کد خبر:۲۰۴۰۲۶
نگاهي كوتاه به اسطورهسازي و پتانسيلهاي موجود در آن؛
رقابتهاي جهاني مناسبترین عرصه برای اسطورهسازی / آیا با وجود اسوههای برتر نیازی به اسطوره هست؟
اينكه آیا جامعه ما با داشتن اسوههايی برتر چون اهل بيت(ع) و ياران اين بزرگواران نیازی به اسطورهسازی دارد، از مهمترين سوالاتي است كه...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»- ساجده مقدمي، همهچیز از آنجا شروع میشود که باید زندگی، معنا داشته باشد و هیچ حکومتی، هیچ جامعهای از این، گریزی ندارد. در جوامع سنتی که اسطورهها در آن زندهاند، آیینها و مناسک به زندگی معنا میدهند و در جوامع دینی، نصوص دینی و سیره قدسیان. اما در این میان جامعه ای مانند ایران که دینی، نیمه سنتی و نیمه مدرن است در مورد اسطوره سازی چه وضعیتی دارد؟
اسطوره شناسی در غرب
آنچه تحت عنوان «اسطورهشناسی» در غرب، بهعنوان یک رویکرد بین رشتهای، به یکی از جدیترین و پرطرفدارترین رویکردهای علوم انسانی بدل شده، برآمده از یک واقعیت ضروری در جامعه غرب است. غرب، باید اسطوره بسازد و اسطورهشناسی، بهطور توأمان هم مقدمه و هم پیامد جریان کلان و پیوسته اسطورهسازی در غرب است. این تنها ساحتی است و که برای معنادادن به زندگی باقیمانده است.
ضرورت اسطوره برای ملت ها
آدمى براى شناخت خود مجبور به تأمل در باب خاطرات خویش است. ما همواره براى شناخت خود، به خاطرات شخصى، وضعیت خانوادگى، طبقه اجتماعى و سنن قومى مراجعه مىکنیم و معمولاً آنها را با ویژگى هاى نوع بشر ضرب مى نماییم تا به یک معرفت نسبى از خود دست یابیم.
از همین رهاورد بسیارى از اندیشمندان هنگام تفکر در مورد انسان به ادبیات یا بخش مکتوب تمدن ها روى مى آورند. چراكه، حافظه قابل بررسى اقوام، بایگانى مکتوب آنهاست.
حتى مى توان ادعا کرد که اگر اندیشمندان دهه حاضر به خوانش فیلمها علاقه مند هستند به آن علت است که حافظه هاى قومى از صورت «مکتوب» در حال چرخش به صورت «تصویر» هستند.
وظیفه اصلی اسطوره ها، تصویر سازی است
جهان امروز، جهان تصویر هاست. در این میان وظیفه اصلی اسطورهها تصویر سازی است. ملتی برتر است که قدرت تصویرسازی بیشتری داشته باشد و بتواند برای جامعه خود اسطوره سازی کند.
جوامع امروزی با تصویرهایشان زندگی میکنند، نه با تاریخ مکتوب خود. وقتی تاریخ مکتوب جای خود را به تصویر می دهد؛ ملتی موفقتر خواهد بود که توانایی به تصویرکشیدن تاریخ خود برای ملتش را در قالب اسطوره داشته باشد.
مسلما برخی ملتها تاریخی استوار و محکم دارند و فاقد قدرت تصویرسازیاند (مانند ایران ) و برخی کشورها فاقد تاریخ، اما دارای قدرت تصويرسازی بالا (مانند آمریکا) هستند. در این میان کدام ملت برنده است: ملت با پشتوانه تاریخی یا ملتی با قدرت تصویر سازی بالا؟ آمریکا در گذشته ملتی دارای سرزمین، اما بدون تاریخ و اسطوره بوده است. اما با این فقدان تاریخ چه کرده است؟
آمریکا ملتی دارای سرزمین اما بدون اسطوره، از ملتی دارای اسطوره اما بدون سرزمین کمک میگیرد. آمریکا از تاریخ و اسطوره یهود برای ایجاد تصویر در اذهان جامعه خود کمک میگیرد؛ زیرا به ضرورت وجود اسطوره برای جامعه خود پی برده است.
اسطورهها؛ پشتوانه و پیش برنده ملت ها
اسطوره معرف و نماینده یک ملت است. اگر میخواهید ارزش های مسلط یک جامعه را درک کنید به اسطورههای آنها رجوع کنید! اسطوره یک ملت دارای خوی جوانمردی و مردانگی است؛ اسطوره دیگری دارای خلق نفاق و روحیه تفرقه اندازی است؛ و اسطوره دیگری، سودگرایی در هر موقعیتی است و ...
آن چه جوامع را به جلو می برد، اسطوره ها هستند. اسطوره ها با ایجاد انگیزه در ملتها ، آنها را به سوی یک جامعه مترقی پیش میبرند اما از طرف دیگر میتوان گفت: اسطوره ها پشتوانه ملت ها هستند. در واقع اسطوره ها تاریخ ملتها هستند، که جامعه با اتکا بر آنها جلو میرود.
جوامع متعالی دارای گذشته پر افتخار و آینده پر امید
جوامع علاوه برگذشته پرافتخار نیاز به آینده روشن هم دارند. ملت ما گذشته پرافتخاری دارد. ما مانند بسیاری از کشورهای، نیازی به تاریخسازی دروغین نداریم؛ زیرا از پشتوانه تاریخی بسیار محکمی برخودارهستیم. اما آیا این گذشته اصیل و با شکوه برای پیش بردن ملت ما به تنهایی کفایت میکند؟ آیا این گذشته تاریخی نباید با یک آینده سراسر موفقیت همراه شود؟
اسطورهها باید متناسب با زمان باشند
ملتی پیشگام و پیشرو است که اسطوره هایش را دائما به روز کند و اسطوره هایش متناسب با زمان باشد. مسلما جامعه امروز ما نیاز به اسطورهای متناسب با زمان حال دارد. اسطورهها باید متناسب با زمان و موقعیت و نیازهای جامعه تغییر کنند. اسطوره ها نباید از جامعه عقب بمانند.
آمریکا به عنوان یک نمونه موفق از تصویرسازی اسطوره ها (هر چند که بنیان های فکری و عقیدتی ما و غرب بسیار متفاوت است) دائما اسطورههای خود را بهروز میكند و اسطورههای تازهتری ارائه میکند. وضعیت جامعه ما چگونه است؟ چرا باید جامعه ما، نیاز خود به اسطوره را با دیدن فیلم های هالیوودی تامین کند؟ چرا باید اسطوره فرزندان ما هریپاتر، بتمن و... باشد؟
در ادبیات اسلامی، چیزی به عنوان اسطوره نداریم
اگر به دنبال آنیم که اسلام چه اسطوره هایی را به ما معرفی میکند؛ با این پاسخ مواجه خواهیم بود که: در ادبیات قرانی و اسلامی از اسطوره سخنی به میان نیامده است. در واقع ما در ادبیات اسلامی چیزی را به عنوان اسطوره نداریم. اما مگر میشود اسلام به عنوان کاملترین دین الگویی برای مسلمانان قرار ندهد و آنها را در امور زندگیشان به حال خود رها کند!
در همين راستا قرآن از اسوه سخن به میان میآورد و توجه مسلمانان را به اسوه بودن حضرت محمد، ابراهیم و پیروانش معطوف میکند. چرا قرآن لفظ اسوه را به کار می برد؟ اسوه به چه معنی است؟ اسطوره به چه معنی است؟ در واقع این مسائل ما را به سمتی سوق می دهد تا به دنبال تفاوت اسوه و اسطوره برویم.
تعریف اسطوره و اسوه
از اسطوره، معانی مختلفی اراده شده است: گاهی مراد از اسطوره داستانی توهمی و افسانه ای است که در عین حال، خارق العاده نیز به نظر می رسد؛ گاهی مراد از آن، داستانی است که اولاً خارق العاده به نظر نمی رسد و ثانیاً چنان است که به ظاهر به نظر می رسد که در حال بیان یک واقعه تاریخی است که در گذشته دور یا نزدیک رخ داده است و ثالثاً معنی حقیقی آن در ظاهر الفاظش نهفته نیست و آن را باید در قالب یکی از معانی مجازی، استعاری، تمثیلی، رمزی و کنایی جست.
لسان العرب، در ذیل کلمه اسوه مینویسد که «اُسوه» و «اِسوه»: یعنی مقتدا، و وقتی گفته می شود: «إئتس به» یعنی به او اقتدا کن و مانند او باش. راغب نیز معتقد است که اسوه عبارت است از حالتی که انسان هنگام پیروی کردن از دیگران پیدا میکند، چه این پیروی کردن در امور خوب باشد یا امور زشت.
مسئله «الگوگیری»، یکی از مهمترین مسائل تربیتی در اسلام است
مسئله «الگوگیری»، یکی از مهمترین مسائل تربیتی در اسلام است؛ زیرا الگوگیری از دیگران، نقش اساسی در شکلگیری شخصیت انسان و سعادت یا شقاوت او دارد. از اینرو، قرآن و احادیث اسلامی، آموزههای مهم و ارزندهای را در این زمینه ارائه کردهاند. قرآن کریم از پیامبران، حضرت ابراهیم و پیروان او، حضرت محمد(ص) و پیشوایان حق به عنوان اسوه حسنـــه نام برده و مردم را به پیــــروی از آنــــان دعوت کرده است.
حال دو سؤال مطرح می شود:
1. آیا جامعه ما با دارا بودن پیامبران و امامان به عنوان اسوههای برتر نیازی به اسطوره و اسطورهسازی دارد؟
2. آیا اسوههايی مانند پیامبران و امامان نیاز جامعه ما به اسطورهای متناسب با این زمان را تأمین میکنند یا آنها مختص به زمان گذشته بودهاند و دردی از جامعه امروز را دوا نمی کنند؟
آیا با وجود اسوه های برتر نیازی به اسطوره هست؟
ما باید این واقعیت را بپذیریم که یک مسلمان ایرانی هستیم و در کنار اسلام، عقبه ایرانی بودن را نیز به همراه داریم. اسلام اسوههای برتر را به ما ارائه می دهد؛ اسوه هایی که در تمام لحظات زندگی باید آنها را به عنوان الگو در پیش روی خود داشته باشیم.
اما وجود اسوههای دینی، مانع از صحبت کردن از اسطورههای ملی و بومی نمیشود، البته در بهکارگیری اسطورههای ملی و بومی باید به این نکته توجه داشت که اسلام و اهل بیت به عنوان اصل قرار داده میشوند و در صورت عدم تناقض با این دو می توانند مورد استفاده قرار بگیرند.
برای مثال در تربیت فرزندانمان؛ ما باید دلاوریهای امام علی(ع) و شجاعت ایشان، در عرصههای مختلف تاریخی را برای فرزندانمان درونی کنیم؛ به نحوی که آنان در زندگی روزمره دائما به این بزرگواران تمسک جویند و از ایشان تبعیت کنند؛ اما با این وجود آيا اشکالی دارد که با نقل داستانهای حماسی شاهنامه، رستم، سهراب، سیاوش و.... را به عنوان اسطوره فرزندانمان مطرح کنیم و از اسطوره های کهن ملی و بومی خود بهره بگیریم؟
معاصرسازی اسوه های دینی
در پاسخ به سؤال دوم می توان معاصر سازی اسوه های دینی را مطرح کرد. قطعا فضیلتها و رذیلتهای اخلاقی هیچگاه منقضی نمیشوند. آنها فقط در گذشته خلاصه نمی شدند بلکه همه جوامع به آنها نیاز داشته و دارند. درواقع فضیلتهای اخلاقی مربوط به یک دوره نیستند بلکه انسانها در سراسر تاریخ باید به آنها آراسته باشند. در واقع همه انسانها در جست و جوی سعادت در دنیا و آخرت هستند و این امر جز با کسب فضائل اخلاقی و رد رذائل اخلاقی میسر نخواهد شد.
مسلما در این مسیر اهل بیت و پیامبران همواره الگو و اسوه ما هستند و هیچ گاه جایگاه خود را از دست نمیدهند، اما برخی نیازها در طول زمان مطرح شده که شاید در گذشته بدین شکل وجود نداشته است. وظیفه ما دراین میان چیست؟ وظیفه ما معاصرسازی اسوههای دینی است. به این معنا که ما باید به مطالعه سیره اهل بیت بپردازیم و آن چه در جامعه امروز به عنوان یک نیاز و شاید یک دغدغه مطرح شده را از سیره ایشان استخراج کرده و به جامعه ارائه دهیم. برای مثال ما باید سیره حضرت زهرا و حضرت زینب سلام الله را بررسی کرده و نیازهای زنان امروز را از آنان استخراج کرده و به جامعه زنان کشورمان ارائه دهیم.
اسطوره سازی در برخی زمینه ها ضرورتا با اسوه های ما در تناقض نیست
اسطوره سازی در برخی زمینه ها ضرورتا با اسوههای ما در تناقض نیست، بلکه گاهی اوقات میتوانند در راستای یکدیگر قرار بگیرند. به این معنی که در جامعه جدید برخی عرصه ها مطرح شده است که شاید در گذشته اصلا به این شکل وجود نداشته اند. اما جامعه ما در این زمینه ها نیاز به اسطوره های ملموسی دارند که آنها را پیشاپیش خود قرار داده و به سمت موفقیت حرکت کنند.
ورزش؛ یکی از دغدغه ها و نقاط توجه جوانان
به عنوان مثال ورزش و مسابقات ورزشی آن چنان که در زمان حال مطرح شده در گذشته وجود نداشته است. هرچند که ائمه سفارش زیادی به ورزش هایی مانند تیر اندازی و شنا و اسب سواری کرده اند، اما الگوی جوانان ما در این زمینه چه کسی است؟
ما باید از اين زمينه نهايت بهره را برده و به جوانان خود الگوهایی ارائه دهیم که بیشترین مطابقت با سیره ائمه اطهار را دارند. در واقع، ما باید در میان ورزشکاران اخلاقیترین و نزدیکترین آنها به سیره اهل بیت را پیدا کنیم و آنها را به عنوان اسطوره ورزش مطرح کنیم و نگذاریم ورزشکارانی که فاقد مبناییترین ارزش های اسلامی و اخلاقی هستند به عنوان اسطوره جوانان ما قرار بگیرند.
اسطوره کنونی جوانان ما میتواند ورزشكاري باشد، که معرف مذهب و ملیت ماست. اسطورهای که با قهرمانی در میدانهای مختلف و با به زبان آوردن نام مبارک حضرت ابولفضل، ذهن جوانان را به سمت ارزشهای عاشورایی متمایل میکند، یک اسطوره ملی و بومی است که نه تنها برای ورزشکاران بلکه برای جوانان نیز می تواند الگو مناسبی باشد.
اسطوره ملی ما ميتواند يك مربي خوب باشد که با وجود پیشنهادهای مختلف با مبالغ میلیاردی از سایر کشورها، باز هم ماندن در وطن و ارتقاء سطح ورزش کشور را ترجیح می دهد.
و يا يك ورزشكار خوب باشد که با اهدای مدال خود به پدر شهیدی که در اثر حمله های تروریستی به شهادت رسیده بود، مقام شهدا را در چشم جامعه پررنگ ميكند.
المپیک و رقابتهاي جهاني مناسب ترین عرصه برای اسطوره سازی در زمینه ورزش
المپیک عرصهای است که میتوان از آن برای اسطورهسازی استفاده کرد و بهترین اسطورهها را به جامعه عرضه کرد. ما خود، باید اسطوره هایمان را بسازیم و به دیگران فرصت و اجازه اسطوره سازی برای جوانانمان را ندهیم. مسلما اگر ما میدان راخالی بگذاریم دیگران برای ما، مطابق فرهنگ خود الگوسازی میکنند.
در این میان ورزش تنها یک مورد از مواردی است که جوانان ما نیاز به اسطوره دارند. ما باید سایر عرصه هایی که جوانان ما در آن نیاز به اسطوره دارند را رصد کنیم و اسطورهای متناسب با سیره اهل بیت به آنها ارائه دهیم. تا جوانان ما متوسل به اسطوره های غربی نشوند.
منابع :
1. نامه انسان شناسی،/ شماره 4/ پاییز و زمستان 1384/ روحالله نصرتی/ اسطوره امروز
2. فصلنامه علوم انسانی/ شماره 1/ صابر امامی/ حقیقت اسطوره
3. هفته نامه پنجره/ شماره 6/1388/ زهیر توکلی/ قدرت اسطوره در زوال تاریخ
4. ماهنامه ادبیات داستانی/ شماره 93/ 1384/ حمیرا رنجبر/ اسطوره به روایت اسطوره شناسان
5. روزنامه کیهان/ ۱۳۸۶/ احمد امید/ فاطمه زهرا (س) اسوه یا اسطوره
6.هفته نامه پگاه حوزه/ شماره 287/1387/ احمد رهدار/ دین در لباس اسطوره
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰