کد خبر:۲۰۷۷۱۲
توهین روزنامه شرق؛ یادآور دوران تاریک مطبوعات
توهین روزنامه شرق یادآور دوران تاریک مطبوعات است که کشور را از اهداف اسلام و انقلاب منحرف كرده و هدفی جز آب در آسیاب دشمن ریختن ندارد.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، فرهاد نظریان سامانی - در سال های گذشته و بویژه از دوران شکل گیری جریان مدعی اصلاحات در ایران (خرداد 1376) برخی از مطبوعات داخلی به عنوان پایگاه دشمنان خارجی در راستای تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمنان عمل کرده و بنیان های فکری، باورهای دینی و آرمان های انقلاب اسلامی و بسیاری از سیاست ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی را مورد هجوم قرار دادند.
اگر اهداف جنگ نرم دشمنان تغییر باورها، افکار و رفتار ملت ایران و در نهایتاً تغییر ساختار سیاسی کشور باشد، بررسی مطبوعات وابسته به جبهه دوم خرداد و جریان مدعی اصلاحات نشان می دهد که آنان تا چه حد در خدمت دشمنان انقلاب اسلامی قرار گرفته و برای تضعیف نظام جمهوری اسلامی تلاش کرده اند.
در شرایط کنونی یکی از بهترین راه های شناخت دیدگاه ها، مواضع و عملکرد احزاب و گروه های دوم خردادی مدعی اصلاحات، بررسی مواضع به یادگار نشسته این احزاب در مطبوعات است که در این مقاله در حد وسع و توان به آن پرداخته ایم.
با توجه به اهمیت و نقش مطبوعات در صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و با توجه به پیشرفت های چشمگیری که در زمینه گسترش ارتباطات و وسایل خبری بوجود آمده است، این رسانه بیش از گذشته به عنوان یکی از اصلی ترین ابزارها، برای نقش دادن و شکل دهی افکار عمومی، عمل می کند که بدین منظور مهمترین نقش مطبوعات [1] در موارد زیر اشاره می گردد:
الف- نقش مطبوعات در توسعه: پدیده مطبوعات اگر چه خود معلول پدیده توسعه می باشد، ولی از جهتی به عنوان ابزار و علت توسعه عمل می کند. ایجاد ارتباط منطقی میان حاکمان و حکومت شوندگان به منظور درک نیازهای متقابل، روشن نمودن و تکیه بر علوم مختلف، تحریک جامعه به گسترش علم و دانش و توسعه فنی و صنعتی و در نهایت نشر فضایل و ارزش های انسانی در جامعه از مهمترین نقش های مطبوعات در فرآیند رشد و توسعه می باشد.
سید جمال الدین اسدآبادی معتقد است: «روزنامه، خوانندگان خود را نشسته به سیر و سیاحت عالم دلشاد می کند. بالجمله جریده، انسان خواهان سعادت را، دوربینی است جهان نما، ذره بینی است حقیقت برا، راه بری، نیک فرجام است. دیده بانی است پیدا و مربی کامل برای عموم و عالمان راست سرمایه.»
مطبوعات را باید یکی از مجراهای قدرتمند و دیرینه ارتباط جمعی دانست که همواره با بهره گیری از تکنولوژی و دانش روز، جایگاه ارزشمند خود را در فرآیند رشد و توسعه ملی حفظ کرده است و مصداق بسیار مناسب و در برگیرنده ای برای همزیستی و همگرایی سازنده و رشد افراد جامعه است؛ چرا که سیر تحولات تاریخی به عنوان عامل بنیادی در ارسال و گسترش پیام تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و صنعتی، همواره مشوقی قدرتمند در ابداع ابزار و ایجاد فنون بهتر و پیشرفته بوده است.
به گونه ای که اگر نقش «ماشین بخار» را در تحولات اقتصادی اروپا و جهان، تعیین کننده و اساسی بدانیم، «مطبوعات» را نیز باید در جهت گسترش و ارتقای پیام این تحول و ایجاد یک فرهنگ سیاسی تولیدی جدید، زمینه ساز راه رشد و توسعه کشورهای غربی به شمار آوریم.
ب- نقش مطبوعات در تحولات سیاسی-اجتماعی: از میان وسایل ارتباط جمعی که وظیفه نشر اخبار، افکار و فرهنگ را بر عهده دارند، مطبوعات از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و نقش مهمی در تشکیل و هدایت عقاید و افکار عمومی، در اشاعه معلومات و فرهنگ و گذراندن اوقات فراغت، تبلیغ کالا و خدمات و واردار ساختن مردم به مشارکت در امور سیاسی اجتماعی پیدا کرده است.
امروز نشریات، همانند رادیو و تلویزیون، به جزئی از لزوم ضروری زندگی اجتماعی تبدیل شده است.
تاثیر مطبوعات و فرهنگ یک تاثیر دوجانبه است. همان طور که مطبوعات موجب تقویت و بیداری می گردند، توسعه این رسانه نیز خود نتیجه بلوغ فکر بشر است. اگر چه برخی مطبوعات، ممکن است انحراف فکری بشری را به دنبال داشته باشند، ولی در مجموع می توانند راه بهتر زندگی کردن بشر را به او آموخته و او را برای دگرگونی اصولی آماده سازند.
از آنجا که دانش و اطلاعات به عنوان مهمترین سلاح و ابزار قدرت درآمده است، مطبوعات به توزیع قدرت نیز مبادرات می کنند و به همین خاطر، حکومت های استبدادی و دیکتاتوری از بیداری و آگاهی توده های مردم در هراس بوده و بیشترین کوشش خود را در تقابل و تهدید و تحریف مطبوعات نشان داده اند.
ج- مطبوعات به عنوان ارکان دموکراسی: اگر دموکراسی را به مفهوم عام از عمده ترین شاخص های جامعه مدنی بدانیم، رسانه ها و بویژه مطبوعات، ناگزیر در جایگاه یکی از ارکان جامعه مدنی قرار می گیرند و در فرهنگ سیاسی نوین، خود یکی از ارکان جامعه مدنی مي شوند و در فرهنگ سیاسی نوین، یکی از ارکان دموکراسی به شمار می آیند.
با این تغییر، وجود و فعالیت مطبوعات متکثر و متنوع در جامعه، به طوری که بتوانند افکار و سلیقه های گوناکون را نمایندگی کنند و از حریم و و حقوق و آزادی های افراد و گروه های اجتماعی حراست و پاسداری نمایند، از جمله مهمترین نماد وجود و پویایی جامعه مدنی محسوب می شوند و به رشد، گسترش، تحکیم و تقویت آن یاری می رسانند.
یکی از معیارهای جامعه مدنی، مطبوعات آزاد، زیاد و متنوع می باشد؛ مطبوعات، صداهای گوناگون را که مبین خواسته ها، نیازها، علایق و دیدگاه های مختلف است، منعکس می کنند و شرایط بحث و گفت و گو و مفاهمه و در نتیجه پرورش بردباری اجتماعی و مدارای اجتماعی را فراهم می آورند.
مهمتر از کمیت در مطبوعات، کیفیت، محتوا، اهداف، ویژگی عملکرد و میزان تاثیر بر مخاطبان آن است که در گسترش مشارکت مردم، نقش مهم و اساسی ایفا می کنند؛ چرا که اگر این رسانه ها مورد اعتماد و باور مردم در حوزه های عدالت خواهی بی طرفی و استقلال و درست اندیشی قرار گیرند، به پیشبرد جامعه مدنی کمک خواهند کرد.
نقد مطبوعات در دوران سازندگی و اصلاحات
در چند سال اخیر، فضای سیاسی و مطبوعاتی کشور دغدغه ها و نگرانی هایی را برای دلسوزان جامعه اسلامی و انقلابی ایران پدید آورده بود. بیشتر این نگرانی ها، ناشی از تاثیر فرهنگي و سیاسی جریان هایی بود که در حوزه های فکری، فرهنگی و مطبوعاتی کشور فعال بوده و اعتقادی به بنیان های نظری انقلاب اسلامی و نظام دینی نداشتند.
اندیشه گرانی که در دوران سازندگی و توسعه اقتصادی، به صورت تدریجی، مبانی لیبرالیسم را با هدف سکولاریزه کردن جامعه و سپس براندازی نظام اسلامی از تریبون های خاصی ترویج می کردند، منبع اصلی کار مطبوعات مدعی اصلاح طلبی شدند.
بررسی کارکرد و مواضع سیاسی مطبوعات با گرایش اصلاح طلبی نشان می دهد که نشریات وابسته به دولت اصلاحات و اصلاح طلبان در قدرت، نقش اول را در شبهه افکنی، حمله و تضعیف مبانی و اصول انقلاب اسلامی بازی می کردند.
به عنوان نمونه، ماهنامه آفتاب با مدیرمسئولی، عیسی سحرخیز، مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران عطاءالله مهاجرانی و همچنین نماینده مدیران مسئول مطبوعات در هیئت نظارت بر مطبوعات در دوران اصلاحات، چهار سال اول (تیر 77 تا اردیبهشت 81) با 66 مورد، جایگاه دوم شبهه پراکنی و در چهار سال دوم (اردیبهشت 81 تا خرداد 84) با 252 مورد، جایگاه اول را به خود اختصاص داد.
به طور کلی، آنچه از نقد و بررسی مواضع سیاسی برخی مطبوعات حاصل گردیده است، بهره گیری از مطبوعات به عنوان ابزار قدرت و سکوی پرش به سوی منافع شخصی و باندی، القای تبلیغات مسموم و جهت دار و اجرای نظارت و برنامه های کانون های قدرت بیگانه، توسط جریان های سیاسی در قدرت و با نفوذ جریان سوم و فرصت طلب و معاند مبانی و اصول انقلاب اسلامی بود.
در این دوره، مطبوعات با خروج از کارکرد اصلی خود، نقش احزاب را بر عهده گرفتند و در یک فرآیند سیاسی هدایت شده، مقوله هایی جدید، فلسفه جدید و حقوق اساسی تولید کردند.
جریان اصلاح طلبی بزرگترین تهدید در طول سه دهه تاریخ انقلاب اسلامی بود که اگر چه مانع رشد و توسعه معنوی و مادی ایران اسلامی گردید، اما همچون تهدید بزرگ جنگ تحمیلی در دهه اول انقلاب اسلامی تبدیل به فرصت بزرگی شد که ضمن نمایان شدن چهره های نفاق جریان ها و عناصر سیاسی و آزمون خواص در این دوران، ملت انقلابی با بصیرت بالای خود، نسبت به آینده نظام دینی امیدوارتر شده و قطار انقلاب اسلامی با کمیت و کیفیت بیشتری به حرکت رو به جلوی خود ادامه می دهد.
آغاز دهه سوم انقلاب اسلامی مقارن با ورود مفاهیم کلی و مشتبه در جامعه اسلامی ایران گردید؛ مفاهیمی نظیر اصلاح طلبی، جامعه مدنی، گفت و گوی تمدن ها، خشونت، توسعه سیاسی، تساهل و تسامح، آزادی و از اين قبيل، به جهت اینکه قلمروي معنایی آنها، به طور دقیق از سوی عرضه کنندگان آن مشخص نگردید، قطب بندی و صف آرایی حول این مفاهیم در قالب مدافعان و مخالفان شکل گرفت.
در این میان دشمنان خارجی و کسانی در داخل که بقای خود را در وجود مفاهیم کلی و اداری اشتراک لفظی می دیدند، از عرضه مفاهیم مشتبه و نوع واکنش به آن سود می بردند.
مقام معظم رهبری در واکنش به این رویکرد می فرمایند: یکی از چیزهایی که این وحدت را خدشه دار می کند، مفاهیمی مشتبه است که دائماً در فضای ذهنی مردم پرتاب می شود، هر کس هم به گونه ای معنا می کند. یک عده از این طرف، یک عده از آن طرف جنجال و اختلاف غیرلازم درست می شود. البته دشمن در همه این مسائل سود می برد و به احتمال زیاد در این مسائل یا در بعضی اش دست هم دارد.
مقام معظم رهبری خط تفرقه و بدبینی در جامعه توسط مطبوعات را چنین بیان می کنند: «امروز مطبوعاتی پیدا می شوند که همه همتشان، تشویق افکار عمومی و ایجاد اختلاف و ایجاد بدبینی در مردم و خوانندگانشان نسبت به نظام است.»
داستان مطبوعات سال های آغازین دهه سوم انقلاب اسلامی را می توان تکرار همان داستان غمبار نیمه اول از دهه نخست انقلاب دانست. چندین روزنامه و مجله و هفته نامه در فضای پس از دوم خرداد 1376 هر کدام به لحاظ وابستگی به پایگاه داخلی و خارجی تمام همت خود را در مسیر انحراف افکار عمومی و تبلیغ بر ضد دین و احکام اسلام، انقلاب و ارزش ها، متهم كردن انقلاب اسلامی و نهادهای انقلابی، ایجاد بدبینی و تفرقه افکنی میان مسئولان و تحریک اقوام و ملیت ها به کار گرفتند.
واکاوی کاریکاتور توهینآمیز روزنامه شرق
توهیني كه امروز از طریق کاریکاتور آن هم در روزنامه شرق، روزنامه تندرو دوران اصلاحات که کارنامه تاریکی در زمینه تخریب نظام دارد، شاهديم، قطعاً نمایانگر دیدگاه های حزب اصلاحات در ایران است و یادآور همان دوران تاریک مطبوعات که کشور را از اهداف اسلام و انقلاب منحرف كرده و هدفی جز آب در آسیاب دشمن ریختن نخواهد داشت.
ملت شریف ایران طعم براندازی و هزینه شدن نظام در راه اهداف شوم اصلاح طلبان افراطی را چشیده و اهانت به این قشر - بسیج - که همواره سدی در مقابل بلاها و فتنه های خودی و غیرخودی بوده است را به هیچ عنوان نمی شود مورد اغماض قرار داد؛ قشری که سیاست هایش در هشت سال دفاع مقدس رودستی بود بر تمام سیاست های دفاعی کلاسیک امثال بنی صدر.
این اظهارنظرها برخاسته از ضعف در خسارت به نظامی که ملتش بسیجی هستند، است؛ از طرفی هم ضعف نظارتی در امر مطبوعات عاملی است که منجر به دادن جرات به این گونه مطبوعات جهت درج هر گونه توهین است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰