کد خبر:۲۰۷۳۱۴
وبلاگ «کارگری در روزنامه»
وقتی «خیانت»کارهای سینما «طلبکار» میشوند
جای تردیدی نیست که تبدیل کردن محدودیت نمایش تعداد انگشت شماری از فیلمهای مبتذل و ضدمردمی به یک معضل فراگیر و حیاتی از سوی عدهای، تنها با اهداف کاسب کارانه و منفعت طلبانه صورت گرفته است.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روز رسانی وبلاگ «کارگری در روزنامه» چنین آمده است:
بیش از ۱۵ سال است که سینمای دفاع مقدس دچار تنگنا و مهجوریت شده است. در این دوره نسبتا طولانی، فیلمهایی که با موضوع مهمترین مقطع تاریخ معاصر ایران و نمایش ازخودگذشتگیهای مردم در جنگ تحمیلی ساخته شدهاند با انواع و اقسام بیمهریها، به خصوص محدودیت اکران روبه رو بودهاند. در شرایطی که ضعیفترین و سخیفترین فیلمها معمولا با توجه ویژهای از سوی سینمادارها مواجه هستند، حتی بهترین فیلمهای دفاع مقدسی نیز روی پرده معدود تالارهای نمایش دهنده فیلم میروند. این وضعیت به گونهای پیش رفته که گویی مشکل اکران فیلمهای دفاع مقدسی -و به طور کلی فیلمهای برخوردار از مضامین ارزشمند- یک أمر طبیعی است.
با این حال فاش شدن مسئله محدودیت نمایش چند فیلم آن هم با مضامینی چون خیانت خانوادگی و تحقیر مردم و توهین به اعتقادات مذهبی چنان واکنشهایی را در پی داشته که گویی یک اتفاق سهمگین و تلخ رخ داده است. نشریات سینمایی این قضیه را به تیتر یک خود تبدیل میکنند، انجمن منتقدان در محکومیت آن بیانیه صادر میکند، برنامه سینمایی تلویزیون بخشی را به آن اختصاص میدهد و از همه مضحکتر و شرم آورتر اینکه تهیه کننده این فیلمهای کذایی به جای عذرخواهی از جامعه، طلبکارانه بیانیه صادر کرده و محدودیت اکران فیلم خود را تهدیدی برای سینمای اجتماعی و فعالیت بخش خصوصی معرفی میکنند!!! جالب است؛ آقایان از بودجهها و رانتهای دولتی و شبه دولتی سود میبرند و آن وقت خود را سرآمد بخش خصوصی در عرصه سینما معرفی میکنند! با پول مردم، علیه مردم فیلم میسازند و ادعای استقلال دارند!
جای شگفتی است؛ سازندگان فیلمهایی که دستمایهای جز عشقهای چندضلعی و خیانتهای چند طرفه و تحقیر مردم -به ویژه اقشار مستضعف و متدین جامعه- ندارند و در ضعیفترین ساختارها و روایتها پرداخته شدهاند، خود را نماینده سینمای اجتماعی میدانند و مدعیاند اگر چند پرده برای نمایش فیلمهایشان دریغ داشته شود سینمای ایران آسیب میبیند! اما به گواه تاریخ، وجود و حضور چنین جریانها و فیلمهایی بوده که همواره حیات سینمای ایران را تهدید نموده است.
طلاییترین و پویاترین مقطع در تاریخ سینمای ایران دورهای بوده که بازنمایی مضامین پست و نازل و ضداخلاقی به حداقل رسیده بود. برعکس؛ قهر مردم با سینما درست از زمانی آغاز شد که برخی مدیران دولتی برای پیشبرد اهداف سیاسی و جناحی خود، فضا را برای خودنمایی ماجراهای ناسالم در سینما باز کردند. از همان زمان که پای خیانت و افزایش اضلاع عاشقانه به سینما باز شد، رفته رفته حضور مردم در سینما کمرنگتر و کمرنگتر شد. امواج مخرب این جریانها بیش از هر کس به خود سینماگران آسیب زده است. حالا هم گویا این فعالان خود خوانده بخش خصوصی و سینمای اجتماعی با فیلمهای «خیانت» کارانهشان قصد کوبیدن میخ بر تابوت سینمای ایران را دارند. آیا غیر از این است که همه دارایی و سرمایه سینمای ما شرافت و نجابت منحصر به فرد آن است؟ و آیا جز این است که گسترش ماجراهای رذیلانه و موهن در سینما باعث از دست رفتن این سرمایهها میشود؟
جای تردیدی نیست که تبدیل کردن محدودیت نمایش تعداد انگشت شماری از فیلمهای مبتذل و ضدمردمی به یک معضل فراگیر و حیاتی از سوی عدهای، تنها با اهداف کاسب کارانه و منفعت طلبانه صورت گرفته است. واقعیت این است که این همه تظاهر به دلسوزی برای سینما و فرهنگ ستاییهای ریاکارانه از سوی این عده قابل باور نیست. اگر این دوستان به معنای واقعی کلمه دلشان برای سینما و فرهنگ و مردم و سرزمینمان میسوزد، اصلا در پی ساخت چنین فیلمهایی برنمی آمدند و به جای ترسیم دهها موضوع مهم و بر زمین مانده ملی و فرهنگی به سراغ نمایش خیانت و تحقیر مردم نمیرفتند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰