هدف سناریوی انتشار فیلم موهن
کد خبر:۲۰۶۳۳۳
وبلاگ «نوای دل»

هدف سناریوی انتشار فیلم موهن

این چند روزی که اتفاقات اخیر افتاده، سفر کرده بودیم به مناطق زلزله زده و دور از خبر‌ها بودم. این دو روزه که برگشتم خبر‌ها را پیگیری کردم.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «نوای دل» چنین آمده است:

به نظرم توهین به پیامبر اسلام و ساختم فیلمی که بخشی از اون در سطح جهانی پخش شده، اتفاقی نیست که دور از خواسته استکبار افتاده باشه. کشیش پست و دون مایه‌ای به اسم تری جونز و نوچه‌های او مسلما آلت دست استکبارند تا هر از گاهی بازی جدیدی خلق کنند و استکبار با نقشه از پیش طراخی شده از این بازی بهره برداری کنه. آمریکا هم دستش به این گند آلوده نباشه، اسرائیل که هست. اینکه مردم به سفارتخانه‌های آمریکا حمله کرده‌اند به خاطر اینه که سفارت اسرائیل در دسترسشون نیست و آمریکا و اسرائیل رو هم از هم جدا نمی‌دونند. اینقدر هم در افکار عمومی مسلمانان آمریکا متهم است که به محض اتفاق افتادن چنین حرکتی، افکار عمومی مسلمانان جهان اول از همه متوجه آمریکا بشه.

کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی، اونم در شهری غیر از محل سفارت و به طرز مشکوکی می‌تونه فرضیات زیادی رو به ذهن بیاره.

بیاییم با هم به پایان بازی از چشم صهیونیسم نگاه کنیم. اینکه از این حرکت اونم در روز ۱۱ سپتامبر چه اهدفی ممکنه داشته باشند؟ و دنبال چه عکس العملی از طرف ما هستند؟ تا بهره برداری لازم رو از این سناریو به نفع خودشون بکنند.

 
فرضیه اول
 
پیام اسرائیل به آمریکا: یک فرض، همون فرضی هست که شب اول در برنامه راز تیری می‌سان گفت، اینکه چنین عملی از طرف صهیونیست‌ها بود به خاطر ارسال پیام به امریکا حول همین اختلافاتی که ظاهرا! این روز‌ها بینشون پیش آمده. چه اینکه حادثهٔ لیبی کاملا مشکوکه، سفیر یک سفر تقریبا محرمانه به خاطر کاری به بنغازی می‌کنه، به سفارت حمله می‌شه و بعد هم گویا اعضای سفارت به خانهٔ امن امریکایی‌ها منتقل می‌شن که اون جا هم هدف حمله راکتی قرار می‌گیره.

در هر حال یک فرضیه اینه که صهیونیست‌ها واکنش نشون دادن به رفتار اخیر امریکایی‌ها در گرفتن مواضعی در مورد ایران که مطلوبشون نیست و یک پیغام واضح فرستادن، چه اینکه به قول تیری می‌سان حمله به هواپیمای دمپسی توی افغانستان هم دقیقا بعد از موضعش بود که حمله به ایران رو منتفی کرد و اینطوری اسرائیل بهش پیام فرستاد تا برای دیگران هم درس عبرت بشه.

حالا در مورد کشته شدن سفیر آمریکا در بنغازی هم دو تا روایت وجود داره: روایت روسی اینه که سفیر تو یه اتاق حبس شده بوده و با دود خفه شده! یعنی اصلا تیراندازی و حمله راکتی در کار نبوده. روایت امریکایی اینه که به ماشینش راکت خورده.

روایت اول این حدس رو شدیداً تقویت می‌کنه که آمریکایی‌ها خودشون سفیر رو کشتند، برای اینکه تنور تروریست بودن مسلمان‌ها را گرم نگه دارند، آتو داشته باشند. اگه از نگاه جوانان غربی به مساله نگاه کنیم می‌بینیم که این مساله خیلی به نفع آمریکا تموم شد.

 

فرضیه دوم: نشان دادن چهره خشونت آمیز از اسلام برای فاصله افتادن بین جوانان غربی و مسلمانان


این همان بحثی هست که «جوزف نای» توی مقاله‌ای مطرح کرده بود که: «من مدعی این نیستم که قدرت نرم صرفا قدرتی در دست امریکاست» بعد به عنوان یک مثال دور از ذهن برای غربی‌ها ایران رو مثال زده بود و گفته بود: «به ما می‌گن ممکن نیست غربی‌ها توسط روحانیون ایران جذب بشن، این درسته، اما من می‌گم اون‌ها می‌تونن جذب جوانان ایران بشن.»

حالا اگه برگردیم به اتفاقاتی که افتاد، در ایران یک جنبش سبزی به راه انداختن و تبلیغات شدید رسانه‌های غربی پشتش بود، اتفاقی که افتاد قهرمان سازی از سبز‌ها در ذهن مخاطب غربی، به وسیله رسانه‌های خودشون بود... چه تصویری از سبز‌ها توی رسانه بولد می‌شد؟ معترض بودن، انقلابی بودن و اغتشاش‌ها. یعنی الان غربی‌ها تو چاهی افتادن که خودشون برای ما کنده بودند. این قهرمان سازی دروغین و کاذب برای ما مشخص بود، اما برای غربی‌ها و کشورهای عربی که واضح نبود، پس روی منطقه خاورمیانه تاثیر گذاشت و به مردم منطقه جرات داد... هرچند اینکه جنبش سبز سر سلسلهٔ انقلاب‌های عربی ست قابل تایید نیست و ادعای گزاف و غلطی است. چون ایدئولوژی این دو با هم متفاوته و کاملا برعکس. یعنی برعکس جنبش سبز که اسلام گریز بود، در کشورهای خاورمیانه مردم به سوی اسلامی شدن پیش می‌رن. اما به هر حال این قهرمان سازی غرب از جنبش سبز کار دستش داد.

بعد از شروع انقلاب‌های عربی، غربی‌ها مجبور بودن ظاهرا استقبال کنند، چون از اعتراضات ایران حمایت صد در صدی کرده بودند، دم خروس پیدا بود. این بود که کجدار مریز پیش می‌رفتند و سعی می‌کردند روند انقلاب‌ها را کند کنند تا بتونن طراحی‌های مناسب را برای کنترل انقلاب‌ها داشته باشند. ضمن اینکه کلا روش غرب ایستادن و ایجاد سد در برابر حوادث اجتماعی نیست، تا زمانی که خطری متوجه سیاستهای اصلی شون نباشه، سعی می‌کنن با آزادی دادن برای اعتراضات فشارهای اجتماعی را کم کم تخلیه کنند، زمانی که کار داشت به جاهای باریک می‌کشید سعی می‌کنند کنترل اعتراضات را با نفوذ در اجتماع معترضین و هدایت اعتراضات به سمت دلخواه به دست بگیرند و در مرحله آخر ناچارا دست به سرکوب می‌زنند.

خلاصه اینکه در حوادث کشورهای عربی هم باز این قهرمان سازی‌ها به دلخواه آمریکا ادامه پیدا کرد تا سرایت کرد به اروپا و امریکا و منجر شد به تظاهرات‌هایی در آنجا. جالبه که هر بار اینجا تظاهراتی می‌شه اونجا هم کمی بعد شلوغ می‌شه، این مدت که اینجا ساکت بود، غرب هم ساکت شد و این چند روز که باز خاورمیانه شلوغ شده، توی اروپا هم دیروز تظاهرات داشتیم!!! -خیلی اتفاق جالبی ست.

واقعا غربی‌ها چه شیوه‌ای برای کنترل این سرایت‌ها در پیش گرفتند یا می‌گیرند؟

آیا ایجاد یک تظاهرات در خاورمیانه، که این بار دست رسانه هاشون رو به طور کامل برای سرکوب رسانه‌ای باز بگذاره برای کنترل اعتراضات در کشورهای خودشون مفید نیست؟ ضمن اینکه تظاهرات خشونت آمیز و حمله به سفارت خانه‌های آمریکا در کشورهای اسلامی باعث می‌شه حس همدردی و اتحاد بین مردم خودشون افزایش پیدا کنه.

 و از طرفی هم به خاطر خشونت وهابی‌ها و تندرو‌ها، هیچ حس همدردی یا مثبتی در مخاطب غربی نسبت به تظاهرات علیه توهین به پیامبر اسلام ایجاد نمی‌شه. از اینجا به بعد غربی‌ها امید دارند که این ارتباط بین جوانان مسلمان و غربی‌ها قطع بشه، به قول جوزف نای اینطوری می‌خوان قدرت جذب انقلاب‌های خاورمیانه رو برای مخاطب غربی از بین ببرند تا قدرت نرم این حرکت‌های مردمی از بین بره.

یعنی با اون مقدمات یک ارتباط برقرار کردیم بین تظاهرات‌های خاورمیانه و اروپا و غرب که به خاطر قدرت جذب این تظاهرات‌ها و اهدافشون بود حالا کسی که نیاز داره مدیریت مردم در غرب رو به دست داشته باشه مجبوره تاثیر رو کم کنه. چه طور این کار رو انجام می‌ده؟ به این صورت که این بار تظاهراتی در خاورمیانه ایجاد کنه که نه نوعش و نه اهدافش نه تنها مطلوب مخاطب غربی نیست، بلکه باعث انزجارش هست، پس برای کم کردن تاثیر... با انتشار یک فیلم مسلمانان جهان رو تحریک می‌کنه، و این وسط رفتارهای تندروهای اسلامگرا رو بولد می‌کنه و حتی با فرستادن عوامل نفوذی بین آن‌ها کاری می‌کنه تا دست به کارهایی بزنن که موجب تنفر غربی‌ها بشه. دیدیم که در اکثر این اعتراضات پرچم الفاعده هم خودنمایی می‌کرد.

حتی ممکنه بعضی از کارهایی رو هم که حتی این تندرو‌ها هم انجام نمی‌دن، خود استکبار توسط عواملش انجام بده و به گردن تندرو‌ها بندازه. مثالش ممکنه کشتن سفیر آمریکا در لیبی باشه.

دیروز افغانستان هم ۱۵ نفر فرد انتحاری ۶ تا هواپیما رو زدن و ۶ نفر امریکایی رو کشتن، اونهام البته ۲۶ نفر رو در حملات هوایی کشتن. اما ما حتی اینفدر قدرت رسانه‌ای نداریم که بتونیم خون این ۲۶ نفر را مساوی اون ۶ نفر قرار بدیم. حتی اکثریت مردم آمریکا با پرروئی و ادعای تمام فقط کشته شدن این ۶ نفر را می‌بینند و اون ۲۶ نفر رو انسان درجه دوم می‌بینند.

خلاصه بگم اینم یک فرضیه است که این فیلم ساخته شده که تندروهای اسلامی دست به خشونت بزنند تا بین جوانان مسلمان انقلابی با جوونهای غربی فاصله بیافته و حس نزدیکی به هم نداشته باشند.

البته در واقع مکر، مکر چند وجهی ست از یه جهت دیگه هم برد می‌کنه یعنی هم این تندروی‌ها باعث انزجار غربی‌ها می‌شهو نمی‌تونن قبول کنن این مسائل رو و هم اینکه یه جوری بین مسلمانهای متنفر از اسرائیل و آمریکا و انقلابی و اسیب دیده از غرب... برای سلفی‌ها و القاعده یعنی اسلام گراهای تندرو محبوبیت درست می‌کنن؛ یعنی یه جوری مصر و لیبی و تونس با انقلابیون تندرو را مقابل ایران انقلابی می‌خوان قرار بدن. و پرچم مبارزه ضد اسرائیل را از ایران و حزب الله بگیرن و بدن دست القاعده که در واقع سرانش مهره‌های تو مشت خودشون هستن.


فرضیه‌های دیگه‌ای هم هست که کسی بهش نپرداخته و البته شاید پرداختن بهش لزومی هم نداشته باشه، مخصوصا توسط افرادی مثل من که در بحث مهدویت چیزی برای گفتن نداریم، یه اشاره‌ای به ذهنم می‌رسه

 یک فرضیه بحث اخر الزمانی است

ممکنه امریکایی‌ها عقلشون به این مسایل نرسه و اعتقادی نداشته باشند، ولی یهود با توجه به اعتقاداتی که داره، می‌دونه داره چه می‌کنه. اگر نگاه کنید مدام حول و حوش مناطقی می‌گردن که توی روایات اخرالزمانی ازش نام برده شده. عراقی که فکر می‌کنن محل زندگی امام مهدی ست. سامرا رو مدام می‌زنن خراب می‌کنن. سوریه‌ای که توی روایات آخرالزمانی هست. و لیبی هم توی روایات ما نیست اما شاهزادهٔ لیبیایی توی پیشگویی‌های نوستراداموس هست. یهود مدام سعی می‌کنه پای امریکا رو به خاطر ایجاد یک برتری نظامی پیشدستانه در این مناطق باز کنه. یک بار به لیبی حمله شد به بهانه بیداری اسلامی، اما دوام نداشت به خاطر سیاست‌های اوباما... اما امروز باز به اجبار چندتا ناو می‌فرسته و اعلام می‌کنه خاک لیبی تحت نظر پهبادهای ما خواهد بود تا زمانی که قاتلین پیدا بشن. که خوب قاعدتا بازی بگرد و پیداش کن!! شروع می‌شه که پایانی براش متصور نیست.

حالا شایدم امریکا از ایتکه از لیبی بیرون اومده، پشیمون هست و به خاطر نفت دوست داره دوباره برگرده. نفت هم بالاخره یک پارام‌تر مهمه


غرب چقدر به اهدافش از این سناریو دست پیدا کرده است؟

البته دقت کنیم اینکه کسی طرحی داشته باشه، معنیش این نیست که بتونه به اهدافش برسه... و مکرو و مکر الله والله خیرُ الماکرین.

یکی از مشکلات غرب اینه که با دید واقعی به جوامع اسلامی نگاه نمی‌کنه، بلکه سلطه طلبانه و از نگاه بالا به مسائل نظر داره و معمولا درک درستی از واکنشهای مسلمانان نداره. یا شاید بهتر بشه گفت که قادر به پیش بینی همه حرکتهای ما نیست.

کما اینکه الان هم درست به اهدافی که می‌خواستن نرسیدن. جوامع انسانی پیچیده و به هم پیوسته ست، چه اینکه یک نمونه ش همون بحث سبز و کشیده شدن به خود غربه؛ در ریاضی مهندسی اگر یادتون باشه معادلات دیفرانسیل پاره‌ای چند نوع بودند، جامعه انسانی از نوع بیضویش هست یعنی پرواز یه پروانه اون طرف دنیا، روی این طرف دنیا تاثیر داره. ولی به هر حال با تحلیل می‌شه اخر بازی رو شکل‌های مختلفش رو دید. خودمون رو بذاریم جای اونا ببینیم از هر حرکتی شون چه هدفی دارند و منتظر چه پاسخی از طرف ما هستند تا حرکتهای بعدی شون رو انجام بدن.

در همین سناریوی اخیر، ظاهرا این حرکت باعث بی‌اعتمادی بیشتر مردم مسلمان به سران آمریکایی کشورهاشون بود و از طرفی اتحاد ظاهری بین مسلمان‌ها را افزایش داد. ولی به نظرم تاکید آمریکا و رسانه‌های آن بر باقی ماندن ویدئو در یوتیوپ نشان دهنده اینه که آمریکا به بخشی از اهدافش در رابطه به انتشار این ویدئو رسیده.

از نظر جوزف نای، جنگ؛ جنگ تمدنهای غرب و شرق نیست. بلکه جنگ واقعی درون «تمدن اسلام» است. جنگ بین اقلیت تندروی مسلمان که نمونه شاخص آن القاعده و طالبان هستند و اکثریت مسلمان معتدل که شیوه‌ای خشونت آمیز ندارند.

بر پس این فرضیه هم می‌تونه صحبت داشته باشه که غرب در پی ناامیدی از اسلام زدائی از منطقه، به دنبال این هست که با تسلط بخشیدن اسلام گراهای تندرو به رهبری القاعده بر کشورهای اسلامی، زمینه‌های منزوی شدن اسلام را در جهان فراهم کنه. و طبیعی هست که ایران در این میان به عنوان یک کشور اسلامی رو به پیشرفت، مانع مهمی برای این هدف غرب هست.

این‌ها رو می‌گم چون هر حرکت کوچک ما ممکنه توسط اون‌ها منجر به ایجاد یک موج در شبکه‌های اجتماعی بشه و ازش بهره برداری کنند. حالا گاهی این حرکت‌ها رو رسانه‌های جمعی و صدا و سیما و سایتهای رسمی ما زحمت می‌کشن انجام می‌دن که کنترلش تقریبا از دست ما خارجه، ولی گاهی خود ما این حرکت‌های اشتباه رو انجام می‌دیم. اینه که لااقل به سهم خودمون روی یک مساله اول خوب فکر کنیم و حتی مشورت کنیم و بعد موضع گیری کنیم.

بنشینیم فکر کنیم، بحث کنیم ببینیم شبکه‌های اجتماعی مثل پلاس و توئی‌تر و فیس بوک چقدر در این معادلات اثر داره؟ چقدر در شکل گیری هندسه جدید جهان اثر داره؟ اینکه ما بیاییم برای خودمون پست بزنیم، و پستهای گل و بلبلمون بین خودمون بچرخه، تاثیری در مسائل منطقه و حتی دنیا داره؟

به نظرمن به عنوان یک کاربر که شناخت نسبی از نوع ارتباطات در این نوع شبکه‌ها دارم، برای تاثیرگذاری در سطح بین المللی در شبکه‌های اجتماعی ارتباط نفر به نفر مهم تره، نه این کارهایی که اکثر ما داریم انجام می‌دیم. گرو. ه‌های کوچک چند نفره که با هم هماهنگ ولی نامحسوس چند نفر مستعد جذب از گروه مخاطب را انتخاب کنند و با آن‌ها ارتباط صمیمی و دوستانه داشته باشند. نظرات آن‌ها را بشنوند و نقد و تحلیل و بررسی کنند.

از طرفی ما نیاز به رصد نیاز‌ها و نقاط نفوذ و شکافهایی از گروه مقابل داریم تا بتونیم این شکاف‌ها را عمیق‌تر کنیم، به موقع برای افراد سوال ایجاد کنیم، مثلا کاش الان یک رسانه قوی داشتیم که این سوال رو مطرح می‌کرد که الان فیلمی منتشر شده و اتفاقاتی در کشورهای خاورمیانه افتاده، دولت‌های مصر و تونس و لیبی و... می‌تونستن با درخواست از سفیر امریکا برای خروج مردم رو آرام کنند، یه راه دیگه هم این بود که مسلمان‌ها رو به رگبار ببندند تا باعث آسیب رساندن به آمریکایی‌ها نشد، چرا و با چه برهانی راهکار دوم رو انتخاب کردی آقای مرسی رئیس دولت انقلابی!!؟ که منجر به ۲۰۰ زخمی در مصر بشه. یا در تونس!

 اگر الان ایران واقعا یک رسانه موثر داشت و همین سوال رو می‌نداخت توی افکار عمومیشون، کدومشون می‌تونستن جوابی بدن؟

ما رسانه قوی و موثری نداریم، این وظیفه ما کاربران شبکه‌های اجتماعی رو سنگین‌تر می‌کنه. الان وظیفه ماست که این سوال رو بندازیم تو ذهن مردم مصر؟ بریم این سوال رو در کامنتها ازشون بپرسیم. سوال در ذهنشون ایجاد کنیم. تازه انقلابیونی هستند که هر جا تندروی باشه فکر می‌کنند باید همونجا باشند. یاد بگیرند که فکر کنند.

 کاش روزی برسه که درصدی از قدرت رسانه‌ای غرب رو به دست بیاریم
پربازدیدترین آخرین اخبار