی در سوریه بپردازیم که این خود مثنوی هفتاد من کاغذ می‌طلبد ولی دقت در تفاوت سیاست‌های بی‌بی سی در انعکاس اخبار مرتبط با تونس، مصر، لیبی، بحرین و در ‌‌نهایت سوریه خود به خوبی نشان می‌دهد که بی‌بی سی نه تنها در این تحولات بی‌طرف نیست بلکه خود یک طرف ماجرا است، تلاش برای حفظ نظام‌های طاغوتی وابسته به غرب و از سوی دیگر بحرانی نشان دادن کشورهایی که به غرب وابسته نبوده و در جبهه مقاومت قرار دارند لب لباب این سیاست است و با این وجود چگونه می‌توان ادعای گزارشگر بی‌بی سی فارسی را پذیرفت که می‌نویسد: برنامه‌های خبری بی‌بی سی در مجموع بی‌طرفانه بوده است.
 
وقتی که گزارشگر بی‌بی سی در انتشار نتایج تحقیقات خود نیز بی‌طرفی را رعایت نکرده و از بحرین نامی به میان نیاورده است چگونه می‌توانی بپذیری که بی‌بی سی بی‌طرف است.

در حالی که مخاطبان بی‌بی سی از این رسانه می‌پرسند چرا اخبار بحرین پوشش داده نمی‌شود پاسخ می‌شنوند امکانات نداریم! و از سوی دیگر می‌بینی از هوا و زمین خبرنگار به سوریه می‌فرستند تا همگام و همراه با تروریست‌ها در سوریه اخبار جهت دار را منعکس کنند چگونه می‌توان به بی‌طرفی این رسانه اذعان کرد و شهادت داد؟!

ادعای بی‌طرفی بی‌بی سی در تحولات منطقه ادعایی است که به محض تصور ابطال می‌شود و نیازی به استدلال نیست، شواهد و مصادیق فراوان موجود خود موید این نکته است...
پربازدیدترین آخرین اخبار