وقتی شرع تابع افراد می شود
کد خبر:۲۰۲۸۰۳
وبلاگ «ان ربك لبالمرصاد»

وقتی شرع تابع افراد می شود

چرا برخی قوانین شرع تابع افراد می‌شوند در حالی که افراد باید تابع قوانین شرع باشند؟ تبعیت شرع از افراد خود گاهی عملی شرعی و واجب است.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «ان ربك لبالمرصاد» چنین آمده است:
 
شبهه: چرا برخی قوانین شرع تابع افراد می‌شوند در حالی که افراد باید تابع قوانین شرع باشند؟ مثلاً چرا پیامبر ابوسفیان را می‌بخشد با اینکه از نظر شرعی قتلش واجب بود؟ یا اینکه چرا امام علی به قصاص ۵ هزار شهید جنگ جمل، عایشه را قصاص نمی‌کند؟ و بسیاری دیگر از این قبیل سوالات که پاسخ به آن ۲ وجه دارد، یک وجه پاسخ عقلی است و یک وجه پاسخ شرعی یعنی تبعیت شرع از افراد خود گاهی عملی شرعی و واجب است.

پاسخ عقلی: عقل انسان محاسبه گر است و با توجه به نتیجهٔ یک کار، در مورد آن قضاوت می‌کند و همواره جز موارد استثنا، با شرع همسو است و آن موارد استثنا دلیل بر غیر عقلانی بودن آن دستورات شرعی نیست بلکه دلیل آن جهل انسان نسبت به حقایق پنهان و مصلحت‌های بسیار دور آن است پس از نظر عقلی، با نگریستن به عقوبت یک کار، می‌توان تصمیم درست را گرفت ولو اینکه ظاهر تصمیم، غیر عقلانی یا ضد اخلاقی به نظر برسد و مثالهای فراوانی وجود دارد چه روی کاغذ چه مثالهایی که در واقعیت وجود داشته است. مثلاً شکنجه غیر اخلاقی است اما وقتی بدانیم راهی جز آن برای برطرف کردن یک خطر بزرگ نیست می‌توان اعمال کرد یا مثلاً در ساختمانی صد‌ها نفر از افراد دشمن به دام افتاده‌اند ولی چند گروگان دارند، اگر گروگان‌ها را نجات دهیم آنگاه است که ماحصل کار ما، نجات چند گروگان بوده است اما اگر بی‌تفاوت به گروگان‌ها، همهٔ افراد دشمن را بکشیم، ماحصل آن این است که با این کار، اولاً با تضعیف دشمن در عمل جان عده کثیری که در آینده قرار بوده است توسط این‌ها کشته شوند نجات پیدا کرده دوماً با این اقدامات چنان روحیه و اقتدار دشمن شکسته می‌شود که جنگ به ضرر آن‌ها رقم می‌خورد و از فجایع عظیمی جلوگیری می‌شود و این مثال، مثالی واقعی بود که برای حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه اتفاق افتاد اما آن‌ها به نجات گروگان‌ها رضایت دادند در حالی که می‌توانستند اسرائیل را برای سال‌ها تحقیر و تضعیف کنند.

پس عقل سلیم ضد احساسات نیست بلکه عقل سلیم احساسات را در افقی بلند‌تر می‌بینید مثل پزشکی که آمپول می‌زند برای از بین بردن بیماری بدون اینکه احساسات وادارش کند که آمپول را به خاطر دردش نزند! اینکه در سیرهٔ پیامبر و امامان ما به این موارد برخورد می‌کنیم برای همین مقصود است و اگر قوانین شرع چنین انعطافی را نمی‌داشتند، اسلامی باقی نمی‌ماند که بخواهیم از شرع آن سخن بگوییم!

مثلاً اگر ابوسفیان یا خالد بن ولید قصاص می‌شدند آنگاه در مکه حمام خون راه می‌افتاد و کار اسلام مختل می‌شد اما‌‌ همان بخشش پیامبر باعث شد بت پرستی به دست ابوسفیان در یمن متزلزل شود و سپاه اسلام توسط خالد از معرکهٔ دشمنان خارجی جان سالم به در ببرد!

همین رویه را اکنون نظام ما نیز اجرا می‌کند مثلاً از نظر شرعی، میر حسین موسوی و مهدی کروبی مهدور الدم هستند اما مصلحت ایجاب می‌کند زندان هم نباشند بلکه زندان خانگی قرار بگیرند چراکه حکومت می‌داند اگر آن‌ها را اعدام کند، نه تنها به سود اسلام نیست بلکه به ضرر اسلام و کشور هم تمام می‌شود لذا گرچه مهدور الدم هستند اما اعدام آن‌ها غیرشرعی است و باید تحت نظر باشند تا وقتی که عمر آن‌ها به سر آید و این مشکل حکومت اسلامی نیست، مشکل از عده‌ای نادان و عده‌ای مغرض هستند که اگر اعدام این‌ها را ببینید، می‌گویند دو نور انقلاب و ایران اعدام شدند!

پاسخ شرعی: بخش اعظم شرع اسلام برگرفته از قرآن یا استخراج از قرآن است که در این مورد، آیاتی از قرآن صراحتاً به این موضوع اشاره می‌کنند:

... وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ... «البقرة/۱۹۱» «فتنه بد‌تر از قتل و کشتار است»

یسْأَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَکُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلَا یزَالُونَ یقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ یرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ «البقرة/۲۱۷» «از تو، در باره جنگ کردن در ماه حرام، سؤال می‌کنند؛ بگو: «جنگ در آن، بزرگ است؛ ولی جلوگیری از راه خدا و کفر ورزیدن نسبت به او و هتک احترام مسجد الحرام، و اخراج ساکنان آن، نزد خداوند مهم‌تر از آن است؛ و ایجاد فتنه، از قتل بالا‌تر است. و مشرکان، پیوسته با شما می‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند؛ ولی کسی که از آیینش برگردد و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک او، در دنیا و آخرت، برباد می‌رود؛ و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.»

با استفاده از قواعد علم منطق می‌توان این استنباط را نیز از این آیات داشت: «وقتی فتنه بد‌تر از قتل و کشتار است، پس فرو نشاندن فتنه، بهتر از قصاص قتل و کشتار است»

البته باید توجه داشت بهترین وضعیت، هم فرونشاندن فتنه هم قصاص است اما اگر مقدور نبود، باید به جای قصاص، ابتدا به سراغ فرونشاندن فتنه رفت.

به هر حال مصلحت اندیشی بالا‌ترین درجه منطقی رفتار کردن است و در راه این مصلحت اندیشی، می‌توان بسیاری از اصول اخلاقی ظاهراً ثابت را برای مصلحتی بزرگ‌تر و یا در شرایط اجبار، نقض کرد و اگر این مساله درک شوند آنگاه است که بسیاری از شبهات از بین می‌رود مثل شبههٔ تقیه کردن که امام صادق در مورد آن حتی اصرار می‌کنند که هر کس تقیه نداشته باشد مسلمان نیست! یا مثل شبهه عدم قیام امام علی بعد از شهادت حضرت فاطمه توسط عمر لعنت الله یا شبهه صلح امام حسن و...

البته این مساله، به معنای توجیه هر وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نیست چراکه بسیاری از وسیله‌ها، روح هدف را از بین می‌برد و کار را بیهوده می‌کند مثلاً در جنگ صفین معاویه وقتی به رودخانه دست پیدا کرد دستور داد سپاهیان امام علی به آب دسترسی نداشته باشند اما وقتی رودخانه به تصرف امام علی در آمد او دستور داد آب را میان دو سپاه تقسیم کنند در حالی که می‌توانست سپاه شام را از تشنگی تا پای هلاکت بکشاند اما باید در نظر داشت این بزرگواری‌ها اگر نتیجهٔ ندهند تکلیفی بر این بزرگواران نیست مثلاً اسیری از پیامبر تقاضای آزادی کرد و پیامبر پذیرفت. وقتی به مکه برگشت به همه گفت محمد را فریب داده‌ام! یک بار دیگر آن شخص اسیر شد و دوباره از پیامبر تقاضای بخشش کرد! پیامبر گفت: تا باز به مکه برگردی و بگویی محمد را فریب داده‌ام؟! و دستور داد وی را به قصاص یکی از مقتولانش به قتل برسانند. پس اگر بدانیم دشمنان با این رفتارهای کریمانه نه اصلاح می‌شوند و نه از وقاحت آن‌ها کاسته، لزومی به دل رحمی‌ها و کریمانه رفتار کردن‌های کاذب نیست.
پربازدیدترین آخرین اخبار