کد خبر:۲۰۱۷۶۲
وبلاگ «کارگری در روزنامه»
تصویر فلسطین در سینمای غرب
آنچه به عنوان نگاه جدید سینمای غرب نسبت به مسئله فلسطین باب شده است، نوعی سازشکاری و ایجاد حق و مظلومیت مساوی میان فلسطینیها و اشغالگران است. این گونه فیلمها سعی دارند با این نوع نگاه ریشه بحران فلسطین که اشغال این کشور است را در سایه قرار دهند.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «کارگری در روزنامه» چنین آمده است:
سینمای صهیونیستی یکی از جریانهای اصلی و غالب در سینمای مغرب زمین است. این وضعیت در هالیوود با غلظت و شدت بیشتری روبه رو است، به طوری که تمامی کمپانیهای تولید فیلم در آمریکا وابسته به سرمایه دارهای صهیونیست هستند. به همین دلیل از ابتدای تشکیل رژیم صهیونیستی در خاورمیانه و حتی پیش از آن، سینمای آمریکا به تولید فیلمهایی در این زمینه رو آورد. به عنوان مثال، از سالها پیش از تشکیل رژیم صهیونیستی نیز هالیوود با فیلمهایی نظیر «آتش متقابل» (ادوارد دیمیتریک۱۹۴۷)، «قول مردانه» (الیا کازان۱۹۴۸، «جستوجو» (فرد زینهمان ۱۹۴۸) و... به موضوع یهودستیزی و مظلومیت تاریخی صهیونیستها میپرداخت.
اما با اشغال فلسطین، این رویکرد پررنگتر شد؛ تا آنجاکه به اعتقاد برخی از کارشناسان، یک ژانر جدید به نام فیلم صهیونیستی به وجود آمد. فیلمهایی چون «شمشیر در صحرا» (جرج شرمن۱۹۴۹)، «مارگیر» (ادوارد دیمیتریک۱۹۵۳)، «اکسدوس» (اتوپره مینجر۱۹۶۰) و... برای اولین بار موضوع بازگشت یهودیان به سرزمین موعود و تشکیل کشوری مستقل توسط این عده را دستمایه درام قرار دادند.
اینگونه فیلمها همواره در هالیوود ساخته میشدهاند. در سالهای اخیر نیز چند فیلم با نمایش افسانه «هولوکاست» به نوعی سعی کردند تا به رژیم صهیونیستی کمک کنند. نمونههای شاخص چنین فیلمهایی را میتوان «فهرست شیندلر» ساخته استیون اسپیلبرگ و «پیانیست» اثر رومن پولانسکی دانست.
اما در سالهای اخیر و تبدیل شدن مسئله فلسطین به یکی از مسائل اصلی جهان و به خصوص جنگهای خونین غزه، نوع نگاه فیلمسازان هالیوود هم به این موضوع تغییر کرد. این نگاه در دو فیلم شاخص غرب با موضوع فلسطین یعنی «مونیخ» و «اینک بهشت» به خوبی دیده میشود. با مرور این دو فیلم، دیدگاه جدید سینمای غرب به فلسطین را بررسی میکنیم.
مونیخ
مونیخ
فیلم «مونیخ» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ به موضوع روابط فلسطین و رژیم صهیونیستی میپردازد. نکته جالب توجه این است که اسپیلبرگ، خود یک یهودی است و مشهورترین فیلم او یعنی، «فهرست شیندلر» نیز روایتی است درباره هولوکاست.
فیلم «مونیخ» نیز مانند دیگر آثار اسپیلبرگ دارای رویکردی انتقادآمیز نسبت به جنگ است و حتی در ظاهر به جنایات صهیونیستها اعتراض میکند، اما سوال این است که چرا فردی که روابط نزدیکی با صهیونیستها دارد و از اعضای اصلی لابی یهودی هالیوود است چنین فیلمی ساخته و چگونه توانسته بودجه و مجوزهای حمایتی آن را در آمریکا به دست آورد؟
این فیلم داستان ترور و گروگانگیری ورزشکاران صهیونیست در المپیک مونیخ ۱۹۷۲ است. پس از این عملیات است که یک گروه از صهیونیستها نیز برنامهای را طراحی میکنند که در آن، از این عملیات انتقام گیری کنند. آنها در سرتاسر جهان فلسطینیهای بسیاری را به شهادت میرسانند.
یکی از مهمترین فصلهای فیلم «مونیخ» که شاید به عنوان یک مجوز برای این فیلم عمل کرده، بازسازی عملیات شهادت طلبانه فلسطینیها در المپیک مونیخ سال ۱۹۷۲ باشد. عملیاتی که به زعم این فیلم، یک جنایت محسوب میشود و منجر به کشته شدن تعداد زیادی از ورزشکاران بیگناه! رژیم صهیونیستی شد. آن ورزشکاران - به ادعای فیلم- منادی صلح بودند، اما فلسطینیها با جنگ جواب آنها را دادند. هرچند اسپیلبرگ برای اینکه نزد آزادیخواهان و صلح طلبان جهان که امروز در صف دفاع از فلسطین و تحریم رژیم صهیونیستی قرار دارند، متهم به دفاع از این رژیم نشود، جنایتهای صهیونیستها را هم در این فیلم نمایش داده است.
در این فیلم، سران مقاومت فلسطین همسان سران خون ریز صهیونیست معرفی میشوند. در همان حال که غاصبان ساکن سرزمینهای اشغالی نیز با مردم فلسطین یکسان در نظر گرفته شدهاند. به این معنی که سران هر دو طرف صهیونیستی و فلسطینی محکوم و عامل قربانی شدن مردم فلسطین و اشغالگران صهیونیستی نمایش داده میشوند.
راه حلی هم که ارائه میشود، مبتنی بر سازش و آشتی میان دو طرف است. تز «اسپیلبرگ» برای برطرف شدن بحران در سرزمینهای اشغالی که در فیلم «مونیخ» دراماتیزه شده این است که صهیونیستها باید فلسطینیها را تحمل کنند و در مقابل، فلسطینیها هم دست از خشونت و مبارزه بردارند و به تکه زمینی که به عنوان دولت خودگردان به آنها سپرده شده، قانع باشند.
اسپیلبرگ در فیلم «مونیخ» هیچ اشارهای به اصل مسئله که همان اشغال و غصب سرزمین فلسطین است، نمیکند و تنها انتقادش از رفتار دو طرف متخاصم فلسطینی و صهیونیستی است.
فیلم همچنین دارای نوعی غمخواری برای صهیونیستهایی است که در المپیک مونیخ توسط فلسطینیها کشته شدند. اگرچه ترورهای صهیونیستها را نیز نشان میدهد، اما به موازات این تصاویر، صحنههایی هم از عملیاتهای متقابل فلسطینیها از طریق برنامه خبری تلویزیون به رخ مخاطب میکشد.
ضمن اینکه این فیلم اشاراتی هم به موضوع هولوکاست دارد. آنجا که یکی از فلسطینیها به بحث و جدل با یک آلمانی مدافع رژیم صهیونیستی میپردازد. نکته جالب توجه این است که در این سکانس، ماجرای کورههای آدم کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم از زبان یک فلسطینی مخالف رژیم صهیونیستی بیان میشود! گویی فیلم در این صحنه دارد از مخالفان صهیونیست در تأیید هولوکاست اعتراف میگیرد.
فیلم «مونیخ» تا جای ممکن سعی کرده میان فلسطینیها و صهیونیستها همسان سازی کند. به عنوان مثال، در بخشی از فیلم عکسهای قربانیان فلسطینی و صهیونیستی را به یک اندازه نشان میدهد و حتی در قاب بندی هم تلاش میکند تا تساوی برقرار شود. واکنش خانوادههای صهیونیستی و فلسطینی قربانی عملیاتهای تروریستی هم در یک بازه زمانی برابر و با یک نوع حس و عاطفه نشان داده میشوند.
دو صحنه بسیار کلیدی فیلم که نگاه انتقادی آن به صهیونیسم را مردود میکند، اشاره به نقش آمریکا در حمایت از فلسطینیها است. یک بار در ابتدای فیلم در المپیک مونیخ نشان داده میشود که این ورزشکاران آمریکایی هستند که راه را برای فلسطینیها باز میکنند که آنها وارد ورزشگاه شوند. یک بار هم در پایان فیلم، نیروهای سازمان سیای آمریکا در مقابل تروریستهای صهیونیست میایستند و فلسطینیها را نجات میدهند و سبب میشوند تا همه چیز ختم به خیر شود!
اینک بهشت
اینک بهشت
فیلم «اینک بهشت» به کارگردانی «هانی ابواسد» نخستین فیلمی است که هم با موضوع فلسطین و هم به کارگردانی یک فلسطینی توانست نامزد جایزه اسکار شود. این فیلم هم نگاهی مشابه «مونیخ» را درباره فلسطین ارائه میدهد.
این فیلم روایت دو دوست فلسطینی با نامهای سعید و خالد است که در یک گروه جهادی عضویت دارند و از سوی آن گروه مأمور به انجام یک عملیات شهادت طلبانه میشوند، اما در حین انجام عملیات مشکلاتی پیش میآید و آن دو از هم دور میشوند. با این حال سعید تصمیم میگیرد که خودش عملیات را انجام دهد. در این میان، گروه جهادی که از وضعیت سعید بیخبر است دچار این تصور میشوند که سعید قصد خیانت به فلسطینیها و حمایت از صهیونیستها را دارد (چون پدر سعید هم این کار را کرده بود) اما آنها به اشتباه خود پی میبرند و طرح اجرای عملیات استشهادی دوباره از سرگرفته میشود، اما باز هم خالد در اثر حرفهای فردی دیگر دچار عافیت طلبی شده و در انجام این عملیات تردید میکند و در نهایت این سعید است که به تنهایی عملیات استشهادی را برگزار میکند.
در این فیلم، تصاویر بسیاری به نمایش درآمده که گویای مظلومیت ملت فلسطین و جنایاتی است که بر آنها روا داشته میشود. زندگی سخت آوارگان، تحقیر فلسطینیها و... را میتوان در این فیلم به عینه دید، اما این تنها روی سطحی فیلم «اینک بهشت» است. آنچه در پس این تصاویر به ظاهر حق طلبانه از مسئله فلسطین ابلاغ میشود حرف دیگری است. نکته مهم این است که مخاطب فیلم «اینک بهشت» در اصل غربیها و به خصوص صهیونیستها هستند.
این فیلم هم مانند آثار اخیری که درباره مسئله فلسطین در غرب ساخته شدهاند، اساس این بحران که همان تسخیر ناجوانمردانه یک کشور، آواره کردن ساکنانش و همچنین تشکیل یک کشور نامشروع، نژادپرست، جعلی و تروریست به نام رژیم صهیونیستی است را نادیده میگیرد.
فیلم «اینک بهشت» ریشه همه مشکلاتی که امروز بین فلسطینیها و صهیونیستها جریان دارد را عقدههای فلسطینیها معرفی میکند. نگاهی که در پس آن همان دیدگاههای سازشکارانه وجود دارد. شخصیت اصلی فیلم، سعید است که اصلاً به عنوان یک فرد مومن و مسلمان معرفی نمیشود. او هیچ آرمان بزرگی ندارد، هدفش آزادی و ایمان نیست. بلکه دچار کینهای عمیق نسبت به صهیونیستها شده و حالا میخواهد با انجام یک انتحار، هم انتقام بگیرد و هم خود را از زندگی تحقیرآمیزی که دارد رها کند. در واقع در فیلم «اینک بهشت» عملیات استشهادی مبارزان فلسطینی که ناشی از اخلاص و ایمان بسیار زیاد است، در حد یک خودکشی و انتقام گیری تخفیف داده میشود.
به این ترتیب آنچه به عنوان نگاه جدید سینمای غرب نسبت به مسئله فلسطین باب شده است، نوعی سازشکاری و ایجاد حق و مظلومیت مساوی میان فلسطینیها و اشغالگران است. این گونه فیلمها سعی دارند با این نوع نگاه ریشه بحران فلسطین که اشغال این کشور است را در سایه قرار دهند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰