مديريت؛ رشته اي با يك هزار و دو رقيب
کد خبر:۲۰۷۵۶۱
معرفی و نقد رشته دانشگاهي مدیریت - بخش اول

مديريت؛ رشته اي با يك هزار و دو رقيب

خوشبختانه یا متاسفانه در ایران کمتر کسی است که مدعی مدیریت نباشد؛ کافی است کوچک ترین مسئله ای رخ دهد آنگاه از نوجوانی 16 ساله تا پیری 80 ساله همه داعیه دار این موضوعند که ...
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو» - سیده فاطمه علوی، دانشجوي مديريت دانشگاه تهران؛ «از همان آغاز پیدایش انسان آن زمان که مفهومی به نام خانواده شکل گرفت هنر مدیریت نیز برای اداره آن محفل کوچک مطرح شد.» عده ای از پژوهشگران این حوزه عمر مدیریت را به طول عمر بشر می دانند اما واقعیت این است که در غرب تحول مدیریت به عنوان علم، در جریان انقلاب صنعتی و در قرن هفدهم میلادی آغاز شد.
 
در سال 1334 برای اولین بار با عقد قرارداری بین دانشگاه تهران و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی رشته مدیریت (البته با نام علوم اداری) در ایران فعالیت خود را شروع کرد تا به قولی بتواند محفلی به منظور تربیت مدیران برای اداره سازمان های دولتی و خصوصی فراهم کند.
 
مدیریت، علمی میان رشته ای

به طور کلی مدیریت، علمی میان رشته ای است لذا مجموعه ای از علوم مختلف اعم از جامعه شناسی، روانشناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، آمار و ریاضی و ... را متناسب و به میزان نیاز خود در برمی گیرد. و گرایش های متنوعی من جمله مدیریت دولتی، مالی، بازرگانی، صنعتی، کسب و کارهای کوچک و ... را درمقطع کارشناسی دارد که متناسب با فضای هر گرایش دروس تخصصی متفاوتی تدریس می گردد. اما دروس پایه و اصلی بین کلیه رشته ها و معمولا در همه دانشگاه ها یکسان است که برای آشنایی بیشتر و به عنوان نمونه، عناوین این دروس که در دانشگاه تهران تدریس می شود را ذکر می کنیم.

دروس پایه شامل این عناوین می باشد: روانشناسی سیاسی، جامعه شناسی سازمان ها، اقتصاد خرد، اقتصاد کلان، اصول حسابداری، ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت، آمار و کاربرد آن در مدیریت، توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، کامپیوتر و کاربرد آن، روش تحقیق در مدیریت، حقوق اساسی و مبانی مدیریت اسلامی و الگوهای آن.

دروس اصلی این رشته نیز شامل عناوین زیر است: مبانی سازمان و مدیریت، مدیریت رفتار سازمانی، مدیریت منابع انسانی، تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم، تحقیق در عملیات، سیستم اطلاعاتی مدیریت و زبان تخصصی مدیریت.

هرچند به طور کلی این دروس مورد نیاز رشته می باشد اما به علت عدم تبیین صحیح فلسفه آن از یک طرف و نحوه تدریس آن که غالبا به صورت تئوری است و در عمل اثر آن معلوم نمی گردد از طرف دیگر در میزان سودآوری آن ها برای دانشجویان، تشکیک ایجاد شده است و همیشه زمزمه ی بازنگری این واحد ها وجود داشته که در ادامه بیشتر به چرایی آن خواهیم پرداخت.

درباره مدیریت دو نگاه کلی وجود دارد عده ای آن را علم(دانش مربوط به اداره امور) و عده ای دیگر آن را هنر(توانایی اداره امور) می دانند که متناسب با این که هر کس چه دیدگاهی داشته باشد نوع نگاه او به مدیریت تغییر می کند. برای مثال آنانکه به علم بودن مدیریت معتقدند تحصیلات دانشگاهی مربوط به آن را لازم و ضروری می دانند و مدیران خود را از میان  دانش آموختگان انتخاب می کنند و بر خلاف آنان، عده ای که مدیریت را هنر می دانند معتقدند برای اداره امور نیاز فراوانی به علم نیست و با توانایی های غریزی، افرادی خاص می توانند از پس مدیریت برآیند؛ بدون اینکه به طور تخصصی علمی آموخته باشند و در نتیجه این افراد، مدیران خود را از بین بهترین هایی که - تشخیص می دهند-  قدرت مدیریتی دارند هر چند از رشته هایی غیر مرتبط انتخاب می کنند. که متاسفانه در ایران همچنان نگاه دوم غالب است.
 
واضح است که مناسب ترین نگاه به این مفهوم توجه همزمان به جنبه مهارتی و علمی آن می باشد چرا که صرفا با اتکا به علوم مدیریتی نیز نمی توان مدیر موفقی بود.

در تعریفی خلاصه می توان مدیریت را فرایند به کارگیری منابع مادی و انسانی بر مبنای نظام ارزشی خاص برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده به نحوی کارآ  و اثربخش  دانست.
 
چرا مدیریت اهمیت دارد؟

در اهمیت مدیریت همین سخن از امیرالمومنین(ع) کفایت می کند که می فرمایند: «حسن التدبیر ینمی قلیل المال و سوء التدبیر یفنی كثیر المال  تدبیر و مدیریت خوب سرمایۀ اندك را افزون می‌كند ، اما تدبیر و مدیریت سوء سرمایۀ انبوه را نابود می‌سازد.

در تعریف مدیریت بیان کردیم که رسیدن به اهداف باید هم کارایی داشته باشد و هم اثر بخش باشد، سوء مدیریت به تعبیر حضرت علی(ع) سرمایه را از بین می برد. حال، این سرمایه چه مادی باشد چه انسانی و چه معنوی. و این یعنی همان نبود اثربخشی و کارآیی.

در کشوری که مدیران آن نتوانند شرایط را از بالا در نظر بگیرند و با نگاهی سیستماتیک و نظام گرا تلاش به اداره حیطه تحت کنترل خود( از کوچک تا بزرک)بکنند نتیجه ای جز روند رو به افول نخواهیم داشت. و در این برهه زمانی با توجه به وضعیت استثنایی انقلاب اسلامی وجود مدیرانی لایق، معتقد و توانمند که بتوانند در آینده و در حیطه های مختلف اعم از سیاسی و فرهنگی و اقتصادی چرخ کشور را به سمت تعالی به حرکت در آورند چون روز روشن است.

چرا مدیریت جذابیت دارد؟

خوشبختانه یا متاسفانه در ایران کمتر کسی است که مدعی مدیریت نباشد؛ کافی است کوچک ترین مسئله ای رخ دهد آنگاه از نوجوانی 16 ساله تا پیری 80 ساله همه داعیه دار این موضوعند که مشکل از راس امور که همان مدیریت باشد است و هر یک برای حل مسئله نسخه ای دارند و صاحب نظرند! و همین هم سبب گشته که مدیریت بالقوه برای همه انسان هایی که قدری توانایی رهبری در خود می بینند و یا به دنبال اصلاح امورند رشته ای جذاب جلوه کند. با این وجود سوالی که مطرح می شود این است که آیا تحصیلات دانشگاهی آن ها را به این آرزو می رساند یا خیر؟

از طرفی زادگاه و خاستگاه علم مدیریت همچون بخش اعظمی از علوم انسانی دیگر، ریشه در تمدن غرب دارد و لذا مبتنی بر ارزش ها و مبانی جهان شناسانه و هستی شناسانه همان فرهنگ تدوین گردیده است. و باز این سوال مطرح می گردد که بر فرض اگر تحصیلات دانشگاهی بتواند از دانشجو مدیری شایسته و توانمند بسازد، آیا علم او در ایران کاربرد دارد و متناسب با فرهنگ و شاخصه های جامعه ایرانی-اسلامی است یا خیر؟

در ادامه این نوشتار تلاش می شود ابتدا پاسخی برای سوال های مطروحه فوق بیابیم و در راستای آن خلاء های آموزشی موجود این رشته در ایران را بررسی کنیم.
 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار