کد خبر:۲۰۲۴۶۹
قالبهای فعاليت فرهنگي؛
غذاخوردن؛ يكي از قالبهاي مناسب براي پرورش روح تواضع/ همنشيني انسان با فقرا تكبر و خود برتربيني را از بين ميبرد
نباید در این تردیدی داشت که همنشینی با فقرا و نزدیک شدن به منش و روش زندگی ایشان، روحیه تکبر و خود برتربینی را در انسان از بین میبرد و ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، مهدي نيكجو؛ دین برای کار فرهنگی قالبهای مختلفی دارد كه یکی از قالبها امور روزمره زندگی است. غذاخوردن نيز یک فرصت و قالب برای فعالیت فرهنگی است. براي غذا خوردن آداب و قواعدي ذكر شده است كه اين قالب را شكل ميدهند.
یاریرسانی و کمک به همنوع
یاریرسانی و کمک به همنوع پیشینهای به پهنای تاریخ دارد. از روزی که انسانها براساس خوی اجتماعی خویش در کنار یکدیگر جمع آمده و با هم در یک جامعه به کنش و واکنش پرداختند، ناملایمات و دشواریهایی زندگی برخی از ایشان را با سختی روبهرو کرد.
این مسئله باعث شد که انسانهای دوران گذشته نیز به رسم فطرت و وجدان بیدار خویش به یکدیگر کمک کرده و دست یکدیگر را به یاری بفشارند.
نوعدوستی همواره تقویت بنیان زندگی اجتماعی و تحکیم پایههای جامعه انسانی را به همراه داشته است. در میان آموزههای ادیان مختلف نیز این مسئله دارای اهمیت زیادی است.
در آیین زردشتی هر شخص موظف است یک دهم درآمد خود را خرج فقرا کند
در اوستا کتاب زردشتیان آمده است: «اهورامزدا از کسی خشنود است که از بینوایان دستگیری کند» (1). همچنین در آیین زردشتی هر شخص موظف است یک دهم درآمد خود را خرج فقرا و مستمندان کند (2). یکی از سنتهای ایران باستان که مربوط به خیرات و کمک به فقرا است آیینی به نام «گاهنبار» بوده که از این طریق مستمندان جامعه مورد تفقد و دلجویی واقع میشدند(3).
دین اسلام به عنوان اکمل ادیان آسمانی نیز این مهم را در دستور کار خویش قرار داده و در بسیاری از آیات قرآن کریم و روایات معصومین (ع) این موضوع مورد تأکید قرار گرفته است.
آياتي از قرآن كه انفاق به فقيران را تشويق ميكنند
بهعنوان مثال در آیه 8 سوره مبارکه انسان که به اوصاف ابرار پرداخته، آمده است: «و یطعمون الطعام على حبه مسکیناً و یتیماً و أسیراً» و غذای خود را با علاقه به آن و از روی محبت خدا به مسکین و یتیم و اسیر انفاق میکنند.
همچنین در آیه 36 سوره نساء آمده است: «و اعبدوا اللّه و لا تشركوا به شیئاً و بالولدین احساناً و بذى القربى و الیتمى و المسكین و الجار ذى القربى و الجار الجنب و الصاحب بالجنب و ابنالسبیل و ما ملكت ایمنكم ان اللّه لا یحب من كان مختالاً فخوراً» و خدا را بپرستید و چیزى شریك او نگیرید و به پدر و مادر احسان كنید و همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسكینان و همسایه نزدیك و همسایه دور و رفیق مصاحب و در راهمانده و بردگان كه مملوك شمایند كه خدا افرادي را كه متبختر و خود بزرگبیناند و به دیگران فخر ميفروشند دوست ندارد.
نشست و برخاست با فقرا
دین مبین اسلام به همه جنبههای وجود انسانی توجه داشته و برای یک موضوع از همه ابعاد برنامه دارد. همانگونه که اشاره شد یکی از مباحث مورد تأکید این دین آسمانی اهمیت دادن به قشر مستضعف، مستمند و فقیر جامعه است به حدی که حتی نسبت به نشست و برخاست با ایشان نیز برنامه و دستور صادر کرده است.
يكي از نشانههاي اهميت به فقرا همنشيني با آنان است
به عبارت دیگر یکي از جلوههای اهمیت به قشر فقیر جامعه همنشینی با آنها به جهت دلجویی و رفع مشکلات ایشان است. حضرت امیرالمؤمنین (ع) در مورد همنشینی با فقرا فرمودهاند: «با فقرا همنشینی کن و شکرگزاری خدا را زیاد نما» (4).
حضرت رسول اکرم (ص) میفرمایند در شب معراج خداوند باری تعالی فرمودند: «... ای احمد! دوست داشتن من، دوست داشتن فقیران است. به فقیران و مجلسشان نزدیك شو و از ثروتمندان و مجلسشان دور شو كه فقیران دوستان مناند» (5).
از سلمان فارسی نقل شده است که «حبیبم رسول خدا (ص) مرا به هفت خصلت سفارش فرمود و اینكه در هیچ حالي آنها را ترك نكنم: این كه به پایینتر از خود بنگرم و به آنكه برتر از من است ننگرم و اینكه مستمندان را دوست بدارم و به آنان نزدیك شوم...». (6).
همنشيني با فقرا تكبر و خود برتربيني را از بين ميبرد
نباید در این تردیدی داشت که همنشینی با فقرا و نزدیک شدن به منش و روش زندگی ایشان، به نوعی روحیه تکبر و خود برتربینی که شروع بسیاری از مفاسد است را در انسان از بین میبرد و آدمی را مسئولیتپذیر بار میآورد.
چرا فقير حاضر نشد نصف دارايي ثروتمند را بپذيرد؟
در تاریخ صدر اسلام آمده است: روزی یکي از مسلمانان ثروتمند، با لباس تمیز و گرانقیمت به محضر رسول خدا آمد و در کنار حضرت نشست، سپس فقیري با لباس کهنه وارد شد و کنار آن مرد ثروتمند قرار گرفت. مرد ثروتمند، لباس خود را جمع کرد و خویش را به کناري کشید تا از فقیر فاصله بگیرد.
پیامبر (ص) از این رفتار متکبرانه، سخت ناراحت شد و به او فرمود: آیا ترسیدي چیزى از فقرش به تو سرایت کند؟
- خیر اى رسول خدا! - آیا ترسیدى از ثروت تو چیزی به او برسد؟ - خیر - ترسیدي لباس تو را کثیف نماید؟
- خیر اي پیامبر خدا! - پس چرا از او فاصله گرفتى و خودت را کنار کشیدی؟
- من همدمی (شیطان و نفس اماره) دارم که فریبم میدهد و نمیگذارد واقعیتها را ببینم. او هر کار زشتى را زیبا جلوه میدهد و هر زیبایي را زشت. این عمل زشت که از من سر زد، یکى از فریبهاي اوست. من اعتراف میکنم که اشتباه کردم و اکنون حاضرم براى جبران این رفتار ناپسندم، نصف سرمایه خود را رایگان به این فقیر مسلمان بدهم.
پیامبر به مرد فقیر فرمود: آیا این بخشش را میپذیری؟ فقیر گفت: نه یا رسول الله! ثروتمند پرسید: چرا؟!
فقیر گفت: زیرا میترسم من نیز مانند تو، متکبر و خودپسند شوم و رفتارم نادرست و دور از عقل و منطق گردد (7).
الگوهای عینی نفی اشرافیت در سیره ائمه (ع) در هنگام غذا خوردن
دنیا پرستی و غرق شدن در امور دنیوی سبب خودخواهی و بیتفاوتی نسبت به مسائل زندگی و اجتماع میشود. در نتيجه این امر، مستمندان، نیازمندان و فقرای جامعه مورد غفلت واقع شده و روزبهروز فاصله بین ایشان و طبقه متمکن جامعه افزایش مییابد.
مسئلهای که در اینباره بایستی به صورت جدی مدنظر قرار گرفته شود این است که بسیاری از سفارشات دین در زندگی دینی بهجهت مغفول ماندن این قشر جامعه و مشکلات پیشروی ایشان است.
این موضوع با اهمیت، در نوع غذا خوردن و تغذیه نیز مورد سفارش ائمه دین قرار گرفته و حتی میتوان گفت از سوی دین مدلهایی از تغذیه برای عدم فراموشی فقرای جامعه و از بین رفتن روحیه تکبر و اشرافیگری ارائه گردیده که در ادامه به نمونههایی از آنها اشاره میگردد.
پيامبر (ص) به هنگام تناول غذا تكيه نميدادند
1. نوع نشستن به هنگام تناول غذا: در روایت آمده است كه امام صادق فرمودند: «رسول خدا (ص) از روزي كه خداوند او را به نبوت مبعوث كرد و تا روزي كه از دنیا رفت در حال تكیه غذا نخورد، بلكه مانند بردگان غذا میل ميفرمود و مانند آنها مينشست. پرسیدم: چرا؟ فرمود: براي اظهار كوچكي و تواضع در برابر خداى عزوجل» (8).
علاوه بر مطالب بیان شده نکته دیگری که میتوان از این روایت برداشت کرد این است که نوع تناول غذا چگونه میتواند موجب ایجاد تواضع و از بین رفتن روحیه تکبر در شخص شود به حدی که میتوان غذا خوردن شخص را نیز نوعی گارگاه آموزشی تواضع و فروتنی برشمرد.
به عبارت دیگر حتی در نوع نشستن و غذاخوردن نیز تأثیراتی وجود دارد که البته توجه به آنها ثمرات زیادی را به همراه دارد. در همین راستا در روایتی آمده است پیامبر همیشه بر روی زمین غذا میل فرموده و بستر خواب پهن میكردند. (9).
دوري از اشرافيت و تفرعن در سيره اهلبيت (ع)
ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که موارد یاد شده (عدم تکیه و نشستن بر روی زمین به هنگام تناول غذا) در سیره ائمه همگی برای دور شدن از سبک و سیاق اشرافیت و تفرعنمنشی بوده است. چنانکه در روایت آمده است پیامبر هیچگاه بهجهت اینکه خود را شبیه پادشاهان قرار ندهد تکیه به جایی نمیداد. (10).
سادهزيستي پيامبر (ص) در غذا خوردن
2. تناول غذا با وسایل ساده: در این رابطه در روایت آمده است: «رسول خدا (ص) هیچگاه بر روي سفرههاي بزرگ و همچنین در سكرجه(11) غذا میل نفرمودند. بلکه همیشه بر روی سفرههای کوچک غذا تناول میفرمودند» (12).
این مطلب نیز نشاندهنده اهتمام پیامبر به سادهزیستی در تغذیه و عدم وجود تکبر و خودپرستی به هنگام غذاخوردن است. نکته قابل توجهی که میتوان از این مطالب و روایات برداشت کرد، همراهی پیامبر با مستضعفان جامعه و همرنگشدن با آنها در غذاخوردن و نوع تغذیه ایشان است.
آنچه در این رابطه به نظر میرسد این است که حضرت به جهت اینکه این قشر از جامعه در بین مردم فراموش نگردند، همواره خود را با ایشان همراه کرده و حتی در هنگام غذاخوردن نیز این مهم را رعایت میفرمودند.
سادهزيستي به معناي مبتلا شدن به فقر نيست
ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که خوی سادهزیستی و فراموش نکردن فقرا و مستضعفان جامعه هرگز به معنای دچار شدن و قراردادن خود در فقر نیست. چه، خود این امر بسیار مذموم بوده و البته که از سوی اولیای دین نیز بسیار نهی شده است.
ذکر این مطالب به معنای درک جامعه از وضعیت فقرا و مستمندان و کمک به حل مشکلات ایشان است که این امر مهم حتی در غذا خوردن و تغذیه یک فرد مسلمان نیز بایستی وارد شود که بهگونهای عدهای مستکبرانه و خودخواهانه غذا نخورند و کسانی نیز به جهت فقر و تنگدستی محتاج نان شبانه خویش باشند.
«گر كه اطفال تو بیشامند شبها باك نیست/ خواجه تیهو میكند هرشب كباب ای رنجبر» (13)
حضرت علی (ع) در این باره میفرمایند: «چون سفره غذا گذارده شد و سائل و مستمندی از راه رسید او را رد نکنید» (14). اهمیت به قشر فقیر و مستمند جامعه به حدی است که در روایتی از حضرت رسول اکرم (ص) نقل شده است که مرا در میان ضعیفان بجوئید زیرا شما به واسطه مردمان ضعیف است که روزی میخورید و یاری میشوید (15).
فقرا منبع فيض الهي هستند
به غیر از مطالبی که در این باره بیان شد، نکته دیگری که در این روایت میتوان مورد نظر قرار داد این است که فقرای جامعه منبع فیض الهی بوده و سرکشی و نظارت بر ایشان دریچههای رحمت الهی را میگستراند.
البته میتوان به این نکته نیز اشاره کرد که خداوند روزی فقرا را در ظرف متمکنین قرار داده است و البته این نکته اشارهای به توزیع عادلانه ثروت در جامعه بوده به حدی که مردم به صورت متوازن از نعمتهای الهی بهره ببرند.
هدف دین از اینگونه امور این بوده است که طبقاتی را که نمیتوانند بدون کمک دیگران، حوائج زندگی خویش را برآورده کنند مورد حمایت قرار دهد تا سطح زندگی خود را بالا ببرند. (16).
نهي از خوردن غذا در ظروف طلا و نقره
همانگونه که اشاره شد حضرت رسول اکرم (ص) همیشه با وسایل ساده غذا میخوردند. بر همین اساس اشاره به این روایات نیز خالی از فایده نیست که ائمه (ع) غذا خوردن در ظروف طلا و نقره را نهی میفرمودند (17). به نظر میرسد یکی از دلایلی که میتوان برای این موضوع برشمرد دوری از خوی اشرافیگری بوده؛ چرا كه ظروف غذای بسیاری از پادشاهان از طلا و جواهرات گرانقیمت بوده است.
3. همراه کردن فقرا در تناول غذا: چنانکه در مطلب قبل اشاره شد حضرات معصومین (ع) توصیه فرموده بودند که به هنگام غذا خوردن فقرای جامعه را نیز به سفره خویش مهمان کنید به نحوی که پیامبر اکرم (ص) خود را در میان مستمندان جامعه قرار میدادند.
به همین دلیل در گفتمان حاکم بر دین اسلام توصیه اکید به همراه کردن دیگران به هنگام غذاخوردن است تا مردم آنچه دارند با یکدیگر تقسیم کرده و از این طریق روح تعاون و همکاری بین ایشان از بین نرود.
اهميت و ارزش غذا خوردن دسته جمعي
در روایتی از حضرت رسول اکرم (ص) وارد شده است که دسته جمعي غذا بخورید كه براي شما با بركت باشد (18). در جای دیگری آمده است که حضرت رسول هیچگاه تنها غذا میل نمیفرمودند. در روایت دیگری فرمودهاند بهترین فرد شما آن كسي است كه دیگران را اطعام كند (19).
در روایت آمده است که امام رضا (ع) وقتی سفره غذا را میگستراندند همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سفره خویش مینشاندند و آنان نیز به همراه امام غذا میخوردند (20). این روایت نشان دهنده از بین بردن خوی اشرافیگری توسط اهل بیت (ع) است، زيرا اشراف و تجملپرستان در هیچیک از میهمانیهای خویش اشخاص معمولی را بر سفره خویش دعوت نمیکردند چه رسد به فقرا و مستمندان.
اعتراض حضرت علي (ع) به حضور فرماندار خود در مهماني اشراف
از اینجهت اشاره به مهمانی فرماندار حکومت حضرت امیرالمؤمنین در بصره ضروری به نظر میرسد. در نامه امیرالمؤمنین به او، عثمانبنحنیف از اینکه به یک میهمانی دعوت شده و بر سر سفرهای نشسته که فقرا و مستمندان حضور نداشتهاند بهشدت مورد اعتراض قرار گرفته بود.
در نامه حضرت به فرماندار بصره آمده است: «ای پسر حنیف، به من گزارش دادند که مردی از سرمایهداران بصره، تو را به مهمانی خویش فرا خواند و تو بهسرعت بهسوی آن شتافتی، خوردنیهای رنگارنگ برای تو آوردند، و کاسههایی پر از غذا پیدرپی جلوی تو مینهادند، گمان نمیکردم مهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محرومشده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شدهاند، اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره میخوری؟ پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمیدانی دور بیافکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری مصرف کن» (21).
همانگونه که بیان شد متن این نامه نیز مشعر به این است که غذا خوردن و مهمانی بهنحوی که در آن مستمندان جامعه به فراموشی سپرده شده و در آن حضور نداشته باشند بسیار مذموم است.
پاسخ امام رضا (ع) به كسي كه تقاضا داشت سفره غلامان جدا شود
در روایت دیگری آمده است مردی از اهالی بلخ میگوید: در سفر خراسان با امام رضا علیه السلام همراه بودم، روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران و غلامان حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه او غذا بخورند. من به امام عرض کردم: فدایتان شوم، بهتر است اینان بر سفرهای جداگانه بنشینند.
فرمود: ساکتباش، پروردگار همه یکی است، پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است. این روایت نیز نشاندهنده اهمیت همراه کردن فقرا بر سفره غذاست. این توجه به حدی است که در روایتی از حضرت رسول اکرم وارد شده است: «هیچ سفرهاي با بركتتر از سفرهاي نیست كه یتیم بر سر آن بنشیند» (22).
تنوع غذا در يك سفره زمينه اسراف را فراهم ميكند
4. نهی تنوع بیش از حد غذا در سفره: نکته جالب توجهی که در متن نامه حضرت علی (ع) به عثمان حنیف میتوان مدنظر قرار داد این است که حضرت امیر (ع) در نامه خویش بهنوعی به سبک تغذیه اشراف و مدل غذا خوردن مبتنی به آموزههای دینی اشاره فرمودهاند.
با توجه به این مطلب، در مدل زندگی دینی سفرههای طعامی که در آن انواع و اقسام غذاها و نوشیدنیها وجود داشته باشد جایگاهی ندارد. صرفنظر از ابعاد بهداشتی و پزشكی آن، وجود غذاهای رنگارنگ و انواع و اقسام مأکولات و مشروبات زمینه اسراف را فراهم میکند.
نکته دیگری که حضرت امیرالمومنین (ع) در ادامه فرمایشات خود در این نامه به آن اشاره فرمودهاند این است که در این مهمانی کاسههای پر از غذا پیدرپی بر سر سفره قرار میگرفته است.
این مطلب نیز ما را به این نکته رهنمون ميسازد که در زندگی دینمدار بایستی غذا به اندازه سرو شود تا از اسراف و تبذیر جلوگیری به عمل آید. به هر جهت این مدل تغذیه که در الگوی زندگی اشرافی دیده شده و به آن دامن زده میشود، مقدمه اسراف را فراهم میآورد.
در مطالبی كه بیان شد میتوان مشاهده كرد كه غذاخوردن كه نیاز طبیعی و معمول انسان است در الگوی دینی زندگی تبدیل به بستری برای كاركردهای فرهنگی مختلف میشود كه این كاركردها متناسب با ظرفیتهای آن بستر است.
غذا خوردن يكي از قالبهاي مناسب براي پرورش روح تواضع است
همانطور كه دیده شد برای ترویج توجه به فقرا و نفی اشرافیت و نیز پرورش روح تواضع یكی از قالبهای مناسب از نظر دین غذا خوردن است. ممكن است بر این اساس بتوان برای سایر امور فرهنگی نیز قالبهای دیگري را یافت.
آنچه مورد توجه و تأكید از منظر سبك زندگی است این است كه قالبهای فرهنگی همان نیازها و امورات مختلف زندگی است. یعنی هر جزء از زندگی روزمره میتواند به مثابه یك قالب فرهنگی دیده و سنجیده شود كه قالب مناسبی برای كدام كاركرد فرهنگی است؟
غذاخوردن و سفره قالب مناسبی برای ترویج تواضع است، اما آیا قالب مناسبی برای ترویج شجاعت یا تفكر نیز هست؟ قالب مناسب برای ترویج عفت و حجاب در جامعه كدام یك از بخشهای زندگی روزمره است؟ كدام بخش از زندگی روزمره بستر مناسبی برای ترویج غیرت است و... .
پی نوشت:
1- مجله گنجینه اسناد، بهار و تابستان 1374، شماره 17 و 18، ص 98
2- تارنمای رسمی زردشتیان ایران
3- این آیین مربوط به دوره پیشدادیان بوده و اولین مبدع آن را جمشید (شاه پیشدادیان) دانستهاند. گاهنبار جشنهای ششگانهای است که در مواقع مختلف سال برگزار میگردد و در آن زردشتیان به شکرانه نعمتهای الهی به بذل و بخشش اموال خود به فقرا میپردازند. (مجله وقف میراث جاویدان، شماره 3، پاییز 1372، ص46).
4- غرر الحکم، ج3، ص 357
5- ارشاد القلوب، قم، انتشارات رضی، ج 1، ص 200 – 201
6- شیخ مفید؛ الحکایات، قم، کنگره شیخ مفید، 1413، ص 96
7- داستانهاى بحارالانوار، محمود ناصری، ج1، ص22 و23، دارالثقلین، 1378ش
8- كافى، ج 6 ص 27، ح 1
9- کافی، ج6، 271
10- همان
11- سكرجه، ظرف كوچكي است كه غذاي اندكي در آن ميتوان خورد.
12- جامع ترمذي، ج ۷، ص ۲۸۲
13- پروین اعتصامی
14- محاسن برقی، 423
15- پیامبر اعظم (ص) از نگاه قرآن و اهل البیت، ص 195 ح 181 – 182
16- تفسیر المیزان، ج2، ص 378
17- کافی، ج6، ص 267
18- سنن ابنماجه ۳۲۸۶
19- مسند احمد، ج ۶، ص ۱۶
20- کافی، ج8، 230
21- نامه 45 نهج البلاغه
22- كنزالعمّال، ح 6040. به نظر میرسد منظور از واژه یتیم در اینگونه اخبار افرادی نیازمندی هستند که نیاز به دلجویی و سرکشی دارند.
منبع:
مجله سوره انديشه، شماره 60 و 61، تير و مرداد 1391
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰