گزارشي از مباحث روز يکشنبه!
کد خبر:۲۰۵۰۹

گزارشي از مباحث روز يکشنبه!

وبلاگ دردنامه
محمد مهدي ميرزايي پور

به نام خداوند مهربان

در دانشگاه ما (اميرکبير) شايد ندانيد که چقدر بحث تدفين شهدا گرم است. يعني راستش را بخواهيد داغ است!

در طول دو روز شنبه و يک شنبه در صحن دانشگاه بحث هاي زيادي شد و طيف هاي مختلفي از مخالفين ما را همراهي کردند. بحث هاي بسيار بسيار جالبي در گرفت که گفتم خوب است گزارشي تهيه کنم. تدفين شهداء هيچ برکتي نداشته باشد همينش خيلي خوب بوده که باعث شده ما يک مقداري در فضاي آرام به بحث منطقي تر بپردازيم. بنده طبيعتا در همه ي مباحث شرکت مستقيم نداشته ام و به بعضي هاشان هم فقط گوش مي دادم. ولي گفتم خوب است باز هم يک دسته بندي بکنم و ارائه بدهم.

مشکلاتي که ما در اين مباحث به آن ها مي پرداختيم دو جور بودند. يک سري از مباحث مربوط به سوء استفاده ي سياسي از شهداء بود و يک سري هم به اصل جمهوري اسلامي بر مي گشت. مشخص بود که اگر کسي با هر طرز تفکري (ولو يهودي و ارمني!) به حفظ جمهوري اسلامي اعتقاد داشته باشد، با اين مساله موافق است که شهداء در دانشگاه باعث ترويج روحيه اي مي شود که به بقاي همين جمهوري اسلامي کمک مي کند.

فقط به اصلي ترين شبهه اشاره مي کنم که اين عزيزان مي فرمودند که وجود شهداء باعث ورود شبه نظاميان به دانشگاه مي شود. خوب به دو نکته توجه کنيم:

اولا در دانشگاه شريف با گذشت حدود سه سال چنين اتفاقي نيفتاد.

ثانيا آن شبه نظاميان فرضي شما، طبيعتا براي ورودشان به دانشگاه نيازي به وجود شهيد ندارند. پس جلوگيري از ورود شهداء به اين دليل هم بي معني است.

اما مباحث اصلي از آنجايي شروع مي شد که مشکلات به جمهوري اسلامي وارد مي شد. خلاصه از تمام جيک و پوک جمهوري اسلامي مي پرسيدند تا بگويند که اين جمهوري اسلامي ناحق است در نتيجه اين شهداء هم بي خودي رفته اند شهيد شده اند و يا (1)فريب خورده بودند و يا (2)خائن به ملک و ملت بوده اند. بنده نمي خواهم به ريز مشکلاتي که به جمهوري اسلامي وارد کرده اند اشاره بکنم ولي مي خواهم با فرض مشکل دار بودن جمهوري اسلامي ورود شهداء را توضيح بدهم.

اما دو فرض را که مطرح شد بررسي مي کنيم: فرض خائن بودن شهيد! يک نفر خيلي بعيد است که به خاطر اين که بقيه را گول بزند برود خودش را به کشتن بدهد! يعني اصلا منطقي نيست! آن هم 200 هزار شهيد پاک دل جنگ! پس بيائيد از اين موضع بگذريم که بسيجيان دوران دفاع مقدس خائن به ملت بوده اند! يعني با هيچ عقلي جور در نمي آيد. اصلا مگر ملت در دوران دفاع مقدس چه کساني بوده اند؟ همين بسيجي ها!

اما مي رسيم به اين حرف که اين شهداء افراد فريب خورده اي بوده اند! طبيعتا اين حرف به اين معني است که ملت ايران لااقل در زمان جنگ فريب خورده بوده اند که حاضر شدند 200 هزار شهيد بدهند و آن طوري در جبهه ها مبارزه کنند! گذشته از اين که اين حرف خيلي مغرورانه و توهين به مردم ايران است بايد بگويم با همين ادعاي دموکراسي خواهي اين عزيزان ادعا کننده جور در نمي آيد. يعني بالاخره نفهميديم که راي مردم در پيش اين عزيزان تعيين کننده است يا نه؟ حالا چه فريب خورده باشند چه نه. شما مي خواهيد جلوي خواست عمومي مردم بايستيد و آنها را فريب خورده معرفي کنيد و بعد هم بگوئيد که دموکراسي خواه هستيد؟ اين ها با هم قابل جمع نيست. تازه بنده خدمت شما عرض مي کنم روزي که مردم براي انقلاب قيام کردند روز 15 خرداد 1342 بود که يک مرجع تقليد را گرفتند وگرنه مردم امام خميني را به اين معني حالا ابدا نمي شناختند. تمام اين انقلاب هم از مساجد آغاز شد و مردم با بازرگاني نماندند که اسلام را براي ايران مي خواست بلکه با امام خميني اي ماندند که ايران را براي اسلامي مي خواست.

حالا ممکن است بگوئيد مردم حالا با مردم آن موقع فرق دارند و ديگر اين شهداء را نمي خواهند! بنده هم بايد عرض کنم که بالاخره هر شهيدي ترويج کننده ي هدفي است که به خاطر آن جان خود را از دست داده است. فرض کنيد به جاي اين که شهداي هشت سال دفاع مقدس را بياوريم و دفن کنيم بيائيم مثلا کشته شدگان اپوزيسيون جمهوري اسلامي را دفن کنيم. به نظر شما ملت ايران چنين کاري را از دانشگاهيان تحمل مي کرد؟ به نظر شما اين کار ترويج کننده ي آرمان هاي همان جريان نمي بود؟ آيا آن هايي که واقعا به آن راه اعتقاد دارند از اين کار استقبال نمي کردند؟ شايد همان هايي که مي گويند دانشگاه قبرستان نيست از اين کار استقبال مي کردند؛ البته استنتاج درستي مي بود با پايه هاي غلط. يعني ترويج کننده بود ولي ترويج کننده ي آرمان هاي اشتباه.

پس هيچ کسي نمي تواند منکر تاثير شهداي يک راه در ادامه ي آن راه بشود. هيچ کس نمي تواند منکر مؤثر بودن تدفين شهداء در دانشگاه در جهت ادامه ي آرمان هاي شهداء که حفظ همين جمهوري اسلامي است بشود. اما همان طور که عرض شد امروز ملت ايران راه مقاومت و سربلندي را پيش گرفته است و مي خواهد شهداء را در پيشاني زندگيش ببيند و به آن ها اقتدا کند. آن فرزندان شهيدي که احيانا پشيمان از راه پدرانشان هستند مالک آرمان هاي شهداء نيستند بلکه مالک واقعي آن آرمان هاي ملت رنج ديده ي ايران است که هرگز حاضر نيست دست به تدفين کشته شدگاني بزند که در راهي غير از راه اسلام و نظام اسلامي کشته شده اند. اين را هيچ ديد واقع گرايي نمي تواند نفي کند.

اي کساني که دموکراسي خواه هستيد به خواست ملتتان احترام بگذاريد. براي اراده ي ملتي که راه مقاومت را پيش گرفته ارزش قائل شويد و به آن ها بپيونديد که خداوند تعالي مي فرمايند «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ». از امام حسين عليه السلام ياد بگيريم که هرگز حاضر نشد ذره اي در مقابل زور کوتاه بيايد و اين شهداء همگي به او اقتدا کردند. اين راه همان راه حسين عليه السلام است.

پي نوشت:
-در مورد اين که آيا حقانيت يک نظام اسلامي به راي اکثريت (50 درصد به اضافه ي 1) است يا نه در مجالي ديگر بحث خواهم کرد ان شاء الله که موضوعي مربوط ولي جداگانه است.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار