کد خبر:۲۰۳۶۳۰
وبلاگ «تفکر با چاشنی خنده»
فرهنگ همچنان مظلوم؛ رهبری همچنان نگران
نگاهی به سخنان رهبر انقلاب در دیدار با هیأت دولت در زمینه فرهنگ.بیانات مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ اگرچه موجز و مختصر ولی حاوی چند کلیدواژه بسیار مهم بود که برای درک آنها ناچار از مراجعه به سخنان حضرتشان در دیدارهای سال گذشته هستیم.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «تفکر با چاشنی خنده» چنین آمده است:
دیدار سالانه اعضای هیئت دولت با مقام معظم رهبری فرصتی است تا همگان بیانات ایشان را سنجه و معیاری برای ارزیابی فعالیتهای دستگاه اجرایی کشور قرار دهند و با این ملاک به کارنامه دولت بنگرند. دیدار امسال نیز از این ویژگی برخوردار بود و اکنون که قریب یک هفته از آن گذشته است همچنان بازار تحلیل و بررسی آن گرم است.
مقام معظم رهبری در این دیدار سخنانی فرمودند که تقریبا تمام حوزههای مسئولیت دولت را شامل میشد اما آنچه در این میان بیشتر به چشم آمده و سهم بیشتری از نقد و تحلیلها را به خود اختصاص داده است بیانات معظم له درباره فعالیتهای عمرانی دولت است و اشارات ایشان به حوزه فرهنگ مورد غفلت واقع شده است. این مطلب قصد دارد به این بخش از بیانات ایشان اشاره کند بنابراین متهم کردن نگارنده به بیانصافی یا ندیدن بخش دیگری از فرمایشات رهبر معظم انقلاب بلاوجه است چنانکه آن بخش از مطالب در صفحات دیگر مورد توجه واقع شده است و اساسا کسی انتظار ندارد در صفحه فرهنگ، درباره توفیقات اقتصادی و عمرانی دولت صحبت کنیم!
نکته دیگر اینکه بیانات مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ در این دیدار اگرچه موجز و مختصر ولی حاوی چند کلیدواژه بسیار مهم بود که برای درک آنها ناچار از مراجعه به سخنان حضرتشان در دیدارهای سال گذشته هستیم.
فرهنگی که همچنان مظلوم است
در دیدار سال ۸۶ هیئت دولت با مقام معظم رهبری یک ملاک و معیار خوب و زیرکانه برای شناسایی میزان مظلومیت فرهنگ ارائه شد. آنجا که ایشان در سخنان خود فرمودند «نکتهى بعدى که مىخواهم سفارش کنم، این است که از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است. الان در گزارش آقاى رئیسجمهور، اصلاً اسمى از فرهنگ نیامد؛ یا در اولویتبندیها این اولویت فداى اولویتهاى دیگر شد و آنها تقدم پیدا کرد که در کوتاهى وقت، بیان بشود! این مظلومیت است دیگر.»
اینکه در صحبتهای رییس جمهور بخشی به فرهنگ و فعالیتهای انجام شده اختصاص نداده شده باشد نشان دهنده مظلومیت فرهنگ خوانده میشود (که البته میتوان این معیار را برای ارزیابی سایر مدیرانی که مجموعهای از فعالیتها در حوزههای مختلف را در زیر مجموعه خود دارند بکار برد.) امری که ۵ سال بعد هم باز از آن غفلت میشود تا ایشان بگویند: «خب، در زمینهى فرهنگ فرصت نشد آقایان گزارشى بدهند.»
غفلت از فرهنگ و قرار دادن آن در اولویتهای آخر برای ارائه گزارش به مقام معظم رهبری میتواند دلایل مختلفی داشته باشد که حداقل (و شاید بهترین آن!) مظلومیت فرهنگ و اولویت نداشتن آن در نگاه مسئولان است؛ و البته این از دولتی که یک دوره از سفرهای استانی خود را با اولویت مصوبات فرهنگی انجام داده است عجیب است و البته بعید!
هنوز کاروانسرا آباد میکنید؟!
حضرت آقا در دیدار اخیر خود با هیأت دولت میفرمایند: «خب، در زمینه فرهنگ فرصت نشد آقایان گزارشى بدهند. من یک جمله عرض بکنم: به کارهاى سطحى نباید اکتفاء کرد. به کارهاى عمیقتر، کارهاى بنیانىتر، کارهائى که از یکىشان دهها کار صادر میشود و نشئت میگیرد، توجه کنید.»
اگرچه ایشان در اینجا نمونهای از این کارهای سطحی یا عمیق ارائه نمیکنند اما باز هم توجه به سخنانشان در دیدار سالهای گذشته هیئت دولت با ایشان میتواند در این زمینه راهگشا باشد. معظم له در دیدار سال ۸۹ ضمن ابراز خوشحالی از افزایش بودجههای فرهنگی، نگرانی خود را از نحوه صرف و هزینه این بودجهها اعلام کرده و میفرمایند:
«جذب بودجه فرهنگى در جاى مناسب، خیلى کار سختى است؛ کار آسانى نیست... کار فرهنگى مصالحش خیلى سخت گیر مىآید؛ معمار و استادکارش خیلى دشوار به دست مىآید. لذاست که به نظر من توى کار فرهنگى یک مقدارى بایستى اهتمام ورزید. اولاً ببینیم ما چه قلم از قلمهاى کار فرهنگى را اهمیت میدهیم. در بعضى از آن دورههاى قبل - که حالا نمیخواهیم خیلى مشخص کنیم و اسم بیاوریم، لیکن چارهاى هم نیست؛ انسان براى مقایسه مجبور است بگوید - میخواستند کار فرهنگى بکنند، گفتند بودجهى فرهنگى؛ بنا کردند کاروانسراهاى شاه عباسىِ بین راه را به عنوان کار فرهنگى، آباد کردن! بله، آباد کردن کاروانسراى شاه عباسى چیز خوبى است، اثر باستانى هم هست؛ اما آیا کار اولویتدار فرهنگى ما همین است؟ ما که اینجور در مواجههى با فشار عظیم تبلیغات جهانى قرار داریم؛ سیاست در خدمت فرهنگ است، اقتصاد در خدمت فرهنگ است، هنر در خدمت فرهنگ است... در مقابل این حرکت فرهنگى و این تهاجم عظیم فرهنگى که میخواهند روح انقلاب را، روح استقلال را، روح دین را از ما بگیرند، اولویت فرهنگى ما این است که برویم حالا فرضاً کاروانسراى شاه عباسى را آباد کنیم؟! این یعنى اشتباه کردن در تشخیص آن قلمِ کار فرهنگى؛ این یک اشکال است.»
امروز که دو سال از آن دیدار گذشته است باز هم ایشان نسبت به انجام فعالیتهای سطحی در حوزه فرهنگ هشدار میدهند. البتهای کاش هیئت دولت گزارشی هم از فعالیتهای فرهنگی خود ارائه میکرد تا معلوم شود چقدر از بودجه فرهنگی کشور صرف کارهای اساسی شده است و چقدرش صرف آباد کردن کاروانسرا! اما حالا که این کار در اولویت سخنان دولتمردان نبوده است میتوان خواننده را به جایگاه قاضی دعوت کرد تا خود قضاوت کند که کمک میلیونی به بازیگران برای برپایی نمایشگاه نقاشی، سخن گفتن از جایگاه رفیع موسیقی و همین آخریها، تلاش برای ساخت فیلم «لاله» جزو کدام دسته قرار میگیرد؟ کارهای سطحی یا زیربنایی؟! آیا این کارها در جهت خنثی کردن تهاجمات فرهنگی دشمن است؟
البته همه اینها گذشته از پررنگ شدن سه گانه همایش، نمایشگاه و جشنواره در فعالیتهای فرهنگی دولت است؛ چنان که گویی برخی از دستگاههای فرهنگی دولت و معاونتهای وزارت ارشاد خود را در حد دبیرخانه برخی جشنوارهها و همایشهای سالانه میبینند. و این خلاف مبنای وجودی این سه گانه است. جشنواره همایش و نمایشگاه باید حلقه آخر از زنجیره تولید محصول فرهنگی و همزمان حلقه اول از زنجیره یک جریان سازی فرهنگی باشد. نگاهی به جشنواره فیلم فجر میتواند برای نمونه وجود این مبنا یا سطحی بودن یا نبودن این مسئله را نشان دهد.
البته رهبر معظم انقلاب در همان دیدار سال ۸۹ نکته دیگری هم فرموده بودند که میتواند مبنای قضاوتهای ما درباره عملکرد فرهنگی دولت باشد. ایشان در آن دیدار با اشاره به نامگذاری دهه جاری بعنوان دهه پیشرفت و عدالت فرمودند:
«یک معیارى لازم است براى اینکه ببینیم عدالت در بخشهاى مختلف - بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى - مراعات شده یا نه؟... بنابراین تعیین کردن شاخص و معیار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش یک چیز مهمى است. فرض کنید در صرف بودجههاى گوناگون -که حالا در بخش فرهنگ من اشاره میکنم- رعایت عدالت به چیست؟ چگونه میشود انسان خاطرجمع شود که در صرف این بودجهها رعایت عدالت شد یا نشد؟ اینها معیار و شاخص لازم دارد.»
یکبار دیگر در ذهن خود فعالیتهای پر سر و صدای فرهنگی دولت را مرور کنید؛ به نظر شما عدالت رعایت شده است؟
کارهایی که انجام شد؟ نشد؟
اما حضرت آقا در دیدار امسال خود با هیئت دولت جملهای میگویند که واقعا حسرت گزارش دادن دولت از بخش فرهنگ را بر دل میگذارد. ایشان میفرمایند: «من یک وقتى نسخهاى از آن کارهاى عمیقِ لازم را به آقاى رئیسجمهور دادم؛ همانها باید دنبال شود و باید دنبال میشد.»ای کاش رییس جمهور و هیئت دولت در برابر کسی که قبلا نسخهای از کارهای فرهنگی را به آنها برای اجرا داده است گزارش میدادند تا معلوم شود این نسخه تا چه حد عملی شده است. حضرت آقا با بزرگواری شرحی از این نسخه بیان نمیکنند و البته دولت هم با بزرگواری (!) از ارائه گزارش میگذرد؛ پس چارهای نمیماند جز اینکه باز هم به سخنان قبلی مقام معظم رهبری مراجعه کنیم. ایشان در دیدار سال ۸۶ خود فرمودند:
«فرهنگ مثل هواست که انسان وقتىکه این هوا را استنشاق کرد، با هوایى که استنشاق کرده و با آنجانى که گرفته، مىتواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقیهى کارها همه برخاستهى از آنچیزى است که شما استنشاق کردهاید... بنابراین صرف وقت کنید و در بودجه هم برایش پول و فصول قابل توجهى بگذارید تا جهتِ ارزشى به فرهنگ بدهید. از جملهىکارهایى که مسئولین فرهنگى دولت خیلى باید به آن بپردازند و واقعاً یک دقیقه را در آن فروگذار نکنند، این است که به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زیادى شده تا جریانهاى فرهنگى و عاملهاى فرهنگى - هنر و ادبیات و شعر و سینما و بقیه - در جهت غیر ارزشى حرکت کنند و راه بیفتند. شما باید کمک کنید و همهى تلاشتان را بکنید که به تحرکات فرهنگى کشور در جهت ارزشى جهت بدهید.»
هیئت دولت که گزارش نداده است، پس ناچاریم که همچنان با مرور سخنان، عملکردها و خروجیهای فرهنگی دولت به قضاوت بنشینیم. آیا نشست و برخاست تئوریسین فرهنگی دولت و عکس یادگاری گرفتن او با بازیگرها جهت ارزشی به فرهنگ دادن است؟ یا بزرگنمایی و پرداختن به تاریخ و فرهنگ پیش از اسلام و خوشحالی از قرض گرفتن چندماهه منشور کوروش چه تفاوت بنیادین با همان کاروانسرا آبادکردن دارد؟ آیا رویکرد دولت و فرد پر سر و صدای فرهنگی آن در قبال حجاب در راستای ارزشی کردن فرهنگ است؟ اینکه رسماً چادر مشکی را –که نماد و مظهر حجاب برتر است- سوغات عیاشخانههای اروپایی بدانیم چطور؟
رهبر معظم انقلاب در دیدار سال ۸۹ خود بعد از بیان مسائلی درباره صرف بودجههای فرهنگی –که در بالا به آن اشاره شد- اینچنین میفرمایند: «حالا بعد از آنکه مصرف فرهنگى را پیدا کردیم، قلمى که باید این بودجه صرف آن بشود، پیدا کردیم، برویم سراغ محتوایش. بالاخره میخواهیم فیلم بسازیم. مثلاً میخواهیم ده تا فیلم انقلابى بسازیم؛ ده تا فیلمى که حامل ارزشها باشد. یا میخواهیم فلان تعداد کتاب منتشر کنیم؛ محتواهایش چه باشد، چه جورى باشد، با چه قوّتى، با چه استحکامى، با چقدر مایهى علمى و هنرى که در آنجا به کار برده میشود؟ اینها خیلى کارهاى سخت و ظریفى است. در زمینههاى فرهنگى، دنبال کارهاى تشریفاتى و ویترینى نباشید. نمایش دادن کار فرهنگى، نه اینکه فایدهاى ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمینهى فرهنگ باید دنبال کارهاى محتوائى و اصیل و واقعى رفت، که امروز نیاز عمدهى کشور هم این است.»
نگاهی به فعالیتهای دولت در حوزه سینما هم که دیگر نور علی نور است، ویترین روی ویترین؛ نمایش پشت نمایش! نگاهی به حمایت قاطع بخش فرهنگی دولت از ساخت فیلم لاله بیاندازید تا اولویت محتواها در این حوزه برایتان مشخص شود. دیدار همان مظهر فرهنگ در دولت (!) با کارگردان تئاتر موهن «روز حسین» هم از همین دست است.
اینجا چراغی روشن بود
خیلی از انتقادهایی که امروز از فعالیتهای فرهنگی دولت میشود با توجه به امیدهایی است که دولت نهم و دوره موفق وزارت صفار هرندی در دل مردم روشن کرد. روی کار آمدن دولت نهم دلسوزان و اهالی فرهنگ را امیدوار کرده بود که روزگار جدایی فرهنگ و تعهد به سر آمده و حالا میتوان کاری کرد کارستان. وگرنه دولتهای سازندگی که توفیق قابل توجهی در تغییر فرهنگ دفاع مقدسی جامعه داشت و دولت اصلاحات که در خیانت به فرهنگ کارنامه سیاهی دارند که ردیفهایش اصلا قابل شمردن نیست. بنابراین مقایسه دولت نهم و دهم با قله، با توجه به کارهایی صورت میگیرد که میتوانست بشود. کارهایی که شعارهای سوم تیر امید اجرا شدن آنها را در دلها زنده کرد وگرنه خیلی از کسانی که این روزها به انتقاد از دولت میپردازند خود مصداق بارز فعالیت فرهنگی هنری ضد دینی هستند که اصلا بحثشان جداست. انتظار از دولتهای نهم و دهم برای اینکه در حوزه فرهنگ هم مانند عمران و آبادانی خط شکن و انقلابی عمل کنند انتظار بجایی بود کما اینکه اصلاح طلبان و اصولگرا نمایان ساکت فتنه از بیخ از این انتظار مبرا هستند و از هفت دولت آزاد!
نکته دیگر اینکه بیانات مقام معظم رهبری در حوزه فرهنگ در این دیدار اگرچه موجز و مختصر ولی حاوی چند کلیدواژه بسیار مهم بود که برای درک آنها ناچار از مراجعه به سخنان حضرتشان در دیدارهای سال گذشته هستیم.
فرهنگی که همچنان مظلوم است
در دیدار سال ۸۶ هیئت دولت با مقام معظم رهبری یک ملاک و معیار خوب و زیرکانه برای شناسایی میزان مظلومیت فرهنگ ارائه شد. آنجا که ایشان در سخنان خود فرمودند «نکتهى بعدى که مىخواهم سفارش کنم، این است که از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است. الان در گزارش آقاى رئیسجمهور، اصلاً اسمى از فرهنگ نیامد؛ یا در اولویتبندیها این اولویت فداى اولویتهاى دیگر شد و آنها تقدم پیدا کرد که در کوتاهى وقت، بیان بشود! این مظلومیت است دیگر.»
اینکه در صحبتهای رییس جمهور بخشی به فرهنگ و فعالیتهای انجام شده اختصاص نداده شده باشد نشان دهنده مظلومیت فرهنگ خوانده میشود (که البته میتوان این معیار را برای ارزیابی سایر مدیرانی که مجموعهای از فعالیتها در حوزههای مختلف را در زیر مجموعه خود دارند بکار برد.) امری که ۵ سال بعد هم باز از آن غفلت میشود تا ایشان بگویند: «خب، در زمینهى فرهنگ فرصت نشد آقایان گزارشى بدهند.»
غفلت از فرهنگ و قرار دادن آن در اولویتهای آخر برای ارائه گزارش به مقام معظم رهبری میتواند دلایل مختلفی داشته باشد که حداقل (و شاید بهترین آن!) مظلومیت فرهنگ و اولویت نداشتن آن در نگاه مسئولان است؛ و البته این از دولتی که یک دوره از سفرهای استانی خود را با اولویت مصوبات فرهنگی انجام داده است عجیب است و البته بعید!
هنوز کاروانسرا آباد میکنید؟!
حضرت آقا در دیدار اخیر خود با هیأت دولت میفرمایند: «خب، در زمینه فرهنگ فرصت نشد آقایان گزارشى بدهند. من یک جمله عرض بکنم: به کارهاى سطحى نباید اکتفاء کرد. به کارهاى عمیقتر، کارهاى بنیانىتر، کارهائى که از یکىشان دهها کار صادر میشود و نشئت میگیرد، توجه کنید.»
اگرچه ایشان در اینجا نمونهای از این کارهای سطحی یا عمیق ارائه نمیکنند اما باز هم توجه به سخنانشان در دیدار سالهای گذشته هیئت دولت با ایشان میتواند در این زمینه راهگشا باشد. معظم له در دیدار سال ۸۹ ضمن ابراز خوشحالی از افزایش بودجههای فرهنگی، نگرانی خود را از نحوه صرف و هزینه این بودجهها اعلام کرده و میفرمایند:
«جذب بودجه فرهنگى در جاى مناسب، خیلى کار سختى است؛ کار آسانى نیست... کار فرهنگى مصالحش خیلى سخت گیر مىآید؛ معمار و استادکارش خیلى دشوار به دست مىآید. لذاست که به نظر من توى کار فرهنگى یک مقدارى بایستى اهتمام ورزید. اولاً ببینیم ما چه قلم از قلمهاى کار فرهنگى را اهمیت میدهیم. در بعضى از آن دورههاى قبل - که حالا نمیخواهیم خیلى مشخص کنیم و اسم بیاوریم، لیکن چارهاى هم نیست؛ انسان براى مقایسه مجبور است بگوید - میخواستند کار فرهنگى بکنند، گفتند بودجهى فرهنگى؛ بنا کردند کاروانسراهاى شاه عباسىِ بین راه را به عنوان کار فرهنگى، آباد کردن! بله، آباد کردن کاروانسراى شاه عباسى چیز خوبى است، اثر باستانى هم هست؛ اما آیا کار اولویتدار فرهنگى ما همین است؟ ما که اینجور در مواجههى با فشار عظیم تبلیغات جهانى قرار داریم؛ سیاست در خدمت فرهنگ است، اقتصاد در خدمت فرهنگ است، هنر در خدمت فرهنگ است... در مقابل این حرکت فرهنگى و این تهاجم عظیم فرهنگى که میخواهند روح انقلاب را، روح استقلال را، روح دین را از ما بگیرند، اولویت فرهنگى ما این است که برویم حالا فرضاً کاروانسراى شاه عباسى را آباد کنیم؟! این یعنى اشتباه کردن در تشخیص آن قلمِ کار فرهنگى؛ این یک اشکال است.»
امروز که دو سال از آن دیدار گذشته است باز هم ایشان نسبت به انجام فعالیتهای سطحی در حوزه فرهنگ هشدار میدهند. البتهای کاش هیئت دولت گزارشی هم از فعالیتهای فرهنگی خود ارائه میکرد تا معلوم شود چقدر از بودجه فرهنگی کشور صرف کارهای اساسی شده است و چقدرش صرف آباد کردن کاروانسرا! اما حالا که این کار در اولویت سخنان دولتمردان نبوده است میتوان خواننده را به جایگاه قاضی دعوت کرد تا خود قضاوت کند که کمک میلیونی به بازیگران برای برپایی نمایشگاه نقاشی، سخن گفتن از جایگاه رفیع موسیقی و همین آخریها، تلاش برای ساخت فیلم «لاله» جزو کدام دسته قرار میگیرد؟ کارهای سطحی یا زیربنایی؟! آیا این کارها در جهت خنثی کردن تهاجمات فرهنگی دشمن است؟
البته همه اینها گذشته از پررنگ شدن سه گانه همایش، نمایشگاه و جشنواره در فعالیتهای فرهنگی دولت است؛ چنان که گویی برخی از دستگاههای فرهنگی دولت و معاونتهای وزارت ارشاد خود را در حد دبیرخانه برخی جشنوارهها و همایشهای سالانه میبینند. و این خلاف مبنای وجودی این سه گانه است. جشنواره همایش و نمایشگاه باید حلقه آخر از زنجیره تولید محصول فرهنگی و همزمان حلقه اول از زنجیره یک جریان سازی فرهنگی باشد. نگاهی به جشنواره فیلم فجر میتواند برای نمونه وجود این مبنا یا سطحی بودن یا نبودن این مسئله را نشان دهد.
البته رهبر معظم انقلاب در همان دیدار سال ۸۹ نکته دیگری هم فرموده بودند که میتواند مبنای قضاوتهای ما درباره عملکرد فرهنگی دولت باشد. ایشان در آن دیدار با اشاره به نامگذاری دهه جاری بعنوان دهه پیشرفت و عدالت فرمودند:
«یک معیارى لازم است براى اینکه ببینیم عدالت در بخشهاى مختلف - بخشهاى فرهنگى، بخشهاى آموزشى، بخشهاى اقتصادى - مراعات شده یا نه؟... بنابراین تعیین کردن شاخص و معیار براى عدالت در بخشهاى مختلف، خودش یک چیز مهمى است. فرض کنید در صرف بودجههاى گوناگون -که حالا در بخش فرهنگ من اشاره میکنم- رعایت عدالت به چیست؟ چگونه میشود انسان خاطرجمع شود که در صرف این بودجهها رعایت عدالت شد یا نشد؟ اینها معیار و شاخص لازم دارد.»
یکبار دیگر در ذهن خود فعالیتهای پر سر و صدای فرهنگی دولت را مرور کنید؛ به نظر شما عدالت رعایت شده است؟
کارهایی که انجام شد؟ نشد؟
اما حضرت آقا در دیدار امسال خود با هیئت دولت جملهای میگویند که واقعا حسرت گزارش دادن دولت از بخش فرهنگ را بر دل میگذارد. ایشان میفرمایند: «من یک وقتى نسخهاى از آن کارهاى عمیقِ لازم را به آقاى رئیسجمهور دادم؛ همانها باید دنبال شود و باید دنبال میشد.»ای کاش رییس جمهور و هیئت دولت در برابر کسی که قبلا نسخهای از کارهای فرهنگی را به آنها برای اجرا داده است گزارش میدادند تا معلوم شود این نسخه تا چه حد عملی شده است. حضرت آقا با بزرگواری شرحی از این نسخه بیان نمیکنند و البته دولت هم با بزرگواری (!) از ارائه گزارش میگذرد؛ پس چارهای نمیماند جز اینکه باز هم به سخنان قبلی مقام معظم رهبری مراجعه کنیم. ایشان در دیدار سال ۸۶ خود فرمودند:
«فرهنگ مثل هواست که انسان وقتىکه این هوا را استنشاق کرد، با هوایى که استنشاق کرده و با آنجانى که گرفته، مىتواند دو قدم بردارد و جلو برود؛ بقیهى کارها همه برخاستهى از آنچیزى است که شما استنشاق کردهاید... بنابراین صرف وقت کنید و در بودجه هم برایش پول و فصول قابل توجهى بگذارید تا جهتِ ارزشى به فرهنگ بدهید. از جملهىکارهایى که مسئولین فرهنگى دولت خیلى باید به آن بپردازند و واقعاً یک دقیقه را در آن فروگذار نکنند، این است که به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زیادى شده تا جریانهاى فرهنگى و عاملهاى فرهنگى - هنر و ادبیات و شعر و سینما و بقیه - در جهت غیر ارزشى حرکت کنند و راه بیفتند. شما باید کمک کنید و همهى تلاشتان را بکنید که به تحرکات فرهنگى کشور در جهت ارزشى جهت بدهید.»
هیئت دولت که گزارش نداده است، پس ناچاریم که همچنان با مرور سخنان، عملکردها و خروجیهای فرهنگی دولت به قضاوت بنشینیم. آیا نشست و برخاست تئوریسین فرهنگی دولت و عکس یادگاری گرفتن او با بازیگرها جهت ارزشی به فرهنگ دادن است؟ یا بزرگنمایی و پرداختن به تاریخ و فرهنگ پیش از اسلام و خوشحالی از قرض گرفتن چندماهه منشور کوروش چه تفاوت بنیادین با همان کاروانسرا آبادکردن دارد؟ آیا رویکرد دولت و فرد پر سر و صدای فرهنگی آن در قبال حجاب در راستای ارزشی کردن فرهنگ است؟ اینکه رسماً چادر مشکی را –که نماد و مظهر حجاب برتر است- سوغات عیاشخانههای اروپایی بدانیم چطور؟
رهبر معظم انقلاب در دیدار سال ۸۹ خود بعد از بیان مسائلی درباره صرف بودجههای فرهنگی –که در بالا به آن اشاره شد- اینچنین میفرمایند: «حالا بعد از آنکه مصرف فرهنگى را پیدا کردیم، قلمى که باید این بودجه صرف آن بشود، پیدا کردیم، برویم سراغ محتوایش. بالاخره میخواهیم فیلم بسازیم. مثلاً میخواهیم ده تا فیلم انقلابى بسازیم؛ ده تا فیلمى که حامل ارزشها باشد. یا میخواهیم فلان تعداد کتاب منتشر کنیم؛ محتواهایش چه باشد، چه جورى باشد، با چه قوّتى، با چه استحکامى، با چقدر مایهى علمى و هنرى که در آنجا به کار برده میشود؟ اینها خیلى کارهاى سخت و ظریفى است. در زمینههاى فرهنگى، دنبال کارهاى تشریفاتى و ویترینى نباشید. نمایش دادن کار فرهنگى، نه اینکه فایدهاى ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمینهى فرهنگ باید دنبال کارهاى محتوائى و اصیل و واقعى رفت، که امروز نیاز عمدهى کشور هم این است.»
نگاهی به فعالیتهای دولت در حوزه سینما هم که دیگر نور علی نور است، ویترین روی ویترین؛ نمایش پشت نمایش! نگاهی به حمایت قاطع بخش فرهنگی دولت از ساخت فیلم لاله بیاندازید تا اولویت محتواها در این حوزه برایتان مشخص شود. دیدار همان مظهر فرهنگ در دولت (!) با کارگردان تئاتر موهن «روز حسین» هم از همین دست است.
اینجا چراغی روشن بود
خیلی از انتقادهایی که امروز از فعالیتهای فرهنگی دولت میشود با توجه به امیدهایی است که دولت نهم و دوره موفق وزارت صفار هرندی در دل مردم روشن کرد. روی کار آمدن دولت نهم دلسوزان و اهالی فرهنگ را امیدوار کرده بود که روزگار جدایی فرهنگ و تعهد به سر آمده و حالا میتوان کاری کرد کارستان. وگرنه دولتهای سازندگی که توفیق قابل توجهی در تغییر فرهنگ دفاع مقدسی جامعه داشت و دولت اصلاحات که در خیانت به فرهنگ کارنامه سیاهی دارند که ردیفهایش اصلا قابل شمردن نیست. بنابراین مقایسه دولت نهم و دهم با قله، با توجه به کارهایی صورت میگیرد که میتوانست بشود. کارهایی که شعارهای سوم تیر امید اجرا شدن آنها را در دلها زنده کرد وگرنه خیلی از کسانی که این روزها به انتقاد از دولت میپردازند خود مصداق بارز فعالیت فرهنگی هنری ضد دینی هستند که اصلا بحثشان جداست. انتظار از دولتهای نهم و دهم برای اینکه در حوزه فرهنگ هم مانند عمران و آبادانی خط شکن و انقلابی عمل کنند انتظار بجایی بود کما اینکه اصلاح طلبان و اصولگرا نمایان ساکت فتنه از بیخ از این انتظار مبرا هستند و از هفت دولت آزاد!
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰