کد خبر:۲۰۵۴۶۱
وبلاگ «حدیث»
چه کنیم با سادهلوحی بعضیها؟
امان از دست ساده لوحی کشورهای منطقه غرب آسیا، که هرچه برسر این منطقه استراتژیک آمده از همین ساده لوحی بوده است.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «حدیث» چنین آمده است:
جمهوری اسلامی ایران همواره روابط پاک و استوار بر حسن نیتی را با همسایگان خود داشته است. البته این روابط حسنه تقریباً دو جانبه بوده ولی تمام کشورهای همسایه مانند ایران رو راست عمل نکردهاند. از جمله این کشورهای فریب خورده قدرت و ثروت، آذربایجان است. کشوری که در مرز شمالی کشورمان قرار دارد و به خاطر چند نکته از جمله نفت خیز بودن و داشتن جمعیت شیعه آذری مورد توجه اسرائیل قرار گرفته است. آذربایجان چند سالی است که بنا به دلایلی که ذکر خواهد شد، روابطی را به اسرائیل آغاز کرده (البته این روابط از بیست سال قبل یعنی از زمان استقلال این کشور، به طور نامحسوس وجود داشته) که امروزه به سطح گستردهای رسیده است.
این کشور و روابطش با اسرائیل به خاطر اینکه همسایه مرزی ماست، برای کشور ما حایز اهمیت است. نمونه این روابط اسنادی است که توسط ویکی لیکس منتشر شده است و نشان میدهد که اسرائیل به مدت چند سال از خاک آذربایجان جهت جاسوسی از ایران استفاده میکرده است. البته تفسیر و تحلیل رابطه اسرائیل با آذربایجان بسیار پیچیده است، زیرا مسائلی همچون، مناقشه قره باغ، روابط روسیه با کشورهای مشترک المنافع، رابطه ایران با ارمنستان، بحث ذخایر نفتی منطقه قفقاز و.... بر تحلیل این رابطه سایهای سنگین انداختهاند. سعی میکنم در چند قسمت، به طور مفصل به این موضع بپردازم.
قسمت اول: آذربایجان و یک اشتباه
از همان روزهای آغازین سال ۲۰۰۷ میلادی که خبر روابط پنهانی آذربایجان و اسرائیل توسط تکستهای خبری دنیا مخابره شد تا امروز، شاهد رفتارهایگاه متناقص این دوکشور نسبت به اخبار اینچنینی هستیم. اگر سرچشمه این بازیگردانی را بررسی کنیم حتماً به تیترهای درشت اساسنامه تشکیل دولت یهود در اسرائیل خواهیم رسید. همان سیاستی که به بهانه قرار گرفتن اسرائیل در محاصره کشورهای عربی منطقه بر این اساس استوار بود که با کشورهای غیر عربی منطقه استراتژیک خاورمیانه روابطی برقرار شود. نمود این روابط در سالهای دهه ۱۹۶۰ میلادی مشهود بود که گروهی را متشکل از ایران و ترکیه و چند کشور دیگر منطقه، تشکیل داده بود و سعی بر این داشت تا ضمن ایجاد یک گروه قدرتمند، جهت رویارویی با عربهای ساده لوح، دنیای اسلام را به درگیری با همدیگر مشغول کند و خود از این آب گل آلود ماهیهای دلخواه و رنگارنگ خود را صید کند.
سیاستمداران اسرائیل در این زمینه هم باهوش عمل کردند و سعی کردند اعلام این رابطه و همکاری را بر عهده آذربایجان بیاندازند، یعنی آذریها را مجبور به این کارکردند. از همان زمانی که گروه «سخونت» در زمان شوروی سابق و زمان رهبری میخائیل گورباچف، توانست برای اولین بار در سرزمینهای تحت رهبری شوروی، مجوز فعالیتهای یهودیان را اخذ کند.
اسرائیل و آذربایجان و نشانه دوستی:
جمهوری اسلامی ایران در تمام سالهای پس از پیروزی انقلای اسلامی، دیپلماسی دوستانهای را به جهت ایجاد روابط حسنه با کشورهای منطقه، در دستور کار خود قرار داده است. این روابط شامل کشور همسایه شمال غربی، نیز میشود. کشوری که به واسطه دارای منابع غنی انژی در منطقه است و با داشتن مذهب و زبان مشترک با ملت ایران، اهمیت خاصی برای ارتقاء روابط و معادلات سیاسی و اجتماعی دارد. روابطی که پیشینهای بسیار تاریخی دارد. البته نمیتوان از نقش دولت سکولار آذربایجان که ادعای پیروی از کمالیستهای ترکیه را دارد، در عدم توافقهای نهایی بین ایران و آذربایجان به راحتی گذاشت و این خود سوال بزرگی است که چرا بر مردم اکثراً شیعه دولتی سکولار حکومت میکند و البته پاسخ دادن به آن، نیازمند یادداشتی دیگر است. روابطی که علیرغم چهره و ظاهری دوستانه، تا کنون به یک شکل منسجی دست نیافته است. آذربایجان، در سالهای گذشته تا امروز همیشه یک بام و دو هوا برخورد کرده است. نه میخواهد حمایت یهودیان اصهیونیست را که در زیز زبانش مزه کرده از دست بدهد و نه میتواند نقش دولت قدرتمند جمهوری اسلامی ایران رادر منطقه و البته اکنون در عرصه جهانی را نادیده بگیرد.
طرح موزیانه:
حالا با این مواردی که ذکر شده، این سوال مطرح میشود که اسرائیل در این اوضاع و احوال به چه دلیل بر روی آذربایجان انگشت گذاشته است؟ چه طرح و برنامهای مشخص برای آذربایجان دارد؟
همانطور که عرض شد، طرح و برنامه کلی دولت اسرائیل در منطقه دیگر لا اقل امروز برای کشور مقتدر و با برنامهای مانند ایران رو شده است. ولی امان از دست ساده لوحی این کشورهای منطقه، که هرچه برسر این منطقه استراتژیک آمده از این ساده لوحی بوده است.
برنامههایرژیم صهیونیستی فقط به آذربایجان ختم نمیشود و در راستای یک طرح بزرگتر در مورد محاصره و به دام انداختن فیزیکی جمهوری اسلامی ایران است، تا در مواقع لزوم از آنها جهت اعمال فشار به ایران و سایر کشورهای منطقه استفاده کند.
قسمت اول: آذربایجان و یک اشتباه
از همان روزهای آغازین سال ۲۰۰۷ میلادی که خبر روابط پنهانی آذربایجان و اسرائیل توسط تکستهای خبری دنیا مخابره شد تا امروز، شاهد رفتارهایگاه متناقص این دوکشور نسبت به اخبار اینچنینی هستیم. اگر سرچشمه این بازیگردانی را بررسی کنیم حتماً به تیترهای درشت اساسنامه تشکیل دولت یهود در اسرائیل خواهیم رسید. همان سیاستی که به بهانه قرار گرفتن اسرائیل در محاصره کشورهای عربی منطقه بر این اساس استوار بود که با کشورهای غیر عربی منطقه استراتژیک خاورمیانه روابطی برقرار شود. نمود این روابط در سالهای دهه ۱۹۶۰ میلادی مشهود بود که گروهی را متشکل از ایران و ترکیه و چند کشور دیگر منطقه، تشکیل داده بود و سعی بر این داشت تا ضمن ایجاد یک گروه قدرتمند، جهت رویارویی با عربهای ساده لوح، دنیای اسلام را به درگیری با همدیگر مشغول کند و خود از این آب گل آلود ماهیهای دلخواه و رنگارنگ خود را صید کند.
سیاستمداران اسرائیل در این زمینه هم باهوش عمل کردند و سعی کردند اعلام این رابطه و همکاری را بر عهده آذربایجان بیاندازند، یعنی آذریها را مجبور به این کارکردند. از همان زمانی که گروه «سخونت» در زمان شوروی سابق و زمان رهبری میخائیل گورباچف، توانست برای اولین بار در سرزمینهای تحت رهبری شوروی، مجوز فعالیتهای یهودیان را اخذ کند.
اسرائیل و آذربایجان و نشانه دوستی:
جمهوری اسلامی ایران در تمام سالهای پس از پیروزی انقلای اسلامی، دیپلماسی دوستانهای را به جهت ایجاد روابط حسنه با کشورهای منطقه، در دستور کار خود قرار داده است. این روابط شامل کشور همسایه شمال غربی، نیز میشود. کشوری که به واسطه دارای منابع غنی انژی در منطقه است و با داشتن مذهب و زبان مشترک با ملت ایران، اهمیت خاصی برای ارتقاء روابط و معادلات سیاسی و اجتماعی دارد. روابطی که پیشینهای بسیار تاریخی دارد. البته نمیتوان از نقش دولت سکولار آذربایجان که ادعای پیروی از کمالیستهای ترکیه را دارد، در عدم توافقهای نهایی بین ایران و آذربایجان به راحتی گذاشت و این خود سوال بزرگی است که چرا بر مردم اکثراً شیعه دولتی سکولار حکومت میکند و البته پاسخ دادن به آن، نیازمند یادداشتی دیگر است. روابطی که علیرغم چهره و ظاهری دوستانه، تا کنون به یک شکل منسجی دست نیافته است. آذربایجان، در سالهای گذشته تا امروز همیشه یک بام و دو هوا برخورد کرده است. نه میخواهد حمایت یهودیان اصهیونیست را که در زیز زبانش مزه کرده از دست بدهد و نه میتواند نقش دولت قدرتمند جمهوری اسلامی ایران رادر منطقه و البته اکنون در عرصه جهانی را نادیده بگیرد.
طرح موزیانه:
حالا با این مواردی که ذکر شده، این سوال مطرح میشود که اسرائیل در این اوضاع و احوال به چه دلیل بر روی آذربایجان انگشت گذاشته است؟ چه طرح و برنامهای مشخص برای آذربایجان دارد؟
همانطور که عرض شد، طرح و برنامه کلی دولت اسرائیل در منطقه دیگر لا اقل امروز برای کشور مقتدر و با برنامهای مانند ایران رو شده است. ولی امان از دست ساده لوحی این کشورهای منطقه، که هرچه برسر این منطقه استراتژیک آمده از این ساده لوحی بوده است.
برنامههایرژیم صهیونیستی فقط به آذربایجان ختم نمیشود و در راستای یک طرح بزرگتر در مورد محاصره و به دام انداختن فیزیکی جمهوری اسلامی ایران است، تا در مواقع لزوم از آنها جهت اعمال فشار به ایران و سایر کشورهای منطقه استفاده کند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰