در ميانه جنگ رسانه اي چه مي کنيم؟
کد خبر:۲۰۴۶۲۸
وبلاگ «سایبر»

در ميانه جنگ رسانه اي چه مي کنيم؟

صدا و سیمای برون مرزی ما چه قدر قوی است؟ سینمای ما به کدام سو می‌رود؟ مطبوعات ما فکری برای جهانی شدن دارند؟
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «سایبر» چنین آمده است:
 
این چند روزی که شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران برگزار می‌شد یک نکته خیلی به چشم می‌آمد و آن تکرار‌‌ همان گفتمان انقلاب اسلامی در میان سخنرانی هاو نظرات هیئت‌های شرکت کننده بود. غالب حاضران در این اجلاس‌‌ همان حرف‌هایی را می‌زدند که جمهوری اسلامی ایران از بعد از پیروزی انقلاب برای اولین بار به صورت رسمی آن‌ها را مطرح کرده است و البته بر آن‌ها نیز تاکید و اصرار نموده است.

مسأله اصلاح مدیریت جهانی، مسئله مقابله با جریان سلطه به سرکردگی آمریکا و دفاع از آرمان فلسطین آزاد و... از جمله محورهای کلیدی و آرمان‌های انقلاب اسلامی بود که به عینه مشاهده کردیم با یک استقبال جهانی روبه رو شده است. این استقبال به نحوی بود که نخست وزیر رژیم صهیونیستی را نیز به شدت خشمگین کرد تا جایی که نتانیاهو با تعجب پرسید چرا وقتی رهبر ایران سخنان ضد اسرائیلی را مطرح می‌کرد هیچ کسی از جای خود پا نشد؟!

پس می‌توان نتیجه گرفت که امروز گفتمان انقلاب اسلامی در میان نخبگان جهان سیاست علی الخصوص در کشورهای جهان سوم با استقبال روبه رو شده است و این در حالی است که به زعم نگارنده دستیابی به این همه موفقیت آن هم با وضعیت رسانه‌ای ما غیرعادی و نشانه‌ای از یک موهبت الهی است.

امروز جنگ، جنگ رسانه‌ای است. هرچند در این میان برخی ساده لوحان سیاسی همچنان دم از توهم جنگ نرم می‌زنند اما واقعیت امروز جهان چیز دیگری را حکایت می‌کند. امروز دو گفتمان متغایر در نبرد هستند. از یک سو گفتمان غرب لیبرال در فضای عمومی جهان حضور دارد و از دیگر سو گفتمانی جدید از درون اسلام ناب محمدی (ص) جوشیده است که داعیه داری نظم نوین در جهان را دارد و در مقابل بسیاری از آرمان‌ها و شعار‌های لیبرال دموکراسی علامت سئوال قرار داده است. آرمان‌ها و اهداف گفتمان انقلاب اسلامی دقیقا در برابر حکومت جهانی لبیرال دموکراسی قرار

می‌گیرد. زیرا در لیبرالیسم اساس بر من خودبنیاد گر، فردگرایی و لذت‌گرایی است و به عبارت بهتر تفکرات اومانیستی تمامی ساحت‌های

سیاسی اجتماعی را تکوین می‌بخشد. حال آنکه در تفکر اسلامی اساس بر تعالی انسان‌ها و اتکال بر روح خدا سرشت انسان‌ها است.

گفتمان «انقلاب اسلامی» پس از طرح در عرصه جهانی، به وضوح «امپراتوری جهانی سازی» را به تمام معنای آن به چالش کشید و به سرعت به «دیگری» جهان غرب تبدیل شد. انقلاب اسلامی بویژه زمانی که «رسالت جهانی» خود را روشن می‌سازد و امام راحل(‌رضوان الله تعالی علیه) اعلام می‌دارند:
 
«این واقعیت و حقیقت را بار‌ها اعلام نموده‌ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم»
 
در نگاه غرب و غرب گرایان از یک جابه جایی ساده قدرت سیاسی در گوشه‌ای از دنیا فرا‌تر می‌رود. در واقع انقلاب اسلامی و گفتمان آنکه پیام‌آور «نوع دیگری از زیستن» است و در انگاره‌های فلسفی و فکری خود نیز هیچ قرابتی با الگوی‌های جهانداری غربی ند ارد و روزنه تازه‌ای است برای آماده سازی جهانی برای تحقق آرمان‌های الهی که در آن دنیا در کنار آخرت طرح می‌گردد.

اما اکنون و در آغازین سال‌ها از هزاره سوم میلادی تصادم میان گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان حاکم بر غرب روبه فزونی گذاشته و در میان تصادم ایدئولوژیک است که جنگ رسانه‌ای آغاز می‌شود. جنگ رسانه‌ای که سعی دارد طرف دیگر را باطل و خود را مردی سپید پوش از میان ابرهای حقایق جلوه دهد و در میانه این جنگ عظیم رسانه‌ای چه سخت است تشخیص حق از باطل.

اما به راستی ما برای ارائه حق خود به جهان چقدر تلاش کردیم و چه برنامه‌هایی را طرح کرده‌ایم؟ کدام رسانه ما چنین رسالت عظیمی را برای خود تعریف کرده است؟ صدا و سیمای برون مرزی ما چه قدر قوی است؟ سینمای ما به کدام سو می‌رود؟ مطبوعات ما فکری برای جهانی شدن دارند؟

و این در حالی است که دشمنان بر طبل باطل خود چنان می‌کوبند که صدای آن گوش جهان را کر کرده است. امام خامنه‌ای مد ظله العالی در بیانات راهگشای خود در افتتاحیه شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد که باید آن را سندی تاریخی برای این جنبش نیز حساب کنیم در خصوص این جنگ رسانه‌ای می‌فرمایند:
 
«[غربی‌ها] با شبکه‌ رسانه‌ایِ انحصاریِ سازمان‌یافته، دروغهای خود را راست، و باطل خود را حق و ظلم خود را عدالت‌طلبی وانمود می‌کنند و در مقابل، هر سخن حقی را که افشاگر فریب آن‌ها است، دروغ و هر مطالبه‌ برحقّی را یاغی‌گری می‌نامند.»
 
در این وضعیت به نظر می‌رسد که طرح این سوال از مسئولین، اساتید دانشگاه، نخبگان و خود مردم بجا باشد که بگوییم به راستی ما در میانه این جنگ رسانه‌ای چه می‌کنیم؟ مسئولیت ما در قبال رسالت عظیم تبلیغ اسلام چیست؟ استاد دانشگاه ما برای تسخیر گفتمان جهانی چند جلد کتاب نوشته است و چند ساعت تحقیق کرده است؟ نخبه ما از هوش بالای خود در این جنگ نامتقارن چه نفعی به اسلام رسانده است و مردم ما چقدر توانسته‌اند خود را در برابر موشک‌های تهاجم رسانه‌ای غرب ایمن کنند؟ پدر و مادر‌ها چقدر در کنار فرزندانشان نشسته‌اند و در خصوص این جنگ بزرگ و البته غرور آفرین صحبت کرده‌اند؟ این‌ها سئوالاتی است که ما باید برای آن‌ها جواب‌های قانع کننده‌ای را ارائه دهیم چرا که ما در برابر قرآن و ائمه هدی مسئولیم. این دو امانتی هستند در دستان ما که باید به رهنمودهای آن‌ها عمل کنیم.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار