کد خبر:۲۰۴۰۶۹
17شوال؛ سالروز وقوع جنگ خندق
جنگاوري علي(ع) در نبرد احزاب، سرنوشت اسلام را تعيين كرد
كشته شدن «عمرو» و «نوفل بن عبد اللّه» به دست علي در جنگ احزاب، سبب هزيمت مشركان گرديد و رسول خدا بعد از كشته شدن اينان گفت: «اكنون ما به جنگ ايشان خواهيم رفت و ايشان به جنگ ما نخواهند آمد».
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ يكي از وظايف ما مسلمانان، شناسایی مصداق های حق و باطل در طول تاریخ و درک چگونگی عملکرد باطل است. به مناسبت سالروز وقوع غزوه خندق سعی در فهم رفتار دشمنان اسلام و از جمله یهودیان و استراتژیهای پیامبر در مقابل آنها داریم.
همچنان یهودیان در مقابل مسلمانان کارشکنی و سنگاندازی میکنند
امروز شاید مصداق های دشمنان اسلام تفاوت پیدا کرده باشد، اما هم چنان یهودیان در مقابل مسلمانان کارشکنی و سنگ اندازی میکنند و دشمنان اسلام همان حربه هایی را به کار میبرند که کفار و یهود در مقابل پیامبر اسلام به کار می بستند. ملتی عاقل است که باطل را به خوبی بشناسد و در این میان به حق تمسک جوید و با توسل به سنتهای الهی باطل را مفتضحانه از حیّز انتفاع ساقط کند.
علت برافروخته شدن جنگ أحزاب
جمعى از يهوديان از جمله: سلّامبنأبىالحقيق و حيىّبنأخطب و كنانةبنربيعبنأبىالحقيق و سلّامبنمشكم (از قبيله بنى نضير) و هوذةبنقيس و أبوهمان كسانى كه جنگ «أحزاب» را به راه انداختند، رهسپار مكّه شدند و بر قريش فرود آمدند و آنان را به جنگ با رسول خدا (ص) فرا خواندند و گفتند: ما هم در جنگ با محمد با شما همداستان مىشويم تا او را از ميان برداريم.
یهودیان آنچه در تورات آمده بود را کتمان میکردند
قريش به ايشان گفتند: «راستى شما كه أهل كتاب پيشين هستيد و درباره اختلاف ما و محمّد بصيرت داريد و مىتوانيد نظر بدهيد آيا دين ما بهتر است يا دين او؟» گفتند: «دين شما از دين او بهتر است و شما از وى به حقّ نزديكتريد.»
قريش از پاسخ ايشان شادمان شدند و در جنگ با رسول خدا و همكارى با يهوديان نشاط يافتند و با آنان قرار همكارى و همراهى گذاشتند. سپس مردان يهود، از نزد قريش بازآمدند و با قبيله «غطفان» و قبيله «بنى سليم» نيز تماس گرفتند و آنان را نيز با رشوه يك سال محصول خيبر با خود همراه ساختند.
جنگ خندق و اهمیت دشمن شناسی در آن
جنگ خندق یا احزاب را می توان از جنبه دشمن شناسی یکی از مهم ترین جنگ های طول تاریخ اسلام دانست؛ چرا که سه گروه یهود و کفار و منافقین در جنگ با رسول خدا همداستان شده اند. با بررسی هرکدام از این احزاب می توان به نتایج با اهمیتی در رابطه با دشمن شناسی رسید. در جنگ احزاب کار بر مسلمانان بسیار سخت شده بود که؛ چرا نه تنها از هر سو تحریم شده بودند بلکه شدت تنگنا به آن جا رسیده بود که در تاریخ آمده است:
نزديك به يك ماه بود كه مسلمانان و مشركان در برابر هم ايستاده بودند و جنگى جز تيراندازى و محاصره در كار نبود، اما چون كار گرفتارى مسلمانان به سختى كشيد، در اين موقع بود كه در دل مؤمنان نسبت به خدا و رسول خدا گمانها پيدا شد و نفاق منافقان آشكار گشت و «معتّب بن قشير» (از طايفه بنىعمروبنعوف) گفت: «محمّد ما را نويد مىداد كه گنجهاى خسرو و قيصر را مىخوريم، اما امروز جرأت نمىكنيم كه براى قضاى حاجت بيرون رويم» و «أوس بن قيظىّ» (از بنىحارثةبنحارث) با حضور مردانى از قوم خود گفت: «اى رسول خدا! خانههاى ما در خطر دشمن است، ما را اذن ده تا به خانههاى خود كه در بيرون مدينه است بازگرديم.»
رسول خدا در خارج از شهر با کفار قریش و یهودیان در گیر بود و در داخل شهر مدینه با یهودیان بنی قریضه که عهد شکنی کرده بودند. صاحب طبقات مىنويسد كه رسول خدا «سلمة بن أسلم» را با دويست مرد، و «زيد بن حارثه» را با سيصد مرد فرستاد، تا مدينه را پاسدارى كنند و آوازها به تكبير بردارند، چه از ناحيه «بنى قريظه» بر زنان و كودكان ايمن نبود.
راه نجات مسلمانان و آینده اسلام مثل گذشته در دستان گرهگشای علی (ع) نهفته بود، تا آنجا که وقتی حیدر کرار پا به میدان جنگ گذاشت سرنوشت و استراتژی جنگ کاملا تغییر کرد.
در طبقات مىنويسد كه رؤساى مشركين به نوبت به معركه مىآمدند. روزى أبوسفيانبنحرب با همراهان خويش. روزى خالد بن وليد. روزى عمرو بن عاص. روزى هبيرة بن أبى وهب مخزومى. روزى ضرار بن خطّاب فهرى. اينان گاه پراكنده و گاه با هم در پيرامون «خندق» اسب مىتاختند و با اصحاب رسول خدا زد و خورد مىكردند و تيراندازان خود را پيش مىداشتند تا تيراندازى كنند.
شيخ مفيد در ارشاد مىنويسند، رسول خدا و مسلمانان همچنان در محاصره دشمنان بودند و جنگى در كار نبود، تا آن كه سوارانى از قريش از جمله: عمرو بن عبدودّ كه او را با هزار سوار برابر مىدانستند، عكرمة بن أبى جهل، هبيرة بن أبى وهب و ضرار بن خطّاب بن مرداس.
«عمروبنعبدود» كه روز بدر جنگ كرده و زخمى شده و از شركت در جنگ أحد بازمانده بود و روز خندق براى اين كه حضور خود را نشان دهد، خود را نشاندار ساخته بود، هماورد خواست و على(ع) جنگ با وى را آماده گشت.
على خطاب به عمربن عبدود: به خدا قسم من دوست دارم كه تو را بكشم
در تمام اين مدّت علىبنأبىطالب (ع) بپا مىخواست تا به جنگ وى رود، امّا رسول خدا(ص) به او دستور توقّف مىداد، تا شايد ديگرى بجنبد، ليكن از بيم «عمرو» و كسانى كه همراه وى از خندق جهيده بودند كسى از مسلمانان پيش نتاخت و چون اين وضع به طول انجاميد، رسول خدا (ص) على را فرمود: نزديك بيا و چون نزديك آمد، عمامه از سر خويش برگرفت و بر سر على نهاد و شمشير خود را نيز به وى داد و گفت: اكنون دست به كار شو. سپس گفت: خدايا ياريش ده.
جابر مىگويد: ميان على و «عمرو» گرد و غبارى برخاست كه ديگر آن دو را نمىديدم، تا از ميان گرد و غبار صداى تكبيرى شنيدم و دانستم كه على پيروز شده و «عمرو» را كشته است.
يكى از شما فرود آيد تا با وى نبرد كنم
همراهان «عمرو» رو به گريز نهادند و اصحاب رسول خدا با شنيدن تكبير على پيش تاختند تا ببينند چه پيش آمده است. در اين ميان «نوفلبنعبداللّه» را در ميان خندق ديدند كه اسبش نمىتواند از خندق بيرون جهد و او را سنگباران مىكردند. نوفل مىگفت: اگر مىكشيد به صورتى بهتر از اين بكشيد، يكى از شما فرود آيد تا با وى نبرد كنم. على پايين رفت و او را نيز بكشت و ديگران گريختند.
على ضربتى زد كه ضربتى مباركتر و عزّت بخش تر از آن در اسلام نبود
به روايت ديگر مفيد أبوبكر بن عيّاش گفت: على ضربتى زد كه ضربتى مباركتر و عزّتبخشتر از آن در اسلام نبود و ضربتى به على زده شد(ضربت ابن ملجم)كه ضربتى نامبارك تر و بداثرتر از آن در اسلام پيش نيامد .... و كشته شدن «عمرو» و «نوفل بن عبد اللّه» به دست علي، سبب هزيمت مشركان گرديد و رسول خدا بعد از كشته شدن اينان گفت: اكنون ما به جنگ ايشان خواهيم رفت و ايشان به جنگ ما نخواهند آمد.1
ضربه علی در خندق برتر از عبادت ثقلین است
به روايت صاحب مواقف رسول خدا گفت: «لضربة علىّ خير( أو أفضل) من عبادة الثقلين»؛ ضربه علی بهتر یا برتر از عبادت ثقلین است.
مبارزه علی با عمروبن عبدود از اعمال امتم در روز قیامت برتر است
و در مستدرك آمده است كه پيامبر(ص) فرمودند: «لمبارزة علىّ لعمرو أفضل من أعمال أمّتي إلى يوم القيامة»؛ مبارزه علی با عمروبن عبدود از اعمال امتم در روز قیامت برتر است.
چه افتخارى از اين بالاتر كه برادرم، به دست هماوردى بزرگوار به قتل رسيده است
در روايتي ديگري از مفيد به نقل از مداينى آمده است، چون خبر كشته شدن «عمرو» به خواهرش رسيد و دانست كه على او را كشته است، گفت: «اى بنى عامر! چه افتخارى از اين بالاتر كه برادرم، به دست هماوردى بزرگوار به قتل رسيده است، آنگاه اشعارى به همين مضمون در مرثيه برادر و ستايش على(ع) گفت.2
جنگ علی سرنوشت اسلام را تعیین کرد
جنگ علی (ع) با عمر وبن عبدود سرنوشت جنگ را تغییر داد نکته قابل توجه در مطابقت جنگ احزاب با وضعیت کنونی مسلمانان را شاید بتوان در داستان معجزه رسول خدا با سلمان دانست.
وقوع معجزه در حفر خندق براي سلمان فارسي به دست رسول خدا
ابن اسحاق مىگويد: «از قول سلمان فارسى خبر يافتهام كه گفت: در ناحيهاى از خندق به كار كندن سرگرم بودم كه سنگى بزرگ پيش آمد و كار مرا دشوار ساخت، رسول خدا كه نزديك من بود و ديد كه هر چه مىزنم آن سنگ از جا كنده نمىشود، فرود آمد و كلنگ را از دست من گرفت و سه بار به سنگ زد كه هر بار برقى جهيد. با برق اول، يمن و با برق دوم، شام و مغرب زمين و با برق سوم، مشرق زمين را براى من فتح كرد.
گفتم: اى رسول خدا! پدر و مادرم فداى تو باد، اين برقى كه در موقع كلنگ زدن شما از اين سنگ مىجهيد چه بود؟ گفت: مگر تو هم آن را ديدى؟ گفتم: آرى، گفت: خداى متعال با برق نخستين، كشور يمن و با برق دوم، شام و مغرب زمين و با برق سوم، مشرق زمين را براى من فتح كرد.» 3
اکنون که تمام جهان بر ضد مسلمانان و منافع آنان همداستان هستند و سعی در شکست مسلمانان دارند باید منتظر فرج فرزند علی (ع) بود که بتواند با سرپرستی و یاری مسلمانان جنگ احزاب کنونی را پیروز کند.
پی نوشت ها :
1. ارشاد مفيد، صفحه 47- 48
2. دلائل الصدق، جلد 2، صفحه 175. به نقل از مستدرك، جلد 3، صفحه 32
3. سيره ابن هشام، جلد 3، صفحه 228- 230، چاپ مصطفى الحلبى، سال 1355 ه. م.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰