کد خبر:۲۰۲۴۴۷
وبلاگ «سه الف»
شاه بی شین دل نشین
در علم سیاست آرای اندیشمندان در مورد دلایل وقوع انقلاب بسیار متنوع و متضاد است. هر متفکری متناسب با مشرب فکری و منظرگاه عقیدتی، عاملی را به عنوان موثرترین دلیل پیروزی انقلابها میدانند.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «سه الف» آمده است:
یکی از نظریات مطرح در توجیه رخ داد انقلاب نظریهٔ روانشناختی است. روانشناسان اجتماعی معمولا عامل شخصی و شخصیتی افراد موثر در انقلاب را به عنوان عامل مهم از بین رفتن نظم مستقر ذکر میکنند.
روانشناسان اجتماعی در مورد انقلاب اسلامی ایران نیز تلاش داشتهاند ضعف شخصیتی شاه معدوم را به عنوان شاخصترین عنصر پیروزی انقلاب اسلامی بدانند. شهیرترین کتاب این حوزهٔ تئوریک کتاب «شکست شاهانه» نوشتهٔ ماروین زونیس «است.
کتاب پرمخاطب» شاه بیشین «نوشتهٔ محمدکاظم مزینانی را تازه به پایان بردم. کتاب رمانی تاریخی در خصوص» محمدرضا پهلوی «است؛ از اوان تولد با شکوه تا لحظهٔ مرگ خفت بار! معترفم که تا پیش از این نمیدانستم که شاه بدبخت سالها پس از پیروزی انقلاب آوارهٔ این کشور و آن کشور بوده و هیچ یک از رفقای دیروز جرات پذیرش او را نداشتهاند!
محمدرضا پهلوی
«شاه بیشین» کتاب فوق العاده جذاب و پرکششی است. روایت از لحظات احتضار پهلوی شروع میشود و با رفت و برگشتهای مدام بین حال و گذشته داستان پیش میرود. سبک نگارش و به کارگیری ادبیات فاخر، اثر را صرف نظر از پیام محتوایی، قابل اعتنا و متمایز کرده است. تلاش «مزینانی» برای بیتعصب نگاری تاریخ –و نه بیجهت نگاری آن- نیز ستودنی است.
آنچه» شاه بیشین «را دچار تزلزل و خدشه میکند، اسلوب نظری و پیش فرض نویسندهٔ محترم مبنی بر اصل قرار گرفتن ضعف شخصیتی شاه آوارهٔ ایران است. «شاه بیشین» همانگونه که در بالا آمده است، بر مبنای تئوری روانشناسان اجتماعی نگاشته شده است. محمد رضا پهلوی (شاه بیشین) پادشاهی ضعیف النفس، غیرمقتدر، زن باز، بیثبات، ترسو، هوسران و صد البته بیمار جلوه میکند که به فلاکت او باید افسوس خورد.
متاسفانه «شاه بیشین» راه افراط در طرح ضعفهای شخصی شاه را پیش میکشد تا جایی که حتی کوچکترین اشارهای به افکار شاه ملعون در مورد عنصر تعیین کنندهای چون رهبری الهی مرد تاریخ ساز ایران، حضرت روح الله و نیز اعوان انصار فدارکارش ندارد و عجیبتر آنکه حتی دلایل شخصی پهلوی در نوع مواجهه با انقلابیون نیز مسکوت گذاشته شده است.
در «شاه بیشین» فقط باید شخص شاه محمدرضا و روابط شخصی او را بجویید. حتی آنجا که مختصرا مشکلات شدید مردم را بیان میکند، از روایت زندگی شاه خارج میشود. ای کاش این اثر ماندگار کمی از پیلهٔ تنگ و تار اوهام شخصی شاه بیرون میآمد و شاه آواره را در دل سیر تحولات اجتماعی به تصویر میکشید.
در مجموع «شاه بیشین» صرف نظر از اسلوب تئوریک اشتباهش، کتابی به غایت دلنشین و آموزنده است که خواندن آن را به تمام ایرانیان، میتوان توصیه کرد.
روانشناسان اجتماعی در مورد انقلاب اسلامی ایران نیز تلاش داشتهاند ضعف شخصیتی شاه معدوم را به عنوان شاخصترین عنصر پیروزی انقلاب اسلامی بدانند. شهیرترین کتاب این حوزهٔ تئوریک کتاب «شکست شاهانه» نوشتهٔ ماروین زونیس «است.
کتاب پرمخاطب» شاه بیشین «نوشتهٔ محمدکاظم مزینانی را تازه به پایان بردم. کتاب رمانی تاریخی در خصوص» محمدرضا پهلوی «است؛ از اوان تولد با شکوه تا لحظهٔ مرگ خفت بار! معترفم که تا پیش از این نمیدانستم که شاه بدبخت سالها پس از پیروزی انقلاب آوارهٔ این کشور و آن کشور بوده و هیچ یک از رفقای دیروز جرات پذیرش او را نداشتهاند!
محمدرضا پهلوی
«شاه بیشین» کتاب فوق العاده جذاب و پرکششی است. روایت از لحظات احتضار پهلوی شروع میشود و با رفت و برگشتهای مدام بین حال و گذشته داستان پیش میرود. سبک نگارش و به کارگیری ادبیات فاخر، اثر را صرف نظر از پیام محتوایی، قابل اعتنا و متمایز کرده است. تلاش «مزینانی» برای بیتعصب نگاری تاریخ –و نه بیجهت نگاری آن- نیز ستودنی است.
آنچه» شاه بیشین «را دچار تزلزل و خدشه میکند، اسلوب نظری و پیش فرض نویسندهٔ محترم مبنی بر اصل قرار گرفتن ضعف شخصیتی شاه آوارهٔ ایران است. «شاه بیشین» همانگونه که در بالا آمده است، بر مبنای تئوری روانشناسان اجتماعی نگاشته شده است. محمد رضا پهلوی (شاه بیشین) پادشاهی ضعیف النفس، غیرمقتدر، زن باز، بیثبات، ترسو، هوسران و صد البته بیمار جلوه میکند که به فلاکت او باید افسوس خورد.
متاسفانه «شاه بیشین» راه افراط در طرح ضعفهای شخصی شاه را پیش میکشد تا جایی که حتی کوچکترین اشارهای به افکار شاه ملعون در مورد عنصر تعیین کنندهای چون رهبری الهی مرد تاریخ ساز ایران، حضرت روح الله و نیز اعوان انصار فدارکارش ندارد و عجیبتر آنکه حتی دلایل شخصی پهلوی در نوع مواجهه با انقلابیون نیز مسکوت گذاشته شده است.
در «شاه بیشین» فقط باید شخص شاه محمدرضا و روابط شخصی او را بجویید. حتی آنجا که مختصرا مشکلات شدید مردم را بیان میکند، از روایت زندگی شاه خارج میشود. ای کاش این اثر ماندگار کمی از پیلهٔ تنگ و تار اوهام شخصی شاه بیرون میآمد و شاه آواره را در دل سیر تحولات اجتماعی به تصویر میکشید.
در مجموع «شاه بیشین» صرف نظر از اسلوب تئوریک اشتباهش، کتابی به غایت دلنشین و آموزنده است که خواندن آن را به تمام ایرانیان، میتوان توصیه کرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰