اجلاس غیر متعهد ها برای ایران چه دستاوردهایی داشت ؟
کد خبر:۲۰۴۸۲۰
وبلاگ «حامی ولایت»

اجلاس غیر متعهد ها برای ایران چه دستاوردهایی داشت ؟

از آنجایی که رسانه‌های صهیونیستی تلاش زیادی را به کار گرفته‌اند تا اجلاس غیر متعهد‌ها در تهران را که یک پیروزی صد در صد برای ملت ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی بود تضعیف کنند و آن را یک باخت برای ایران به حساب بیاورند لازم است تحلیل مختصری از این اجلاس داشته باشیم تا اسیر توهمات بی‌اساس این رسانه‌ها نشویم.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «حامی ولایت» چنین آمده است:
 
قبل از تحلیل در مورد این اجلاس باید بدانیم که فشاری که آمریکا و غرب به ایران می‌آورند با این هدف است که ایران را منزوی نشان دهند و با یدک کشیدن نام جامعهٔ جهانی بتوانند به اهداف خبیث خود در مورد انرژی هسته‌ای و مسالهٔ فلسطین و جلوگیری از الگو شدن نظام اسلامی برای کشورهای اسلامی دست یابند. پس هرگونه اجلاسی که ایران میزبانی آن را بر عهده داشته باشد نشان می‌دهد که ایران هنوز نقش مهمی در معادلات جهانی دارد و هم چنین نشان می‌دهد که ایران عضو مجموعه‌ای از کشورهاست که اهداف مشخص و منافع مشخصی دارند.
 
پس این سازمان غیر متعهد‌ها و عضویت ایران در مجموعهٔ کشورهای غیر متعهد برای آمریکا به خودی خود شکست محسوب می‌شود چه برسد به اینکه ایران توانایی و قدرت خود را در میزبانی این اجلاس به رخ جهانیان برساند. غیر از توانایی ایران در مدیریت و برگزاری با نظم این اجلاس (چرا که بسیاری از مهمانان خارجی تاکید می‌کردند که آنچنان شستشوی مغزی شده بودند که فکر می‌کردند ایران کشوری است که بر اساس ساختار قبله‌ای اداره شده و هنوز مردم آن با ش‌تر و اسب جابجا می‌شوند و این کشور هنوز امنیت داخلی ندارد)، بیان دیدگاه‌های ایران در مورد مسائل و موضوعات جهانی از زبان بالا‌ترین مقام ایرانی که اساس سیاست خارجی در دست اوست یعنی شخصیت با برکت و با عظمت حضرت آیت الله خامنه‌ای در جلوی چشم جهانیان دیگر ترس ابرقدرت‌ها از این اجلاس بود. چرا که بیان این مواضع باعث می‌شد کشورهای دنیا با مواضعی غیر از مواضع عرضه شده توسط ابر قدرت‌ها که شبکهٔ اقتصادی و رسانه‌ای دنیا را در دست گرفتند آشنا شده بلکه جسارت بیان آن‌ها را داشته باشند.
 
از طرفی برخورد دیگر کشور‌ها با مواضع ایران به منزلهٔ برخورد با اصلیترین دشمن آمریکا بود. چنانچه کشورهای دنیا علی رغم رفتار آمریکا و غرب هنگام سخنرانی سران جمهوری اسلامی جلسه را ترک نکنند به این معنا بود که منافع و مواضع آمریکا و غرب در قبال ایران برای کشورهای دیگر نه تنها اهمیتی ندارد بلکه اصلا مشروعیتی ندارد. و اینکه آن‌ها برای ایران به عنوان یکی از اعضای خود احترام قائلند.

اول از همه این رسانه‌ها از مدت‌ها قبل می‌خواستند این اجلاس را بی‌اهمیت جلوه دهند. یعنی می‌خواستند بگویند که این اجلاس در معادلات جهانی دارای قدرت چندانی نیست و کارایی چندانی ندارد. اما زمانی که دیدند نمی‌توانند قدرت و جایگاه مهم‌ترین این سازمان و نهاد بین المللی (چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ اقتصادی) را در بین عقول مردم تضعیف کنند شروع کردند به تحریک کشور‌ها برای عدم شرکت در این اجلاس. و تمام فضا سازی‌های ممکن را انجام دادند که حداقل این ۴ نفر به ایران نیایند:

۱)‌بان کی مون دبیرکل سازمان ملل

۲) مرسی رئیس جمهور مصر

۳) امیر قطر

۴) فرستادهٔ ویژهٔ عربستان سعودی

اما پذیرفتن دعوت ایران از سوی تمام دعوت شدگان به این اجلاس (از جمله این ۴ نفر) به جز فرستادهٔ «بحرین یا یمن (اشتباه از من است)» در واقع سیلی محکمی بود بر صورت آمریکا. چرا که نشان داد مواضع آمریکا در جهان تضعیف شده و دیگر آن نفوذ و اعتبار سابق را ندارد.

پس از این شگردهای شکست خورده رسانه‌های غربی که وابسته به دولت‌هایشان برای پیشبرد سیاست خارجی کشور‌هایشان هستند شروع کردند به جو سازی تازه علیه ایران؛

حاشیه سازی توسط دو نفر از مهم‌ترین دعوت شدگان به این اجلاس:

مواضع احتمالی مرسی و‌بان کی مون در مورد سوریه بود و درخواست احتمالی‌بان کی مون در مورد دیدار باموسوی و کروبی بود.

اما پس از شروع به کار این اجلاس و سخنان هوشمندانهٔ رهبر معظم انقلاب در مورد مسائل جهانی، مرسی که حاصل یک انقلاب سنی سلفی (با احترام زیادی که به ماهیت اسلامی و وحدت آفرین انقلاب مصر داریم) و درس خواندهٔ آمریکاست شروع به سخرانی کرد. با اینکه مرسی مواضع صریح و هوشمندانه و وحدت آفرینی به نفع ایران و منافع جمهوری اسلامی گرفته بود، رسانه‌های خارجی با سانسور قسمتهای عمدهٔ سخنان و مواضع مرسی و تاکید بر قسمتی از آن سعی کردند کلیهٔ تحلیل‌های خود را بر اساس آن قسمت انجام دهند و اینگونه بنمایانند که این اجلاس به جای برد صد در صد برای ایران به شکست صد در صد برای ایران تبدیل شده است!!!


از جمله مواضع مرسی که به نفع جمهوری اسلامی بود عبارت‌اند از:

۱) تاکید بر حق مسلم جمهوری اسلامی در دستیابی به انرزی صلح آمیز هسته‌ای با رعایت قوانین بین المللی

۲) تاکید بر مقاومت و حق مردم فلسطین و موضع گیری بر ضد اسرائیل

۳) تاکید بر اینکه ساختار سازمان ملل و شورای امنیت ناعادلانه است و باید تغییر کند

اما سخنان مرسی در مورد سوریه و ظالم خواندن حکومت آن و دفاع از معارضین سوری دستاویز خوبی برای رسانه‌های غربی شد تا تحلیل‌های بی‌اساس خود را مطرح کنند.


اما در تحلیلی از مواضع مرسی در قبال سوریه:

مرسی حاصل یک انقلاب سنی سلفی است. هم چنین وی سالهای سال در آمریکا تحصیل کرده و تحت تاثیر غرب است. او در دوران حاکمیت گروهی بود که از سوی صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها کشورش را اداره می‌کردند. به عبارت دیگر مرسی را می‌توان مهندس بازرگان مصر نامید. او مواضعش بسیار شبیه به مواضع جریان ملی مذهبی در ایران است. مرسی هر چه باشد گزینه‌ای خیلی بهتر از حسنی مبارک برای مردم مسلمان مصر و جمهوری اسلامی است (چرا که گذرگاه رفح توسط حکومت او باز شد، دیگر بر فعالان مسلمان فشار وارد نمی‌شود چرا که دیدیم اولین زن محجبه در زمان حکومت او توانست در تلویزیون ظاهر شود و.......). کمااینکه بازرگان هر چه بود بهتر از شاه و آمریکا بود. هیچ تردیدی نست که هیچ کدام از مسوولان ایرانی انتظاری غیر از این مواضع در مورد سوریه را از محمد مرسی نداشتند. چه اینکه محمد مرسی مواضع خودش را قبلا در نشست‌های دیگر اعلام کرده بود و کاملا مشخص بود که او در تهران چه می‌گوید!!!

از دیگر حاشیه سازی‌ها این اجلاس توسط غربی‌ها، سخنان‌بان کی مون در مورد سوریه و گفتن این موضوع بود که: «سران مخالفین در ایران (بخوانید فتنه گران) باید آزاد شوند» (!!) بود.

از آنجایی که سازمان ملل سازمانی است تحت هدایت و کنترل صهیونیست‌ها پس بی‌مورد نبود که‌بان کی مون بخواهد علاوه بر تشکر از ایران به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل و میزبان این اجلاس مواضع صهیونیستی خود را در مورد سوریه تکرار کند.

اما سوالی که توسط عده‌ای در داخل یا خارج مطرح می‌شود این است که:

اگر سازمان ملل نهادی صهیونیستی است پس چرا‌ بان کی مون بر خلاف ارادهٔ آمریکا به تهران آمد؟

پاسخ این است که چون ۱۲۰ کشور جهان در این اجلاس حضور می‌یافتند بانیامدن دبیرکل سازمان ملل از اعتبارش کاسته می‌شد. چرا که وی به ۱۲۰ کشور جهان پشت کرده بود و اهمیتی برای آن‌ها قائل نبود. به این ترتیب صهیونیست‌ها اجازه دادند‌بان کی مون به تهران بیاید ولی از وی خواستند در مورد سوریه و رهبران مخالفین در ایران‌‌ همان مواضع صهیونیست‌ها را زمزمه کند.

اما از دیگر حاشیه سازی‌های رسانه‌های خارجی پرداختن به ممنوع التصویر شدن شخصیت کارتونی «جیگر» بود. در جالی که بسیاری از مردم ایران مخصوصا حامیان جمهوری اسلامی اصلا از وجود چنین شخصیتی!!! خبر نداشتند نا‌گهان رسانهٔ بی‌بی سی رسانهٔ حامی روشنفکرانی که ادعا دارند اصلا برنامه‌های صدا و سیما را نمی‌بینند به طور گسترده بر این شخصیت کارتونی متمرکز شده بود. و روشنفکران مدعی نیز همراه با رسانهٔ روباه پیر ناله و فغان سر می‌دادنند که: «ای وای چه کنیم که جیگر ممنوع التصویر شد». هم چنین این خبر که: دولت ایران حتی چهرهٔ مرغ را در تلویزیون به تصویر نمی‌کشد مبادا ایرانیان شورش کنند!!! مایهٔ مسرت و انبساط خاطر مردم ایران در ایام برگذاری این اجلاس شد.

همهٔ این‌ها نشان می‌دهد که دست رسانه‌های خارجی در مورد این اجلاس چقدر خالی بود که برای منحرف کردن ذهن ایرانیان از این اجلاس حتی به جیگر و مرغ نیز روی آوردند.

اما آیا به واقع بیان چند موضع خلاف مواضع ایران می‌تواند به پیروزی و برد صد در صدی ایران کوچک‌ترین خدشه‌ای وارد کند؟


پاسخ این است که: به هیچ عنوان. چرا که همانطوری که از اسمش پیداست این اجلاس مربوط به کشورهای عضو جنبش عدم تعهد بود که مجموعه‌ای ۱۲۰ کشوره را تشکیل می‌دهند که نه تنها مواضع کلی آن‌ها خلاف جمهوری اسلامی نبود که در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های متعدد از دوستی و همکاری با ایران ابراز رضایت می‌کردند. هم چنین اصل برگذاری این اجلاس و بیان مواضع اصولگرایانه و اسلامی جمهوری اسلاکمی راجع به مسائل جهانی و اینکه ۱۲۰ کشور ایران را متحد و شریک و هم پیمان خود در جنبش عدم تعهد می‌دانند نشان می‌دهد که ایران در این اجلاس به پیروزی صد در صدی دست یافته است. هم چنین مرسی در مقابل یک موضع بر خلاف ایران ۴ موضع به نفع ایران ایراد کرد.

از دیگر حاشیه سازی‌هایی که رسانه‌های صهیونیستی خارجی در مورد این اجلاس به عمل آوردند عبارت بود از: «میزان هزینهٔ این اجلاس»

اولا باید گفت این رقم باید با میزان هزینه‌هایی که دیگر کشور‌ها انجام می‌دهند مقایسه شود که بسیار پایین‌تر از ریخت و پاش‌های کشورهای غربی است. ثانیا آوردهٔ ارزی این اجلاس و هدایای کشورهای دیگر باید در محاسبهٔ ما دخیل شود. ثالثا باید توجه شود که نظام از اسراف در برگذاری این اجلاس اجتناب کرده است (کمااینکه حتی وقتی قرار بوده برای جابجایی سران کشور‌ها از کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس بنزهای زرهی کرایه شود، وقتی به هزینهٔ بالای این بنز‌ها پی برده می‌شود به کرایه کردن آن‌ها که هزینه‌ای به مراتب کمتر از خرید دارد اکتفا شده است)، رابعا باید در نظر گرفت اجلاسی که تامین کنندهٔ امنیت ملی ماست دادن این هزینه برایش بالا نیست. چرا که زمانی که شما به خاطر مواضع اصولی خود مورد تحریم و تهدید کشور‌های دیگر و در جایگاه متهم هستی که جامعهٔ جهانی مواضع تو را قبول ندارد، این اجلاس به مثابهٔ آب سردی بر خاکس‌تر همهٔ آن ادعاهای بی‌اساس است. کمااینکه در قطعنامهٔ اختتامیهٔ این اجلاس بر همین مواضع اصولی جمهوری اسلامی تاکید شده است و قطعنامهٔ اختتامیه در واقع چیزی نبود مگر خواسته‌ها و مواضع جمهوری اسلامی. خامسا برگذاری این اجلاس قانونا بر عهدهٔ ما بود (چرا که بنا به نوبت این ما بودیم که باید آن را در این مرحله برگذار می‌کردیم) و اگر برگذار نمی‌شد عملا آبروی ما می‌رفت پس برگذاری این اجلاس کار بیهوده‌ای نبوده است. با برگذاری آبرومندانهٔ این اجلاس مسیر برای قدرت نمایی بین المللی ایران در اینده باز خواهد شد. سادسا عدم هرگونه خرابکاری از سوی گرههای تروریستی معاند نظام نشان داد ایران توانایی برگذاری با امنیت بالای اجلاسی در چنین سطحی را دارد در حالی که تمام سرویس‌های اطلاعاتی سیا و موساد و MI۶ بر ضد وی فعالند و مخالفین تروریست جمهوری اسلامی را آموزش اطلاعاتی و عملیاتی می‌دهند.

هم چنین این اجلاس توسط عده‌ای به جشن‌های دوهزار و پانصد ساله تشبیه شده بود. در حالی که جشن‌های دوهزار و پانصد ساله برای تضعیف اسلام گرایی بود ولی این اجلاس برای بیان مواضع اسلامی و حق طلبانهٔ ایران. هم چنین هزینهٔ جشن‌های دوهزار و پانصد ساله در زمان خود بسیار بیشتر از هزینه‌های اجلاس عدم تعهد است که اکنون برگذار شد. دیگر اینکه در جشن‌های دو هزار و پانصد ساله حداکثر از ۵۰ کشور آمدند در حالی که در این اجلاس از ۱۲۰ کشور.


از دیگر کارهای جالبی که مسوولان ایرانی به آن اهتمام ورزیده بودند عبارت بود از قرار دادن اتومبیل‌های منفجر شدهٔ شهدای هسته‌ای در مسیر رهبران خارجی و دیدار خانواده‌های آن مرحومین با میهمانان. صحنهٔ جالبی که دیدم در آغوش گرفتن فرزندان شهدای هسته‌ای توسط‌بان کی مون!!! بود و از آنجایی که خانوادهٔ این شهیدان دقیقا ادعا و تحلیل جمهوری اسلامی را مبنی بر شهید شدن این بزرگواران توسط عوامل صهیونیستی را دارند از جمله تکنیک‌های جمهوری اسلامی بود که عملا آبروی اسرائیل را در دنیا برد. وقتی دبیرکل سازمان ملل که خود توسط صهیونیست‌ها بر سر کار می‌‌اید نمی‌تواند در مقابل این ادعا کاری انجام دهد و فرزندانی که ادعا دارند پدر‌هاشان توسط اسرائیل شهید شده‌اند را در آغوش می‌گیرد یکی از برگ‌های برندهٔ جمهوری اسلامی است.
از طرفی برد ایران زمانی بیشتر مشخص می‌شود که مسوولان مهم‌ترین دشمن ایران یعنی اسرائیل بر ترور محمود عباس به دلیل شرکت وی در این اجلاس سخن می‌گویند و تاگید می‌کنند که جامعهٔ جهانی با حضور در این اجلاس عملا به اسرائیل پشت کرده و به آن اهمیتی نداده‌اند
این تنها گوشه‌ای از تحلیل‌های ما در مورد پیروزی ایران و جمهوری اسلامی در برگذاری این اجلاس بوده است. کمااینکه برای ذهن‌های آگاه نیازی به تحلیل ندارد.
پربازدیدترین آخرین اخبار