کد خبر:۲۰۲۱۵۵
سبك زندگي؛ تغذیه بهعنوان بخشی از حرکت سلوک
7 ثمره گرسنگي كه خداوند در شب معراج برشمرد / ارتباط كسب علم با نوع غذا خوردن چيست؟
در حدیث معراج آمده است که پیامبر در خصوص ثمرات گرسنگی از خداوند سؤال كرد و در پاسخ، محبوبش 7 اثر برای گرسنگی بیان داشت.
گروه دين و انديشه«خبرگزاري دانشجو»، ابوذر ذاكر؛ سالها نزد اساتید مختلف درس خوانده بود و اکنون در سن کهولت هوای معلمی جدید در سر داشت. پیش معلم جدید آمد، اما معلم از پذیرش او سرباز زد؛ گفت من غیر از مشغله فراوان خودم، تحت تعقیب و نظارت سرویسهای امنیتی هستم.
شخص آبرومندی را واسطه میان خود و معلم قرار داد تا بالأخره معلم راضی شد. در همان درس نخست به او گفت که اگر به دنبال علم هستی، از خوردن آنچه میلش را نداری خودداری کن. مجموعه نکات همان یک جلسه ثبت شد و در تیراژ بسیار بالایی منتشر گشت و به نام حدیث عنوان بصری از امام صادق (علیهالسلام) شهرت یافت.
ارتباط كسب علم با غذا خوردن چيست؟
شاید مفسری بگوید این سخن که«برای تحصیل علم، از چیزی که میل نداری نخور» باطنش این باشد که پیش از آنکه طلب، نیاز و شوق معرفتی در تو شعلهور نشده است، آموختن آن دانش برای تو مفید نیست.
اگر این تفسیر از باطن سخن امام صحیح نباشد، بیتردید معنایی دیگر در پس ظاهر کلام امام نهفته است، چرا که سخن امام سخن حقیقت است و حقیقت ذومراتب است. اما باطن کلام امام هرچه باشد، ظاهر بیان نيز مهم و حجت است، یعنی برای کسب علم باید از خوردن بدون اشتها پرهیز کرد.
تغذيه در معارف ديني از منظر سلوك و عبادت مطرح شده است
در معارف دینی، شاید بیش از آنکه تغذیه یک امر پزشکی بهداشتی باشد ـ كه البته از این منظر نیز معارف دینی در نقطه اوج است ـ تغذیه از منظر مسائل مربوط به سلوک، معرفت و عبادت طرح شده است.
خوردن بدون اشتها از نظر بهداشت و سلامت جسمی مضر است و از آن نهی میشود اما تأثیر آن بر عبادت و علم انسان و سیر سلوکی او و ابعاد روحی دیگر، اهمیت بیشتری دارد. بنابراین وقتی از تغذیه در سبک زندگی سخن میگوییم، پیش و بیش از آنکه به ابعاد بهداشتی و فیزیکی تغذیه بپردازیم، باید به طرح مسائل روحی تغذیه اهتمام کنیم.
در تغذيه جسم اصالت دارد يا روح؟
این که ما محور طرح مسئله تغذیه را چه منظری قرار دهیم، تعریف و تلقی ما را از تغذیه میسازد. به تعبیر ديگر، چیستی تغذیه وابسته به این است که ما چه ابعادی را در موضوع تغذیه اصل قرار میدهیم.
بهعبارت دیگر این که تغذیه را بر محور مسائل روحی طرح کنیم، نشان میدهد که ما تغذیه را اصالتاً امری روحی میبینیم و این که مسائل مربوط به سلوک را در تغذیه اصل قرار دهیم، تلقی تابعی بودن تغذیه به نسبت سلوک را، در جامعه میسازد. اکنون در اغلب بحثهای رایج راجع به تغذیه، جنبههای فیزیکی و جسمی و نهایتاً روانی اصل قرار میگیرد.
اگر گفته شود که در بحثهای رایج جنبه بهداشتی و جسمی مورد دقت قرار میگیرد اما جنبههای دیگر مغفول است و باید ابعاد مختلف در کنار هم دیده شود، سخن بسیار نادرستی گفته شده است. بحثهای رایج، تغذیه را به مثابه امری اصالتاً جسمی میبیند و از این رو غایت تغذیه را نیز برای جامعه غایتی جسمی میسازد.
در نگاهی دیگر که مسائل تغذیه بر مدار سلوک طرح میشود، این غایت برای جامعه ساخته میشود که تغذیه اصالتاً برای سلوک است و تابع آن. آنگاه مسائل بهداشتی مورد بحث در تغذیهای که تابع سلوک است، تفاوتهای جدی با مسائل بهداشتی تغذیهای که خود اصالت دارد، خواهد یافت.
از این رو سخنی که گذشت را بسیار نادرست خواندیم. یعنی نگاه اول و دوم، جنبههای مختلف یک موضوع نیستند؛ بلکه از دو موضوع سخن میگویند و برای همین وقتی با نگاه اصالت ابعاد جسمی در خصوص ابعاد غیرفیزیکی تغذیه سخن گفته میشود، این سخنها متفاوت است از سخنی که با نگاه محوریت سلوک درباره تغذیه گفته میشود، همچنانکه وقتی با نگاه محوریت سلوک درباره ابعاد بهداشتی و جسمی تغذیه سخن گفته ميشود، سخن متفاوت است از مطالب مطرح در نگاه اصالت بهداشت.
تفاوت نگاهها به تغذيه منجر به بروز سبك زندگيهاي ميشود
با این توضیحات به نظر میرسد بیان برخی از مواردی که در سلوک اخلاقی درباره تغذیه گفته شده است، به ما کمک کند تا چیستی تغذیه را بهتر دریابیم و نتیجه تفاوت نگاهها در سطح سبک زندگی را ببینیم. اگر این روش را در سایر موضوعات سبک زندگی به کار ببریم نهایتاً میتوانیم امیدوار باشیم که تلقی ما از سبک زندگی نسبتی با دین دارد.
همانطور که در اشاره به حدیث آغاز بحث مطرح شد، یکی از ابعادی که درباره تغذیه در نگاه سلوکی اهمیت دارد، دیدن تغذیه از منظر موضوع فهم، درک و حکمت است.
سوال پيامبر از خداوند در مورد ثمرات گرسنگي
در حدیث معراج آمده است که پیامبر در خصوص ثمرات گرسنگی از خداوند سؤال میکند: «یا رب ما میراث الجوع؟ قال الحکمه و حفظ القلب و التقرب الی و الحزن الدائم و خفه المؤنه بین الناس و قول الحق و لا یبالی عاش بیسر ام بعسر» خداوند متعال در پاسخ محبوبش هفت اثر برای گرسنگی بیان داشته است.
لازم به ذکر است برخی از علما گرسنگی را در این قبیل موارد به معنای پر نبودن شکم و سبک بودن آن میدانند که در مقابل آن پرخوری قرار دارد و نه به معنای اینکه درد و ضعف گرسنگی بر انسان غالب شود.
هفت ثمره گرسنگي در كلام پروردگار
اولین ثمره گرسنگی، حکمت است. حفظ قلب از وسواس شیطانی، تقرب به خداوند، اندوه دائم، سبک باری و بینیازی و فراغت از نگرانی برای امر معاش دیگر ثمرات آن است.
صرفنظر از این كه این موارد ثمرات گرسنگی هستند(1) نکته جالب توجه این است که موارد ذکر شده به عنوان امور ارزشمند و ممدوح بیان شده است و این خود جای دقت دارد که فارغبالی از معاش دنیا و حزن دائم هرکدام به چه معنا و چرا ممدوح هستند و چرا در زندگی کنونی اساساً ما آنها را امری ممدوح نمیدانیم. در کنار هم بودن «فراغت از غم معاش» و «حزن همیشگی» نیز جالب توجه است.
پرخوري و رابطه آن با ارتباط با خداوند
یک بعد بسیار مهم خوردن به حالت ارتباط با خداوند باز میگردد. سنگینی شکم حالتی است که اغلب افراد به خوبی تأثیر آن را بر رابطه با خداوند حس میکنند. در کتابهای مختلف اخلاقی درباره خوردن و آشامیدن دستورات مختلفی وجود دارد. آداب فراوانی نیز در روایات برای جنبههای مختلف خوردن و آشامیدن وجود دارد.
وقتی شکم پر است تمرکز و حضور قلب سخت میشود و حالت خضوع دشوارتر حاصل میشود و دل به آسانی نمیشکند و مفاهیم در قلب اثر کمتری دارد.
دستورات بهداشتي اسلام و تاثير آن بر روح و روان
دستوراتی که ما اغلب شنیدهایم و بهعنوان افتخارات بهداشتی دین بیان میکنیم مانند شستن دست و دهان قبل از غذا و نیز بعد از غذا و تأکید بسیار فراوان بر مسواک و یا نخوردن قبل از گرسنگی و دست کشیدن قبل از سیری، همه و همه اگرچه اثرات بهداشتی بسیار مهمی دارد اما یکی از حکمتهای مهمتر آن ناظر به برطرف کردن کدورت ناشی از غذاخوردن است.
شستن دست و دهان بعد از غذا همانطور که زائدات و مواد روی پوست را میشوید، کدورت و تیرگی را از دل میزداید. شاید تجربه کرده باشید که حتی تمرکز ذهنی و فکری نیز بعد از شستن دست و دهان بهتر حاصل میشود.
اساتید اخلاق و سیر و سلوک دستورات زیادی در این زمینه ارائه نمودهاند، مانند دو وعده غذاخوردن در شبانهروز و نخوردن چیزی در بین آن و شروع به تناول غذا بعد از گذشتن حدود یک ساعت از گرسنگی و امثال آن، این دستورات همگی بر مبنای تعریف تغذیه بهعنوان بخشی از کلیت حرکت سلوک بوده است.
كسب مقامات در اثر رعايت خوردن و آشاميدن
همچنین بزرگان فراوانی از طریق رعایت دستورات و انجام مراقبات در زمینه خوردن و آشامیدن به کسب مقامات و فضائلی نائل آمدهاند که در کتابهای اخلاقی و شرح حال بزرگان نمونههای مختلف آن فراوان است.
حاصل سخن این كه پر رنگترین جنبه موضوع تغذیه که سایر ابعاد براساس آن تعریف و طرح میشود، جنبه سلوکی غذا است. در این نگاه گرسنگی و سیری؛ خوردن و نخوردن باید به میزان و نحوی باشد که موجب سرعت حرکت انسان در کسب فضائل و تقرب به خداوند و انجام عبادت باشد.
خوردن يا نخوردن بايد بر اساس انجام دستور خدا باشد
خوردن یا نخوردن؛ گرسنگی یا سیری اگر به میزان و نحوی باشد که حال و توان عبادت را از انسان سلب کند هر دو مذموم است. خوردن و نخوردن هر دو بر مدار انجام دستور خداوند است و همه اینها بهگونهای باید برنامهریزی شود که انسان بهتر بتواند بندگی کند و هرچه خداوند دستور داده است را اجرا کند.
پی نوشت:
1- مصباح یزدی، محمد تقی 1374، راهیان کوی دوست شرح حدیث معراج، قم: انتشارات شفق
منبع:
مجله سوره انديشه، شماره 60 و 61، تير و مرداد 1391
لینک کپی شد
گزارش خطا
۱
نظرات شما
ممنون.خداکنداینجور مسائل درکتابهای دانشگاهیان هم باشد.
پاسخ