کد خبر:۲۰۴۴۸۷
وبلاگ «حدیث»
سرنا را از سر گشادش می نوازیم
بهتر نیست کمی هم وقت بگذاریم و زحمت بدهیم به خودمان و فکر کنیم؟!
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «حدیث» چنین آمده است:
فکرش رو بکنید، یک شهر را.... هر روز صبح ما آدمها بیدار میشیم و به زندگی روزمره مون میپردازیم..... ما هر کدوم در طول روز کم و بیش مقداری زباله تولید میکنیم و مقداری از آن را هم بدون در نظر گرفتن شعار «شهر ما خانه ما» به کوچه و خیابان میریزیم..... شب که برسد با حجم قابل توجهی زباله رها شده در معابر مواجه هستیم..... بعد هم گلهمند هستیم که چرا شهرداری فکری برای این زبالهها نمیکنه.... چه شهر کثیفی داریم..... چرا مسئولین به فکر نیستند..... خیلی جالبه، کوچکترین حرفی از کوتاهی و تقصیر خودمان در ماجرا به میان نمیآوریم.... شاید وقت آن رسیده باشد که کمی هم واقع بین باشیم و از خودمان شروع کنیم....
قسمت اول: سرنا را از سر گشادش مینوازیم!!!!
حجاب
به نظر شما چرا با گذشت این همه سال از حاکمیت ارزشهای اسلامی بر جامعه، هنوز تا این حد مشکل بد حجابی داریم؟ بهتر نیست کمی هم وقت بگذاریم و زحمت بدهیم به خودمان و فکر کنیم....؟!!
دخترک موهاهی جلوی سرش را از شال قرمزی رنگی که تنها بخش کوچکی از موهایش را به زحمت میپوشاند، بیرون گذاشته و کنار مادر که خود را با حجاب کامل پوشانده، حرکت میکند و نگاههای عابران بوالهوس را به خود جلب میکند. مادر بر خلاف دختر، از نگاهها معذب است. چند مورد را تحمل میکند و دم بر نمیآورد؛ اما نمیتواند از کنار نگاه هرزهٔ مردی که به دخترش خیره شده، بیتفاوت بگذرد و فریاد بر میآورد که: «مگر خودت خواهر، مادر نداری؟» هنوز این حرف از دهان زن خارج نشده که مرد میگوید: «جلوی دخترت را بگیر تا مردم نگاه نکنند.» زن با ناراحتی به طرف دخترش بر میگردد و دختر فقط میگوید: «ولش کن مامان! بعضیها ظرفیت ندارن.»
از این اتفاقات در جامعه ما این روزها کم رخ نمیدهد. موضوع مختص خانوادههای کمتر مذهبی هم نیست. برخی از خانوادههای مقید و معتقد هم این روزها با مشکل حجاب دخترانشان مواجهند و از آنکه این مقوله را در جامعه فراگیر میبینند، کاری جز سکوت در برابر آن از دستشان بر نمیآید. اما واقعاً مشکل حجاب در جامعه ما از کجا نشات میگیرد؟
بیراه نیست اگر بگوییم: ما سرنا را از سر گشادش مینوازیم!
مشکل حجاب در میان دختران ما شاید تا حد زیادی بر آمده از نوع برخورد ما در دعوت آنان به حجاب باشد. خیلی از خانوادههای متدین، دخترانشان را به نوعی وادار به حجاب داشتن میکنند. نتیجه این اجبار چیست؟ نتیجهاش این است که تا وقتی زور شما بر دخترتان میچربد، میتوانید نظرات خودتان را به او دیکته کنید و وادارش سازید که حرف شما را بدون چون و چرا بپذیرد، اما همین که آن سو دخترتان به استقلال رأی رسید، توانست حرفش را به کرسی بنشاند، آن وقت حرف شما را باطل میکند. اینجاست که این صحنههای زیادی را در کوچه و خیابان میبینیم که مادر و دختر کنار هم راه میروند، مادر با حجاب کامل و دختر سهل انگار و بدحجاب. این نتیجه آن طرز برخورد و طرز فکر غلط در ترویج حجاب است. در سطح جامعه هم متاسفانه ما همین طرز فکر غلط را در باره حجاب اشاعه دادهایم. یعنی با روشهای قهری دختران و زنان را به حجاب فراخواندهایم. و در نتیجه تا زمانی که ما روشهای قهری را ادامه میدهیم، آنها حجابشان را در حدی که رفع تکلیف کرده باشند، رعایت میکنند و هرجا که قدرت قهریه وجود نداشت، بدحجابی جلوه گر میشود. این است که گاهی از دیدن خانم همکارتان در جایی غیر رسمی و غیر از محیط اداری، تعجب میکنید و با خودتان میگویید: عجب! این همان خانم فلانی است که با مقنعه و مانتوی گشاد به اداره میآمد، پس چرا اینطور شده؟
این تعجبها و شگفتیها به دلیل رفتار قهری ما در برابر حجاب است. خانم همکار اداری شما فقط جایی حجابش را رعایت میکند که آن قوه قهری حضور داشته باشد و وقتی خاطرش از نبود آن جمع شد، میشود همان بدحجابی که همیشه بود. به نظر من با این سیاست فرهنگیمان در باره حجاب (که البته سیاست غلطی هم بوده) یک کار دیگر هم کردهایم و آن این است که جامعه را دو رو و متلون با آوردهایم. یک روی خانمها و حتی آقایون رویی است که در محیطهای رسمی دارند و روی دیگرشان چیزی است که عقایدشان را شکل میدهد و در مواقعی کا ناچار نباشند، به آن عمل میکنند. این موضوع نوعی نفاق اجتماعی ر ا ایجاد میکند و سبب میشود آن روح صداقت که مبنای پیشرفت هر جامعه است، شکل نگیرد.
قسمت اول: سرنا را از سر گشادش مینوازیم!!!!
حجاب
به نظر شما چرا با گذشت این همه سال از حاکمیت ارزشهای اسلامی بر جامعه، هنوز تا این حد مشکل بد حجابی داریم؟ بهتر نیست کمی هم وقت بگذاریم و زحمت بدهیم به خودمان و فکر کنیم....؟!!
دخترک موهاهی جلوی سرش را از شال قرمزی رنگی که تنها بخش کوچکی از موهایش را به زحمت میپوشاند، بیرون گذاشته و کنار مادر که خود را با حجاب کامل پوشانده، حرکت میکند و نگاههای عابران بوالهوس را به خود جلب میکند. مادر بر خلاف دختر، از نگاهها معذب است. چند مورد را تحمل میکند و دم بر نمیآورد؛ اما نمیتواند از کنار نگاه هرزهٔ مردی که به دخترش خیره شده، بیتفاوت بگذرد و فریاد بر میآورد که: «مگر خودت خواهر، مادر نداری؟» هنوز این حرف از دهان زن خارج نشده که مرد میگوید: «جلوی دخترت را بگیر تا مردم نگاه نکنند.» زن با ناراحتی به طرف دخترش بر میگردد و دختر فقط میگوید: «ولش کن مامان! بعضیها ظرفیت ندارن.»
از این اتفاقات در جامعه ما این روزها کم رخ نمیدهد. موضوع مختص خانوادههای کمتر مذهبی هم نیست. برخی از خانوادههای مقید و معتقد هم این روزها با مشکل حجاب دخترانشان مواجهند و از آنکه این مقوله را در جامعه فراگیر میبینند، کاری جز سکوت در برابر آن از دستشان بر نمیآید. اما واقعاً مشکل حجاب در جامعه ما از کجا نشات میگیرد؟
بیراه نیست اگر بگوییم: ما سرنا را از سر گشادش مینوازیم!
مشکل حجاب در میان دختران ما شاید تا حد زیادی بر آمده از نوع برخورد ما در دعوت آنان به حجاب باشد. خیلی از خانوادههای متدین، دخترانشان را به نوعی وادار به حجاب داشتن میکنند. نتیجه این اجبار چیست؟ نتیجهاش این است که تا وقتی زور شما بر دخترتان میچربد، میتوانید نظرات خودتان را به او دیکته کنید و وادارش سازید که حرف شما را بدون چون و چرا بپذیرد، اما همین که آن سو دخترتان به استقلال رأی رسید، توانست حرفش را به کرسی بنشاند، آن وقت حرف شما را باطل میکند. اینجاست که این صحنههای زیادی را در کوچه و خیابان میبینیم که مادر و دختر کنار هم راه میروند، مادر با حجاب کامل و دختر سهل انگار و بدحجاب. این نتیجه آن طرز برخورد و طرز فکر غلط در ترویج حجاب است. در سطح جامعه هم متاسفانه ما همین طرز فکر غلط را در باره حجاب اشاعه دادهایم. یعنی با روشهای قهری دختران و زنان را به حجاب فراخواندهایم. و در نتیجه تا زمانی که ما روشهای قهری را ادامه میدهیم، آنها حجابشان را در حدی که رفع تکلیف کرده باشند، رعایت میکنند و هرجا که قدرت قهریه وجود نداشت، بدحجابی جلوه گر میشود. این است که گاهی از دیدن خانم همکارتان در جایی غیر رسمی و غیر از محیط اداری، تعجب میکنید و با خودتان میگویید: عجب! این همان خانم فلانی است که با مقنعه و مانتوی گشاد به اداره میآمد، پس چرا اینطور شده؟
این تعجبها و شگفتیها به دلیل رفتار قهری ما در برابر حجاب است. خانم همکار اداری شما فقط جایی حجابش را رعایت میکند که آن قوه قهری حضور داشته باشد و وقتی خاطرش از نبود آن جمع شد، میشود همان بدحجابی که همیشه بود. به نظر من با این سیاست فرهنگیمان در باره حجاب (که البته سیاست غلطی هم بوده) یک کار دیگر هم کردهایم و آن این است که جامعه را دو رو و متلون با آوردهایم. یک روی خانمها و حتی آقایون رویی است که در محیطهای رسمی دارند و روی دیگرشان چیزی است که عقایدشان را شکل میدهد و در مواقعی کا ناچار نباشند، به آن عمل میکنند. این موضوع نوعی نفاق اجتماعی ر ا ایجاد میکند و سبب میشود آن روح صداقت که مبنای پیشرفت هر جامعه است، شکل نگیرد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰