کد خبر:۲۰۶۴۸۷
تحلیل روزنامه الوطن قطر در رابطه با مواضع اخیر صهیونیست ها:
برگزاری جنبش عدم تعهد در تهران موجب سرخوردگی رهبران اسرائیل شد / تفاوت فاحش مصالح ملی آمريكا با منافع اسرائیل/ موانع حمله اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران
اسرائیل در حال حاضر بزرگ ترین تهدید برای منافع ملی آمريكا است، زیرا سرشت و عملکردهای این رژیم مانعی فراروی شکل گیری روابط طبیعی ...
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»، روزنامه الوطن قطر در تحلیلی به بررسی وضعیت آشفته رزیم صهیونیستی در مواجه با ایران اسلامی پرداخته و آورده است: در پی برگزاری موفقیت آمیز نشست سران جنبش عدم تعهد در تهران ضربه ای کاری به سیاست ها، و تلاش های اسرائیل برای تنگ تر کردن حلقه محاصره ایران وارد ساخت.
به نوشته الوطن این نشانه ها، که موجبات سرخوردگی رهبران رژیم صهیونیستی در پی برگزاری این اجلاس را فراهم ساخت در حقایق زیر کاملا نمودار است:
1 – حضور جفری فیلتمن، مقام امريكایی، و بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، در نشست سران جنبش عدم تعهد در تهران به جای تلاش برای تحت فشار گذاشتن کشورهای هوادار امريكا در مورد خودداری از مشارکت در این نشست و یا کاهش سطح حضور آن ها تا پائین ترین سطح برای به شکست کشاندن نشست . اسرائیل این مسأله را نشانه ای از رویکرد جدید امريكا در مورد جمهوری اسلامی ایران دانست ، و موید آن گنجانیدن بندی در بیانیه پایانی نشست است که بر حق دستیابی این کشور به انرژی هسته ای برای اهداف مسالمت آمیز و مخالفت با تحریم های یکجانبه صحه می گذارد، و حرف و حدیث در مورد حضور فیلتمن اشاره براین دارد که زمان آن رسیده است که امريكا باب مذاکرات با ایران را بگشاید.
2 – مطبوعات اسرائیل براین امر تأکید دارند که هرچند دولت اسرائیل گزینه نظامی را از روی میز برنداشته است، امادر عین حال هنوز تصمیمی جدی در خصوص حمله به ایران نیز نگرفته است، به ویژه آن که بسیاری از مسوولان نهاد امنیتی همانند بنی گانتس، رئیس ستاد ارتش، و تامیر باردو، رئیس موساد، ضمن مخالفت بااقدام نظامی اسرائیل اشاره براین دارند که برخی وزراء نیز با انجام حمله مخالفند.
3 – بروز یک رویارویی شدید بین بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل و دان شاپیرو، سفیر امريكا در اسرائیل در پس زمینه موضعگیری باراک اوباما رئیس جمهور امريكا ، در قبال پرونده هسته ای ایران . در همین ارتباط، مطبوعات اسرائیل گزارش دادند که رویارویی بین دو شخصیت، که از اصول تعامل دیپلماتیک فراتر رفت، چند روز قبل با ورود مایک راجرز، رئیس کمیسیون امريكایی در امور اطلاعاتی رخ داد. وی در حضور سفیر امريكا با نتانیاهو ملاقات کرد . در جریان این ملاقات نتانیاهو شدیدا به اوباما و دولت او اعتراض نمود زیرا تلاش لازم را در مورد مسأله ایران بهکار نمی بندد، و به جای اعمال فشارهای موثر بر ایران، اسرائیل را در مورد خودداری از حمله به تأسیسات هسته ای تحت فشار می گذارد.
4 – اظهار نظر دریادار مارتین دیمپسی، رئیس ستاد ارتش امريكا که در مصاحبه ای با روزنامه انگلیسی گاردین اعلام کرد که نمی خواهد در حمله اسرائیل علیه ایران شرکت کند، و خاطر نشان ساخت که اقدام نظامی اسرائیل نمی تواند تأسیسات هستهای ایران را کاملا از بین ببرد، و ارتش امريكا نمی خواهد در این امر سهمی داشته باشد.
در تأیید این کلام اطلاعات دیپلماتیک اشاره براین داشتند که امريكایی ها ، در ملاقات های دو جانبه با ایرانی ها در استانبول و مسکو به آن ها ابلاغ کردند که « حمله اسرائیل علیه تأسیسات هسته ای آنان طی ماه های آینده صورت نخواهد گرفت ». و ایرانی ها نیز به امريكایی ها ابلاغ کردند که هرگونه اقدام امريكا علیه تأسیسات آنان واکنشی گسترده علیه منافع آنان در کشورهای حوزه خلیج [فارس] در پی خواهد داشت، اما پاسخ ایران به حمله اسرائیل فقط به خود آن رژیم محدود خواهد شد.
5 – وینوگراد، قاضی صهیونیستی ضمن هشدار در مورد حمله به ایران بدون پشتیبانی امريكا، تأکید کرد که اقدام به چنین حملهای به ویرانی « هرآن چه ساختیم منتهی خواهد شد، و از بی مسوولیتی نشأت می گیرد ».
6 – تماسی که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان با نخست وزیر اسرائیل انجام داد برملا گردید و مرکل طی این تماس به او هشدار داد که از حمله نظامی به ایران خودداری نماید و خاطر نشان ساخت که : ملزم است به این که فرصت دیگری به تحریمهای اقتصادی علیه ایران بدهد، و زمینه را برای تداوم تلاش های دیپلماتیک فراهم سازد تا ایران از ادامه برنامه هستهای خود منصرف شود.
مطبوعات اسرائیل اشاره کردند که تماس یادشده امری غیر اصولی است، به ویژه آن که روابط میان نتانیاهو و مرکل طی دو ماه اخیر بسیار متشنج بود، با این همه مرکل تصمیم گرفت با نخست وزیر اسرائیل تماس بگیرد تا این پیام قطعی را به وی ابلاغ نماید که آلمان – به تعبیر محافل عالی رتبه در تل آویو - با حمله نظامی اسرائیل علیه ایران مخالف است، همچنین مرکل گفت که از پيامدهاي منفی حمله اسرائیل علیه اتحادیه اروپا، و امنیت و ثبات خاورمیانه بیمناک است.
نشانه ها و داده های یادشده بر مسائل زیر صحه میگذارند:
مسأله اول: امريكا و کشورهای غربی به این باور رسیده اند که گزینه نظامی نتیجه بخش نیست، و در عین حال پرهزینه است و ممکن است نتایج معکوسی در پی داشته باشد زیرا ایران امکانات و توانایی های نظامی پیشرفته در اختیار دارد و می تواند پاسخی کوبنده به هرگونه حمله علیه تأسیسات هسته ای اش بدهد، و اسرائیل نیز در چنین شرایطی بهای سنگینی خواهد پرداخت و رهبرانش خطر این حمله و نتایج مترتب بر توسل به گزینه نظامی را درک نمی کنند.
مسأله دوم: ضمن این که تعداد هواداران گزینه نظامی اندک هستند، کشورهای هم پیمان اسرائیل نیز چنین گزینه ای را تأیید نمیکنند، از طرفی اکثریت افکار عمومی اسرائیل، آن گونه که همه پرسی های اخیر نشان دادند، با جنگ مخالفند، و این در حالی است که شکافی در سطح رسمی ایجاد شده است و شیمون پرز، رئیس جمهور و فرماندهان نهاد امنیتی و نظامی ازآن پرده برداشتند، بهطوری که تنها نتانیاهو و متحدش باراک، وزیر دفاع بر طبل جنگ می کوبند، و همین امر، نتانیاهو و باراک را در سطح داخل و خارج منزوی کرده است.
مسأله سوم: انتقال بحران ایران – به جای این که بین تهران و پایتخت های غربی محدود شود – به بحرانی در روابط میان امريكا و اسرائیل، و بحران اسرائیل البته پس از این که ایران توانست تمامی تلاش ها برای تحمیل انزوای بین المللی علیه خود را بی اثر سازد، واین امر در مقاله ای که فرانکلین لامپ، نویسنده امريكایی تحت عنوان : آیا امريكا برای خاور میانه پس از اسرائیل برنامه ریزی می کند، به رشته تحریر درآورده کاملا ملموس است . نویسنده در این مقاله با بیان این که مصالح ملی امريكا با منافع صهیونیستی اسرائیل تفاوت فاحشی دارد به تحلیلی که مجمع اطلاعاتی امريكا انجام داده اشاره کرده است . در این تحلیل آمده است « اسرائیل در حال حاضر بزرگ ترین تهدید برای منافع ملی امريكا است، زیرا سرشت و عملکردهای این رژیم مانعی فراروی شکل گیری روابط طبیعی امريكا با کشورهای عربی و اسلامی بشمار می رود، حتی ممکن است بر روابط امريكا با کل جامعه بین الملل تأثیر بگذارد.
اهمیت تحلیل در این است که آن را مجمعی تهیه نموده است که در برگیرنده شانزده دفتر اطلاعاتی امريكاست، که شاخه های دریایی و ارتش و نیروی هوایی ، و نیروهای پیاده دریایی و پاسگاه ساحلی، و دفتر اطلاعات دفاعی افزون بر وزارتخانه های انرژی و امنیت ملی و خارجی و خزانه داری، و دفتر مبارزه با مواد مخدر، و دفتر تحقیقات فدرال، و دفتر امنیت ملی و چندین دفتر دیگر را نیز شامل می شود.
از این خاستگاه می توان گفت که عوامل بازدارنده عملی شدن تهدیدات اسرائیل به حمله علیه ایران بسیار ملموس است، به گونهای که اسرائیل نمی تواند به راحتی آن ها را نادیده بگیرد. این عوامل عبارتند از:
اول: لزوم هماهنگی موضع اسرائیل با نظریات مردمی در دفاع از جنگ ، که بتوانند پيامدها و هزینه های این جنگ را بپذیرند، در حالی که تحولات اخیر داخل رژیم صهیونیستی ثابت کرده است که این امر غیر قابل تحقق است، و حتی میزان مخالفان جنگ بر گروه اندک هوادار جنگ می چربد.
دوم: تضمین موافقت امريكا و جلب پشتیبانی نظامی و مادی آن از جنگ ، زیرا اسرائیل نمی تواند جنگی علیه ایران بهراه بیاندازد، و باید از کمک نظامی مستقیم امريكا برخوردار شود، و اگر واشنگتن پیشاپیش آمادگی تأمین هزینه جنگ را نداشته باشد، اسرائیل به تنهایی قادر به تحمل هزینه های جنگ نخواهد بود.
سوم: اسرائیل باید تحقق اهداف خود را از این جنگ تضمین نماید، در حالی که کارشناسان امريكایی این امر را دور از دسترس میدانند و حتی اگر اسرائیل بتواند به تأسیسات هسته ای ایران ضربه بزند، این امر فقط موجب به تعویق افتادن برنامه هستهای تا مدتي كوتاه خواهد بود ، چرا که ایران تدابیر لازم را اتخاذ کرده، و تأسیسات هسته ای اش را پراكنده کرده و این تأسیسات را زیر زمین و در مناطقی پراکنده بنا نهاده است، به گونه ای که انهدام آن ها تقریبا غیر ممکن است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰